کتاب صوتی فوتبال علیه دشمن با صدای عادل فردوسی‌پور
Loading

چند لحظه ...
کتاب فلس‌های مار

کتاب فلس‌های مار
سه گانه‌ی جنگ گناه - کتاب دوم

نسخه الکترونیک کتاب فلس‌های مار به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۶,۳۶۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب فلس‌های مار

مندلن در اطرافش زمزمه­هایی می‌شنید. حقیقتِ وحشتناکِ این مکان برای او بهتر از سایرین روشن بود، او می­توانست حرف‌های خودِ قربانیان را بشنود. او با خود فکر کرد: چقدر زیاد... تباهی زیادی به اشتباه به بار اومده. فقط همین معبد هم به تنهایی تعادل رو خیلی بهم ریخته. برادر الدیزیان نمی‌دانست "تعادل" دقیقاً چیست. اما می­دانست که اتفاقات مخوفی که در خلوتگاه­های درونیِ معبد، طی سال‌های اخیر رخ داده، قطعاً "تعادل" را آلوده کرده. این بیشتر از تمامی مرگ‌های آن شب او را آزار می­داد، هرچند که در مجموع، مرگ و میرها هم اثر خوبی بر روی­ او نداشتند. موضوع لیلیث هم بود... یا لیلیا، کسی که او، سرنتیا و دردناک‌تر از همه، الدیزیان، می­شناختند. سرنتیا مثل گربه­ای عجول به جلو و عقب راه می­رفت. چشمانش پیوسته بر درهایی بود که توسط برادرش کاملاً "قفل" شده بودند. سایر پیروان الدیزیان مشتاقانه در تالارها پخش شده بودند و وسایل تجملاتی را نابود می­کردند، بی‌توجه به آتشی که سایر بخش­های ساختمان را فراگرفته و سرانجام به اینجا هم می­رسید. مندلن که می­دانست هنوز کاملاً پیروز نشده­اند، به صداها توجه می‌کرد، حتی به صدای راهبان و صلح‌بانان مُرده. البته صدایی از مورلوها به گوش نمی­رسید، آن‌ها مخلوقاتی بودند که مدت‌ها قبل مُرده بودند. او به دقت گوش داد، روی آن‌ها که به‌نظر مربوط‌تر از سایرین بودند تمرکز می­کرد. مندلن با حسرت فکر کرد: ما چقدر ساده بودیم، برادرهای کشاورز توی یه دهکده­ی کوچیک، قرار بود کل عمرمون زمین رو شخم بزنیم و از حیوون‌ها نگهداری کنیم. تقصیر لیلیث بود که کار به اینجا رسید، لیلیث که الدیزیان را انتخاب کرد تا برایش سربازی باشد در کشمکش فرازمینی، بین شیاطین و فرشتگان بر سر تکه‌سنگی ترحم‌انگیز که نامش را پناهگاه گذاشته بودند. دنیای مندلن. او نه خودش و نه برادرش را قهرمانی برای انسانیت نمی­دانست. ولی برای الدیزیان نقش ویژه­ای در نظر گرفته شده بود که اکنون دیگر نمی‌توانست آن را کنار بگذارد. ظاهراً تقدیرهمه‌چیز به تصمیمی که او می‌گرفت بستگی داشت. مندلن تنها می­توانست تلاش کند در کنارش باشد و از هرگونه حمایتی که می‌توانست، دریغ نکند. نگرانی شدید، افکار عمیق‌اش را بهم ریخت. صداها قطع شد، همه به‌جز یکی که به آنجا تعلق نداشت. صدا قوی‌تر و زنده بود، صدایی بود که مندلن را آرام کرده و طی تغییرات اسرارآمیزش، او را هدایت کرده بود. صدا گفت: «مراقب دست‌های سه تَن باش... اون‌ها بههمه‌چیز چنگ می­زنند و بعد در چنگال‌های مرگ‌بارشان، نابود می­کنند...» مندلن با شنیدن این سخنان مرموز، اخم کرد. این حرف‌ها چه معنایی داشتند... مندلن با حرارتی که چندین روز بود کسی در او ندیده بود، فریاد زد: «سرنتیا! با همه هستم! از مجسمه­ها دور بشید...!» ولی اخطارش برای برخی­ها دیر شده بود. تندیس­های غول­پیکر که گویی زنده بودند، به جلو خم شدند. پتک سنگین بایلا بر سر دو توراجایی فرود آمد و آن‌ها را زیر خود له کرد. دیالون با لبه­ی الواح­اش به یک پارتاییِ درمانده کوبید. مفیس... مفیس با دستانش زنی را گرفت و به سختی فشار داد. حتی مندلن هم با دیدن نتیجه­ی سهمگین این کار، دچار تهوع شد. صدای خراشیده شدن سنگ­ها مثل ناله­ی دسته­جمعیِ ارواح، در تالارِ بزرگ پیچید و مجسمه­ها از جایگاه‌شان به میان مهاجمان آمدند. افرادی که تاکنون خاطر جمع بودند، حال به‌سمت درهایی که از آن وارد شده بودند عقب می‌رفتند. ولی حال آن درها نیز بسته بودند... و این کار الدیزیان نبود. درست زمانی که دیالونِ غول­پیکر نگاهش را به‌سویش چرخاند، مندلن گفت: «لیلیث...» تندیس عظیم، پتکش را بلند کرد. «حتماً کار لیلیثه...» *** الدیزیان در تالار پرستش‌گاه با گام‌های بلند حرکت می­کرد. چشمان و سایر حواسش کاملاً هوشیار بود. تندیس­های دیالون به الدیزیان چشم دوخته بودند. به‌نظرش تصاویری که قرار بود رئوف به‌نظر بیایند بیشتر مسخره بود. او با اخمی در چهره اندیشید: تو دیگه چه اهریمنی هستی، دیالون؟ اسم واقعی‌ات چیه؟

ادامه...

مشخصات کتاب فلس‌های مار

  • ناشر آذرباد
  • تاریخ نشر ۱۳۹۸/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.29 مگابایت
  • تعداد صفحات ۴۳۰ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب فلس‌های مار

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب فلس‌های مار

به خوبی قسمت اول
در ۳ هفته پیش توسط سیامک رهبری ( | )