وقتی ما احساس قربانی بودن میکنیم، دلمان میخواهد خودمان را از دیگران کنار بکشیم. میترسیم و دلمان به درد میآید و همیشه به دنبال کس دیگری میگردیم تا ما را نجات بدهد، کسی که این کار را برای ما انجام دهد. اما حالا ما فرصتی داریم تا تواناییهای خودمان را برای روبهرو شدن با زندگی کشف کنیم، نه در قالب یک قربانی، بلکه به روشهایی که به ما قدرت میبخشد. بعد برایمان روشن میشود، به محض اینکه ارتباط ما با آنچه من تحت عنوان «خویش درون» از آن نام میبرم برقرار شد، میتوانیم کیفیت زندگیهایمان را بالا ببریم. این احساس بسیار خوب است که بدانیم مجبور نیستیم به کس دیگری تکیه کنیم، بلکه در درون خودمان قدرت بیحد و حصری داریم و میتوانیم تغییرات مثبتی را در زندگیهایمان ایجاد کنیم. این احساسی است که به ما آزادی فراوانی میدهد.
بعضی آدمها ممکن است از این آزادی تازه بهدست آمده وحشت کنند، مسئولیت بزرگی بهنظر میرسد. اما مسئولیت تنها به این معنی است که ما میتوانیم با زندگی روبهرو شویم. اکنون ما در حال حرکت بهسوی یک سن و سال جدید و یک درجه و مرتبه جدید هستیم. اکنون وقت آن رسیده است که عادتها و باورهای قدیمی را کنار بگذاریم. همینطور که باورها و روشهای رفتاری جدیدی را یاد میگیریم و بهکار میبندیم، به هماهنگی نظم جدید دنیا نیز کمک میکنیم.
در ارتباط با خودتان صبور باشید. از آن هنگام که شما تصمیم میگیرید تغییری را بهوجود بیاورید تا وقتی آنرا از خودتان به نمایش میگذارید، ممکن است از وضعیت قدیم به جدید نوسان داشته باشید. از دست خودتان عصبانی نشوید. شما میخواهید خودتان را ارتقاء دهید، نه اینکه به خودتان آزار برسانید. شاید بخواهید طی زمانی که در فاصله میان قدیم و جدید قرار دارید به این کتاب مراجعه کنید. شاید دلتان بخواهد تا وقتی از توانایی خود برای ایجاد تغییر مطمئن میشوید، هر روزه از مراقبهها و درمانهای کتاب استفاده کنید.
حالا زمان بیدار شدن است. این را بدانید که شما همیشه در امان هستید. شاید در ابتدا اینطور بهنظر نرسد، اما روزی درمییابید که زندگی همیشه به جانب شماست. این را بدانید که میتوانید در کمال امنیت و آرامش از وضع سابق به وضع جدید تغییر موضع بدهید.