در جامعۀ فردگرای ما، که دیدگاه حاکم به استقلال و خودرأیی افراد ارج مینهد، دشواری در یافتن جایگاه خود بهشدت حس میشود. دیگر جایگاه افراد از نسلی به نسل بعد به ارث نمیرسد: ما لزوماً حرفۀ پدر و مادر خود را دنبال نمیکنیم، پسر یک کارگر لزوماً کارگر نیست، دختر یک بورژوا لزوماً بورژوا نیست. الگوها و وظایفی که از پدران و پدربزرگانمان به ما منتقل میشوند دست و پاگیر و انعطافناپذیر به شمار میآیند و دیگر مورد قبول نیستند.
دیگر الگوی حاضرآمادهای وجود ندارد، هر کس باید راه خود را بسازد. دیگر هویتی به ما داده نمیشود، باید آن را خلق کنیم. در نتیجه، چون از ما انتظار میرود خلاق و مبتکر باشیم، خود را تنها حس میکنیم. در چنین شرایطی، با وجود افراد متفاوتی که ما را احاطه کردهاند، بهراحتی گیج و سردرگم میشویم و احساس نارضایتی میکنیم.
یافتن جایگاه خود مستلزم این است که موقعیت خود را نسبت به دیگران بسنجیم. و این تنها نشانۀ ثابتی است که در دست داریم: تمام اشخاصی که خودمان را با آنها مقایسه میکنیم، که ما را مینگرند، که ما را دستهبندی میکنند. پس راهحل در روشی است که در مدیریت روابط خود با دیگران اتخاذ میکنیم. هویت ما به یاری دیگران و در ارتباط با دیگران شکل میگیرد. نگاههایشان، سخنانشان، قدردانیشان، و حتی ناسپاسیشان نقش مهمی در یافتن جایگاهمان ایفا میکند.
ما جنبههای مختلف تعامل با دیگران را، که به شما کمک میکند جایگاه مناسب خود را بیابید، بررسی میکنیم. از ابتدا شروع میکنیم: عناصر تشکیلدهندۀ جایگاه مناسب شما کدام است؟ نقش دیگران در احساس ما نسبت به جایگاه مناسبمان چیست؟ سپس، اهمیت تعامل میانفردی و وضعیت هوش ارتباطیمان را مورد مطالعه قرار میدهیم. تواناییِ شنیدن حرف دیگران و رساندن حرف خود به دیگران بدین معناست که از سوءتفاهمات دوری میجوییم. وانگهی، اینکه خود را در جایگاه مناسبی حس نمیکنیم، ممکن است ناشی از یک سوءتفاهم باشد! میتوان مسئله را طور دیگری نگریست: در فصل سوم، به این مسئله میپردازیم که چگونه با پذیرای دیگران بودن میتوانیم روابطمان را تغییر دهیم: توانایی ما برای اجازه دادن به دیگران برای یافتن جایگاهشان ارزشمند است و منافاتی ندارد با اینکه ما جایگاه خوبی کسب کنیم! و در مورد روابط ستیزهجویانۀ بین افراد هم صحبت خواهیم کرد. درگیری بین افراد گاهی اجتنابناپذیر است ــ اینکه بخواهیم تمام مدت از این درگیریها پرهیز کنیم فکر خوبی نیست. آیا دقیقاً از طریق درگیری نیست که تلاش میکنیم از جایگاه خود دفاع کنیم؟ خواهیم فهمید که چگونه با حفظ رابطۀ خود، میتوانیم این کار را انجام دهیم. سرانجام، مثل خیلیهای دیگر، ما نیز بهترین اوقات روزمان سر کار هستیم، پس به بررسی تعاملات خود با دیگران در کار میپردازیم و اینکه چگونه جایگاه خود را در کار بیابیم و برای دیگران نیز جا باز کنیم.