Loading

چند لحظه ...
کتاب صوتی گذر از زمستان کتاب صوتی

کتاب صوتی گذر از زمستان

نسخه الکترونیک کتاب صوتی گذر از زمستان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نسخه نمونه کتاب صوتی گذر از زمستان را رایگان بشنوید

با کد تخفیف salam این کتاب را در اولین خریدتان با «۹۰٪ تخفیف» بخرید!

نقد و بررسی کتاب صوتی گذر از زمستان

درباره کتاب صوتی گذر از زمستان

کتاب «گذر از زمستان» Passer l'hiver نوشته‌ی «اولیویه آدام» داستان‌نویس فرانسوی در تاریخ 2 ژانویه سال 2004 منتشر شد. این کتاب شامل نه داستان کوتاه خواندنی و دل‌نشین است که مستقل از هم به نگارش درآمده‌اند. داستان اول این کتاب بانام «پیالا مرد» با حضور زنی به نام آنتوان آغاز می‌شود. او از مرگ پیالا بسیار غمگین شده و تمام روز را به او فکر می‌کند. او نوشیدنی الکلی می‌نوشد تا غم این موضوع را از یاد ببرد. او برای دخترها همبرگر درست می‌کند و آن‌ها را به سمت اتاقشان راهنمایی می‌کند تا در تنهایی خود فرو برود. در همین هنگام تلفن زنگ می‌خورد و پدر ماری متوجه حال نابسامان آنتوان می‌شود. مواجهه‌ی این دختر با این مرگ و تلاشش برای زندگی و زیستن باقی داستان اول کتاب صوتی «گذر از زمستان» نوشته‌ی «اولیویه آدام» را شکل می‌دهد.

کتاب صوتی «گذر از زمستان» شامل هشت داستان دیگر بانام‌های خستگی، خاکستر، سال نو، سکوت، در بازگشت، لکنو، بی خداحافظی و زیر برف است که به زیبایی به نگارش درآمده‌اند. این کتاب پس از انتشار با استقبال خوبی از سوی علاقه‌مندان به داستان‌های کوتاه روبه‌رو شد و در سال 2004 جایزه‌ی گنکور را به‌عنوان بهترین کتاب داستانی سال دریافت کرد.  

درباره اولیویه آدام

«اولیویه آدام» Olivier Adam نویسنده و فیلم‌نامه‌نویس فرانسوی در تاریخ 12 ژوئیه سال 1974 به دنیا آمد. او در حومه‌ی پاریس بزرگ و از کودکی با زندگی مردم حومه‌نشین، مهاجران و مردمان طبقه‌ی متوسط آشنا شد. او در جوانی با الهام از این دوران، نویسندگی را آغاز کرد و در مدت زمان کوتاهی به شهرت جهانی رسید. او اولین اثرش به نام «من خوبم، نگران نباش!» I'm fine, don't worry  را در سال 2000 منتشر کرد که با استقبال بسیار خوبی از سوی خوانندگان روبه‌رو شد و توجه‌ صاحب‌نظران را به خود جلب کرد. این اثر در همان سال موفق به دریافت جایزه‌ی رمان اول فرانسه و در سال 2006 توسط فیلیپ لیورت Philippe Lioret کارگردان فرانسوی با همین عنوان در سینما اقتباس شد.  

«اولیویه آدام» پس از کتاب موفق «من خوبم، نگران نباش!»، نوشتن را به طور جدی دنبال کرد و ده‌ها داستان بلند، مجموعه داستان کوتاه و رمان منتشر کرد. او به زیبایی از خلأها در زندگی می‌نویسد و نقاط کمتر دیده‌ و توجه شده‌ی زندگی انسان‌ها را به تصویر می‌کشد. او به تأثیر از سال‌هایی که در ارتباط با مهاجران کشورهای جهان سومی و آفریقایی بود با روی دیگر زندگی آشنا شد و تحت تأثیر قرار گرفت. او از درد و رنج این افراد می‌نویسد و زندگی را به‌گونه‌ای متفاوت بیان می‌کند. تمامی کتاب‌های این نویسنده پس از انتشار با استقبال گرمی روبه‌رو شده‌اند و جوایز به نام و معتبری را از آن خود کرده‌اند. او در حال حاضر در سن-مالو زندگی می‌کند و به داستان‌نویسی مشغول است. کتاب «گذر از زمستان» یکی دیگر از آثار این نویسنده‌ی برجسته است که به فارسی ترجمه شده است و نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

ترجمه کتاب صوتی گذر از زمستان به زبان فارسی

کتاب «گذر از زمستان» نوشته‌ی «اولیویه آدام» از سوی ناشر صوتی رادیو گوشه با صدای «یاشار ابراهیمی» منتشر شده است که در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. این اثر را «مارال دیداری» به فارسی ترجمه و انتشارات چشمه در سال 1396 منتشر کرده است. «مارال دیداری» در طی چند سال اخیر چندین داستان و کتاب به فارسی ترجمه کرده که پس از انتشار مورد استقبال خوانندگان فارسی زبان قرار گرفته‌اند.

در بخشی از کتاب صوتی گذر از زمستان می‌شنویم

نزدیک رود، بین دو درخت صنوبر، پیش از این، صلیب زمختی دیده می‌شد که با دو تخته چوب ساخته شده بود. چت را همان جا دفن کرده بودم. یک روز صبح حیوان را چسبیده به آسفالت، با دهان باز و دست و پای شکسته پیدا کردم. چشم‌هایش پر از مگس شده بودند. خون روی پهلوی راستش داشت خشک می‌شد. حالا آن جا فقط یک تل خاک بود و درخت‌های عظیمی که به‌صورت تیرهایی هم اندازه بریده شده بودند. دایم از خودم می‌پرسم سیلاب چت را تا کجا برده است. شاید هم هنوز آن جا باشد، ولی پایین‌تر از قبل. آن شب همه چیز نشست کرده، زمین رانش کرده و رود تغییر مسیر داده بود. صدایش هم تغییر کرده بود. از آن شب به بعد انگار از وسط خانه رد می‌شد.

آسمان کاملاً سیاه بود، سه خانه‌ی خاکستری رنگ و جاده‌ی باریکی که از دهکده می‌آمد و تا پایین دره می‌رفت، درست دیده نمی‌شدند. سگ همسایه شروع کرد به پارس کردن. بیرون می‌خوابید، با طناب بسته بودندش. هر بار که ماشینی رد می‌شد، دنبالش می‌دوید و نزدیک بود خفه شود. ظاهر خوشایندی نداشت، اما همیشه به خودم می‌گفتم اگر منم همین کار را کرده بودم، چت هنوز زنده بود.

شب سرد و بارانی‌ای بود، آب از ناودان‌ها جاری شده بود و از شیروانی‌ها شرشر پایین می‌ریخت. رود مثل مشک پرآب، باد کرده بود و تکه چوب‌ها و شاخه‌های خشک و بی‌برگ را با خود می‌برد. پاهایم در خاک شنی و برگ‌های سوزنی کاج فرو می‌رفت. راه تنگ و باریک از لابه‌لای درخت‌های صنوبر سیاه بالا می‌رفت. برگشتم. فانوسی، تراس جلوخانه را روشن کرده بود. پنجره‌ی لئو کاملاً تاریک نبود، چراغ خواب گردان کنار تختش می‌چرخید و روی سقف ترک خورده و دیوارهایی که به خاطر رطوبت نم کشیده بودند، سایه می‌انداخت. رنگ دیوار، زیر پنجره‌ها نرم و پوسته پوسته شده بود.

ماشین کمی بالاتر پارک شده بود. اغلب شب‌ها آن جا می‌آمدم. اکثر اوقات می‌خوابیدم و تا خود سپیده‌ی صبح بیدار نمی‌شدم. داخل ماشین بوی چرم کهنه و توتون سرد می‌آمد. چراغ‌های ماشین روی سرخس‌ها و تنه‌ی درخت‌هایی که روی هم تلنبار شده بودند، نور می‌انداختند. از عقب ماشین یک آبجو برداشتم، روی بارش باران که دوباره شروع شده بود، تمرکز کردم.

مثل چکش به سقف می‌کوبید، کمی بعد هم تگرگ سقف را بمباران کرد و من دیگر صدایی جز آن نشنیدم. منتظر ماندم باران بند بیاید، اما تندتر شد، کم کم می‌شد ترک برداشتن زمین، جاری شدن آب در جاده و راه افتادن گل در دو طرف راه را دید.

مشخصات کتاب صوتی گذر از زمستان

نظرات کاربران درباره کتاب صوتی گذر از زمستان

صدای گوینده خوب بود ولی کتاب فضای افسرده و سردی داره و مدام مرگ و تنهایی و بی تفاوتی در داستان ها تکرار میشه .
در ۳ ماه پیش توسط moonshad22 ( | )
جالب نبود
در ۳ ماه پیش توسط 921...212 ( | )