«حمیدرضا شاهآبادی» نویسنده «اعترافات غلامان» در این اثر حکایت آوردن امام رضا(ع) از مدینه به مرو را از زبان ۳۰ نفر از غلامان جنگی بنیعباس و مأمون روایت میکند.هر بخش از این کتاب از نگاه یکی از این غلامان روایت میشود برای مثال غلامی که سرکرده غلامانی است که امام رضا(ع) را از مدینه به مرو میآورند یا غلام کاتب دارالحکومه که شب و روز در خواب و بیداری مراقب امام(ع) است و …؛ همه این غلامان از زاویه دید خود به روایت ماجرا میپردازند و پازلی را تکمیل میکنند که قرار است به فاجعهای دردناک منجر شود.
بخشی از کتاب:
اربابم با نگرانی در فکرم بود. به من به دیده احترام مینگریست و هر چه دارو داشت به من میخوراند. کنیزکان دیگر، به چشم غم، دور تا دورم دایره زده بودند. من ب آن سوی پنجره نگاه میکردم. آسمان میگفت: کسی در راه است؛ مردی که دستهایش را بر گونههای تبدارم خواهد کشید؛ مردی که از ستارهها برایم گردن بندی نقرهای درست خواهد کرد...