فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب آرایه‌ها۱

کتاب آرایه‌ها۱

نسخه الکترونیک کتاب آرایه‌ها۱ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

درباره کتاب آرایه‌ها۱

«ادبیات پر از آدم‌هایی است که دقیقاً نمی‌دانند چه می‌خواهند بگویند، اما قدرت‌شان در نیازشان به نوشتن است.»

  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.68 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۷۸ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب آرایه‌ها۱

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



عالَمِ واژگونی پذیر

جانورانی که در آثار سنت ـ امان(۱) دیده می شود، کم وبیش تنها پرنده و ماهی اند؛ این رجحان با آشکارترین گرایش های روحیه ی باروک مطابقت دارد که وجود خود را در عناصر گذرا و درک ناشدنی، یعنی در بازی آب، هوا و آتش، هم می جوید و هم بازتاب می دهد. درست است که آتش، تنها به جانوران اسطوره ای جان می بخشد (ققنوس و سمندر) اما، جانوران پردار و پولک دار می توانند چونان تجسم جادویی، اما واقعی عناصر جلوه گر شوند، توگویی دستاوردهای طبیعی آب و بادند.
بدین رویکرد، رویکرد دیگری نیز افزوده می شود: در آثار سنت ـ امان، این دو دسـته جانـور کم وبیش تفکیک ناشدنی اند و (همان طور که معمولاً در دریا اتفاق می افتد) وقتی یکی از آن ها ظاهر می شود، دیری نمی پاید که دسته ی دیگر نیز پدیدار می شود. در جایی، شکار مرغ ماهیخوار از صید طلاماهی(۲) خبر می دهد؛ در جایی دیگر، نجات یک قو به هنگام سحر، پیش از تجلی نقره فام ماهی آزاد(۳) اتفاق می افتد؛ یک بار هم، قوها، ماهی ها و بلبل ها در ستایش از شاهزاده خانمی مصری هم داستان می شوند: شناگران سپید و نرم فاصله می گیرند تا مبادا آبی که تصویر شاهزاده خانم در آن بازتاب یافته موج بردارد؛ ماهی ها، از سر احترام و عشق، بی حرکت می مانند و بلبلان از صدا می افتند(۴)؛ اما کمی دورتر، همین جانوران در جایی جمع می شوند و این بار با حسی برخاسته از رقابت، به هنگام شب، نوایی دوصدایی سر می دهند:
بلبلان در بیشه زار آواز می خواندند،
و صدای افتادن ماهی ها در رودخانه ی نیل به گوش می رسید. (۵)
این قرابت مداوم، البته، تداعی گر شباهت های تنگاتنگ تری است. در بدو امر، پرواز و شنا برای انسان به مثابه آرمان پیش رَویِ بی دغدغه، خوشبختیِ رویایی و، به نوعی، معجزه آساست. قوم یهود، در سواحل دریای سرخ، با لحنی غریبانه، چنین موسی را سرزنش می کنند:
مگر ما ماهی ایم، مگر پرنده ایم
تا راحت از این کوه ها یا آب ها گذر کنیم؟(۶)
گاستون باشلار به واسطه ی همین تشابه مکانیکی(۷) میان پرواز و شنا است که چگونگی سرایت این دو را در تخیّل بدوی به یک دیگر توضیح می دهد: «پرنده و ماهی در حجم زندگی می کنند، درحالی که ما بر روی سطح زندگی می کنیم»(۸). آدمی به شکل رقت آوری فرمانبردار کوچک ترین پستی و بلندی های پوسته ی زمین است؛ ماهی و پرنده، فضا را در سه بعد طی می کنند؛ همان طور که شکواییه ی قوم یهود به خوبی نشان می دهد، شنا و پرواز از آن چیزی که برای انسان مانعی عبورناپذیر یا فضایی دست نیافتنی است، محیطی سهل می سازد و همین سهولت مشترک بین این دو است که باعث می شود بین شنا و پرواز ابهام ایجاد شود. راه رفتن یعنی اسارت، پرواز و شنا، هر دو یعنی آزادی و تملک.
اما در آثار سنت ـ امان، سرایت، تنها به این قیاسِ از هر حیث نسبی محدود نمی شود؛ خویشاوندی میان پرنده ها و ماهی ها، به نوعی، در عین طبیعت منقوش است که به خودی خود، دو چهره ی متقارن از این ها به دست می دهد. یکی از این دو، پرنده ی آب زی است که در نخستین شعر، با عنوان تنهایی ظاهر می شود و می بینیم که
آتش عشق را،
که در خود آب می سوزد
خاموش می کند. این پرنده را در جای جای اشعار، به اشکال گوناگون مشاهده می کنیم، مانند این مرغ دریایی
که روی صخره ای چند
در کنار آب، جوجه می گذارد(۹)
یا قو، این آب نوردی که بادبان هایش از پَر است و به تنهایی، نوعی پیوند شخصی بین گونه های مختلف ایجاد می کند و
در آن واحد، هم شنا می کند و هم پرواز(۱۰)
در جای دیگر، شاعر به تلطّف، از منظره ی متنافری یاد می کند که از فراز صخره ای دیده است
جایی که برای دیدن پرواز پرنده ها
باید نگاهم را پایین بیندازم(۱۱)
طبیعی است که چهره ی واژگون و مکمل پرندگانی که از بالا مشاهده شده اند، ماهی ای است که از پایین دیده شود یا، به عبارت دیگر، همان ماهی پرنده. ماهی گیری با چوب بهانه ای است سهل برای نوع جدیدی از وارونه سازی:
شناگر اسیر، چونان صاعقه پرواز می کند...
اما، از هیئت ماهی به پرنده درمی آید،
در هوا، کمانی می سازد...
با دیدن شان چنان می پنداری
که معجزه ای نو آنان را دیگربار از آسمان نازل کرده است
این استحاله از آن رو معنایی ژرف تر می یابد که نزد شاعر خاطره ی سفرهایی دور دست را زنده می کند، به طرف خط معروفی که آن سویش، روی دیگر این دنیاست و تمامی شگفتی ها در آن رخ می دهد:
این چنین بود که بر سطح فراخ نپتون، نه بی لذت،
جایی که به کرّات، شکل های گوناگون بخت و اقبال را چشیدم
هزار بار، زیر حلقه های سوزان دیدم
چونان ماهی های واقعی پرنده، از آسمان فرو می افتند
و در میان امواج، هیولاهای حریص در پس شان دوانند
و در حالی که ماهی ها با بال های خجول شان
پناهی می سازند برای خود
در میان قایق چوبی از هر سو فرو می افتند
و کالبد نقره ای شان، کف زورق را فرش می کند(۱۲)
در نهایت، تمامی این پیش طرح های منقطع، در استعاره ای مستحیل می شود که همه انتظارش را دارند، یعنی استعاره ای که در آن دو جانور خصلت هاشان را با هم معاوضه می کنند؛ بال پرنده موج ها را می شکافد و باله ی ماهی در هوا به پرواز در می آید: پولک به پر و پر به پولک بدل می شود:
شناگران پولک دار، این ناوک ها جاندار
که طبیعت در زیر آب موّاج به پر مزیِن شان کرده
با لذّت و حظّ، در این پهنه ی روشن
تیره ی نقره فام پشت شان را به رخ طلای آفتاب زیبا می کشند...
و مهمانان آسمان، با پرهای چندگون
از سویی به سویی می پرند و در آن جا، واژگونه شنا می کنند(۱۳).
این تصویر به تنهایی برای آن عصر و دوره، چندان منحصربه فرد نیست و جزئی از گنجینه ی مشترک ریطوریقای بحری(۱۴) به شمار می رود که کم وبیش همواره ماهی ها را پرندگان موج و پرندگان را ماهی های آسمان می خواند. اوربن شوورو(۱۵)، که ابتدا به باروک گرایش داشت و سپس از آن رویگردان شد، به این تصویر در قالب جمله ای به زبان ایتالیایی اشاره و از آن به عنوان نمونه ای از غرابت های محکوم کردنی یاد می کند: 
Pennuti pesti dell’aereo mare
خود او عبارت بالا را این چنین ترجمه می کند:
ماهی های پَردار اقیانوس آسمان(۱۶)
اما دیدیم که سنت ـ امان تنها به این اکتفا نمی کند که از این تصویر به عنوان یکی از زینت های باب روز استفاده کند؛ او مدام به این تصویر رجوع می کند، آن را تداوم می بخشد، از هر حیث توجیهش می کند و آن را با خاطره های شخصی خود و حتی شاید بیش تر، با جسورانه ترین خیال پردازی هایش جان می دهد. درست است که گذشته اش به عنوان یک دریانورد می تواند آشنایی اش را با پرندگان دریایی و ماهی های پرنده موجه جلوه دهد، اما نمی تواند بگوید چرا نویسنده اصرار دارد این دو گونه ی جانوری را یکی بداند و جابه جای شان کند؛ اصراری که، در واقع، نشان می دهد او تفسیر غریبی از طبیعت دارد.
تصویر دیگری که آن هم در شعر آغاز قرن هفدهم بسیار رایج است به ما امکان می دهد تا به شناخت بهتری از این تفسیر دست یابیم. این تصویر در یکی از بخش های شعر موسی نجات یافته به چشم می خورد که پیش از این بدان اشاره کردیم و اکنون باید تکمیلش کنیم.
رود، برکه ای است خفته در پای نخل ها
که سایه شان غوطه ور در ژرفای امواج آرام
بی تلاطم، انگار خنک می شود
و توگویی بلور از میوه های طبیعی غنا می یابد.
کهکشان در آن پیداست، ستاره ی روز در آن غلتان
خود را در آن تماشا می کند و در این آیینه ی سیال صدپاره می شود،
و مهمانان آسمان با پرهای گونه گون
از کرانه ای به کرانه ی دیگر پر می کشند و واژگون شنا می کنند.
این همان نارسیسیسم کیهانی ای است که گاستون باشلار در کتاب آب و رویاها از آن نام می برد و ما شاید بتوانیم در سایه ی این نخل که در عمق رود نیل خود را خنک می کند و با میوه هایش بلور آب ها را غنا می بخشد به بینشی برسیم که تصنّع اش دست کمی از تنهایی های گونگورا(۱۷) ندارد. تعبیری ساده تر از همین تصویر هم هست که کهکشان را با بازتابش رویاروی هم قرار می دهد:
گاهی روشن ترین آن ها در جهان
[دریا] به آیینه ای شناور می ماند
و هر آن به ما می نمایاند
باز هم آسمان هایی دیگر را در زیر امواج.
این جلوه ی آیینه وار، پرسشی را پیش روی تخیّل باروک قرار می دهد که می تواند برایش جذاب باشد: آیا تصویر تماشایی، اوهام است یا واقعیت؟ آیا بازتاب است یا نظیر(۱۸)؟ وقتی آیینه ای واقعی در کار باشد، آزمودن کار سهلی است؛ اما بازتاب در آب، با توجه به ژرفای این بازتاب، اندکی اسرارآمیزتر خواهد بود:
خورشید آن چنان خوب خود را می نمایاند
و به چهره ی زیبای خویش می نگرد
که کمی زمان می برد تا آدمی دریابد
آیا این خود خورشید است یا تصویر آن
و آنی، به چشمان ما این گونه می آید
که خورشید خود را از آسمان ها فرو افکنده است. (۱۹)

نظرات کاربران درباره کتاب آرایه‌ها۱

فوق العاده کاربردی و جامع است .چشم انداز وسیعی از گونه ادبی باروک تا آثار مدرن را در عین یکپارچگی و با نگاهی روشمند در مقابل خواننده باز می کند در ضمن خود این کتاب در حد یک اثر ادبی مستقل به نظر می رسد. صفحه ۵۷۱ این کتاب اعداد و حروف قاطی شده لطفاً اصلاح شود.
در 11 ماه پیش توسط بهمن