پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
مرد گچی

مرد گچی

نسخه الکترونیک مرد گچی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی مرد گچی

نویسندگان و منتقدان زیادی رمان مرد گچی را تحسین کرده‌اند. کلر داگلاس نویسنده‌ی کتاب پرفروش «آخرین دیدار» درباره‌ی رمان مرد گچی گفته است: «تالیفی هوشمندانه که هنرمندانه رازها، دروغ‌ها و هیجانات را در لفافه بیان می‌کند- شخصیت اصلی را به شکلی وحشتناک ترسیم می‌کند، قاتلی خطرناک که البته آن هیولای کشنده‌ای که در مرکز تمام داستان قرار دارد، نبود». استفن کینگ نیز نویسنده مشهور و پرآوازه کتاب‌های جنایی معمایی در توصیف کتاب صوتی «مرد گچی» گفته است: «اگر کارهای مرا دوست دارید، از مرد گچی هم خوشتان خواهد آمد.»

درباره کتاب مرد گچی

کتاب مرد گچی (The Chalk Man) نوشته‌ی سی.جی.تئودور، رمانی در ژانر جنایی و دلهره‌آور است که اولین بار در سال 2018 منتشر شد. شروع این رمان کوبنده و جنجال‌آفرین است و از همان ابتدا با خواننده اتمام حجت می‌کند که قرار نیست با داستانی شاد مواجه شود، بلکه از همان ابتدا خواننده را درون گودالی از یک جنایت مخوف می‌اندازد. داستان در دو زمان گذشته و حال روایت می‌شود و راوی آن برخی مواقع اول شخص (ادی مانستر) و بعضی مواقع از نگاه سوم شخص روایت می‌شود.

داستان از اولین قرار آزادانه 5 دوست و بدون حضور پدر و مادرانشان در سال 1986 شروع می‌شود. این 5 نفر ادی مانستر (که شخصیت اصلی داستان است)، فت گیو (که دوست صمیمی ادی و یک پسر چاق با بوی نامطبوع است)، متال میکی (پسری که با آن دندان‌های ارتودنسی شده‌اش حس خوبی به ادی نمی‌دهد)، هوپو (که همیشه نقش واسط و میانجی گر را دارد) و نیکی (تنها دختر گروه که موهای قرمز و گردنبند صلیبی به دور گردنش دارد و از همان ابتدای داستان متوجه علاقه‌ی ادی نسبت به او می‌شویم) هستند. داستان با اولین روز استقلال آن‌ها برای بیرون رفتن از خانه شروع می‌شود و اولین‌های دیگری هم در این روز به ظاهر فوق‌العاده رخ می‌دهد! در آن روز ادی با صاحب نام کتاب یعنی مرد گچی، به نحوی عجیب و مرموز آشنا می‌شود. جریان از یک بازی کودکانه و کمدی آغاز شده و با یک اتفاق وهم‌آلود و تراژدی پایان میابد. البته داستان به ظاهر برای این پنج کودک پایان یافته است! تا این که آنها سی سال بعد یعنی در سال 2016 متوجه می‌شوند که گذشته‌شان سایه به سایه آن‌ها را تعقیب کرده و سر بزنگاه یقه‌ی آن‌ها را گرفته است. به طوری که جایی از کتاب آینده‌شان با این جمله‌ی ادی پیوند می‌خورد که: «همه مردم رازهایی دارند، چیزهایی که می‌دانند نباید انجام دهند، ولی انجام می‌دهند...». آن‌ها دوباره بازی کودکانه‌ی اکتشاف رمز نقوش گچی روی دیوارها را که ابتدا برایشان صرفاً یک امر سرگرم‌کننده بود را شروع می‌کنند و در انتهای بازی و کشف رمز گچ‌ها، به یک حادثه هولناک می‌رسند که خواننده با خواندن اتفاقی که برای این پنج کودک می‌افتد، تنها یک چیز به ذهنش خطور می‌کند که «این کودکان بعد از این تجربه‌ی وحشتناک، چگونه به خواب می‌روند؟!»

سی.جی.تئودور در این کتاب خواننده را از توصیف‌های دقیق خود شگفت‌زده می‌کند. همین توصیفات دقیق و جزئی در طول داستان باعث احساس ترس و تعلیق در خواننده می‌شود. کتاب دارای نوعی تعلیق روان‌شناختی است، چرا که نویسنده به خوبی می‌داند که از چه مهره‌هایی (پنج کودک) برای ایجاد انواع احساسات و کشیدن مخاطب تا انتهای داستان استفاده کند و با ایجاد صحنه‌های هولناک از نگاه یک کودک و فضاسازی های دلهره‌آور، خواننده را با خود تا نقطه‌ی پایانی داستان بکشاند و کنجکاوی و عطش او را برای دانستن حقایق زیاد کند.

نگران پایان داستان نباشید، شروع طوفانی، پایانی طوفانی‌تر را با خود به همراه دارد و نویسنده همان‌گونه که در ابتدا خواننده را با شوک مواجه می‌کند، در پایان هم کم لطفی نکرده است و ضربه‌ی نهایی را به مخاطب وارد می‌کند و پاداش خوبی به خوانندگان وفادار خود می‌دهد!

رمان مرد گچی را انتشارات کتاب‌سرای تندیس با ترجمه‌ی نرگس جلالتی منتشر کرده است و در اختیار علاقه‌مندان قرار داده است.

درباره سی.جی.تئودور

سی جی تئودور نویسنده انگلیسی متولد سالیزبری است اما در ناتینگهام بزرگ شده است. او ابتدا گزارشگر، نویسنده رادیو و مجری تلویزیون بوده و بعد به نویسندگی روی آورده است. یکی از نویسندگان مورد علاقه او استیفن کینگ است؛ شاید به همین دلیل است که برخی کتاب‌های او را شبیه داستان‌های کینگ می‌دانند. او در سال 2019 با نوشتن رمان مرد گچی برنده جایزه «بری» برای بهترین رمان اول شد. از آثار دیگر او می‌توان به افراد دیگر، مردی در جعبه، شیری در دروازه است اشاره کرد که ژانر همه‌ی آن‌ها ترسناک و دلهره‌آور است.

در بخشی از کتاب مرد گچی می‌خوانیم

موهایم هنوز پرپشت و اکثراً مشکی است، ولی خطوط خنده‌ام حس شوخ‌طبعی چند سال قبل را از دست داده بود. مثل خیلی از مردم قدبلند، خمیده شده بودم و لباس‌های محبوبم چیزی بود که کِلو به آن‌ها می‌گفت «فروشگاه شیک خیریه.» کت و شلوار، جلیقه و کفش‌های مناسب. چند تا شلوار جین داشتم که سر کار نمی‌پوشیدم ــ مگر این که داخل اتاق مطالعه‌ام بپوشم ــ معمولاً کار می‌کردم و اغلب روزهای تعطیل تدریس خصوصی انجام می‌دهم. می‌توانم بگویم که دلیلش علاقه‌ی زیاد من به تدریس است اما هیچ‌کس به این اندازه عاشق کارش نیست. من به دلایل مالی این کار را انجام می‌دهم. همچنین به این خاطر که کِلو این جا زندگی می‌کند. او مستاجر من است و برای من مثل یک دوست می‌ماند.

مسلماً ما زوج عجیبی هستیم. کِلو از آن قبیل مستاجرها که معمولاً می‌پذیرم نیست. من به خاطر مسائل مالی نیاز داشتم تا فرد دیگری به عنوان مستاجر با من زندگی کند و دختر یکی از آشنایان می‌دانست که «این دختر» خیلی فوری به اتاق نیاز دارد. به نظر کمک هزینه‌ی خوبی بود. مثل یک شرکت. ممکن بود به نظر عجیب برسد که به مستاجر نیاز داشته باشم. به نسبت حقوق خوبی می‌گیرم، خانه‌ای را که در آن زندگی می‌کنم مادرم به من بخشیده و مطمئن هستم که به تصور اکثر مردم این کار یعنی زندگی مرفه و بی دردسر.

حقیقت تلخ این است که خانه زمانی خریداری شده بود که نرخ بهره دو برابر شده بود، یک‌بار برای نوسازی خانه وام گرفته بودیم و دوباره برای پرستاری از پدرم در خانه به خاطر این که بیماری‌اش شدت پیدا کرده بود، وام گرفتیم. من و مادرم تا پنج سال قبل با یکدیگر اینجا زندگی می‌کردیم تا این که با جِری، بانکداری خوش‌رو آشنا شد و تصمیم گرفت همه‌چیز را به خاطر یک زندگی مستقل در خانه‌ای در حومه‌ی ویلشایر رها کند.

مشخصات مرد گچی

نظرات کاربران درباره مرد گچی