بیتکوین ارزی است که تحت کنترل هیچ دولتی قرار ندارد، اما شاید این پرسش به وجود آید که طلا، نقره و دیگر ارزهای خارج از کنترل دولتها چه ایرادی داشتند تا بتوان ایجاد سیستمی مثل بیتکوین را توجیه کرد؟ مشکل اینجاست که وقتی کسی در بورس هنگکنگ فلزی مثل طلا را خریداری کند، ضمانتنامهای دریافت میکند و میتواند آن را در بورس دیگری مثل نیوجرسی بفروشد. در این میان، بانکها متولی محافظت از داراییهای افراد هستند و دولتهای مرکزی نیز بانکها را کنترل میکنند (به عبارت دیگر، اگر بخواهیم مودبانه صحبت کنیم، بانکها و دولتها رابطه نزدیکی با یکدیگر دارند). بنابراین واضح است که تراکنشهای بیتکوین مزیت زیادی نسبت به تراکنشهای طلا و دیگر فلزات دارند؛ زیرا در شبکه بیتکوین نیازی به حضور یک متولی واسط نیست و بنابراین دولت نیز نمیتواند کنترلی روی آن داشته باشد.
شکی نیست که بیتکوین با موانع و مشکلاتی روبهرو خواهد شد، ولی میدانیم که خود را بهراحتی با شرایط جدید مطابقت میدهد. شاید بیتکوین در حال حاضر برای انجام تراکنشهای روزمره مناسب نباشد و به عنوان یک واحد پولی نوسان زیادی از خود نشان دهد، ولی میدانیم که اولین ارز ارگانیک است.
وجود بیتکوین به دولتها یادآور میشود که دیگر انحصار پول را در اختیار ندارند و این امر به ما مردم عادی این اطمینان را میدهد که در آینده تحت سلطه دولتها نخواهیم بود.