Loading

چند لحظه ...
کتاب هوای‌ طوفانی

کتاب هوای‌ طوفانی

نسخه الکترونیک کتاب هوای‌ طوفانی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۵۰٪ تخفیف یعنی ۳,۲۵۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

نقد و بررسی کتاب هوای‌ طوفانی

آیا رویاهایتان را به یاد می‌آورید؟ بسیاری از افراد پس از بیدار شدن از خواب تصاویر مبهم و نامعلومی را به خاطر می‌آورند و در جست‌وجوی واکامی آن‌ها هستند. افراد علاقه دارند تا رویاهایشان را کنکاش کنند تا ریشه‌ی آن‌ها را در فکر و مغزشان بیابند. بسیاری از مردم نیز بر این باور هستند که رویاهایشان در زندگی آینده‌‌شان تاثیرگذار است و سعی می‌کنند تا آن‌ها را تفسیر کنند و از این طریق متوجه اثر آن‌ها شوند. هوای طوفانی نوشته‌ی درموت دیویس داستان مردی است که در خلال دنیای واقعی و رویا قرار می‌گیرد و برداشت خود را به تصویر می‌کشد.

درباره داستان هوای طوفانی

 کتاب هوای‌ طوفانیStormy Weather  اثر درموت دیویس نویسنده‌ی ایرلندی است که در ژانر علمی و تخیلی نوشته شده است. کتاب داستان یک متخصص پردازش رویا و تعبیر خواب به نام رابرت مونرو است که در یک صبح متوجه می‌شود در رویایی حبس شده است و باید تلاش کند تا از آن رها شود. رابرت مردی بی‌حوصله و کسل‌کننده است اما در فضایی قرار می‌گیرد که تفاوت بین رویاها و واقعیت معنی خود را از دست می‌دهند. رابرت در طول داستان سعی می‌کند با دنیای رویایی جدید و بیداری خود مقابله کند.

رابرت مونرو باتجربه‌ی ویژه‌ی خود و با تکیه بر علم محدودش در زمینه‌ی تفسیر رویا تلاش می‌کند تا معمای رویای خود را حل کند و از بندگی آن خلاص شود. در این روند،  درباره‌ی ماهیت خودآگاهی می‌آموزد.  

داستان هوای طوفانی با جمله‌ای تاثیرگذار از «زیگمان فروید» شروع می‌شود: «تعبیر خواب‌ها مسیری باشکوه برای شناختی از فعالیت‌های ناخودآگاه ذهن است.». «زیگمان فروید»، پدر علم روانکاوی اواخر قرن نوزده میلادی کتابی با عنوان «تعبیر خواب» منتشر کرد که در آن تصاویری که افراد هنگام خواب می‌بینند رمزگشاییِ شده است. فروید معتقد بود رویاها بازتابی از آرزو و خواسته‌های ناکامند که در ذهن سرکوب شده‌اند و تحقق پیدا نکرده‌اند.

سبک نوشتاری داستان هوای‌ طوفانی اثر درموت دیویس

داستان هوای طوفانی با موضوع متفاوت با سایر کتاب‌های داستانی و با قلمی جذاب نوشته شده که خواننده را متقاعد می‌کند صفحات کتاب را یکی پس از دیگری دنبال کند. یکی از جذابیت‌های اثر درموت دیویس این است که خواننده تا صفحه‌ی آخر کتاب همچنان می‌تواند با تخیل خود داستان‌سازی کند، زیرا انتهای کتاب نامشخص است. در این اثر، فضا برای حدس زدن درباره‌ی پایان داستان وجود دارد و با این روش نویسنده، خواننده را درگیر داستان هوای طوفانی می‌کند.

درموت دیویس در داستان هوای طوفانی از رویاهای اکثر انسان‌ها می‌گوید که  بزرگسالی به فراموشی سپرده می‌شوند. او می‌گوید پس از گذر از کودکی و جوانی، زندگی مردم پر از پیچیدگی و دشواری می‌شود و به همین دلیل افراد نمی‌توانند از زندگی خود با لذت بهره ببرند. درموت دیویس در این اثر سعی کرده داستان را با تخیلش، به سبکی  به تصویر بکشد که خواننده علاوه‌بر اینکه هنگام مطالعه کتاب هوای طوفانی  سرگرم می‌شود درباره‌ی مضامین مطرح شده در طول داستان هم  فکر کند.

درباره درموت دیویس نویسنده هوای طوفانی

درموت دیویس (Dermot Davis( نویسنده‌، نمایشنامه‌نویس و فیلم‌نامه‌نویس اهل ایرلند است که کودکی خود را در شهر دوبلین گذراند. او علاوه بر نوشتن داستان به فیلم‌نامه‌نویسی و نمایش‌نامه‌نویسی نیز علاقه‌مند است. اشتیاق درموت دیویس نسبت به نمایش و تئاتر به کودکیش مربوط است زیرا زمانی که او در دوبلین ساکن بوده در چند نمایش محلی ایفای نقش کرده است.

درموت دیویس در جوانی برای زندگی به شهر لس آنجلس نقل مکان می‌کند و نمایش‌های خود را به روی صحنه می‌برد. او در کنارقعالیت در زمینه‌ی تئاتر، نوشتن را نیز به طور جدی شروع می‌کند و کتاب هوای طوفانی را به عنوان نخستین اثرش در سال 2012 منتشر می‌کند. او کتاب‌هایش را در ژانرهای مختلف کمدی، علمی و تخیلی می‌نویسد و درون‌مایه‌ی آثارش روایت شخصیت‌های انسانی و تجربه‌ی آن‌ها از زندگی است.

درموت دیویس پس از نگارش هوای طوفانی کتاب‌های دیگری نیز نوشته که به فارسی ترجمه نشده‌اند. از جمله این کتاب‌ها می‌توان به (Synergy: We Are Stronger Together)، (They Will Never Tear Us Apart) و (The Younger Man) اشاره کرد.

افتخارات درموت دیویس

درموت دیویس نویسنده‌ی موفقی است که کتاب‌هایش جوایز و افتخارات زیادی را برای او به ارمغان آورده‌اند. او در سال 2013 موفق به دریافت «جایزه‌ی سام رست» و «جایزه‌ی بهترین کتاب آمریکا» شد که باعث شد این نویسنده‌ی ایرلندی بیش از پیش در آمریکا معروف شود. همچنین درموت دیویس به عنوان نمایش‌نامه‌نویس برتر از سوی جامعه نویسندگان و اهل قلم ایرلند انتخاب شده و در سال 2015 برنده‌ی «جایزه‌ی بین‌المللی بهترین کتاب از نگاه خوانندگان» را به نام خود کرد.

تشابه نام سایر آثار با اثر درموت دیویس

«پائولت جیلز» رمان‌نویس و شاعر آمریکایی است که در سال 2007 رمانی مشابه با نام اثر درموت دیویس منتشر می‌کند که از نظر محتوایی ارتباطی با داستان هوای طوفانی از دیویس ندارد و این کتاب‌ها تنها تشابه نام دارند. همچنین «اندرو ال. استون» سال 1943 فیلم سینمایی موزیکالی را با نام هوای طوفانی ساخته است که این اثر نیز هیچ ارتباط محتوایی با کتاب درموت دیویس ندارد.

ترجمه کتاب هوای طوفانی به فارسی

کتاب هوای طوفانی را زهره توکلی مهر مترجم جوان ایرانی به فارسی ترجمه کرده و انتشارات ماهابه آن را سال 1396 راهی بازار کرده است که نسخه الکترونیک آن را در اختیار فیدیبو قرار داده و در این صفحه می‌توانید  کتاب هوای طوفانی اثر درموت دیویس ترجمه زهره توکلی مهر را  خرید و دانلود کنید. زهره توکلی مهر درباره‌ی درون‌مایه‌ی داستان کتاب هوای طوفانی می‌گوید :«قیاسی بین دنیای خواب و بیداری، سفری از عالم بیرون به درون انسان، سفری که باعث آشکار شدن رنج‌های روحی و عقده‌های سرکوب شده‌ی گذشته‌ی هر انسان است.»

در بخشی از کتاب هوای طوفانی می‌خوانیم

همان‌طور او حرف‌هایی را می‌شنید که از افکار خودش نمی‌آمد، عالم خیال ذهنی رابرت یکدفعه متوقف شد. با "پدرت صحبت کن." ذهنش پاک شده بود و خبردار ایستاد. او مطمئن بود که دقیقا صدای زنی را شنیده بود، به نظر می‌رسید که آن صدا از بیرون می‌آید اما هیچ‌کس دیگر در سرویس بهداشتی نبود. آن صدا می‌توانست از درون ذهن خودش آمده باشد که یک مسئله‌ی ترسناک‌تر دیگر بود. آیا الان او شروع به گوش دادن به صداها و هم دیدن چیزهایی که وجود نداشت کرده بود؟ با این وجود، با کمال تعجب او احساس نمی‌کرد تمام این‌ها او را می‌ترساندند. او فکر کرد احساسی دارد که بیشتر از جانب شخصی دانا بود، در واقع آن صدایی که الان شنیده بود متعلق به خانم الوسیو بود، آن موجود مرموز روح مانند، نه شیطان صفت به نظر می‌رسید و نه عشق را منتشر می‌کرد. همان‌گونه که شاید بیشتر ارواح انجام دهند. او در حوزه‌ی احساسات ناشناخته‌ای بود که خیلی مطمئن نبود، زیرا هیچ تجربه‌ی قبلی با روح‌ها نداشت.

برای همین او دوباره مشتاقانه برای شنیدن صدای الوسیو گوش‌هایش را تیز کرد. هر چه بیشتر به سکوت گوش می‌کرد، بیشتر شک می‌کرد که اصلا صدایی شنیده بود یا نه، او به این نتیجه رسید که ذهن چیز پیچیده و مرموزی است، اکنون دلش می‌خواست که بتواند این مسئله را حل کند و دوباره با این دنیا مواجه بشود.

او از اتاقک خارج شد. درحالی‌که دست‌هایش را در کاسه‌ی دستشویی می‌شست با خودش فکر کرد که صحبت کردن با پدرش چه پیام مهمی می‌تواند برایش داشته باشد؟ از آنجائیکه این فکر از ضمیر ناخودآگاهش آمد، آن باید منظوری داشته باشد. آموزش اولیه روانشناسی‌اش به او این را می‌گفت، اما چی؟ پدرش در کما بود و چه نوع گفت‌وگویی احتمالا می‌توانست با آن مرد داشته باشه؟ او راجع به این عبارت با "پدرت گفت‌وگو" کن فکر کرد. او به این توجه کرد که گفت‌وگو "کردن با حرف" زدن فرق دارد، اولی مکالمه را پیشنهاد داده و دومی بیشتر به ارتباط یک طرفه اشاره کرده است.

مشخصات کتاب هوای‌ طوفانی

نظرات کاربران درباره کتاب هوای‌ طوفانی