فیدیبو نماینده قانونی نشر نون و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب من رو یادت هست؟

کتاب من رو یادت هست؟

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۹,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب من رو یادت هست؟

نمی‌تونم حرف بزنم. کل کاری که ازم برمی‌آد اینه که بهش نگاه کنم و ناباوریم همین‌طور بیشتر و بیشتر بشه. این مرد جدی‌جدی خوش‌تیپه، مثل مدل‌های برند آرمانی. موهای قهوه‌ای روشن فرفری کوتاه داره، چشم‌های آبی، شونه‌های پهن و یه کت‌وشلوار که به نظر گرون می‌آد. فکش زاویه داره و ریش‌هاش خیلی خوب اصلاح شده. چه جوری همچین مردی گیر من اومده؟ چطوری آخه؟ می‌گه: «سلام.» و صداش گرم و کلفته، مثل بازیگرهای فیلم‌ها. نفسم بند اومده ولی می‌گم: «سلام.» نگاه کن چه بالاتنۀ پت‌وپهنی داره، حتماً هر روز ورزش می‌کنه. کفش‌هاش براقن و ساعتش از اون دیزاینری‌های گرون‌قیمته. نگاهم می‌ره به سمت موهاش. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم با کسی که موهای فرفری داره ازدواج کنم. مسخره ا‌ست. البته مخالف موهای فرفری نیستم، و به اون که خیلی می‌آد. به همراه گل‌های گرون‌قیمتی که دستشه به سمت تخت می‌آد و می‌گه: «عزیز دلم، امروز خیلی بهتر از دیروز به نظر می‌رسی.» «خوبم. اوم... خیلی ممنونم.» گل‌ها رو ازش می‌گیرم. این شیک‌ترین و قشنگ‌ترین دسته‌گلیه که تو عمرم دیده‌ام. تمام سفید و بژ. آخه، لعنتی، گل رز رنگ بژ از کجا می‌آرن؟ «پس تو... اریک هستی؟» این رو می‌پرسم که صددرصد‌ مطمئن بشم. می‌تونم تو صورتش این رو ببینم که شوکه می‌شه، اما لبخند می‌زنه. «درسته. من اریک هستم. هنوز من رو نمی‌شناسی؟» «نه‌چندان... درواقع، اصلاً نمی‌شناسم.» مامان سرش رو تکون می‌ده. «گفتم بهت. خیلی متأسفم، اریک. ولی مطمئنم اگه یه کم تلاش کنه، به‌زودی یادش می‌آد.» «منظورت چیه دقیقاً؟!» یه نگاه شاکی بهش میندازم. «خب، عزیزم. این چیزها همه‌اش به اراده ا‌ست. خودم در موردش خونده‌ام. ذهن قوی‌تر از بدنه.» با عصبانیت جواب می‌دم: «من دارم همۀ تلاشم رو می‌کنم که یادم بیاد، باشه؟ فکر کرده‌ای من خودم دلم می‌خواد این‌جوری باشم؟» اریک توجهی به مامان نمی‌کنه، گوشۀ تخت می‌شینه و می‌گه: «ما آروم پیش می‌ریم. بذار ببینم می‌تونم بعضی از خاطره‌ها رو یادت بیارم؟» به دستم اشاره می‌کنه و می‌گه: «اجازه دارم؟» «اوم... آره... باشه.» سر تکون می‌دم و اون دستم رو تو دستش می‌گیره. دست قشنگی داره، گرم و قوی. ولی این دست یه غریبه‌ است. «لکسی، منم. اریک. شوهرت. ما تقریباً دو ساله که ازدواج کرده‌ایم.» اون‌قدر مجذوبش شده‌ام که نمی‌تونم جواب بدم. از نزدیک حتی خوش‌تیپ‌تره. پوستش نرم و برنزه است، دندون‌هاش از سفیدی برق می‌زنن. یه فکری یکهو می‌آد تو ذهنم: وای، خدای من، با این مرد رابطه داشته‌ام! معلوم نیست چه تجربه‌هایی با هم داشته‌ایم و من حتی نمی‌شناسمش. البته منظورم اینه که احتمالاً کلی کار با هم انجام داده‌ایم اما نمی‌تونم ازش بپرسم، چون مامانم اینجاست. به بدنش نگاه می‌کنم. خب، من باهاش ازدواج کرده‌ام، حتماً خوب بوده دیگه... «چی تو ذهنته، عزیزم؟» متوجه نگاه هرز من شده. «اگه سؤالی داری، بپرس، راحت باش...» سرخ می‌شم. «هیچی. هیچی. ببخشید. ادامه بده.»

ادامه...
  • ناشر نشر نون
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.73 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۸۴ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب من رو یادت هست؟

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران

این توضیحات اینستاگرام نشر بود درباره رمان که پرسیدم: سوفی کینسلا، نویسندة طناز و محبوب انگلیسی را با رمان‌های جذاب و پرماجرا و البته زنانه می‌شناسند. نویسنده‌ای که با نثری صمیمی و روایتی روان، دنیای زنان و دغدغه‌های امروزی آنها را روایت می‌کند. او با رمان من رو یادت هست ماجرایی متفاوت و خاص را تجربه کرده است. لکسی اسمارت، بعد از یک حادثه، در بیمارستان به هوش می‌آید. آخرین چیزی که به خاطر می‌آورد این است که یک کارمند ساده است. اما این همة واقعیت نیست. او از چیزهای عجیب‌وغریبی که دکترها به او می‌گویند حسابی متعجب است و نمی‌تواند آن‌ها را باور کند. موقعیت او آن چیزی نیست که خودش می‌پندارد. لکسی تلاش می‌کند خاطراتش را دوباره به یاد بیاورد و به زندگی جدیدش عادت کند؛ این کار چندان سخت به نظر نمی‌رسد ــ البته، فقط تا وقتی که او از رازهای جدیدی باخبر می‌شود... من رو یادت هست رمانی است که ماجراهای آن شخصیت اصلی‌ کتاب و خواننده را به یک اندازه غافل‌گیر می‌کند! چه می‌شود اگر یک روز از خواب بیدار شویم و زندگی‌مان را به یاد نیاوریم؟ سوفی کینسلا در پی پاسخ همین پرسش است.
در 3 هفته پیش توسط شادی شاد
عاااالیه سوفی کینسلا😍🍀😍🍀
در 4 هفته پیش توسط haj...vad
دقیقا ایشون راست میگن، آدم اصلا نمیدونه اون کتاب تو چه سبک و سیاقی هست. بخصوص کتابهایی که تازه منتشر شدن و ممکنه خیلی ها اون نویسنده رو نشناسن (حالا چه قبلا کتابی نوشته باشه، چه اولین کتابش باشه) بقیه کتابها هم که نمونه شو میخونیم، باز نمیشه ازش تصمیم قطعی گرفت که اون کتاب چقد جالبه، چون اکثرا یا مقدمه رو گذاشتن، یا انقد نمونه کمه که اصلا نمیشه متوجه شد آدم میتونه با اون کتاب ارتباط برقرار کنه یانه! حتی ممکنه اسم کتاب خیلی گویای محتوای آن نباشد. نظرات هم که یهو همه میگن خوبه، عالیه، فوق العادس، یا شروع میکنن به تعریف از نویسنده، ولی اکثرا نمیگن رو چه حسابی این کتاب به نظرشون خوب و عالی و فوق العاده بوده و فقط به همین چندتا کلمه بسنده میکنن. نتیجه اش میشه اینکه مجبوریم از نظرات و کمی نمونه کتاب، دو دل باشیم که بخریم یانخریم!!! اونم با این قیمتها!!! **آخرشم می‌بینیم چیزی که همه تعریف میکردن «از نظر خود ما جالب نیس و نمیتونیم باهاش ارتباط برقرار کنیم»».** کاش فیدیبو، *سَبک و یه جورایی ژانر _ چه تکی چه چندتایی_* (مثلا پلیسی، جنایی، مرموز، معمایی) کتاب رو درکنار نوشتن اسم انتشارات و نویسنده و مترجم، بنویسه. درسته که قسمت دسته بندی وجود داره، ولی اینطوری خیلی راحت میشه دید کتابای ویترین و جدیدالانتشار، چه سبکی هستن و بنظرم بهتر و راحتتر از تا گشتن و جست و جو میان دسته بندی. امیدوارم منظورمو رسونده باشم.
در 3 هفته پیش توسط مبینا سخن فر
دوستان کتابای دیگه این نویسنده با نام سوفی کینزلا ترجمه شده و در فیدیبو هم هس.کتابای با تم دخترونه وشاد
در 3 هفته پیش توسط منیره ل
میشه بجای گذاشتن چندخط بی مفهوم از داستان یه توضیح راجع به کتاب بذارید مثل اینکه ژانر کتاب چی هس اصلا 😒
در 3 هفته پیش توسط man...a28
مترجم عالیه، خانم احمدی آهنگر فوق العادست 😍😍😍
در 3 هفته پیش توسط sina tirandaz
دوستانی که کتاب رو خوندن یکم دربارش توضیح بدن که بقیه از نظراتشون استفاده کنن. سپاس.
در 3 هفته پیش توسط Negar H
بسیار عالی و جذاب بود و البته ترجمه ی روان خانم روناک‌ احمدی هم بسیار تاثیر گذار بود.
در 2 هفته پیش توسط moh...yar
این کتاب برای من فوقالعاده بود دختری که یکهو به هوش میاد و سه سال قبل از زندگیش یادش نمیاد و فکر میکنه همون دختر داغون سه سال گذشتس و کلی تغییرات رو باورش نمیشه ولی خب کل ماجرا و راز پیشرفت عجیب این دختر تو این سه سال هست کتابی کاملا انگیزشی که به ما این باور رو میده که در اوج نا امیدی میتونیم پیشرفت کنیم ذر ضمن تجمه عالی کتاب توی خوانا بودنش خیلی نتیحه داره ممنونم از خانوم اهنگر عزیز
در 4 روز پیش توسط raz...por
عالی
در 1 هفته پیش توسط bar...m89