پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
رویاهای پولادین

رویاهای پولادین
سرگذشت گروهان سیاه- کتاب پنجم

نسخه الکترونیک رویاهای پولادین به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی رویاهای پولادین

درباره کتاب رؤیاهای پولادین

«رؤیاهای پولادین» Dreams of Steel کتاب پنجم از مجموعه‌ی سرگذشت گروهان سیاه نوشته‌ی «گلن کوک» در آوریل سال 1990 منتشر شد. این کتاب داستان گروهان سیاه و جادوگران است که با جنگ در شهر دجاگوزه در مرکز دشتی گرد و بزرگ آغاز می‌شود. در این جنگ ملت تاگلیوس در حال شکست هستند و سوآن و ماثر از بالای تخته‌سنگی آن‌ها را نظاره می‌کنند. سوآن و ماثر از شهر رز هستند که حدود ده هزار کیلومتر با شهر دجاگوزه فاصله دارد. «اسموک» رئیس آتش‌نشانی شهر دجاگوزه در تمام مدتی که مردم در جنگ و محاصره هستند در کنار سوآن و ماثر ایستاده است و به نجات شهر و مردم فکر می‌کند. او نمی‌خواهد که شهر به دست گروهان سیاه بیافتد ولی هیچ اقدام جدی هم انجام نمی‌دهد. ماثر به آن‌ها پیشنهاد می‌دهد آن مهلکه را ترک کنند تا پیش از آنکه جانشان را از دست بدهند.

مجموعه‌ی سرگذشت گروهان سیاه نوشته‌ی «گلن کوک» روایت چهار دهه از فعالیت یک گروه تیزهوش و جنایتکار به نام گروهان سیاه است که برای علاقه‌مندان به آثار فانتزی و حماسی بسیار خواندنی و جالب است. این مجموعه شامل 9 اثر است که برخی از آن‌ها عبارت‌اند از «گروهان سیاه»،  «سایه‌های ابدی»، «رز سپید»، «سرنیزه نقره‌ای»، «فصل حزن» و «او تاریکی است». اولین اثر این مجموعه که «گروهان سیاه» نام دارد سال 1984 منتشر شد و پس از آن «گلن کوک» نوشتن داستان‌های دیگر مجموعه را ادامه داد. کتاب‌های این مجموعه با نثری روان و شیوا برای گروه سنی نوجوان و جوان به نگارش درآمده است.

درباره گلن کوک

«گلن کوک» Glen Cook نویسنده‌ی داستان‌های علمی تخیلی در تاریخ 9 ژوئیه سال 1944 در نیویورک به دنیا آمد. او زمانی که در جنرال موتورز کار می‌کرد استعدادش در نوشتن را کشف کرد. او از دهه‌ی هشتاد میلادی نوشتن را به‌طورجدی دنبال و اولین اثرش را در سال 1984 منتشر کرد. او آثارش را در سه دسته‌ی سفر به شمال، کتاب‌های جنوب و کتاب‌های سنگ‌های درخشان طبقه‌بندی کرده است که همه‌ی آن‌ها در سبک فانتزی و حماسی نگاشته شده‌اند. «گلن کوک» نویسنده‌ای خوش‌ذوق است که تخیلاتش را به داستان‌های خواندنی تبدیل کرده است. او برای نوجوانان علاقه‌مند به ژانر تخیلی و علمی می‌نویسد تا از لحظات فراغتشان لذت ببرند.  

ترجمه کتاب رؤیاهای پولادین به زبان فارسی

کتاب «رؤیاهای پولادین» نوشته‌ی «گلن کوک» با ترجمه‌ی «آیدا کشوری» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1396 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «آیدا کشوری» مترجم کتاب‌های فانتزی است؛ او آثار دیگر «گلن کوک» را نیز به فارسی ترجمه کرده است که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای مطالعه و دانلود موجود است.

در بخشی از کتاب رؤیاهای پولادین می‌خوانیم

مرد زخمی فکر می‌کرد اسیر خوابی مسموم شده است. او درمانگر بود. می‌دانست داروها کارهای عجیبی با ذهن می‌کنند. باوجود عجیب بودن خواب‌ها، نمی‌توانست از خواب برخیزد.

تکه‌ی درهم ‌شکسته‌ای از عقلانیت که گوشه‌ی ذهنش خیمه زده بود، تماشا می‌کرد و حس می‌کرد و در حینی که بافاصله‌ی چند متر از منظره‌ی که چندان آن را نمی‌دید، شناور مانده بود به‌طور مبهمی در فکر فرورفته بود. گاهی اوقات شاخه‌هایی از بالای سرش می‌گذشت. گاهی تپه‌هایی از گوشه‌ی چشمش می‌دید. یک بار وقتی بیدار شد از میان چمنزاری با چمن‌های بلند عبور می‌کردند. یک بار احساس کرد از روی حجم وسیعی از آب در حال گذرند.

گاهی اسب سیاه بزرگی به او نگاه می‌کرد. با خود فکر کرد که جانور را می‌شناسد. اما نتوانست تکه‌های خاطرات را در ذهنش کنار هم بچیند.

گاهی پیکری پوشیده در ردایی بی‌ریخت، سوار بر پشت جانور از درون باشلقی تهی به پایین چشم دوخته بود. حدس زد که تمام این‌ها واقعی باشند؛ اما هیچ الگوی معناداری نداشتند. فقط اسب آشنا بود. لعنتی. نمی‌توانست به یاد بیاورد کیست. افکارش به‌هم‌پیوسته نبودند. گذشته‌های محتمل مدام داشتند به حال ظاهری تعدی می‌کردند؛ اغلب به‌صورت واقعی.

آن تعدی‌ها بخش‌هایی از جنگ بودند، با مرزهایی نامشخص و تیره‌وتار، اما در مرکز به‌روشنی خون. دجاگوره، ژونیپر، ماهورتپه، پل کوئین. باز دجاگوره. دجاگوره از همه تازه‌تر بود. گاهی چهره‌ای را به یاد می‌آورد. زنی با چشمان آبی حیرت‌آور و موهای مشکی که هميشه سیاه به تن می‌کرد. حتماً آن زن برایش مهم بود. بله. تنها زن... هرگاه ظاهر می‌شد، ظرف چند ثانیه ناپدید می‌شد و جایش را چهره‌های مردانی می‌گرفت.

خلاف کشتارها، نمی‌توانست آن مردان را با اسم تمییز دهد. با اين حال آن‌ها را می‌شناخت. حس می‌کرد ارواحی هستند که منتظرند او را در میان خود بپذیرند.

گاهی درد سینه‌اش را فرامی‌گرفت. هنگامی که شدیدترین درد را داشت، بیش از هميشه هوشیار بود. در آن لحظات تقریباً دنیا مفهومی می‌یافت، اما جانور پیچیده در جامه‌های سیاه می‌آمد و مرد دوباره در رؤیاها فرو می‌رفت.

همراه مشکی پوش مرده بود؟ این وقایع مسیرش به قلمروی زیرین مردگان بود؟ ذهنش آن‌قدر خوب عمل نمی‌کرد که این موضوع را بررسی کند. آدم معتقدی نبود. اعتقاد داشت مرگ پایان است. وقتی می‌میرید، کاملاً مرده‌اید همچون حشره‌ای له شده یا موشی غرق شده و جاودانگی‌تان در ذهن آنانی است که پشت سر رها می‌کنید. بیش از آنکه هوشیار باشد، در خواب بود. بدین سان زمان از دستش گریخته بود.

مشخصات رویاهای پولادین

نظرات کاربران درباره رویاهای پولادین

فکر کنم جز معدود کتاب های تندیس هست که قیمتش متعادلتره از بقیه
در ۱ ماه پیش توسط محمد علی حامد ( | )