این کتاب داستان روباه کوچولویی است که عاشق آب نبات بود. مادرش که نگران بود مبادا دندانهای روباه کوچولو خراب شود، شیشه پر از آب نبات را قایم کرد و به او گفت از این به بعد فقط روزی یک آّب نبات به او میدهد. ولی روباه کوچولو شیشه آب نبات را پیدا کرد و.....