مهم نیست که ما در کجای دنیا زندگی میکنیم، همهی ما ارزشها و خواستههای یکسانی داریم. از جمله اینکه ما خانواده را مقدس میدانیم، به فرزندانمان عشق میورزیم، میخواهیم زندگیمان را بسازیم و در جهان تفاوتی ایجاد کنیم، به دنبال احساس امنیت هستیم و از روابط دوستانهمان لذت میبریم.
نویسندگان این کتاب چنین رویایی را دنبال میکنند: رویای دنیایی که در آن انسان بودن حقیقتی بزرگ است و مقایسه کردن تفاوتها کوچک شمرده میشود. ما رویای دنیایی را در سر داریم که درآن بچهها برای رسیدن به اهداف ارزشمند با یکدیگر بزرگ میشوند، دنیایی که «دوست داشتن همنوعان» کمتر حُسن تعبیر و بیشتر باوری عمیق به حساب میآید و انسان بودن واقعاً دلیل کافی برای رفتاری محترمانه است.
سالهای متمادی شاهد سازمانهایی بودهایم که با صدای بلند و غرورآمیزی اعلان میکردند «افراد، مهمترین دارایی ما هستند،» بیانیهای که اغلب به شکل ماموریت، مکتب یا گزارش سالانهی یک شرکت به نمایش گذاشته میشد. اما در واقعیت، تنها تعداد معدودی از این سازمانها کاملاً به عهد خود وفا میکردند. این اختلاف میان حرف و عمل، هم پیامدهای انسانی و هم پیامدهای مالی به دنبال خواهد داشت.
شواهد حاکی از آن است که کارمندان راضی و متعهدتر موجب بهبود عملکرد شرکت میشوند.
اوبونتو به سازمانها در متعهد ساختن افرادشان کمک کرده و موجب موفقیت بیشتر آنها در رسیدن به اهداف استراتژیکشان میشود.
اوبونتو فلسفهی اجدادی آفریقاست و از این حقیقت که ما عضوی از خانوادهی انسان هستیم، سرچشمه میگیرد. ما برادران و خواهرانی هستیم که باهم زمین را سیاحت میکنیم. وقتی یک انسان فقر غذایی داشته باشد، همهی ما دچار سوء تغذیه میشویم. وقتی از انسانی سوءاستفاده شود، همهی ما درد میکشیم. زمانی که کودکی رنج میبرد، اشک همهی ما سرازیر میشود. وقتی به انسان بودن دیگری احترام میگذاریم، زنجیرهی ناگسستنیمان را به رسمیت میشناسیم؛ پیوند ناگسستنی ما با کل بشریت. اوبونتو یعنی ما همه در این اتفاق کنار هم هستیم.