Loading

چند لحظه ...
کتاب صوتی غرق در نور کتاب صوتی

کتاب صوتی غرق در نور

نسخه الکترونیک کتاب صوتی غرق در نور به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

نسخه نمونه کتاب صوتی غرق در نور را رایگان بشنوید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۶,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب صوتی غرق در نور

درباره کتاب صوتی غرق در نور

کتاب «غرق در نور» در سال 1992 منتشر شد. این کتاب روایت «بتی جی. ایدی»، نویسنده‌ی آمریکایی از دوران بیهوشی‌اش در بیمارستان و تجربه‌ی دنیایی دیگر است. او زمانی که برای جراحی در بیمارستان حضور داشت مرگ و عالم دیگر را تجربه کرد و به بصیرت خاصی دست یافت.  او پس از ترک بیمارستان تجاربش از آن لحظات را در قالب کتاب «غرق در نور» نوشت و حقایق نابی درباره‌ی مرگ و دنیای دیگر بیان کرد. دکتر ملوین مورس، پزشک بخش مراقبت‌های ویژه براساس سال‌ها تجربه در ارتباط با بیماران مختلف و تجربه‌ی «بتی جی. ایدی» از دوران بیهوشی‌اش در بیمارستان مقدمه‌ای مفصل در ابتدای کتاب «غرق در نور» نوشته است. او بر این باور است این کتاب سفری است به درون معنی این جهان و حاوی رازی درباره‌ی خود زندگی است.

«بتی جی. ایدی» Betty Eadie نویسنده‌ی کتاب «غرق در نور» متولد سال 1942 در آمریکا است. او کودکی سختی را تجربه کرده و در مدرسه‌ی شبانه‌روزی کاتولیک‌ها بزرگ شده است. او در سن سی و یک سالگی برای عمل جراحی ساده‌ای مدتی در بیمارستان بود که در آن دوران به گفته‌ی خودش جدا شدن روح از بدن را تجربه کرد. او تجربه‌‌اش از مرگ را در کتاب «غرق در نور» را به‌طور کاملاً مفصل و با جزییات طی نوزده فصل به نگارش درآورده است که عبارت‌اند از:

  • فصل اول - شب اول
  • فصل دوم - شب ژرف‌تر می‌شود
  • فصل سوم - روز دوم
  • فصل چهارم - مرگ من
  • فصل پنجم - تونل
  • فصل ششم - غرق در نور
  • فصل هفتم - قوانین
  • فصل هشتم - شفا یافتن و مردن
  • فصل نهم - کارگاه‌های بافندگی و کتاب‌خانه
  • فصل دهم - باغ
  • فصل یازدهم - مهمانی خیرمقدم
  • فصل دوازدهم - چندین جهان
  • فصل سیزدهم - انتخاب اسم
  • فصل چهاردهم - دعا
  • فصل پانزدهم - جلسه‌ی شورای مردان
  • فصل شانزدهم - تودیع
  • فصل هفدهم - بازگشت من
  • فصل هجدهم - بهبود من
  • فصل نوزدهم - فرشته‌ی مخصوص من

کتاب صوتی غرق در نور به زبان فارسی

کتاب «غرق در نور» نوشته‌ی «بتی جی. ایدی» از سوی ناشر صوتی کتاب گویا با صدای «نسترن حسنی» در ایران منتشر شده است که در همین صفحه از فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است. این اثر را «زهره زاهدی» ترجمه کرده است که از سوی انتشارات کتاب‌سرای نیک به چاپ رسیده است. «زهره زاهدی» مترجم این اثر، متولد سال 1330 در تهران تحصیلاتش را در دانشگاه بیروت در رشته‌ی بانکداری به سرانجام رسانده است. او تاکنون بیش از ده اثر در حوزه‌ی روانشناسی، خودشناسی و موفقیت به فارسی ترجمه کرده است که از آن‌ها می‌توان به «جز عشق راهی نیست» نوشته‌ی «برايان ال وايس»، «پنگوئن‌ها پرواز نمی‌کنند» نوشته‌ی «جيسون كتكی» و «جنین هم خاطره دارد» نوشته‌ی «چمبرلین» اشاره کرد که نسخه‌ی الکترونیک آن‌ها هم در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای خرید و دانلود موجود است.

این اثر از «بتی جی. ایدی» با نام «در آغوش نور ۱» از سوی نشر تیر با ترجمه‌ی «فریده مهدوی دامغانی» نیز به چاپ رسیده است و نسخه‌ی الکترونیک آن هم در سایت و اپلیکیشن فیدیبو برای دانلود و خرید موجود است.

در بخشی از کتاب صوتی غرق در نور می‌شنویم

شب اول اشکالی در کار بود. شوهرم جو تازه از اطاق بیرون رفته بود که حال دلهره‌ای در من پیدا شد. بنا بود که تمام شب تنها بمانم، در یکی از سخت‌ترین شبهی عمرم تنها باشم. کم‌کم به فکر مرگ افتادم. سال‌ها بود که چنین فکری به سراغم نیامده بود. چرا حالا این‌طور همه وجودم را فراگرفته بود؟

شب ۱۸ نوامبر ۱۹۷۳ بود. برای جراحی و بستن لوله‌های رحم به بیمارستان رفته بودم. مادری بودم سی و یک ‌ساله، دارای هفت بچه و برخوردار از سلامت کامل، که به توصیه دکتر تصمیم به عمل جراحی گرفته بودم. من و شوهرم جو، هر دو از این تصمیم راضی بودیم. رضایت من همچنان بر جا بود اما، چیز دیگری نگرانم می‌کرد، چیزی که نمی‌شد گفت چیست.

در طول سال‌های زناشویی‌مان به‌ندرت شبی را دور از هم گذرانده بودیم، و من سعی می‌کردم به خانواده و صمیمیت خاصی که بین ما وجود داشت فکر کنم. گر چه شش فرزند در خانه داشتیم (یکی‌شان در نوزادی در اثر سندروم مرگ ناگهانی نوزادان تلف شده بود)، بعضی وقت‌ها ناراحت بودیم از اینکه تنهاشان بگذاریم. حتی شبهی تفریحمان را ممکن بود در خانه بمانیم و بگذاریم بچه‌ها برنامه آن شبمان را تنظیم کنند. گاهی برایمان شام تهیه می‌دیدند و در اطاق نشیمن، شمع روشن می‌کردند و آتش شومینه را زنده نگاه می‌داشتند. معمولاً موسیقی مناسبی هم برایمان می‌گذاشتند. البته شاید اگر خودمان بودیم موسیقی دیگری انتخاب می‌کردیم، اما با این حال عالی بود. یاد شبی افتادم که روی میز کوتاهی که آن را تزیین کرده بودند، غذای چینی به ما دادند و بالش‌های بزرگ آوردند که رویش بنشینیم، چراغ‌ها را کم نور کردند، به ما شب‌به‌خیر گفتند و خنده‌کنان دویدند و از پله‌ها بالا رفتند. مثل این بود که من و جو یک قسمت از بهشت را روی زمین پیدا کرده باشیم.

فکر می‌کردم چه خوشبختم که مصاحب مهربان و باملاحظه‌ای مثل جو دارم. پیش از رفتنم به بیمارستان مرخصی گرفته بود که با من باشد، و تصمیم داشت یک هفته دیگر هم در خانه بماند تا دوران نقاهت من تمام شود. او و دو دختر بزرگمان که چهارده و پانزده ساله بودند، از قبل برای یک شام عالی در عید شکرگزاری تدارک دیده بودند.

احساس دلهره با سنگینی بیشتری وجود مرا فرا می‌گرفت. شاید به خاطر تاریکی اطاق بود، تاریکی وحشتناکی که از بچگی از آن می‌ترسیدم. شاید هم این احساسات رعب‌آور از تجربه دیگری ناشی می‌شد، تجربه‌ای مربوط به سال‌ها پیش در یک بیمارستان، که همچنان ذهن مرا به خود مشغول می‌داشت و به حیرتم می‌انداخت.

مشخصات کتاب صوتی غرق در نور

نظرات کاربران درباره کتاب صوتی غرق در نور

توصیه میکنم حتما بخونیدش عالیه این کتاب...
در ۱۱ ماه پیش توسط Kimia Delavar ( | )
۱۵ سال پیش خوندم اش و این بار صوتی اش و گرفتم عالیه دل آدم و آرام میکنه و میگه مرگ پایان کبوتر نیست
در ۱ سال پیش توسط هما راستین ( | )
دیدگاه شمارو نسبت به موضوع مرگ بطور کلی عوض میکنه!!!دیگه هرگز ترس از مرگ نخواهید داشت
در ۱ سال پیش توسط Mohamad hazeri ( | )
این کتاب فوق العاده است من سالها پیش خوندمولی ارزش دوباره خوندن رو داره و اینکه یه نگرش جدید از زندگی و مرگ و مسایل زندگی رو داره عالیه
در ۱ سال پیش توسط 915...426 ( | )
فوق العاده است. ادم حس میکنه اینو قبلا تجربه کرده.و باهاش انس میگیره.زندگی ادمی رو تغییر مثبت میده
در ۵ ماه پیش توسط حسین رحیمی ( | )
  • ۱
  • ۲
  • بعدی ›
  • آخرین ››