تنها جادوگر حرفه ای که اسمش در دفتر تلفن است به مرد درمانده ای تبدیل شده.
و درست زمانی که به نظر می رسد بدتر از این نمی شود سر و کله ملکه ی پریان قلمرو زمستان پیدا م ی شود. برای آزاد کردن هری از بند قرار ماوراء الطبیعه ای که با نامادری پری اش دارد و همین طور پایانی برای بدبیاری هایش پیشنهادی به او می دهد که نمی تواند رد کند. فقط باید بفهمد چه کسی شوالیه ی تابستان (دست راست ملکه ی تابستان) را کشته و ملکه ی زمستان را تبرئه کند.
به نظر ساده است؛ اما هری عاقل تر از آن است که درگیر سیاست بازی های پریان شود. تا اینکه می فهمد سرنوشت کل دنیا به حل این مسئله وابسته است. البته اجباری هم نیست.