در این کتاب جول اوستین میگوید که در وجود همه خداوند موهبتها و استعدادهایی قرار داده است که گاهی حتی خودمان از وجود آنها بی خبر هستیم استعدادهایی که اگر شکوفا شوند ما را به جایگاهی میرسانند که لیاقت واقعی ما است.
در بخشی از این کتاب میشنویم:
خداوند در وجود شما هدایا و تواناییهای با ارزشی قرار داده است. به شما رؤیاها و اهدافی داده است که فقط مخصوص زندگی شماست. شما چیزی برای ارائه دارید که هیچکس دیگری ندارد.
اما آسان است که به ترس اجازه دهیم ما را در زندگی عقب نگه دارد.
مثل ترس از شکست، ترس از اینکه مردم در مورد ما چه فکری میکنند یا ترس از ناشناختهها.
میگویید
خب اگر تلاش کردم و جواب نداد چه؟
اگر استعدادش را نداشتم چه؟
اگر مردم من را قبول نکنند چه؟
اغلب اوقات ما اجازه میدهیم که این «اگر» ها ما را از انجام کارمان منصرف کنند.
اکثر مردم با رؤیاهای پنهان، استعدادهای پنهان و پتانسیلهای پنهان در حال زندگی کردن هستند.
در درونشان پر از کتاب، آهنگ، کسب و کار و توانایی رهبری میباشد اما خودشان را دست کم میگیرند.
فکر میکنند که به اندازه دوستانشان با استعداد نیستند، شکستهای زیادی داشتند، در گذشته امتحان کرده اند و جواب نداده است.
پیام من امروز برای شما خیلی ساده است.
دست از پنهان کردن چیزی که خدا در وجود شما قرار داده است، بردارید.
کتاب مقدس میگوید:
«شما شمعی را روشن نمیکنید تا آن را زیر یک بوته پنهان کنید».
وقتی خدا از روحش در شما دمید، شمع وجود شما را روشن ساخت. او شما را آفرید تا بدرخشید، تا تفاوت ایجاد کنید، تا اثری از خود بر جای بگذارید و موهبتی که به شما داده شده است فقط برای شما نیست، بلکه باید آن را با تمام دنیا به اشتراک بگذارید.