پیش فروش کتاب صوتی هنر شفاف اندیشیدن
Loading

چند لحظه ...
اتاقی برای تو

اتاقی برای تو

نسخه الکترونیک اتاقی برای تو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نقد و بررسی اتاقی برای تو

درست در جایی از زندگی وقتی احساس می‌کنید تمام درها به رویتان بسته و قلبتان شکسته شده است. زندگی آن چه را که باید برای آرامش قلب و روحتان پدیدار می‌کند. داستان اتاقی برای تو روایتی عاشقانه و دلنشین از زنی است که از طوفان حوادث گذشته است و با قلبی شکسته تصمیم گرفته تا مدتی را به همراه فرزندانش در مسافرخانه‌ی مادرش سپری کند؛ اما دست تقدیر داستان دیگری برای او رقم میزند. کتاب اتاقی برای تو نوشته‌ی بث اهمان کتابی شیرین و خواندنی است که تا پایان زمان را برای شما متوقف خواهد کرد. به طوری که در انتهای داستان متوجه تمام شدن آن نخواهید شد.

درباره کتاب اتاقی برای تو

رمان اتاقی برای تو نوشته‌ی بث اهمان نویسنده‌ی پرفروش آمریکایی است که اولین بار در سال 2015 منتشر شد. این رمان دو جلدی سبکی عاشقانه دارد و نویسنده با زبانی ساده و لطیف قصه‌ای دوست‌داشتنی و پر کشش روایت می‌کند. در این کتاب داستان زنی به نام کیسی به تصویر کشیده شده است که همراه دو قلوهایش لوسی و پاپیر زندگی می‌کند. اولین عشق کیسی یعنی پدر دو قلوها قبل از تولد یک سالگی فرزندانشان، غیبش میزند و کیسی و دوقلوها را تنها می‌گذارد. تمام هستی کیسی فرزندانش هستند و او برای امرار معاش و ادامه زندگی به مادرش پناه می‌برد و تمام تلاش خود را می‌کند تا زندگی خود را به عنوان مادری مجرد در مسافرخانه‌ی مادرش از سر بگیرد. او دیگر با میل و رغبت قلبی به مردها ندارد چرا که ترک شدن توسط پدر دوقلوها برای او سر منشا بی‌اعتمادی به تمام مردان بوده است و ترس و واهمه‌ی از دست دادن دل‌خوشی‌های کوچک زندگی‌اش، باعث شده تا از عشق گریزان باشد. کیسی تصمیم می‌گیرد خود را به درس خواندن مشغول کند و تا حدودی به سختی می‌تواند خودش را از وضعیت تلخ بیرون بکشد؛ اما داستان در نقطه‌ای به جذابیت می‌رسد که دست تقدیر برادی مورفی ستاره هاکی را به مسافرخانه‌ی مادر کیسی می‌کشاند.

برادی احساساتی را در وجود کیسی بیدار می‌کند که او مدت‌ها به دست فراموشی و سرکوب سپرده بود. در ادامه خواننده با این پرسش مطرح می‌شود که آیا کیسی می‌تواند تصمیم جدیدی برای زندگی خود بگیرد یا نه. بث اهمان در این رمان رویکرد تازه‌ای در ارائه‌ی یک عاشقانه‌ی معاصر دارد. او داستان خود را به صورت موازی از زبان کیسی و برادی روایت می‌کند. طوری که خواننده از نگاه دو طرف، هم‌زمان به قصه نگاه می‌کند. برادی مورفی که یک ورزشکار است و به عنوان مرد عاشق داستان معرفی می‌شود وکیسی که مادری جوان است و قلب و روح او با فداکاری و از خود گذشتگی آکنده است.

کتاب اتاقی برای تو داستانی عاطفی دارد و احساسات خواننده را تا پایان داستان همراه شخصیت‌ها و تصمیم‌هایشان می‌کشاند. ادامه‌ی این داستان در کتاب اتاقی برای تو 2 جریان پیدا می‌کند. اتاقی برای تو با ترجمه‌ی رضوان خرمیان از سوی انتشارات کتاب‌سرای تندیس راهی بازار نشر شده است. اگر به خواندن کتابهای عاشقانه علاقه مندید و یا میخواهید به فردی که دوستش دارید کتابی مناسب و در عین حال خوش خوان هدیه کنید کتاب اتاقی برای تو انتخاب مناسبی  خواهد بود. این کتاب برای مخاطب بزرگسال نوشته شده است و حجم 335 صفحه‌ای کتاب به شما این امکان را می‌دهد تا خواندن آن را طی دو هفته به پایان برسانید.

در بخشی از کتاب اتاقی برای تو می‌خوانیم

بعد از شام وقتی در حال تمیز کردن آشپزخانه بودم، مامان دخترها را حمام کرد. مهمان‌ها که بعد از خوردن غذا سنگین شده بودند و چرت می‌زدند، به اتاقشان برگشتند، البته همه غیر از اشلی. او و فرد که با دقت داشت اخبار نگاه می‌کرد، روی کاناپه نشسته بودند. کلافه و بی‌حوصله به نظر می‌رسید، با ناخن‌های مصنوعی‌اش صورتش را خاراند و خمیازه کشید. برادی رفته بود دوش بگیرد و مطمئن بودم که به انتظار برادی آنجا نشسته بود.

«اوضاع چطوره؟» یک جمله ساده با صدای بم و زنگ‌دار برادی، به محض ورودش به اتاق، کافی بود تا تمام تنم را بلرزاند. اشلی که داشت موهایش را دور انگشتش می‌پیچاند، یک دفعه شاد و شنگول شد و با شادی به برادی لبخند زد. او فوق‌العاده زیبا بود و همین لج من را در می‌آورد. خیره شده بود به بازوی برادی و به نظرم یک آه هم از ته دل کشید.

فِرِد دستش را کشید توی موهای جوگندمی‌اش، از روی کاناپه بلند شد و گفت: «خوب نیست، اصلا خوب نیست. خب، بچه‌های باحال، من رفتم بخوابم. باید صبح زود بیدار شم و خیالم راحت شه که مسافرخونه روی آب شناور نیست».

از در پشتی رفت به آپارتمان گرم و نرمش که بالای گاراژ بود. چند باری آنجا رفته بودم. همیشه بوی سیگار برگ می‌آمد و پر از وسایل خاطره‌انگیز بود. جای راحت و در عین حال کاملا مناسب فرد بود. من از وجود او کنارمان خیلی خوشحال بودم.

اشلی با صدایی نه خیلی آرام از برادی پرسید: «میای وقتی این کارهاش تموم شد و رفت، با هم فیلم ببینیم؟» از اینکه در خانه خودم احساس یک مزاحم را داشتم، ناراحت شدم و تندتر ظرف‌ها را در ماشین ظرف‌شویی گذاشتم. آخرین چیزی که می‌خواستم، این بود که ببینم این دو نفر در آغوش هم روی کاناپه نشسته‌اند و دارند تلویزیون تماشا می‌کنند.

برادی لبخند مودبانه ای به او زد و گفت: «بعدا می‌بینیم، من امروز خیلی خسته‌ام.» چشمم افتاد به اشلی و دیدم دوباره آن قیافه عبوس و افتضاح را به خود گرفته است. کاش می‌شد یکی به او می‌گفت وقتی این قیافه را به خودش می‌گرفت، چقدر زشت و نچسب می‌شد.

مثل یک بچه بهانه‌گیر گفت: «اوه! کوتاه بيا، من چی که هنوز خوابم نگرفته؟»

«معذرت میخوام اشلی اما فکر نمی‌کنم دوست‌دخترم خوشش بیاد که نیمه‌شب بشینم کنار یه دختر غریبه و باهاش فیلم ببینم.» با دستش زد روی شانه اشلی، رفت و شروع کرد به زیر و رو کردن ساک کیسه‌ای‌اش. دوست‌دختر؟ دوست‌دختر دارد؟ بخشکی شانس!

البته خیلی هم شوکه نشدم. او جذاب و کاریزماتیک بود و لبخند مسری‌اش را تا به حال روی لب هيچ کس ندیده بودم و بلافاصله جذبش شدم، پس در مورد دیگران هم خیلی عجیب نبود.

 

آنچه در بالا خواندید بررسی و نقد کتاب اتاقی برای تو بود. خرید و دانلود این اثر در همین صفحه امکان‌پذیر است. برای مطالعه‌ی دیگر کتاب‌ها در زمینه‌ی داستان‌های عاشقانه می‌توانید به قسمت دسته‌بندی کتاب‌ها مراجعه و کتاب‌های این موضوع را یکجا مشاهده کنید.

مشخصات اتاقی برای تو

نظرات کاربران درباره اتاقی برای تو

کتابهای واقعا خوبیه کتاب خیلی بهتر از تلویزیونه
در ۳ ماه پیش توسط بهنام فولادی ( | )
یه عاشقانه لوس به نظر من جالب نبود
در ۲ ساعت پیش توسط ndv...edi ( | )