پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
فصل حزن

فصل حزن
سرگذشت گروهان ‌سیاه-کتاب ششم

نسخه الکترونیک فصل حزن به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی فصل حزن

درباره کتاب فصل حزن

کتاب «فصل حزن» با عنوان انگلیسی Bleak Seasons در آوریل سال 1996 منتشر شد. داستان این کتاب مربوط به زمانی است که گروهان سیاه شهر را به تصرف خود درآورده‌اند و سایه‌ی مرگ بر زندگی مردم سنگینی می‌کند. با حضور این گروهان وضع شهر دجاگوره تغییر کرده و تقریباً زادوولد متوقف شده است. این اربابان سایه که عبارت‌اند از بیگ باکت، اوتو، هگاپ، گابلین، تک چشم، گیک و فریک تا مغز استخوان دیوانه و جنایتکار هستند. این گروهان در جست‌وجوی زادگاهشان، کاتووار افسانه‌ای هستند تا چرخه‌ی حیاتشان را کامل کنند. تلاش آن‌ها برای یافتن این زادگاه، جنگ‌آوری‌ها و مبارزاتشان داستان کتاب «فصل حزن» را شکل می‌دهد.

درباره مجموعه‌ی سرگذشت گروهان سیاه

کتاب «فصل حزن» کتاب ششم از مجموعه‌ی سرگذشت گروهان سیاه نوشته‌ی «گلن کوک»، نویسنده‌ی آمریکایی است. این مجموعه سفرهای گروهان سیاه از شمال به جنوب و بعد به‌سوی سرزمین زادگاه گروهان یعنی کاتووار را روایت می‌کند و مخاطب اصلی آن نوجوانان و علاقه‌مندان به داستان‌های فانتزی و تخیلی است. اولین کتاب از این مجموعه بانام «گروهان سیاه» در سال 1984 منتشر شد و پس ‌از آن، «گلن کوک» هشت کتاب دیگر تحت عنوان این مجموعه نوشت. «گلن کوک» کتاب‌های این مجموعه را در سه بخش طبقه‌بندی کرده است، بخش اول که سفر به شمال نام دارد شامل کتاب‌های «گروهان سیاه»، «سایه‌های ابدی» و «رز سپید» است. بخش دوم بانام کتاب‌های جنوب شامل داستان‌های «سرنیزه‌ای نقره‌ای»، «بازی‌های سایه» و «رؤیاهای پولادین» است. بخش سوم این مجموعه بانام کتاب‌های سنگ‌های درخشان با کتاب «فصل حزن» آغاز می‌شود و شامل سه کتاب دیگر ازجمله «او تاریکی است» است. تمامی داستان‌های این مجموعه به فارسی ترجمه شده‌اند و در میان خوانندگان فارسی زبان محبوب هستند.

درباره گلن کوک

«گلن کوک» Glen Cook نویسنده‌ی مجموعه‌ی سرگذشت گروهان سیاه در تاریخ 9 ژوئیه سال 1944 در نیویورک به دنیا آمد. او از دهه‌ی هشتاد میلادی نوشتن کتاب‌های علمی تخیلی برای نوجوانان را آغاز کرد و سال 1984 اولین اثرش را منتشر کرد. این نویسنده برای نوجوان‌ها داستان‌های تخیلی و حماسی می‌نویسد. داستان‌های فانتزی مملو از نبردها و مبارزات آدم‌های معمولی، موجودات غیرطبیعی و ابر انسان‌ها است که مطالعه‌ی آن‌ها خواننده را در دنیایی فانتزی غرق می‌کند. داستان‌های خیالی خواننده را به دل هیجان و اسرار می‌برند و سبب بهت و حیرت خواننده می‌شوند. تمامی آثار «گلن کوک» در این حوزه هستند که مملو از صحنه‌های نبرد و مبارزات عظیم است.

ترجمه کتاب فصل حزن به زبان فارسی

کتاب «رؤیاهای پولادین» نوشته‌ی «گلن کوک» با ترجمه‌ی «آیدا کشوری» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1396 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «آیدا کشوری» مترجم این اثر سایر کتاب‌های مجموعه‌ی سرگذشت گروهان سیاه را نیز به فارسی ترجمه کرده است که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای مطالعه و دانلود موجود است.

در بخشی از کتاب فصل حزن می‌خوانیم

خانواده‌ی همسرم تلاش بسیار اندکی برای بهبود نظر دیگران نسبت به نیوئنگ بائوها انجام می‌دهند. مخصوصاٌ مادر گوتا معضل اصلی است. آن سلیطه‌ی پیر حتی من را هم به‌سختی تحمل می‌کند و فقط به این دلیل است که اگر نخواهد تحمل کند. کاملاً دخترش را از دست می‌دهد. رفتارش با فرمانده بسیار زننده است.

با این حال من و ساری برای طبیب آن‌قدر اعتبار داشتیم تا وقتی خانواده‌ی ساری در ماه اخیر سروکله‌شان پیدا شد، اصرار کنیم اقامتگاهمان را عوض کنیم که تا زمان بازگشتشان به مرداب‌های باشکوهشان در محله‌ی زاغه‌نشین شهر نباشند. اما اگر مادر گوتا در خیابان مراقب زبانش نباشد، نمی‌توانند به بهشتشان برگردند.

فرمانده هرگز به غرغرهای مداوم پیرزن واکنشی نشان نمی‌داد. یک بار به من گفت: «سی سال گابلین و تک چشم رو تحمل کردم. یه پیرزن بداخلاق که از نقرس و ورم مفاصل رنج می‌کشه که چیزی نیست. گفتی فقط چند هفته اینجا می مونه مگه نه؟»

درست است. چنین گفته بودم. در این فکر بودم که آن واژه‌ها با سس سویا چه طعمی خواهند داشت. یا با مقدار زیادی ادویه‌ی کاری. اکنون که بانو بیشتر اوقات در جنوب است و خشم بی‌حد و حصرش را بر سر سربازان سایه خالی می‌کند، طبیب نیاز به خانه‌ای بزرگ ندارد. مکان قدیمی‌مان چیزی بیش از سلول راهبه‌ها نبود. به‌اندازه‌ی کافی برای او، بانو در اوقاتی که به ملاقات می‌آمد و گهواره‌ای که رام به بانو داده بود، جا دارد؛ کسی که بعداً در تلاش برای محافظت از جان بانو و نوزادش در برابر نارایان سینگ جان خود را از دست داد. رام خودش آن گهواره را ساخته بود. احتمال زیاد به اين دلیل جان داده بود که مثل اکثر مردانی که با بانو وقت زیادی را سپری می‌کنند، عاشق زنی اشتباهی شده بود.

خیلی خوب، طبیب خانه‌ی خودش را به من داد اما با محدودیت‌هایی. نمی‌توانستم آن را تبدیل به خانه‌ی جدید نیوئنگ بائوها کنم. صحرا و تای دی متعلق به آنجا بودند. مادر گوتا و عمو دوج برای مهمانی قدمشان بر چشم بود و عموزاده و خواهرزاده و برادرزاده‌های بی چشم و رو جایی نداشتند. آدم‌هایی که فرمانده را متهم به این می‌کردند که از موقعیتش برای بستن بار خودش بهره می‌برد، باید از نزدیک نگاهی به بندوبساط او می‌انداختند. آزادیخواه، آقای شگفت‌انگیز قدرت مطلق ارتش تمامی تاگلی‌ها و بسیاری از فتوحات و کشورگشایی‌ها درست همان‌طوری زندگی می‌کند که در زمان درمانگر گروهان و مورخ بودنش می‌زیست.

دلیل دیگری که من را به آنجا نقل مکان داد برای این بود تا فضای کاری مناسبی برایم فراهم بیاورد. برای این تاریخچه‌ها مخزن بزرگی در نظر گرفته است.

مشخصات فصل حزن

نظرات کاربران درباره فصل حزن