در سال ۱۹۶۹ نویسنده به نام آمریکایی کورت رنه گات سلاخخانه شماره پنج (جنگ صلیبی کودکان) را روانه بازار کرد تا از واقعیت نهان جنگها پرده بردارد. وی تجربه و خیال را با واقعیت در هم آمیخت و چهره کریه و زشت جنگ را به تصویر کشید تا جهانبینی فلسفی خود در باب بی اختیاری انسان را بیان کند. وی در این کتاب به شرح زندگی سرباز آمریکایی «بیل گریم» که در ابتدای جنگ توسط نیروهای آلمانی اسیر شده و در شهر درسدن زندانی است، میپردازد. این سرباز در زمان بمباران شهر درسدن حضور داشته و به عنوان اسیر مجبور به خارج کردن کشتهشدگان از زیر آوار میشود. بیل گریم در هنگام اسارت متوجه میشود که میتواند در زمان به مکانهای ناشناخته سفر کند و این سفرها جهان بینی او در باب اختیار انسان را به چالش میکشد.
برشی از کتاب
یک هواپیمای لوفتانزا قرار بود از فیلادلفیا به بوستن و بعد به فرانکفورت پرواز کند، بنا بود اوهار در فیلادلفیا و من در بوستن سوار این هواپیما شویم و نهایت همه ما با هم برویم. اما فرودگاه بوستن بسته بود و هواپیما یکسره از فیلادلفیا به فرانکفورت رفت و من در میان غبار مه بوستن به یک آدم تنها تبدیل شدم و آن شب در لوفتانزا من و چند نفر دیگر را با یک لیموزین به یک متل فرستادند.