سازمانها برای بهرهمندی از مزایای داده و تجزیهوتحلیل، اشتیاق زیادی نشان میدهند. آنها علاقهمندند با جمعآوری مقادیر زیادی از داده، مشتریانشان را بهتر بشناسند و از اطلاعات حاصل، برای تولید محصولات بهتر و پیشروی در میدان رقابت استفاده کنند. آنها همچنین دوست دارند با بهکارگیری الگوریتمهای یادگیری ماشین، درهای کسبوکارشان را به روی فرصتهای جدید باز کنند و عملکردشان را بهبود بخشند. تلاشهای زیادی انجام گرفته، ولی هنوز هم سرعت شرکتها در حرکت به سمت این قبیل از اهداف، به شکل دردآوری پایین است. زمانی میتوانیم از تجزیهوتحلیل به شکلی موفق استفاده کنیم که در کنار دسترسی به دادههای باکیفیت و نرمافزارها و سختافزارهای قدرتمند، از فرهنگ مروج تصمیمات دادهمحور و مجموعهای از مهارتهای مربوطه نیز بهرهمند باشیم. تعداد سازمانهایی که در مقیاس بالا به تمامی این قابلیتها مجهز هستند، نسبتا اندک است.
طی بیش از ۶۰ سال گذشته، بیشتر تجزیهوتحلیلهای کسبوکاری، ماهیت تاکتیکی داشتهاند. اکثر تحلیلگران رویکردی گذشتهنگر در پیش میگرفتند و به تشریح معاملات متداول و تکراری کسبوکاری بسنده میکردند. مدیران ارشد نیز شور و اشتیاق زیادی برای کسب اطلاع از نتایج تجزیهوتحلیلها نشان نمیدادند. مدیران باهوش به میزان فروش یک محصول مشخص و آمار درآمد در دورههای سهماهه توجه میکردند، ولی این جنس از گزارشهای معمول را نمیتوانیم استراتژیک توصیف کنیم. شرکتها زمان و انرژی زیادی برای نصب و تجهیز سیستمهای اطلاعات معاملاتی صرف میکردند، ولی تجزیهوتحلیل دادههای منتجشده از این سیستمها را از قلم میانداختند.