وقتی بتوانید حرف خود را درست به مشتری احتمالی انتقال دهید تقریباً کار تمام است. اما چه اتفاقی میافتد که بعضی از مشتریها، که تعدادشان هم کم نیست، به پیشنهاد ما پاسخ منفی میدهند؟ ما از محصول خوب، فرصت درآمدزایی عالی، آزادی زمان، و آزادی مالی میگوییم و با اینکه مشتری آرزوی داشتن اینها را دارد، به پیشنهاد ما دست رد می زند. چرا؟
لابد مشتری منظور ما را متوجه نشده است!
آدمها شخصیتهای مختلفی دارند. و هر شخصیتی رنگی و هر رنگی زبانی دارد. اگر شما با زبان این رنگها آشنا نباشید، نمیتوانید ارتباط مؤثری برقرار کنید. مثل این میماند که با مشتری احتمالی خود به زبان چینی صحبت کنید. هرچقدر هم که چینی را خوب صحبت کنید، مشتری احتمالی منظور شما را متوجه نمیشود. پس طبیعی است که به پیشنهاد شما پاسخ منفی بدهد.
راهحل در این است که زبان شخصیتها را یاد بگیرید. آدمها اغلب به چهار تیپ شخصیتی تقسیم میشوند. ما این تیپها را با رنگ زرد، آبی، قرمز، و سبز مشخص میکنیم. وقتی زبان این چهار تیپ شخصیتی را یاد بگیرید، دعوت و معرفی (پرزنت) کار برای شما مثل آب خوردن میشود، چون میدانید که با هر تیپی باید چه جوری صحبت کنید تا تحت تأثیر قرار گیرد.