محمدحسین بهجت تبریزی ملقب به شهریار

محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار متولد 11 دی 1285 در تبریز، استان آذربایجان شرقی است. در زمان تولد شهریار در تبریز بیماری شیوع پیدا کرد و درنتیجه خانوادهی محمدحسین به روستای اجدادیشان خشگناب که از توابع شهر بستان‌آباد است رفتند. شهریار سالهای آغازین کودکیاش را در این روستا گذراند و تحصیلات ابتدایی را در مکتب فراگرفت. پدر استاد شهریار «میر آقا بهجت تبریزی» نام داشت و در تبریز وکیل بود.

استاد شهریار تا پایان تحصیلات دوره‌ی راهنمایی در تبریز بود و پس‌ازآن برای تحصیل در دارالفنون به تهران رفت. او بین سالهای 1300 تا 1303 در دارالفنون بود و پس‌ازآن برای تحصیل در رشتهی پزشکی پذیرفته شد.

معشوقه شهریار

در همان اوایل تحصیل در پزشکی بود که اتفاقی در زندگی استاد شهریار رخ داد، اتفاقی که زندگی او را تا پایان عمر تحت تأثیر خودش قرارداد. او عاشق دختری به نام ثریا شد. ثریا دختر «عبدالله خان امیر طهماسبی» فرماندهی محافظان احمدشاه قاجار بود. شهریار از مال دنیا بهرهای نداشت و بنابراین ثریا را به محمدحسین ندادند و او درنهایت با مرد ثروتمندی ازدواج کرد. این اتفاق باعث شد محمدحسین چند ماهی پیش از آنکه تحصیلش در رشتهی پزشکی تمام شود آن را رها کند.

در سراسر زندگی استاد شهریار ردپای معشوقهی جوانیاش ثریا دیده میشود. او تا 47 سالگی مجرد ماند و نتوانست زن دیگری را به زندگیاش راه بدهد. استاد شهریار زمانی که چند سال از پس ناکامی در عشقش، ثریا را درحالی‌که همسرش او را همراهی میکرد و فرزندی در بغل داشت دید شعری سرود که ابیاتی از آن به شرح زیر است:

«سر و همسر نگرفتم که گرو بود سرم

تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم

تو جگرگوشه هم از شیر بریدی و هنوز

من بیچاره همان عاشق خونین‌جگرم»

همچنین در سالهای پایانی زندگی استاد شهریار درحالی‌که او در بیمارستان بود و شرایط بسیار نامساعدی داشت، اطرافیان ثریا را به بالین او میآورند. استاد شهریار در آن روز یکی از معروفترین غزل های عاشقانه اش را که احتمالاً به گوش هر ایرانی خورده است سرود:

«آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی‌وفا حالا که من افتادهام از پا چرا

نوش دارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی

سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا...»

استاد شهریار در 47 سالگی با یکی از اقوام خود ازدواج کرد. او از این ازدواج صاحب سه فرزند شد. فرزندان او دو دختر و یک پسر هستند که «شهرزاد»، «مریم» و «هادی» نام دارند.

پس از شکست در تحصیل در پزشکی استاد شهریار مجبور شد برای خود شغل دیگری دست‌وپا کند. او چند سالی را در اداره ثبت‌اسناد نیشابور و مشهد بود و بعد دوباره به تهران بازگشت و از سال 1315 به‌عنوان کارمند بانک کشاورزی مشغول به کار شد.

شهریار در روزگار جوانی در بسیاری از محافل ادبی تهران راه داشت و با بزرگان زیادی رفت‌وآمد میکرد. «ابوالحسن صبا»، «محمدتقی بهار» و «عارف قزوینی» ازجمله کسانی بودند که شهریار در آن سال‌ها با آنان رفت‌وآمد میکرد. او همچنین بعدها هم‌نشین افرادی چون هوشنگ ابتهاج و نیما یوشیج بود.

بخش بزرگی از اشعار استاد شهریار که باعث شهرت او در جهان است. اشعار ترکی اوست. استاد شهریار سالهای 1329 و 1330 مجموعه شعر حیدربابایه سلام را سرود که یکی از زیباترین مجموعه اشعار ترکی است. این مجموعه شعر به‌یادماندنی تاکنون به 80 زبان در دنیا ترجمه‌شده است. استاد شهریار علاوه بر اینکه شاعری بسیار توانمند بود سه‌تار را هم بسیار زیبا مینواخت و در این ساز استاد بود.

مشخصههای اشعار استاد شهریار

یکی از مشخصههای اشعار استاد شهریار درون‌مایه‌ی مذهبی آن‌هاست. شعر معروف «علی ای همای رحمت» که در وصف امام اول شیعیان «حضرت علی (ع)» سروده شده است یکی از برجستهترین و مشهورترین اشعار این شاعر بلندآوازه‌ی ایران‌زمین است. اشعار شهریار به شکلهای مختلفی در بازار کتاب موجود است. ناشران مختلفی کتاب شهریار را منتشر کردهاند. همچنین مجموعه اشعار حیدر بابایه سلام و ترجمهی آن به فارسی نیز چندین و چند بار منتشر شده است.

استاد شهریار نسبت به انقلاب اسلامی ایران نیز ارادت بسیاری داشت و اشعاری نیز در مدح انقلاب اسلامی ایران دارد. ایشان همچنین در حضور رهبر انقلاب شعرخوانی کردهاند و به ایشان علاقهمند بودهاند. اصغر فردی یکی از شاگردان استاد شهریار در مصاحبهای دراین‌باره گفته است: «استاد گهگاه برای ایشان نامه میفرستادند و اشعاری را برای مطالعه ایشان ارسال میکردند. استاد نسخهای از چاپ اول منظومه «حیدر بابا» را پیداکرده بودند و یکی از منسوبان استاد، ایشان را سخت تحت‌فشار قرار داده بود که این نسخه را بگیرد. سرانجام استاد این نسخه را با یک یادداشت تقدیمیه برای کتابخانه حضرت آقا فرستادند و فرمودند: ایشان قدر این چیزها را خوب میداند.»

 

مجموعه تلویزیونی شهریار

دربارهی زندگینامه استاد شهریار کتابهای زیادی نوشته‌شده است. یکی از این کتابها «از بهار تا شهریار» نام دارد که به قلم دختر ایشان، شهرزاد نوشته‌شده است. همچنین سال 86 سریالی از شبکه دو سیما پخش شد که جزئیات زندگی استاد شهریار در آن به تصویر کشیده شده بود.

دانشگاه تبریز به‌پاس سالها تلاش در عرصهی شعر و ادب و پاسداری از آن به استاد شهریار دکترای افتخاری دانشکده ادبیات و علوم انسانی را تقدیم کرد. ایشان در 27 شهریور 1367 در بیمارستان مهر تهران درگذشت، ایشان بنا بر وصیت خودش در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده‌شده است.

27 شهریور، سالروز درگذشت استاد شهریار و روز بزرگداشت شعر و ادب پارسی است.