چرا کودکانمان را به مدرسه میفرستیم؟ از این روزها، ماهها و سالهایی که کودکان در مدرسه سپری میکنند چه انتظاری داریم؟ پاسخ این پرسشها بسیار بدیهی به نظر میرسد. ما انتظار داریم مدارس بچههای ما را تربیت کرده و برای زندگی آماده کنند. در واقع دربارۀ اهمیتِ آموزش و پرورش به عنوانِ ابزاری برای تربیتِ افراد و توسعۀ جوامع مناقشۀ اندکی وجود دارد. بسیاری از ما توافق داریم که آموزش و پرورش نیازی ضروری و بااهمیت است. با این حال، چنین پاسخی آبستن پرسشهای مناقشهبرانگیز نیز هست، زیرا تربیت مفهومی بسیار پیچیده است و توافق دربارۀ آن چندان هم سهل نیست. از این رو، زمانی که دربارۀ تعلیم و تربیت و اهداف و روشهای آن سخن میگوییم، با پرسشهایی مواجه میشویم که پاسخهای سادهای ندارند. این پاسخها گاهی بیش از آنکه منبعث از نظرورزی اندیشمندانه باشند، در سنتهایی ریشه دارند که از گذشتههای دور بر اعمال تربیتی ما حاکم شدهاند. سنتهایی که همچون آئینی مقدس پرستیده میشوند و جرئتِ پرسشِ دوباره را از ما میگیرند.