بانکداری جزو صنایعی است که در مقابل نسیم تغییرات ایستادگی کرده است؛ آنقدر که بیم آن میرود از درون پوسیده و نابود شود. این بیم را سالهاست در کتابهای گوناگونی که برخی از آنها در انتشارات راه پرداخت نیز منتشر کردهایم، خواندهایم. کتابهایی که از عصری میگویند که پایان بانکداری در آن نزدیک است و خبر از دنیای گسست بانکها میدهند که در آن باید با بانکها خداحافظی کنیم و به نوآورانی که جایگزین این بازیگران سنتی میشوند، سلام بگوییم و وارد دنیایی شویم که برای درآمدزایی باید نوآوری داشت.
پیداست که بانکها تا ابد نمیتوانند بایستند و دنیایی را که متحول میشود را نظاره کرده اما خودشان متحول نشوند، مگر اینکه پایانشان نزدیک باشد. درباره پایانی که در انتظار بانکداری به شیوه سنتی است، در سالهای گذشته بارها نوشتهایم. اینبار در کتاب نئوبانک درباره تئوریهایی در باب بلایی که بر سر بانکها در آینده خواهد آمد، نمیخوانیم. اینجا دیگر داستان راهاندازی یکی از جایگزینهای بانکی را میخوانیم. داستان راهاندازی بانک استارلینگ که کار خود را بدون حتی یک شعبه آغاز کرده و اکنون یکی از بزرگترین بازیگران نئوبانک دنیاست، را در این کتاب مرور خواهیم کرد.