در منطقهای سردسیر چند خرس قطبی زندگی میکردند. خرس دانا یک خرس قطبی سفید بزرگ بود که همهی خرسها او را قبول داشتند و به حرفش گوش میکردند. یخها آب میشدند و خانهی خرسها داشت از بین میرفت. خرسها را جمع کرد تا از گرم شدن زمین برایشان بگوید و آنها را راهنمایی کند تا با همکاری هم این مشکل را حل کنند.همه با این کار موافق بودند به غیر از همسر خرس دانا که …