فیدیبو نماینده قانونی نشر نی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب پژوهش‌هایی در شناخت هنر ایران

کتاب پژوهش‌هایی در شناخت هنر ایران

نسخه الکترونیک کتاب پژوهش‌هایی در شناخت هنر ایران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۹,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب پژوهش‌هایی در شناخت هنر ایران

پژوهش‌هایی در شناخت هنر ایران در چهار دفتر ارائه می‌شود: دفتر نخست به بررسی تطبیقی هنر ایران دوران هخامنشی و هنر یونان باستان می‌پردازد و دفتر دوم به بررسی تطبیقی هنر ساسانی و هنر بیزانس و تأثیر آن‌ها بر هنر اسلامی قرون اولیهٔ هجری اختصاص یافته. مباحث ارائه‌شده در این دو دفتر پژوهش‌های دانشگاهی مؤلف به شیوهٔ مطالعات موردی در رشتهٔ پژوهش هنراند. دفترهای دوم و سوم مطالعاتی را دربرمی‌گیرد که برای تأمین پشتوانهٔ علمی و محتوایی با هدف تهیهٔ مجموعه‌ای از فیلم‌های مستند با موضوع هنر ایران انجام شده‌اند. موضوع این مطالعات معرفی و شناخت نمادهای طبیعی در هنر ایران است که در شکل‌گیری مضامین، مفاهیم و بیان هنرهای ایرانی به‌ویژه شعر و معماری تأثیری طولانی و عمیق گذاشته‌اند.

ادامه...
  • ناشر نشر نی
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 24.88 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۲۲ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب پژوهش‌هایی در شناخت هنر ایران

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:


دفتر یکم: بررسی تطبیقی هنر ایران هخامنشی و هنر یونان باستان

پیش گفتار

هنر جلوه ای از ویژگی های فرهنگی هر ملتی است. شکوفایی تمدن هر ملتی بازتاب نهایی اش را به نحوی در هنر آن ملت جلوه گر می کند، به ویژه هنری که از زندگی روزمره جدا نباشد.
پدیده هنر از دیگر پدیده های اجتماعی جدا نیست. هنر در دوران باستان نیز از دیگر فعالیت های مادی، تولیدی و اجتماعی قابل تفکیک نبود: از سپیده دم تاریخ، زندگی روزمره و هنر آن چنان به یکدیگر پیوسته بودند که نمی توان خط تمایز میان آن دو کشید. مثلاً «در تاریخ هنر ایران، به ویژه در دوران ماقبل تاریخ، آن چه از کاوش های تپه سیلک کاشان و چغازنبیل و شوش پیدا شده و امروز ما به آن ها به چشم آثار هنری می نگریم، در نظر مردم آن زمان و خالقان آن آثار، وسایل و ابزار کار و زندگی بوده است. از این روست که آثار هنری دوران باستان بهترین وسیله شناخت زندگی اجتماعی، فنون، آداب، رسوم و نحوه زیستن نیاکان ماست که هرگز سند مکتوبی از آنان به دست ما نرسیده است. »(۱) درنتیجه، هنر از این جنبه معانی متعددی را دربرمی گیرد.
هنر ایران و میراث های آن بزرگ ترین سرمایه معنوی مردم این کشور در همه ادوار بوده است، زیرا نه فقط شهرت و حیثیت برای ایرانیان به ارمغان آورده، بلکه در هر دوره و هرجایی برای ایران زمین افتخار و برای مردمش غرور آفریده است. امروز هیچ مملکت متمدنی در دنیا نیست که به داشتن مجموعه ای از آثار هنری ایران در موزه های خود افتخار نکند. مجموعه هایی که هر روز به صاحب نظران تاریخ هنر، هنرشناسان و دوست داران اصیل و اندیشمندان نشان می دهد که ایران همواره شایستگی ستایش و تکریم را دارد. البته رسیدن به درجه عالی در هنر، کار ساده و کوچکی برای هرکس یا هر ملتی نیست. هنر مسلما یکی از بزرگ ترین آثار فعالیت فکری و ذوقی انسان است. ملل و افراد بی هنر یا بی علاقه به هنر، خشن و وحشی اند. ملت ها و کشورهایی که اکنون به غایت مورد ستایش اند آن هایی اند که به هنر به اندازه صنعت، تجارت یا بازرگانی اهمیت داده و ثروت، شرف و کوشش خود را صرف ایجاد آثار زیبا کرده اند. به این ترتیب، امروز یکی از معیارهای مهم تعیین رتبه و مقام ملل در تاریخ، کامیابی آن ها در هنر است. زیرا گذشته از همه چیز، هنر یکی از گران بهاترین آثار تمدن بشری است.
«نخستین دوره بزرگ هنر ایران در تاریخ، دوره هخامنشی است که از سال ۵۳۶ تا ۴۳۰ پیش از میلاد مسیح ادامه داشته است. در آن زمان تحت حمایت و خواست پادشاهان بزرگی چون کورش، داریوش و خشایارشاه، کاخ هایی در تخت جمشید و شوش ساخته شده که عظمت هنر معماری، سنگ تراشی و تزیینات آن به اندازه ای است که پس از دوهزار [ و پانصد] سال با وجود پیشرفت هایی که در این مدت در تمدن جهان حاصل شده، هنوز ما از مهارت و جلالی که در آن به کار برده اند متحیر هستیم. گرچه این ها هنرهایی بودند شاهانه اما هیچ گاه پادشاهان در کاخ هایی بدین عظمت ــ به طور دائم ــ سکونت نداشتند. »(۲)
تاریخ تمدن ایران تا قبل از دوره هخامنشی، درواقع در پرتو کاوش های باستان شناسی نوشته شده، لیکن با توجه به آن چه که روی خاک و در مسیر حوادث روزگار و صدمات انسانی و طبیعی از آن دوره برای ما باقی مانده، هم چنین به کمک حفاری های باستان شناسی در حوالی آن مناطق، از سال ۱۹۳۵م. به بعد، قدرت حیرت انگیز هنر ایران بر جهان عینا آشکار شد. «عالی ترین هنر ایرانی، به معنی حقیقی هنر، همیشه معماری آن بوده است. این برتری نه تنها در دوره های هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان که آثار ساختمانی شان را می شناسیم محقق است، بلکه در مورد دوره اسلامی ایران هم صادق است. شاید معماری قدیم ایران است که در شکل جدیدش به بهترین و صحیح ترین وجهی، معماری اسلام را از نظر هنری و طرز تاثیرش بر تمدن کهن ایرانی به ما می شناساند. »(۳)
این نکته را باید بر سخنان آندره گدار، پژوهشگر و استاد فرانسوی متخصص تاریخ معماری و هنر ایران، افزود که: اگر هنرِ عمده و عظیم ایرانیان باستان معماری بوده و برای همیشه این هنر در همه ادوار به عنوان افتخار ملی آن ها برجای مانده، ولی در دوره بعد از اسلام، ادبیات، به ویژه شعر، یکی دیگر از ارکان و پایه های اصلی هنر ایرانی به صورت کم نظیری در جهان تجلی کرده است. البته شکوفایی موسیقی از عصر ساسانیان و ترکیب شعر با موسیقی و معماری، که حاصل آن هنرهای تزیینی مانند منبت کاری، فرش، منسوجات و مینیاتور است هم باید درنظر داشت، که در این زمینه نیز ایرانیان در تاریخ هنر جهان کم نظیرند.
نخستین و شاید مهم ترین عامل هنر ایران را باید فرهنگ ها و تمدن های گوناگون و حتی متضادی دانست که ایران پیوسته با آن ها در تماس بوده است. ایرانِ بزرگ در قلب آسیا واقع بود، در خاورش کشور باستانی و دانش خیز چین بود که مردم آن در اختراعات عملی بسیار مستعد بودند. در جنوب شرقی ایران هندوستان، یعنی مهد ادیان و موسس علوم بود که طبیعت غنی و زندگانی پرثروتش در هنرهای عالی، اسطوره های مرموز و تخیلی آن نمودار است. در باختر ایران، آشور و کلده و مصر قرار داشتند که خدمات مهمی به تمدن و هنر می کردند، و در شمال باختری یونانی ها بودند؛ مردمی فعال، متهور و اندیشمند با فکر روشن و عامل زاینده فرهنگ در مغرب زمین و اروپا.
ایران از هریک از منابع فوق، عناصر مهمی را جذب کرد و این الگوها و تجربه های گوناگون ممکن نبود تاثیر ژرف در او نبخشند. ولی کافی نیست که فقط مبادی هنر ایران ذکر شود، ملل دیگری هم در دنیا بوده اند که برای استفاده از هنر همسایگان خود فرصت داشته اند و روش ها و فکرهایی را از آن ها به عاریت گرفته اند، اما فقط آثار کم ارزش یا مبتذل به وجود آورده اند. در دوره هخامنشی، هنر ایران به رغم عظمتی که داشت تقریبا در این سرزمین محصور ماند و به جز چند مورد فرصت نیافت بر هنر دیگر کشورها تاثیر گذارد؛ تاثیر هنر هخامنشی تنها بر هنر عصر موریایی هند کاملاً آشکار است. (این امر دلایل متعددی دارد که بعدا به شرح آن خواهیم پرداخت).
هنر هخامنشی با این که پس از انقراض این دودمان در ایران ادامه نیافت و تاثیر آشکار و مستمری بر هنرمندان این مرز و بوم نگذشت، ولی عظمت، استحکام، قدرت، سنگینی و توازن باشکوه آن، چنان در دوره خود بر روح مردم و ملل رقیب امپراتوری هخامنشی موثر واقع شد ــ چون از لحاظ عظمت بی نظیر بود ــ که بسیاری از بیگانگان آرزوی دیدن و به دست آوردنش را داشتند؛ آوازه آن، چنان بر روح اسکندر مقدونی موثر افتاد که پس از تجاوز به خاک ایران، از تعقیب سپاه داریوش سوم در ناحیه شوش چشم پوشید و یک راست به سوی «پرسپولیس» شتافت و پس از غارت خزاین، جواهرات، تزیینات قیمتی و لوازم گران بهای آن ــ شاید به تلافی لشکرکشی خشایارشاه به آتن و آتش زدن آکروپولیس، شاید هم به دلیل حسادت به آن همه عظمت و شکوه ــ این میراث عظیم هنر ایرانی را دستخوش شعله های آتش ساخت و نابود کرد.
تخت جمشید، به مثابه برجسته ترین میراث بازمانده از هنر هخامنشی، مجموعه ای هماهنگ از شهر، پادگان و ارگ شاهی بود که به دستور داریوش کبیر، سومین پادشاه هخامنشی، در سال ۵۱۸ پیش از میلاد مسیح در دامنه کوه رحمت، و بر سکویی (یا صفه ای مسطح) به مساحت ۰۰۰, ۱۲۵ مترمربع احداث شد. ایرانیان این مجموعه را «پارسه» می خواندند که در دوره اسلامی به تخت جمشید معروف شد. پارسه یکی از چهار پایتخت هخامنشیان بود. پایتخت های دیگر عبارت بودند از: بابل در مرکز تمدن بین النهرین، شوش در دل تمدن عیلام و هگمتانه در قلمرو اصلی تمدن مادها. مطرح ترین و باشکوه ترین آن ها همان پارسه بود که به نام خاستگاه اصلی هخامنشیان، سرزمین «پارس» خوانده می شد. دیودوروس سیکولوس، مورخ یونانی قرن یکم پیش از میلاد، به دلیل ثروتی که در تخت جمشید وجود داشت، پارسه را غنی ترین شهر زیر آفتاب لقب داده است. به گزارش پلوتارک، مورخ معروف یونانی، سپاهیان اسکندر تمام ثروت و دارایی پارسه را بر پشت ۲۰۰۰۰ راس اسب و قاطر و ۵۰۰۰ نفر شتر بار کردند و به یغما بردند، سپس بر آن آتش افکندند. نظامی گنجوی در اسکندرنامه از این تاراج و ویرانگری چنین یاد کرده است:
سکندر در آن داوریگاه سخت
پی افشرد مانند بیخ درخت
ز بس خون که گِرد آمد اندر مغاک
چو گوگرد سرخ آتشین گشت خاک

فصل اول: بیانیه هنر هخامنشی (هنر ترکیبی)

کتیبه داریوش کبیر، مکشوفه از ویرانه های کاخ شوش
بند ۸. و زمینی که کنده شد و شفته که انباشته شد و خشتی که مالیده شد؛ قوم بابلی، او [ این کارها را] کرد.
بند ۹. الوار کاج؛ این، کوهی لبنان نام، از آن آورده شد. قوم آشوری، او آن را تا بابل آورد. از بابل کاری ها و یونانی ها تا شوش آوردند. چوب یکا(۴) از گَدار و کرمان آورده شد.
بند ۱۰. طلایی که در این جا به کار رفته از سارد و از بلخ آورده شد. سنگ قیمتی لاجوردی و عقیق شنگرف که در این جا به کار رفته؛ این از سغد آورده شد. سنگ قیمتی غیرشفاف [ کدر؛ گویا فیروزه باشد] که در این جا به کار رفته از خوارزم آورده شد.
بند ۱۱. نقره و چوب سنگ مانند [ یعنی آبنوس] از مصر آورده شد. زیورهایی که به آن دیوار مزین گردید، آن از یونان آورده شد. عاجی که در این جا به کار رفته از حبشه و از رُخَج آورده شد.
بند ۱۲. ستون های سنگی که در این جا به کار رفته، دهی اَبیرادُوش نام در خوزستان، از آن جا آورده شد. مردان سنگ تراشی که سنگ حجاری می کردند، آن ها یونانیان و ساردیان [ بودند].
بند ۱۳. مردان زرگری که طلاکاری می کردند؛ آن ها مادیان و مصریان [ بودند]. مردانی که چوب نجاری می کردند؛ آن ها ساردیان و مصریان [ بودند]. مردانی که آجر می پختند؛ آن ها بابلیان [ بودند]. مردانی که دیوار را تزیین می دادند؛ آن ها مادیان و مصریان [ بودند].
بند ۱۴. داریوش شاه گوید: در شوش کار بسیار باشکوهی دستور داده شد. کار بسیار باشکوهی به وجود آمد.
مرا اهورمزدا محفوظ داراد و ویشتاسپ پدر مرا و کشورم را. (۵)

به نام خداوند جان و خرد

مقدمه مولف

مباحث این کتاب دو گروه فعالیت پژوهشی را دربرمی گیرد: گروه نخست، پژوهش های دانشگاهی است که مولف برای دوره دکتری پژوهش هنر به منظور بررسی و تحلیل مباحث ویژه ای در هنر ایران (از دیدگاه هنرشناسی تطبیقی) انجام داده است. مطالب دفترهای یکم و دوم در این زمره اند.
رویکرد این گروه از پژوهش ها، شناخت و تحلیل زیبایی شناسی فیزیکی یا کالبدی هنرهای مطرح در دو دوره تاریخی برجسته و غنی از هنر ایران (هنر هخامنشی و هنر ساسانی) در زمینه های اسطوره شناسی، فرهنگ و بینش دینی آن دوران است. مقایسه و تطبیق هنر این دو دوره از تاریخ ایران با هنر تمدن های مطرح و معاصر آن ها، اولاً به خواننده امکان می دهد که ویژگی های مختص به هنر ایران را در آن دوران از جنبه های خاصی بشناسد، ثانیا نحوه تاثیرگذاری، تاثیرپذیری و چگونگی دوام و استمرار سنت های هنر ایران را در یک دوره تاریخی معین یا در ادوار بعدی دنبال کند، یا پی بَرَد که چرا و به چه عللی این سنت ها دوام نیاورده و متوقف شده اند.
گروه دوم، بخش هایی منتخب از پژوهش های اسنادی و کتاب خانه ای است که مولف در اواخر دهه ۱۳۷۰ به انجام رسانده است. این پژوهش ها به منظور تامین پشتوانه تحقیق علمی و اعتبار محتوای شناختیِ مجموعه فیلم های مستند با عنوان های «انقراض گربه سانان بزرگ ایران»، «تصویر گیاهان مقدس در هنر ایران» و «نمادهای طبیعی در هنر ایران» صورت گرفته است. اگرچه متاسفانه تولید این مجموعه های مستند به علل مختلف تحقق نیافت و تنها یک قسمت از مجموعه «انقراض گربه سانان بزرگ ایران» (خط انقراض) در سال ۱۳۷۸ با عنوان «آخرین بازمانده های یوز ایرانی» تولید شد، ولی جدا از تحقیقات میدانی آن ها، قسمت هایی گزیده و فشرده از تحقیقات کتاب خانه ای و اسنادی این مجموعه ها، که به بررسی و شناخت جایگاه نمادهای طبیعیِ ملی ما (شیر و سرو) در هنرشناسی ایران می پردازد، در این کتاب امکان انتشار یافت (دفترهای سوم و چهارم). این گروه از پژوهش ها نیز در زمینه اسطوره شناسی، فرهنگ و باورهای دینی به مقوله نمادشناسی هنر ایرانی و رابطه آن با مضامین و محتوای آثار هنری (و تا حدودی ادبیات) ایران می پردازد.
سابقه انجام کلیه پژوهش ها (به طور کلی مطالب این کتاب) به سال های ۷۹ ــ ۱۳۷۷ بازمی گردد که اکنون با گذشت یک دهه، پس از بازنگری و تغییراتی نسبتا گسترده، از نظر خواننده گرامی می گذرد.
وظیفه خود می دانم که از مدیر محترم و گرامی نشر نی، هم چنین آن گروه از کارکنان ارجمندی که از جنبه های مختلف، زحمتِ آماده سازی این کتاب را متحمل شدند، صمیمانه سپاسگزاری کنم.
احمد ضابطی جهرمی
تابستان ۱۳۸۹

نظرات کاربران درباره کتاب پژوهش‌هایی در شناخت هنر ایران

عالی بود
در 3 سال پیش توسط meh...adi