اسم من دُری است؛ اما همه صدایم میکنند وروجک. من یک خواهر بزرگتر به اسم ویولت دارم و یک برادر بزرگتر به اسم لوک. همه به آنها توجه میکنند و کسی به من توجهی نمیکند، فقط بعد از مدرسه که سر آن دوتا شلوغ است، مامان مال خودم میشود. چون هیچوقت سر من شلوغ نیست. امروز مامان به من میگوید که قرار است برویم کتابخانه. میگویم: «هورا! میتوانم کتابهای جدید را ببینم!»
مامانم میگوید: «من عاشق بعدازظهرهایی هستم که با هم وقت میگذرانیم. تو رفیق کوچولوی من هستی.»
میپرسم: «پس یعنی من را از همه بیشتر دوست داری، آره؟»
به من چشمک میزند و میگوید: «نه!»