ذهن، بسیار ناآرام است. تجربه انسانی، پر از پیشبینینشدهها و تضادها، لذتها و غصهها، موفقیتها و شکستها است. در عرصه پهناور وجودمان، ما قادر به گریز از هیچیک از این تجربهها نیستیم. این بخشی از چیزی است که به زندگی عظمت میدهد و همچنیندلیل آنکه ذهنمان، ما را به چنان سفر دیوانهواری میکشاند. اگر بتوانیم از طریق مدیتیشن به خود بیاموزیم که در برابر امواج خروشان تجربیاتمان، بازتر و پذیرندهتر باشیم، اگر بتوانیم سختیهای زندگی و پرشهای ذهنمان را در آغوش بگیریم، ما میتوانیم در میانه هر آنچه که زندگی پیش رویمان میگذارد، آرام و قرار بیشتری داشته باشیم.
راههای مختلفی برای کار کردن با ذهن وجود دارد. یکی ازمؤثرترین این راهها، ابزار به مراقبه نشستن است. به مراقبه نشستن، ما را به تک تک لحظات زندگیمان میگشاید. هر لحظه، کاملاً منحصر بفرد و ناشناخته است.