قرار است بیستوهفت ساعت دیگر عازم نشویل شوم و نمیتوانم از سر زدن دوباره به برنامۀ پیشبینی وضعیت آبوهوا خودداری کنم. پیش از حرکت، کارهای زیادی دارم که باید انجام بدهم (خیلی بیشتر از آنکه بتوانم از عهدهٔ انجامشان بربیایم) اما همچنان بر رفرش کردن این صفحه اصرار دارم. میدانم که این کار هیچ فایدهای ندارد و در واقع اوضاع را بدتر میکند اما دوباره این کار را تکرار میکنم.
قرار است تنها، تا جنوب کشور رانندگی کنم و روی طرح جدیدی کار کنم که از ماهها قبل برایش برنامهریزی کردهام. ابتدا تعیین تاریخ دقیق سفر برایم آسان نبود، اما بالاخره توانستم مشخص کنم. از مدتها قبل، در هتلی که قرار است اقامت داشته باشم، جا گرفتهام، کیف وسایل کارم را هم بستهام. مسیر حرکتم را مشخص کردهام و کتاب صوتی جدیدی را هم دانلود کردهام تا موقع رانندگی به آن گوش کنم. فقط یک عامل غیرقابل پیشبینی وجود دارد: وضعیت آبوهوا.
تمام طول هفته، مشغول بررسی طوفانهای ناپایداری بودهام که احتمال دارد روال برنامههایم را به هم بریزند. گزارش وضعیت آبوهوا به طوفانهای ناگهانی تابستانی در منطقۀ جنوبی مربوط نمیشود، بلکه به پدیدار شدن تودۀ گستردهای مربوط میشود که قرار است همۀ منطقه را در بر بگیرد. ابتدا، دوستم در شب دورهمی دخترانه، یعنی اوایل همین هفته متوجه این وضعیت شد. همانطور که سرگرم گفتوگو با یکدیگر و نوشیدن شرابهای نیمبها بودیم، به تصویر بیصدای کارشناس هواشناسی در تلویزیون پشت سرمان نگاه کرد و پرسید: «ببین! تو کی قرار است عازم نشویل شوی؟ انگار طوفان بدی در راه است.»