چرا پیامهای بازرگانی میتوانند محصولات خودشان را در ۱۵ ثانیه یا ۳۰ ثانیه معرفی کنند، و ما هم آن محصولات را میخریم؟
آن وقت چرا برای فروش محصولات بازاریابی شبکهای خودمان و معرفی این فرصت کاری به ۱۵ یا ۳۰ دقیقه زمان نیاز داریم؟
جوابش این است که پیامهای بازرگانی از زبان خاص "بازاری" استفاده میکنند و با استفاده از عبارتهای حسابشده میتوانند ظرف چند ثانیه پیام خود را به مخاطب منتقل کنند. ما زبان بازاری بلد نیستیم. حتا نمیدانیم این زبان بازاری چیست.
پس ما از چه زبانی استفاده میکنیم؟ زبان اجتماعی. چرا؟ چون در مدرسه همین را به ما یاد دادهاند. آنها تصور میکردند قرار است... کارمند شویم!
ولی بدیاش این است که پیامهای بازرگانی و آگهیهای تبلیغاتی رقیب ما هستند، و از زبان اجتماعی و گپ زدنهای سادهی ما بازاریابان شبکهای موفقتر عمل میکنند.
اما خوبیاش این است که میتوانیم زبان بازاری را یاد بگیریم تا بتوانیم در دنیای واقعی با آگهیها و پیامهای بازرگانی رقابت کنیم.
همه میتوانند تمام روز مثبت باشند و لبخند بزنند. اینطوری مشتری احتمالی فکر میکند ما آدمهای مهربانی هستیم. اما اگر دائماً از زبان اجتماعی استفاده کنیم، مشتری احتمالی وارد سازمان ما نمیشود.
اگر میخواهیم در بازاریابی شبکهای موفق شویم، باید عبارتهای حسابشده و مؤثر را بیاموزیم. زبان بازاری جواب میدهد. اگر در این زمینه فعالیت میکنیم، همین الان باید زبان بازاری را یاد بگیریم.
هنگام پرزنت از چه کلماتی استفاده کنیم؟
داشتن دیدگاه متعالی، مثبت بودن، تهیهی تابلوی آرزوها، هدفگذاری، و باانگیزه بودن خوب است. اما یک جایی بالاخره باید حرفی بزنیم!
اینکه بدانیم چه بگوییم تا رابطهی دوستانه شکل بگیرد، سر صحبت باز شود، و حتا معامله جوش بخورد خودش مهارت است. خُب وقتی برای مشتری احتمالی محصولات یا کارمان را معرفی میکنیم، چه باید بگوییم؟
باید برایش گزارشهای تحقیقاتی بخوانیم؟ اسلایدهای پاورپوینت نشان دهیم؟ آمار و ارقام رو کنیم؟ اینطوری که مشتری احتمالی به کما میرود. یا به مشتری احتمالی دقیقاً هر چه را لازم است بداند بگوییم؟ در این صورت است که مشتری احتمالی نسبت به تصمیمی که میگیرد احساس خوبی خواهد داشت.
اطلاعات نقش تعیینکنندهای در تصمیمگیری مشتریهای احتمالی ندارد. حتماً تعجب کردید. بله. دربارهی این موضوع بیشتر صحبت خواهیم کرد. اما عجالتاً میخواهیم پرزنتهای جالبتری ارائه دهیم. ما میخواهیم به مشتریهای احتمالیمان خدمت کنیم، نه اینکه حوصلهی آنها را سر ببریم.
آیا برای زیرشاخههای جدید پرزنت کردن کار ترسناکی میدانند؟ البته. اینکه وسط توضیحات مربوط به طرح بازپرداخت عمهی آدم غشغش بخندد خیلی تحقیرآمیز است. همین را سوژه میکنند و تا ده سال در دورهمیهای خانوادگی برایتان دست میگیرند و جوک میسازند. بیشتر ماها وقتی به بازاریابی شبکهای وارد میشویم سابقهای در زمینهی فروشندگی حرفهای نداریم. پس در اوایل کار تقریباً هر گامی که برمیداریم ممکن است باعث نگرانی و تردید شود.
اما یک خوبی دارد. پرزنت کردن کار آسانی است. اگر چند مهارت جدید بیاموزیم، همهی کسانی که در جلسهی پرزنت شرکت میکنند لذت خواهند برد.