Loading

چند لحظه ...
من متولد حضور توام

من متولد حضور توام

نسخه الکترونیک من متولد حضور توام به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۷,۵۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره من متولد حضور توام

سالها پیش افسرده­ای بودم که قصد داشتم زندگی را دست نخورده برای مرگ رها کنم. سالها درد، قلب و شادمانی­ام را نشانه گرفته بود. در کنارم کوهی از درد بود که زندگی آن ور برایم ناپیدا. به سکونی رسیده بودم که تاب نفس­هایم را نیز نداشتم،عاجزبودم از زندگی...نه توان برخاستن بود مرا، نه دستی که برهاندم از این همه آشوب...پیش آمدهای ناگوار از من ضعیفه­ای ساخته بود که به لمس هیچ آفریده­ای قادر نبودم و هر لحظه و هر دم به بی­کران انبوهی کشانیده می­شدم به نام درد! قصه­ام کبود بود و سراپایم تکرار بی­تابانه­ی انبوه درد....نمی­گویم چگونه گذشت تا گذشت...بگذریم!! ولی اکنونم...شاید افسرده­ام،!! اما می­دانم مقصدم را... اما قصد دارم با دستانی پر، به استقبال این باید بروم، با نگاهی پر، با قلبی پر!! در زندگیم امیدهایی داشتم که رخت ناامیدیشان به عریانی احساسم که می­نشست،­ یک راه بیشتر نداشتم بیصدا می­گریستم...بی­صدای بیصدا...دیدید چه گلویی خفه می­کنند این دست­های قدرتمند گریه­های بیصدا!! چه­می­کردم؟دامانم خالی از نوازش ستاره­ها بود!کنارامید پهلو می­گرفتم اما او نیز پنجه­هایش در تکاپوی زخمه زدن بر من بود...در افق نگاهم هیچ آسمانی رخ به رخ قلبم نمی­نهاد و مرا به مهربانی ستاره­هایش نمی­برد...محبوس نفس می­کشیدم وعبوس به پایان راه می­اندیشیدم. آرزوهایی که هرگز به نام اجابت، گل بوسه­ی لبخند به تن لبانم نپوشاند...اما من از خودم نگذشتم و تنم را ویران این سیلابهای دردآوربه دست سرنوشت ندادم... نه آنقدر به دنیا بها دادم که دلبسته­اش شوم...نه آنقدر بی اهمیت خواندمش که دست از تلاش برای سرانجامم بردارم. در تحمل رنج­های امروزم همین مرا بس که خندان با جهانی روبرو شوم که مرا آزرد. پیش تاز برای به پایان رساندن نباشیم،حالمان را گره بزنیم به حال مان!! لحظه­های در حال رخ دادن را فراموش نکنیم،سرمایه­های لذت ما هم اینانند، که آن هنگام که به آرزوهایمان رسیدیم شوق رسیدن به داشته­هایمان­ را ببریم!! خوشبختی اکنون ماست، مانند کودکان،باشیم، خوشبختی را به آینده نسپاریم. نرگس پرنده­ایست که شعرهایش هوای پریدن به کوی یار دارد­، صورت زرد و عطر تازه­اش به افسانه­ای می ماند که بانگ میزند: فلانی این نیز بگذرد. تا مکانمان این دنیاست، او که دنیای ماست را به اندازه­ی قامت قلبمان نوازش کنیم و شراب بیندازیم نامش را در آغوش لبانمان!تا کوتاه بیاید آوارگی­هایمان در سرزمینی به نام دنیا! رفیق جانم! تا تو هستی زندگی برای تو بیدار است، با هول و هراس به چیدن عشق مشغول باش...به ثانیه­ها دل ببخش...به ثانیه­ها دل دادم و سومین اثرم را از نگاه پر مهرتان می­­گذرانم، مجموعه­ای شامل دو بخش...نامه­های پست نشده به تمنایم و دیگری نثرهایی که کماکان به نظم می­سرایم...قصدم تنها و تنها زنده نگه داشتن عشق و دوستی­ست...بیایید هرگز برای هم عوض نشویم...زمین جای سختی برای زندگیست، من با تمام پوست و استخوانم حسش کردم...پس بیایید با مهرورزی به هم این سفر کوتاهمان را برای دل هم قشنگ رقم بزنیم، شاید حال زمین هم کمی بهتر شد. یگانه بمانیم برای هم و همیشگی،تا تمام دردهایمان با هم تمام شود...متولد حضور هم بشویم. دوست کوچک شما: نرگس شریفاتی ***تمنا***

ادامه...

مشخصات من متولد حضور توام

  • ناشر آفرینش مهر
  • تاریخ نشر ۱۳۹۸/۱۰/۱۴
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.51 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۰۰ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره من متولد حضور توام