دیشب چهکار کردید؟ خوابیدید؟ نه بابا، چشمبسته غیب گفتید.
میخواهید بدانید من چیکار کردم؟ من با یک آقای نظامی صحبت کردم. البته نه یک نظامی واقعی که بخواهد من را به عنوان سرباز بفرستد ارتش (من دوازده سالم است و یک نظامی واقعی حرف خاصی با من ندارد). کسی که من باهاش صحبت کردم کلاً پانزده سانت قد داشت و پلاستیکی بود.
من معمولاً با اسباببازیها حرف نمیزنم (دیوانه نیستم که!)، ولی برای حرف زدن با این یکی، دلیل داشتم. خودش سر صحبت را باز کرد.