شاید دربارهی هیچ مفهومی در دنیا به اندازهی ماهیت عشق بحثوجدل نشده باشد و از دیدگاههای گوناگون، ازجمله روانشناسی، عرفان، شعر، ادبیات و فلسفه، به تماشایش ننشسته باشند. راحتتر آن است که احتمال بدهیم تا پایان دنیا و زمانی که آخرین موجود زنده روی این کرهی خاکی نفس میکشد، بحث رازآلود عشق همچنان در جریان باشد. حال اگر چنین است، شاید یکی از وظایف انسانها در مسیر زندگی و خودشناسی این باشد که نگاه تأملانگیزتری به عشق بیندازند تا اگر روزی با این موجود افسانهای مواجه شدند، بتوانند دیو را از پری تشخیص دهند یا دستکم بدانند که چرا و کجای چنین حسی ایستادهاند.
عشق را میتوان به بندبازی روی طناب زندگی تعبیر کرد که اغلب میبینیم تعداد بهسلامت بهانتهارسیدهها قدری اندک است، شاید به دلیل تفسیرها یا انتظارات اشتباه و بیش از حد از عشق باشد. شاید اشتباهمان این است که گمان میکنیم عشق باید لزوما ما را به مقصدی برساند، نفعی برایمان داشته باشد یا چیزی عایدمان کند. شاید به دلیل درک اشتباهمان از عشق و تجربههای اندک و غلطِ عاشقی یا منعکردن از آن و محکومکردن عاشقی باشد. شاید ممانعت از عشق و عاشقی به دلیل آسیبهایی است که فرد و اطرافیانش در زندگی متحمل شدهاند. دلایلش در هر ابهامی هم که نهفته باشد، تنها یک نظر قطعی دراینباره وجود دارد: میتوان عشق را واقعگرایانه شناخت و با آن برخورد کرد، حتی نگاهی علمی به آن انداخت. میتوان در کارگاههای تفکر روانشناسی، آن را روی میز گذاشت و کالبدشکافی روانیاش کرد. شاید اگر خودمان را خوب بشناسیم، دیگر کموکاستیها و کمبودهای عاطفی گذشته برایمان پنهان و سرکوبشده نباشد. شاید اگر تفاوت آرزو و رؤیاهایمان را تشخیص دهیم، در برخورد با موجود فتّانی در لباس عشق، با چشمان نیمهبینا و احساسی گیج و گنگ برخورد نکنیم، کارت اعتباری عاشقیمان را جایی بهاشتباه خرج نکنیم، آسیب نخوریم و آسیب نزنیم و در مسیر زندگیمان، در دستاندازهای کورهراه نیفتیم، از زندگی عقب نمانیم و حسرتهای بیپایه را بر شانههای خود نگذاریم و حمل نکنیم، خودکشی نکنیم و اسید نپاشیم و چه بسا از خود احمق یا مجرم نسازیم، خود را بیاعتبار و سبکمغز جلوه ندهیم. فراموش نکنیم که ورای مجنونشدنهای دیوانهوار، دشتی وجود دارد به نام واقعیت که انسان ناچار است در آن زندگی کند. ازاینرو، باید بتوانیم عشق اصیل و سازنده را از سیاهچالهای در لباس عشق تشخیص دهیم؛ یعنی بخوانیم و بیاموزیم و خود را تعلیم دهیم تا عشق سازنده را از عشق مجازی تمیز دهیم.
Obsessive love : when it hurts too much to let go
تاریخ انتشار
۱۴۰۱/۰۲/۰۷
قیمت ارزی
5 دلار
مطالعه و دانلود فایل
فقط در فیدیبو
epub
۲.۱۴ مگابایت
۴۰۸ صفحه
نقد و امتیاز من
بقیه را از نظرت باخبر کن:
دیگران نقد کردند
3.8
از 5
براساس رأی 6 مخاطب
5
66 ٪
4
0 ٪
3
0 ٪
2
16 ٪
1
16 ٪
3 نفر این اثر را نقد کردهاند.
5
من کتاب را تا قسمت رایگان خواندم و در حقيقت شر حال من است من یک عاشق سمج و وسواسی هستم و او از من بیزار و فراری و فکر میکنم پای کس دیگری در میان باشد .... با چشمانی اشک آلود این مطلب را مینویسم و در تنهای خودم به سر میبرم..... امیدم به خداست این کلمه را از اعماق وجودم دوس دارم بگویم که من واقعا امیدم به خداست اما فکر میکنم که دوباره و دوباره و دوباره به وسواس خودم ادامه میدهم..... واقعا تحت تأثیر قرار گرفتم دیروز زنم رو دیدم من رو مسدود کرده ۲۰ سال زندگی مشترک داشتیم از خواهرهاش سوال کردم کجاست رفتن بازار دنبالش گشتم پیداش نکردم سوار ماشین شدم که برم یه دفعه از جلوم رد شد بوق زدم و صندلی عقب سوارش شد گفتم بیا صندلی جلو بشین فکر میکنم دلش به حال من سوخت و نشست جلو حرفهاش تکراری و از جدای حرف میزد ازش خواستم یه بوسه بهم بده. هر چه اسرار کردم نداد ناامیدانه او رو پیاده کردم خدایا کمکم کن که تغییر کنم سالهاست که اینگونه که الان هست گریه نکرده بودم اون من رو دوس نداره و من نمتونم تصور کنم که با کس دیگه ای ازدواج کنه این فکر من رو به حد جنون میرسه که در با کس دیگه ای بخوابه خدایا افکارم ، رفتارم ، و اعمالم رو به تو میسپارم راه درست رو به من نشون بده....
2
این پیام مخصوص
اون آقایی که نفر دوم نظر دادن میفرستم
حتی شما برای نشستن صندلی جلو هم واسه خانم تون تاکید دارین..خب معلومه که اون میخاد بفهمونه ازت خسته شدم..(ولی به منزله ی طلاق واقعی نیست..)که رفته عقب نشسته..ولی باز یه ارزشی قائل بوده که به درخواست شما اومده جلو نشسته...اگر نبودش با من هیچ میلی💔چرا ظرف مرا بشکست لیلی.. 🥲 پس میشه امیدوار بود..ضمناً خانم های عادی هم همیشه حرف جدایی میزنن..دوست دارن بدونن چطوری مردشون میتونه دلش رو بدست بیاره..حتی با جملاتی که زن دوست داره اونها رو بشنوه..بهترین کادوی زن هست..فکر کنم یه خرده فیلم به دنیا آمدن دو ببینید..متوجه میشین..که جفت زوج همدیگرو میخان ولی در قالب جمله نمیتونن به هم ابراز کنن..