در ۱۸ ژوئن ۲۰۰۶ که روز پدر بود، شنل پترونیکسونِ ۱۶ ساله به والدینش گفت که میخواهد در رستوران اپلبی درخواست کار دهد. او از خانه خارج شد و گفت که زود برمیگردد. دیگر کسی او را زنده ندید. ۴ روز بعد جسدش داخل یک کیسهی زباله در پیادهروی جلوی آپارتمانی پیدا شد که تنها چند بلوک با خانهی خودش فاصله داشت. براساس منابع خبری، او خفه شده و جسدش نیمهبرهنه بود؛ موبایل و کفش ورزشیاش گم شده بودند. مادرش، لوسیتا نیکسون، صبر کرد تا مدت زمان غیبت لازم برای امکان ثبت گزارش مفقودی در ادارهی پلیس سپری شود، و صبح دوشنبه گزارش داد که دخترش گم شده است. با وجود اینکه والدین شنل اعتراض کردند و گفتند که دخترشان دانشآموز ممتاز است و تا حالا هیچوقت از خانه فرار نکرده است، باز مأمور پلیس در شکایت آنها نوشت «فراری».