Loading

چند لحظه ...
پاییز از پاهایم بالا می‌رود

پاییز از پاهایم بالا می‌رود

نسخه الکترونیک پاییز از پاهایم بالا می‌رود به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۶,۹۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی پاییز از پاهایم بالا می‌رود

درباره کتاب پاییز از پاهایم بالا می‌رود

کتاب «پاییز از پاهایم بالا می‌رود» نوشته‌ی «لیلا صبوحی خامنه» در سال 1395 منتشر شد. این کتاب داستانی بلند با نثری شاعرانه است که در طی چند فصل کوتاه به نگارش درآمده است. این رمان عاشقانه‌ با نثری روان و ساده خواننده را با خود در طول داستانی خواندنی همراه و او را وارد فضایی ملموس و ایرانی می‌کند. این داستان با روایت زنی به نام «ناهید» آغاز می‌شود که در یکی از جاده‌های کوهستانی تبریز در حال سفر به یکی از شهرهای دیگر است تا به عیادت مادر بیمارش برود. او با بیان قصه زندگی‌اش و سفر میان حال و گذشته، داستانی دل‌چسب و از جنس داستان‌های فارسی رقم می‌زند که می‌توان ساعت‌ها برای مطالعه‌اش زمان گذاشت تا متوجه شد سرگذشت این زن بالاخره چه می‌شود. این زن که در همان اوایل داستان خود را معلم معرفی می‌کند برای تحصیل و تدریس از شهر خودش فاصله گرفته است تا بتواند وارد دنیای جدیدی بشود.

«لیلا صبوحی» در کتاب «پاییز از پاهایم بالا می‌رود»، که اولین رمانش است باشخصیت پردازی خوب توانست توانایی بالایش در نوشتن را نشان دهد. این اثر پس از انتشار در کمتر از یک سال به چاپ دوم رسید و نام خواننده را در میان علاقه‌مندان به داستان‌های فارسی معروف کرد. «صبوحی»، برگرفته از شعری از «رسول یونان»، شاعر و نویسنده‌ی ایرانی عنوان این کتاب را انتخاب کرده است. کتاب «پاییز از پاهایم بالا می‌رود» نوشته‌ی «لیلا صبوحی خامنه» از سوی نشر چشمه منتشر شده است که نسخه‌ی الکترونیک آن در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. این کتاب در لیست کتاب‌های قفسه‌ی آبی نشر چشمه قرار دارد که شامل کتاب‌های قصه‌گو و جریان محور هستند.

درباره لیلا صبوحی خامنه

«لیلا صبوحی خامنه» نویسنده و داستان‌نویس ایرانی در سال1353 در تبریز به دنیا آمد. او از کودکی به نوشتن علاقه داشت و در نوجوانی در برخی از جشنواره‌ها و مسابقات مربوط به نویسندگی شرکت کرد. او تحصیلاتش را در رشته‌ی کارشناس ارشد زبان فارسی به سرانجام رساند و در آموزش‌وپرورش مشغول به کار شد. او از سال 1392 نوشتن را به‌طورجدی آغاز کرده و چندین اثر تا امروز منتشر کرده است. «لیلا صبوحی»، در مصاحبه‌ای اعلام کرده است که رنگ زندگی‌اش، نوشتن است. او در خراسان زندگی می‌کند و از فضای شهری شلوغ مانند تهران به دور است، او با روایتی متفاوت زندگی مردم در روستاها و شهرهای دیگر را به تصویر کشیده است.  

«لیلا صبوحي خامنه» پس از انتشار کتاب «پاییز از پاهایم بالا می‌رود»، نوشتن داستان را دنبال کرد و کتاب «سیاوش اسم بهتری بود» را نوشت که در سال 1397 از سوی نشر نیماژ منتشر شد.

در بخشی از کتاب پاییز از پاهایم بالا می‌رود می‌خوانیم

تصویرهای دیگری هم از خانه‌شان توی ذهنم مانده. تخت و دراور کنده‌کاری شده‌ی خیلی بزرگ اتاق‌خواب اشرف خانم که رنگش قهوه‌ای تیره بود و کمی به سرخ می‌زد، و ماشین فلزی خیلی بزرگی که وسط ویترین کمد اسباب‌بازی کیوان بود. یک ماشین روباز کشیده بود با قرمزی شوخ و براق.

ظرف‌ها را از روی سنگ تخت برمی‌دارم می‌گذارم زیر شیر. بعد روی سنگ را آب می‌گیرم تا تمیز شود و سبد را رویش بگذارم. شیر آب یخ نبسته اما آبش حسابی يخ است. به پوست دست آدم که می‌خورد یک‌دفعه قلب آدم تیر می‌کشد، مخصوصاً اگر دستت را تازه از توی آب گرم بیرون آورده باشی.

بعدها، اشرف خانم و کیوان هم کم‌کم به دنبال تیمور زادگان راه رفت‌وآمدشان باز شد و بیشتر سالشان آن ور آب بود و کمترش این‌ور. گذشته از این، من هم دیگر آن‌قدری بزرگ شده بودم که نخواهم هر جا هر جا دنبال مامان و مامان جانم راه بیفتم بروم. این شد که دیگر کیوان را ندیدم. البته بعد از آقاجان، باقی‌مانده‌ی رابطه‌ی دو خانواده هم کم‌کم رو به تحلیل رفت. با این حال، اشرف خانم را، گاه‌گداری که به ایران می‌آمد، توی جشن تولدهای نوشین و مهمانی‌های دیگر خانه‌ی زن‌عمو شهین می‌دیدم.

برعکس مامان جان، که هیچ‌وقت از این خانواده خوشش نیامده بود، اسدالله، برادر شوهرش و شهین، جاری کوچکش، شیفته‌ی اخلاق اشرافی اشرف خانم بودند. به‌عنوان شخصی که حضورش در هر مجلسی مایه‌ی آبرو و افتخار آدم است، مصرانه رابطه‌شان را نه‌تنها با او که با کل قوم‌وخویشش حفظ کرده بودند. مامان جان عقیده داشت که شهین دارد برای کیوان تور پهن می‌کند، ولی بعد معلوم شد که چرب‌تر از کیوان را برای نوشینش زیر نظر داشته. بابک، پسر پروین خانم، پسرخاله‌ی کیوان.

خود کیوان را بعد از آن سال‌ها دیگر ندیده بودم تا همین چند ماه پیش توی عروسی نوشین که می‌گفتند بعد از آمدن خاتمی و عوض شدن فضا، یک سالی می‌شود که دوباره آمده‌اند ایران. آن موقع هنوز تیمور زادگان را نیاورده بودند. می‌گفتند گویا سال‌هاست که آلزایمر گرفته و علیل شده و توی یکی از خانه‌های سالمندان همان جا است. اما همین چند هفته‌ی پیش از نوشین شنیدم که مجبور شده‌اند به خاطر کارهای حقوقی و تغییر مالکیت املاک و دارایی‌ها بیاوردنش ایران.

سال‌های بچگی هیچ حسی نسبت به این پسر موطلایی پول‌دار نداشتم. نه از او خوشم می‌آمد و نه بدم می‌آمد.

مشخصات پاییز از پاهایم بالا می‌رود

  • ناشر نشر چشمه
  • تاریخ نشر ۱۳۹۴/۱۰/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.92 مگابایت
  • تعداد صفحات ۱۳۴ صفحه
  • شابک

نظرات کاربران درباره پاییز از پاهایم بالا می‌رود

خیلی قشنگ و قوی بود. ولی حیف که حروف چینی کتاب به هم ریخته و ناقص بود و کلمات سمت چپ متن جا افتاده و خوانده نمیشد.
در ۳ ماه پیش توسط افشین همایونفر ( | )
خوب بود .
در ۶ ماه پیش توسط 912...380 ( | )
من کتاب چاپی را خواندم، بسیار زیباست.
در ۶ ماه پیش توسط sam...yan ( | )