پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
بگو متأسفی

بگو متأسفی
مورگان دین- کتاب اول

نسخه الکترونیک بگو متأسفی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی بگو متأسفی

کتاب بگو متاسفی داستانی معمایی با رگه‌هایی از ماجراهای رمانتیک به قلم نویسنده‌ی پرفروش وال استریت ژورنال، ملیندا لی است. او به خوبی اتفاقات مختلف را در هم تنیده تا در نهایت رمانی پر رمز و راز برای خواننده خلق کند. این کتاب در فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های سایت آمازون قرار داشته است و شخصیت‌پردازی و سیر خطی داستان باعث شده تا بسیاری از افراد به خواندن دیگر کتاب‌های این نویسنده ترغیب شوند.

درباره کتاب بگو متاسفی

کتاب بگو متاسفی، نوشته‌ی ملیندا لی است که اولین بار در سال 2017 منتشر شد. این کتاب از مجموعه کتاب‌های مورگان دین است. در این مجموعه، داستان‌ها حول پرونده‌هایی است که مورگان دین به عنوان یک وکیل جوان با آن‌ها مواجه می‌شود.

کتاب بگو متاسفی اولین کتاب از این مجموعه است و داستان از جایی آغاز می‌شود که مورگان دین همسر خود را در عراق از دست داده است و برای تسلی خاطر خویش به اسکارلت فالز، زادگاه خود باز می‌گردد. او در این زمان کنار خانواده‌اش فرصت می‌کند تا کمی استراحت کند و یک فرصت شغلی خوب به عنوان یک بازپرس تازه‌کار پیدا می‌کند؛ اما اولین پرونده‌ی او پرونده‌ی عجیبی ست، چرا که پرستار فرزندش که دختر 18 ساله‌ای به نام تیسا بود به قتل می‌رسد و همسایه ی مورگان از او می‌خواهد تا از پسرش نیک که به جرم قتل متهم شده است، در دادگاه دفاع کند. از سویی مردم اسکارلت فالز از کشته شدن تیسا بسیار عصبانی هستند؛ اما مورگان سال‌هاست که نیک را می‌شناسد و با وجود مدارک و شواهد علیه نیک، نمی‌تواند باور کند که او قاتل است. مورگان از لنس کروگر که یکی از دوستان قدیمی‌اش است برای این پرونده کمک می‌گیرد. لنس قبلا پلیس بوده و حالا به عنوان یک کارآگاه خصوصی مشغول کار کردن روی پرونده‌های جنایی است. مورگان و لنس تحقیقات خود را برای یافتن قاتل واقعی شروع می‌کنند، اما همزمان با این که از اسراری عجیب و تکان‌دهنده پرده برمی‌دارند، خودشان وارد داستانی عجیب و پیچیده می‌شوند.

کتاب بگو متاسفی داستانی معمایی با پایانی غافلگیرکننده دارد، داستان با جزئیات زیادی روایت می‌شود و خوانندگانی که به سبک داستان‌های معمایی و پر پیچ و خم علاقه دارند می‌توانند از دنبال کردن داستان کتاب حاضر لذت ببرند. انتشارات کتاب‌سرای تندیس کتاب بگو متأسفی را با ترجمه‌ی نشاط رحمانی نژاد در 400 صفحه منتشر کرده است.

کتاب آخرین وداع دومین کتاب منتشر شده از مجموعه کتاب‌های مورگان دین است. اگر خواندن کتاب اول برای شما لذت‌بخش بوده است، می‌توانید همراه مورگان در کتاب آخرین وداع وارد یک پرونده‌ی معمایی دیگر شوید. خرید و دانلود این دو کتاب از سایت و اپلیکیشن فیدیبو امکان‌پذیر است.

درباره ملیندا لی نویسنده‌ی کتاب بگو متاسفی

ملیندا لی، نویسنده‌ی آمریکایی است که بیشتر به سبک نوشتاری داستان‌های تریلر شهرت دارد. او قبل از نویسندگی کارمند بانک کار بود و نویسندگی تنها برای او راهی برای تمدد اعصاب و حال خوب بوده است. او زمانی که در بانک کار می‌کرد و مشغول بزرگ کردن فرزندانش بود از نوشتن به عنوان راهی برای فرار از شلوغی روز استفاده می‌کرد. ملیندا بعد از مدتی کار خود را در بانک رها کرد و به طور حرفه‌ای به عنوان یک رمان‌نویس شروع به کار کرد. از رمان‌های او بیش از 7 میلیون نسخه تا امروز در جهان فروخته شده است.

 SHE CAN RUN عنوان اولین رمان ملیندا لی است که بعد از انتشار با استقبال خوبی مواجه شد. این کتاب نامزد دریافت جایزه‌ی بهترین کتاب اول توسط «انجمن بین‌المللی نویسندگان داستان‌های تریلر» شد.

در بخشی از کتاب بگو متاسفی می‌خوانیم

اوایل شب، با خودش فکر کرده بود قدم درون دریاچه سرد بگذارد و نقطه پایانی برای بدبختی‌هایش بگذارد، اما حالا که فرشته مرگ پس گردنش نفس می‌کشید، وحشت بر وجودش غلبه کرده بود و غریزه بقایش هر ترسی که در مورد آینده‌اش داشت را تحت شعاع قرار داده بود.

نمی‌خواهم بمیرم.

آخرین حرف‌هایی که به پدربزرگ و مادربزرگش زده بود از روی عصبانیت بودند. به آن‌ها دروغ گفته بود. اگر جان سالم از این ماجرا به در نمی‌برد آن جروبحثی که داشتند، می‌شد آخرین خاطره‌ای که آن‌ها از او داشتند. این درست که کم عیب و ایراد نداشتند، ولی عاشقش بودند. حالا برای او هیچ راهی وجود نداشت که به آن‌ها بگوید او هم عاشقشان بود و از حرف‌هایی که زده بود منظوری نداشت. در واقع به خاطر گندی که در زندگی خودش به بار آورده بود ناراحت بود و تلافی‌اش را سر آن‌ها درآورده بود.

فرصتی به دست نمی‌آورد تا به آن‌ها بگوید از حرف‌هایش شرمنده بود.

باید فرار می‌کرد. باید زنده می‌ماند. باید زنده می‌ماند تا به خاطر ناراحت کردن دو نفری که بیشتر از همه دوستش داشتند، عذرخواهی می‌کرد. روی پاهایش ایستاد. عضلات منقبض شده‌اش لرزیدند و سرش گیج رفت. به جای اینکه بدود و فرار کند تصمیم گرفت کوره راه را دنبال کند، با توجه به اینکه اصلاً نمی‌دانست آن مرد کجا بود هر چه کمتر سروصدا می‌کرد بهتر بود. اگر خودش نمی‌دانست کجاست، شاید آن مرد هم نمی‌دانست.

وقتی وارد کوره راه شد و آرام شروع به دویدن کرد شاخ و برگ بوته‌ها پاهای برهنه‌اش را خراش انداختند. حس می‌کرد خاک‌های جمع شده زیر کفش‌های ورزشی‌اش برایش آشنا بودند. یک پیچ را دور زد و فوراً سرعتش را زیاد کرد. یک شاخه به پایش خورد و مثل یک خرگوش از روی آن پرید. ابری جلوی ماه را گرفت و روی راهش سایه انداخت. پای تیسا به چیزی گیر کرد و افتاد. زانویش با خوردن به ریشه‌ی بیرون زده‌ی درختی درد گرفته بود. چهار دست و پا ماند و نفس نفس زد و وحشتی که راه گلویش را بسته بود، قورت داد و اشک‌هایش روی گونه‌هایش روان شدند.

ادامه بده!

یک پایش را زیر بدنش گذاشت، ایستاد و پاهای لرزانش را مجبور به حرکت کرد، در جاده خاکی تلوتلوخوران پیش رفت و زمانی که متوجه درخت سوخته شد سرعتش را کم کرد. هنگامی که فهمید دوباره دارد به سمت آن چمنزار می‌رود سکندری خورد.

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب بگو متاسفی بود. خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکان‌پذیر است. برای مطالعه‌ی دیگر کتاب‌ها در زمینه‌ی داستان می‌توانید به قسمت دسته‌بندی کتاب‌ها مراجعه و کتاب‌های این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

مشخصات بگو متأسفی

نظرات کاربران درباره بگو متأسفی