در روزگاری که علم و جامعه در تلاشاند تا تا تفاوتهای جنسیتی را کمرنگ کنند،ارائه این ساختار در رابطه با برند اقدامی متهورانه به نظر میرسد. اما خواننده این اثر پس از مطالعه آن پی خواهد برد که زنانگی و مردانگی،جنسیتهای برابری در این کتاب به شمار میروند و ایجاد این دستهبندی جنسیتی برای برندها صرفاً راهکاری برای موفقیت و افزایش ارزش ویژه آنها میباشد. به علاوه پژوهشهای صورت گرفته در این کتاب نخستین مواردی هستند که اهمیت برندهای دوجنسیتی و ارزش ویژه فوقالعادهشان را آشکار میکنند.