پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
کتاب دوست دارم گاهی شاعر نباشم

کتاب دوست دارم گاهی شاعر نباشم
شعرـ یادداشت‌های واهه آرمن در کافه تراس

نسخه الکترونیک کتاب دوست دارم گاهی شاعر نباشم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی کتاب دوست دارم گاهی شاعر نباشم

زمانی که تصویر و تجسم در شعر نمود پیدا می‌کند. خواننده کلمات را نمی‌خواند بلکه آن را در رویا و خیال خود زندگی می‌کند. این یکی از ارزش‌های ذاتی شعر است که در عمق جان بنشیند و از خاطر انسان محو نشود. واهه آرمن شاعر رمانتیکی است که توانسته در اشعار خود به واژه‌ها جان ببخشد و با خلق تصاویر شاعرانه و احساسی ادراکات خویش را عینیت ببخشد. کتاب دوست دارم گاهی شاعر نباشم از کتاب‌های این شاعر است که زندگی در آن جریان دارد.

درباره کتاب دوست دارم گاهی شاعر نباشم

کتاب دوست دارم گاهی شاعر نباشم مجموعه اشعار- یادداشت‌های «واهه آرمن» در کافه تراس است. این کتاب شامل 36 قطعه شعر-یادداشت و سطرهایی تلفیقی از شعر و نثر است که انتشارات نگاه آن را در فروردین 1392 چاپ و منتشر کرد. این کتاب در حقیقت زندگینامه خود نوشت واهه ارمن است در قالب کلماتی ساده و روان که از عمق جان و احساس او برآمده است. واهه آرمن شاعری است که تنها شعر او در کتاب و کلمات نیست چرا که او در زندگی خود نیز شاعرانه زندگی می‌کند. سادگی اشعار او که از هر بدفهمی و پیچدگی روایی دور است این موضوع را برای خواننده ثابت می‌کند. آرمن درباره سادگی و تاثیرگذاری اشعارش می‌گوید: « ... من دوست دارم که شعر هم مثل هر هنر دیگر، مخاطبش را همزمان با مسحور کردن، به تفکر و تعقل وادارد و این اندیشیدن و آن شیفتگی، او را ویران کند. روایت ساده شعر من کمک می‌کند تا این اتفاق برای خواننده‌ام در مفهوم پیچیده شعرم بیفتد و تاثیرگذاری‌اش دوچندان شود. اما اگر شاعرانی درک درستی از مفهوم سادگی ندارند و تمایزی میان سادگی و بی‌مایگی قائل نمی‌شوند، بسیار تاسف‌آور است، زیرا چنین «شاعرانی» خوانندگان و شاعران تازه‌پا را نیز با خود به بیراهه می‌کشانند».

 شاعر در این کتاب رویاها و واقعیت زندگی را به هم گره زده و در نهایت با لحن دلنشین و صمیم خود ما را با جهان شاعرانه خود رو به رو می‌کند. او در این کتاب خواننده را با زوایایی پنهان که در زندگی ما شاید گم شده باشد آشنا می‌کند و این موضوع را یادآور می‌شود که شعر انسان را به خود نزدیک می‌کند.

واهه آرمن درباره‌ی اشعار خود می‌گوید: «هر اتفاقی در شعر من، در ابتدا خودانگیخته و غیرارادی است. وجود پارادوکس هم در بیشتر شعرهای من همین‌گونه است. شاید هنگامی که آرام آرام از دانسته‌هایم جدا می‌شوم و به افکار و اصول و باورهایم شک می‌کنم، بر اثر همین تردیدها، در اندیشه‌ام پارادوکس شکل می‌گیرد و بر روی کاغذ به آن جان می‌بخشم.»

درباره واهه آرمن نویسنده کتاب دوست دارم گاهی شاعر نباشم

واهه آرمن شاعر و مترجم معاصر و توانای ایرانی است. او در سال 1339 تحصیلات خود را در رشته جامعه‌شناسی در لندن تکمیل کرد. واهه آرمن که از ایرانیان ارمنی است اولین دفتر شعر خود را با عنوان «به سوی آغاز» به زبان ارمنی در ایران منتشر کرد. دومین دفتری که از او منتشر شد هم عنوان ارمنی دارد.

اما بعد از مدتی بعد از انتشار دو دفتر به زبان ارمنی او سومین دفتر شعر خود را با عنوان «جیغ» در ایروان ارمنستان منتشر کرد.

در کارنامه ادبی آرمن بیش از 7 اثر ترجمه وجود دارد که دو کتاب از آن ترجمه فارسی به ارمنی است.

کتاب دیوار زخمی از پونه ندایی در سال 1381 و منتخب اشعار رسول یونان با عنوان رودی که از تابلوهای نقاشی می گذرد در سال 1383 از جمله آثار ترجمه آرمن به زبان ارمنی است.

«سطر اول را نمی نویسم»، «رؤیایی که به خاطرش می‌ارزد خوابید و بیدار نشد»، «پاییزی کاملأ متفاوت»، «کلید درم نور خورشید است» و «و شیطان فریاد زد خدا» از جمله آثاری هستند که واهه آرمن به فارسی برگردانده است.

در بخشی از کتاب دوست دارم گاهی شاعر نباشم می‌خوانیم

زمانی بیشتر بازی‌های لیگ فوتبال در ورزشگاه امجدیه برگزار می‌شد. من هم گاهی با دوستان برای تماشای مسابقۀ تیم‌های استقلال و یا آرارات به استادیوم می‌رفتم.

روزی آرارات در دقیقۀ شصتم بازی دومین گل را به تیم حریف زد. سرپرست آن تیم که به گل تیم آرارات معترض بود، ناگهان مثل یک غول زخمی خود را به کنار زمین رساند و فریاد زد: آقا، اینا داور رو چیزخور کردن. به خدا، داور رو چیزخور کردن»

در میان هیاهوی جمعیت یک نفر از جایش بلند شد و با صدایی بلندتر از صدای سرپرست تیم فریاد زد: «مرد حسابی! ما چیز اضافی نداریم که به خورد ِ داور بدیم. ما چیزامونو نگه می‌داریم که اگه تیممون برنده میشه، از خوشی بخوریم، اگه هم می‌بازه، از غصه بخوریم».

من این روزها با آن که چیزی نخورده‌ام، اما از خوشی‌ها و ناخوشی‌های زندگی، بسیار شبیه آدم‌هایی هستم که چیزخور شده‌اند.

دوست دارم جایی بروم

دوستانم را ملاقات کنم

اما هر بار بهانه‌ای برای نرفتن و

ماندن در خانه پیدا می‌کنم

دوست دارم به خیلی‌ها بگویم

دوستت دارم

اما به چشم‌هاشان که نگاه می‌کنم

ناخواسته سکوت می‌کنم

دوست دارم ساعت‌ها با خدا سکوت کنم

اما مدام در گوشش پچ‌پچ می‌کنم و

با گلایه‌هایم

حوصله‌اش را سر می‌برم

خسته‌اش می‌کنم

دلم برای تماشای یک بازی فوتبال

که داورش را چیزخور کرده باشند

لک‌زده است...

مشخصات کتاب دوست دارم گاهی شاعر نباشم

نظرات کاربران درباره کتاب دوست دارم گاهی شاعر نباشم