مدیریت پروژه پتانسیلهای رو به بالای زیادی دارد. وقتی خوب انجام شود، تغییرات مثبتی را تولید میکند که هم به شما به عنوان یک شخص و هم به شرکتتان به عنوان یک کل، کمک میکند. همچنین میتواند سنگبنای پیشرفت شود؛ و حس قویتری از تحقق و کمال، و تنوع بیشتری نسبت به کارهای روزمره که بهنظر میرسد تمامنشدنیاند، فراهم آورَد. همچنین آزادی بیشتری به آنان میدهد تا چیزها و کارهای جدیدتری را نسبت به آنچه بهطور معمول از آن لذت میبرند، امتحان کنند و شانسی برای امتحان کردن و بسط مهارتهایشان داشته باشند.
متوازنسازی این مثبتها، چالشهای پیش روی هر مدیر پروژهای است. او باید از نظر سیاسی زرنگ و دانا باشد. باید پذیرای بلاتکلیفیها، بیثباتیها و ابهاماتی بیش از آنچه در دیگر شاخههای کاری قابلقبول است شود. باید با درماندگیها و ناکامیهای زیادی دستوپنجه نرم کند، بهویژه اگر مدیرپروژهای باشد دارای مسئولیت اما بدون اعتبار و اقتدار. در این صورت خطرات زیادند: پروژهای که خوب پیش نمیرود یا پسرفت میکند، ممکن است خیلی بیشتر به شغل او صدمه بزند تا شکست در چیزی که کمتر توی چشم است.
مدیریت پروژه هم یک علم است و هم یک هنر.
این کتاب برخی از اصول علمی و هنری مدیریت پروژه را پوشش میدهد. در بارۀ نیازهای واقعی، ساختن یک تیم پروپاقرص و استخواندار، و انجام آنالیزهای مالی سخن میگوید. عنوان میکند چگونه میتوانید در میان افراطگریهایی مثل ”مدیریتکردن همه چیز در مقابل مدیریتکردن هیچ چیز“ یا ”انجام همۀ کارها توسط خودتان، در مقابلِ انجام همۀ کارها توسط گروه“، نقاط توازن را پیدا کنید. مطالعۀ این کتاب به پرورش زیرساختهایی کمک میکند که برای تبدیلشدن به یک مدیرپروژۀ عالیرتبه به آن نیازمندید