کتاب «دینامیت موفقیت: موفقیت از طریق نگرش ذهنی مثبت» از «ناپلئون هیل» و «کلمنت استون»، از نمونههای کلاسیک آثار با موضوع خودیاری و اندیشه مثبت به شمار میآید. در این کتاب میآموزید چگونه تفکر مثبت به همراه ویژگیهای شخصی مانند ایمان، ثبات، امیدواری، خوشبینی، شجاعت، الهام گرفتن از افراد موفق، سخاوت طبع، بردباری، تیزهوشی، مهربانی و برخورداری از عقل سلیم میتواند شما را به هدفهایتان در زندگانی برساند.
نویسندگان کتاب «دینامیت موفقیت» معتقدند با اختیار کردن روحیه مثبت در هر شرایطی، میتوان تغییرات مثبت به وجود آورد و در کار خود موفق بود. آنها در نگارش این کتاب قصد داشتهاند با نشان دادن نمونههایی از افراد موفقی که با توسل به قدرت روحی، علیرغم کمبودها توانستهاند به موفقیت چشمگیر در زندگی، کار و روابط خود دست یابند، الگویی از موفقیت و کامیابی برای خوانندگان کتاب ترسیم کنند.
- بخشی از کتاب صوتی دینامیت موفقیت:
عنوان فصل ۱ از بخش اول کتاب «دینامیت موفقیت» این است: «به دنبال یک شخصیت مهم باشید». در این فصل میخوانیم: «آن شخصیت مهم را در این کتاب خواهید یافت؛ ناگهانی، غیرمنتظره و همراه با شوکی که زندگیتان را تغییر خواهد داد. وقتی او را پیدا کردید، اسرارش را کشف خواهید کرد. پی میبرید که او طلسمی نامرئی با خود حمل میکند که در یکطرف آن حروف اختصاری PMA (نگرش ذهنی مثبت) و در طرف دیگرش NMA (نگرش ذهنی منفی) حکشده است.
این طلسم نامرئی دو قدرت فوقالعاده دارد: یکی برای جذب ثروت، موفقیت، شادی و سلامتی و دیگری برای نابود کردن همه اینها. نخستین قدرت آن PMA است که باعث میشود عدهای ارتقا پیدا کنند. در مقابل، قدرت دوم قرار دارد که دیگران را پایین میآورد و در رده آخر نگاه میدارد.»
سپس این نکته با مثالهایی از زندگانی افراد توضیح داده میشود، یکی از آن افراد «کلم لابین» بازیکن معروف بیسبال است که شرح مختصری از زندگی و موفقیتهایش در کتاب آمده است: «کلم لابین در دنیای بیسبال به خاطر ضربات پیچ منحصربهفردش معروف شد؛ آنهم ضربه پیچ دسته پارچی! وقتی بچه بود، انگشت اشاره دست راستش شکست و درست جوش نخورد. گرچه خوب شد، اما یک خمیدگی دائمی بین بندهای اول و دوم آن به وجود آمد. او علاقه زیادی به بیسبال داشت، ولی به خاطر این حادثه ناامید شد. به نظر میرسید رویای بازیکن بیسبال شدن برای کلم به سر آمده بود. مربی کلم به او گفت: «هر بدشانسی، در درون خود بذری برای منافع بزرگتر دارد. هیچوقت ناامید نشو! گاهی چیزهایی که به نظر بدبختی میآیند، ممکن است به چیز خوب و مفیدی تبدیل شوند. همهچیز به تو بستگی دارد که به مشکلات سر راه زندگیات چگونه نگاه کنی»
او این نصیحت را از صمیم قلب پذیرفت و به بازی ادامه داد. خیلی زود متوجه شد که بازویش بهطور طبیعی تابخورده است و با تمرین بیشتر فهمید که انگشت کج او میتواند استفاده بهتری داشته باشد. خمیدگی انگشت او به توپ، پیچش و تغییر مسیری میداد که هیچکدام از ضربه زنهای تیم نمیتوانستند چنین کاری را انجام دهند. کلم امیدوار شد. سالبهسال بیشتر تمرین کرد تا ضربههای پیچ خود را بهتر کند، بهگونهای که امروز یکی از بهترین ضربه زنهای معروف دوران ما است.
او چگونه این کار را انجام داد؟ مطمئنا بامهارت ذاتی و تمرینهای سخت. اما از تمام اینها مهمتر، از طریق نگرش ذهنی مثبت. کلم لابین یاد گرفته بود که حتی در شرایط ناخوشایند هم به دنبال خوبیها باشد. او هم از طلسم نامرئیاش استفاده کرد».
- کتابهای خودیاری:
کتاب دینامیت موفقیت ازجمله آثار کلاسیک خودیاری محسوب میشود. کتابهایی خودیاری معمولا به آثاری گفته میشود که برای کمک به حل مشکلات خوانندگان نوشتهشدهاند. این عنوان از یک کلاسیک بانام «خودیاری» از ساموئل اسمایل نویسنده اسکاتلندی گرفتهشده است.
کتابهای خودیاری عموما با تمرکز بر فلسفههای عامهپسند در حوزههای روابط احساساتی، شناخت ذهن و رفتار انسانی، و بر مبنای اعتقاد به بهبود کنش از طریق بالا بردن آگاهی نوشته میشوند. هدف از نگارش این کتابها ارتقای کیفیت زندگانی است و عموما نویسندگان این کتابها معتقدند که بهتر و موثرتر از درمانگران و روانکاوان میتوانند افراد را دررسیدن به هدفهایشان یاری کنند.
نقد آثار خودیاری بهصورت کلی و همهشمول امکانپذیر نیست، چون هر یک از آنها در حوزههای متفاوتی نوشته میشوند و بسته به دانش و تجربههای نویسنده از درجات متفاوتی از کیفیت برخوردارند. یکی از نقدهای رایج بر کتابهای خودیاری این است که در تبلیغات چنین نموده میشود که افراد صرفا بامطالعه کتاب و به کار بستن نکتههای آن میتوانند به موفقیت آنی دست پیدا کنند، امری که عقلانی نمینماید و علاوه بر آن با نادیده گرفتن حقیقتهای زندگی انسانی، تصویر موفقیت و شادکامی را دور از دسترستر نشان میدهد.
بااینوجود همان دسته از منتقدان معتقدند مطالعه کتابهای خودیاری خالی از فایده نیست، و برای افراد معتاد به شکست، آنها که باور به قابلیت تغییر شرایط را ازدستدادهاند یا در شرایط دشواری مانند مرگ عزیزان یا عوارض بیماری دشوار و لاعلاج درگیر هستند، خواندن این دسته از کتابها میتواند در حکم مصرف دارونما باشد، یعنی شخص بامطالعه این کتابها و ایمان به امکان تغییر، میتواند در نجات را بجوید و برای درمان یا بهبود وضعیت خود گامهای اولیه را بپیماید.
- درباره ناپلئون هیل و کلمنت استون:
الیور ناپلئون هیل (۱۹۷۰-۱۸۸۳) نویسنده خودآموخته آمریکایی است. آثار او عموما با مضمون موفقیت نوشتهشدهاند و در آنها بر این نکته تأکید شده است که برای دستیابی به چیزهایی که مطلوب ماست، داشتن اشتیاقی سوزان شرط اول است.
ناپلئون هیل در رشته بازرگانی تحصیل کرد و مشاغل مختلفی را تجربه کرد که همگی به شکست انجامیدند. او در سال ۱۹۲۸ اولین کتاب خود با عنوان «قانون موفقیت» را منتشر کرد که بلافاصله برایش شهرت و ثروت فراوان به بار آورد. مضمون کتابهای او دستیابی به موفقیت، خصوصا رسیدن به ثروت است. او همچنین در آثار خود به خوانندگانش توصیه میکند که جستجوی ثروت را به شیوهای هماهنگ با سایر افراد و در همکاری با آنان، سودرسانی به دیگران و تولید ارزشهای اخلاقی انجام دهند تا آنکه موفقیت و ثروتشان پایدار باشد.
او همچنین در کتاب «ثروتمند شوید...» (۱۹۶۷) ادعا کرده است که در نگارش کتابهای خود از دستیاری و راهنمایی دوستان، مراقبان نامرئی و استادانی شایسته برخوردار بوده است که همگی ارواح انسانهای موفق درگذشته هستند. به گفته هیل، این افراد آگاهی بنیادی خود را با او در میان گذاشتهاند، و در کتاب خود بارها و بارها آموزهها را با نقلقول کردن از آنها: «استاد چنین گفت» تعلیم داده است.
ناپلئون هیل در آثار خود از مکتب اندیشه نو (آثار فینیاس کوئیمبی) و نوشتههای رالف والدو امرسون، اندیشمند انسانگرا الهام گرفته است.
کلمنت استون (۲۰۰۲-۱۹۰۲) نیز بازرگان، اندیشمند معتقد به بشردوستی و مولف کتابهای خودیاری به شیوه اندیشه نو است. او کار خود را بهعنوان فروشنده روزنامه و سپس کارگزار فروش بیمه آغاز کرد و توانست ثروت زیادی از این راه به دست بیاورد و شرکت بیمه خود را تاسیس کند.
او در سیاست نیز دست داشت و در دو دوره نامزدی ریچارد نیکسون به او کمک مالی کرد. اما موفقیت اصلی او زمانی آغاز شد که با مشارکت ناپلئون هیل، کتابی با موضوع خودیاری و عنوان «بیندیشید و ثروتمند شوید» منتشر کرد.