پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا

بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا

نسخه الکترونیک بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا

تا به حال از خود پرسیده‌اید چرا اصلاً وجود دارید؟ این سؤال یکی از اصلی‌ترین و ابتدایی‌ترین سؤال‌های فلسفی است که در خیلی از مواقع ممکن است زندگی شما را دچار فروپاشی کند. کتاب کوچک «بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا» خواننده را با این سؤال بزرگ و بی‌پاسخ روبه‌رو می‌کند: چرا من اینجا هستم؟ این کتاب در میان داستانی کوتاه اما ژرف خواننده را به فکر وامی‌دارد و او را وارد ماجرایی هیجان‌انگیز می‌کند.

درباره کتاب بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا

کتاب «بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا» The Why Café نوشته‌ی «جان ‌استرلسکی» در سال 2002 منتشر شد. این کتاب با نثری، روان و پرکشش در طول پنجاه‌وهفت فصل به نگارش درآمده است. داستان «بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا» از زبان جوانی دوچرخه‌سوار به نام جان روایت می‌شود که در یک روز آفتابی ناگهان با کافه‌ای روبه‌رو می‌شود که قبلاً در جای دیگری از شهر قرار داشته است. این جوان با نثری شبیه به رئالیسم جادویی مواجهه‌اش با این کافه و عناصر دیگر داستان را به تصویر می‌کشد و خواننده در فضایی تازه قرار می‌دهد. این جوان پس از طی مسافت زیادی، وسط ناکجاآباد یک کافه‌ی کوچک پیدا می‌کند که تنها محل استقرار در منطقه‌ای دورافتاده است. او در این کافه زمانی که منو را نگاه می‌کند با سه سؤال زیر روبه‌رو می‌شود:

  • چرا اینجایی؟
  • آیا شما از مرگ می‌ترسید؟
  • آیا شما راضی شده‌اید؟

این سه سؤال عمیق و قابل‌تأمل، ورود «جان» به دنیای جدیدی از تجربه‌ها است. جان همراه «کیسی»، پیشخدمت کافه، به سفری برای کشف ناشناخته‌های درونی خود می‌روند. آن‌ها برای یافتن پاسخ سؤال چرا من اینجا هستم؟ رهسپار مناطق گرمسیری می‌شوند و ماجرایی مهیج برای خود رقم می‌زنند.

درباره جان ‌استرلسکی

«جان ‌استرلسکی»  John Strelecky نویسنده‌ی آمریکایی در 13 سپتامبر سال 1969 به دنیا آمد. او در سال 2002 اولین کتابش به نام «بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا» را نوشت که توسط خود نویسنده به چاپ رسید که پس از فروش بیش از ده هزار نسخه، انتشار آن را یک انتشارات برعهده گرفت. این کتاب در همان سال به زبان‌های فرانسه و آلمانی ترجمه شد و به‌عنوان یکی از پرفروش‌ترین آثار سال 2015، 2016 و 2017 معرفی شد. «جان ‌استرلسکی» بعد از این اثر، نوشتن را به‌طورجدی دنبال کرد و چندین داستان دیگر نوشت که به فارسی ترجمه نشده‌اند. کتاب‌های او تا امروز بیش از سه میلیون نسخه فروش در دنیا داشته‌اند و به بیش از سی‌وسه زبان دنیا ترجمه شده‌اند. «جان ‌استرلسکی» در انتشار داستان «بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا» از هیچ‌گونه کمپین تبلیغاتی میلیونی استفاده نکرد ولی قلم توانایش و جذابیت داستانش سبب شد این کتاب از مهم‌ترین روش تبلیغاتی، یعنی تبلیغات دهان‌به‌دهان بهره ببرد و به یکی از پرفروش‌ترین آثار تبدیل شود. 

ترجمه کتاب بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا به زبان فارسی

کتاب «بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا» نوشته‌ی «جان ‌استرلسکی» با ترجمه‌ی «مهوش خرمی پور» از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس در سال 1395 منتشر شد که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. «مهوش خرمی پور»، مترجم پرکار ایرانی ترجمه‌ی آثار نویسندگان معروف ادبیات جهان را در کارنامه‌ی کاری‌اش دارد. ازجمله آثار ترجمه‌ شده‌ی او می‌توان به «مرد داستان فروش» و «دختر پرتقالی» نوشته‌ی «یوستین گوردر» و «نفس بریده» نوشته‌ی «هرتا مولر» اشاره کرد که نسخه‌ی الکترونیک و صوتی آن‌ها در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

در بخشی از کتاب بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا می‌خوانیم

من و کیسی تقریباً یک ساعت تمام با هم حرف زدیم و در تمام این مدت من از جاهایی که رفته بودم و تجربه‌های ماجراجویانه‌ام گفتم. مثلاً از سفر به سافاری آفریقا، دیدارم از دیوار چین، جنگل‌های برنس فرانسه و شهرهای باستانی روم قدیم... بعد متوجه شدم که کیسی هم می‌بایست خیلی مسافرت کرده باشد و بیشتر مکان‌هایی را که من برایش از آن‌ها تعریف کردم باید دیده باشد. اما با این حال او به‌دقت به حرف‌های من گوش می‌داد و حتی در این رابطه سؤال‌های زیادی هم از من می‌پرسید.

سرانجام به او گفتم: «تمام مدت فقط من حرف زدم، حال تو بگو در این مدت چه می‌کردی؟»

او گفت: «احتمالاً خودت هم احساس کردی که ما دیگر در آنجایی که تو آخرین بار آمده بودی نیستیم.»

گفتم: «بله، من هم به این موضوع فکر کرده بودم.»

کیسی سرش را پایین انداخت و گفت: «و این قضیه دلایل خودش را دارد، زیرا امروز یک اتفاقی اینجا روی خواهد داد.»

من پرسید: «جان تو در آشپزی وارد هستی؟»

«نه‌چندان. اما فکر می‌کنم بتوانم صبحانه‌ی مخصوص شما را ردیف کنم چرا این را پرسیدی؟»

«مایک امروز کمی دیرتر به کافه می‌آید و به این خاطر من در آشپزخانه به کمک نیاز خواهم داشت.» او با سرش اشاره‌ای به بیرون کرد و گفت: «این‌طور که به نظر می‌رسد اولین مشتری ما هم از راه رسید.»

من به دلایل زیادی هرگز قادر به -نه - گفتن نبوده‌ام، اما هیچ‌وقت هم در آشپزخانه‌ی یک کافه کار نکرده بودم. به هر حال فقط می‌توانستم چند خوراک ساده درست کنم هر چه باشد من که کارگر کافه نبودم...

اما به یک دلیل نامشخص احساس می‌کردم که کارها خوب پیش خواهند رفت. بنابراین با خنده به کیسی گفتم: «اگر شانس بیاوریم و مشتری‌ها فقط پنکیک توت سیاه و یا نان تست و آناناس سفارش بدهند هیچ مشکلی پیش نخواهد آمد، اما در مورد درست کردن غذاهای دیگر من هیچ قولی نمی‌دهم.»

کیسی با خنده گفت: «پس بیا امیدوار باشیم که آن‌ها فقط یکی از این دو جور خوراک را سفارش بدهند...» و در حالی که دوباره به بیرون نگاه می‌کرد به من گفت «تو به آشپزخانه برو تا با محیطش آشنا شوی، من هم کمی بعد می‌آیم تا ببینم و بشنوم که از پس ‌کارهای آنجا برخواهی آمد.»

همان طور که کیسی بیرون را تماشا می‌کرد چشمش به زنی که از ماشین سفید بیرون آمد، افتاد. آن زن برخلاف سنت هاوایی بی‌اندازه‌ شیک بود. یک پیراهن آبی روشن پوشیده و موهایش را خیلی زیبا بالای سرش جمع کرده بود.

مشخصات بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا

نظرات کاربران درباره بازگشت‌ به‌ کافه‌ چرا