فیدیبو نماینده قانونی نشر قطره و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب حملات اضطرابی

کتاب حملات اضطرابی
چگونه با هجوم اضطراب کنار بیاییم؟

نسخه الکترونیک کتاب حملات اضطرابی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۴۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب حملات اضطرابی

بدون شک این کلمات به گوش همه‌ی ما آشناست: «ترس»، «استرس»، «اضطراب». با شنیدن این کلمات ممکن است ناامنی یا ناآرامی در ذهن ما تداعی شود ولی خوب است، با جزئیات بیش‌تر به تعریف این سه واژه بپردازیم. در یک تعریف ساده: استرس عبارت است از هر نوع تغییر یا فشار روانی یا دگرگونی در شیوه‌ی زندگی فرد. ترس واکنش هیجانی فرد به خطر است. و اضطراب تکرار علایم ترس بدون هیچ علت شناخته شده‌ی بیرونی است. در طول روزگاران، همواره ترس و اضطراب هم‌زاد و قرین بشر بوده است. حتی نقش و نگار و کنده‌کاری‌های روی دیواره‌ی غارها و سفال‌های قدیم، ردپایی از این ترس و هراس را نشان می‌دهد. بشر همیشه در برابر ناشناخته‌ها و آزمون‌های گوناگون دچار نگرانی و ترس است. با گذشت زمان و دگرگونی شیوه‌ی گذران زندگی و ارتباطات مردم و دوری گزیدن از زندگی طبیعی به واسطه‌ی ماشینی شدن، نگرانی‌ها و دل‌مشغولی‌ها به شکل و رنگ جدیدی در آمده است که در واقع همان ترس و اضطراب ولی با شکل و ظاهری جدید است. آشنایی و شناخت علایم اضطراب و کنار آمدن با آن و پاسخ دادن به این‌که «ترس چیست؟ اضطراب چیست؟ آیا ترس و اضطراب را باید انکار کرد یا آن را مطرح کرد؟» برای ما ضرورت است پس باید به آن‌ها پرداخت. گاه این سؤال مطرح می‌شود که آیا ترس و اضطراب شدید می‌تواند منجر به بیماری شود یا خیر؟ سؤالات و پاسخ‌هایی که آمده است، تنها مقدمه‌ای برای افراد علاقه‌مند به جست‌وجوی راه‌هایی برای سالم و شاد زیستن است.

ادامه...
  • ناشر نشر قطره
  • تاریخ نشر
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 0.42 مگابایت
  • تعداد صفحات ۷۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب حملات اضطرابی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

ترس و اضطراب چیست و آیا آموختنی است؟

ترس واکنشی هیجانی است که یک موجود زنده در برابر خطر از خود نشان می دهد. این خطر می تواند شامل حیوانات، توفان، رعد و برق، مکان های بلند یا آسانسور، هواپیما و... باشد. گاه فرد دچار علایم ترس می شود ولی علت مشخصی برای این ترس پیدا نمی کند و در واقع دچار اضطراب شده است.
اضطراب می تواند به خودی خود و بدون هیچ عامل شناخته شده ی بیرونی و درونی حاصل شود و عوامل ناخودآگاه در آن دخیل است.
***
ترس یک واکنش دفاعی طبیعی است که فرد نحوه ی بروز دادن آن را از دیگران می آموزد.
***
ترس واکنشی دفاعی برای حفظ و بقای موجودات زنده است. مثلاً ترس از حیوانات درنده، سقوط از ارتفاع، تصادف با خودرو و... می تواند باعث حفظ موجود زنده از مرگ و نابودی شود. گاه ممکن است ترس، شدید یا بیمارگونه شود و به جای حفظ بقای فرد یا موجود زنده، سبب کناره گیری یا گریز او از زندگی روزمره اش شود. هرگاه برای واکنش هیجانی علت شناخته شده ای پیدا نشود یا علایم ترس به صورت دایمی یا در موقعیت های ویژه ای تکرار شود، اختلال اضطرابی به وجود آمده است.
اگر اضطراب فرد به اندازه ای باشد که سبب تغییر در زندگی روزمره یا رفتارهای او شود یا سبب خودداری وی از برخی کارهای روزمره شود، می گوییم اضطراب فرد بیمارگونه شده است.
ترس واکنش دفاعی موجودات زنده است که در موقع احساس خطر از خود نشان می دهند، ولی شیوه ی بروز ترس یا شدت واکنشی که فرد هنگام ترسیدن نشان می دهد، می تواند پس از تولد و بر اساس تجربیات یا نحوه ی آموزش و الگویی که از والدین می گیرد، تفاوت داشته باشد؛ یعنی فرد می آموزد که چگونه و از چه چیزهایی بیش تر بترسد یا به مرور یاد می گیرد که از چه چیزهایی کم تر بترسد و مقاومت کند، مثلاً مادری که از حیوانات می ترسد، کودکش یاد می گیرد که چه واکنش هایی هنگام ترس از حیوانات نشان دهد، یا دانش آموزی که همه ی اطرافیان او از امتحان می ترسند و مرتب واژه های هشداردهنده می شنود، کم کم دچار هراس از امتحان می شود.
البته علاوه بر خانواده، الگوبرداری و آموزش و زمینه ی ژنتیکی مناسب فرد نیز سبب می شود نسبت به برخی از موقعیت ها پاسخ شدیدتری نشان بدهد.
درباره ی اضطراب هم زمینه ی ژنتیکی موثر است و ترس و اضطراب بیمارگونه بدون زمینه های سرشتی و ژنتیکی به وجود نمی آید.

اضطراب از چه سنی آغاز می شود؟

اضطراب در تمام دوران زندگی، همراه انسان است. اما سال اول زندگی کودک، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری اضطراب کودک دارد. اضطراب های دوران کودکی نقش زیربنایی برای اضطراب های بعدی دارد.
می دانیم که در سال اول زندگی وابستگی و اتکای کودک به مادر بسیار زیاد است و در دسترس بودن مادر برای برآورده کردن نیازهای عاطفی او در کاهش اضطراب کودک موثر است. تشویش کودک به هنگام جدا شدن از مادر یا جانشین او باعث اضطراب کودکان به ویژه در سنین ۶ تا ۱۰ ماهگی می شود که این اضطراب امری طبیعی است، اما با برخورد مناسب مادر و حمایت عاطفی کافی بعد از مدتی برطرف می شود.
***
خانواده، الگوبرداری، آموزش و زمینه ی ژنتیکی از عوامل موثر در نحوه ی واکنش افراد در موقعیت های گوناگون است.
***
گاه کودکان به هنگام برخورد با افراد غریبه و ناآشنا دچار تشویش می شوند و حتی اگر از طرف فرد غیرآشنا محبت و نوازش ببینند، به شدت می ترسند و گریه می کنند. این اضطراب نیز قبل از یک سالگی دیده می شود و به تدریج برطرف می شود. ترس کودکان از تنهایی و تاریکی نیز به گونه ای پاسخ اضطراب آلود آن ها به موقعیت است. به خاطر کم کردن اضطراب کودک زیر یک سال و ایجاد امنیت و آرامش او به مادران توصیه می شود که حداکثر زمانی را که می توانند با کودک زیر یک سال خود سپری کنند و نیازهای کودک را بدون کم و کاست برآورده کنند. در سنین پیش دبستانی نیز کودک به دلیل طرز تفکر ویژه اش، نگرانی ها و اضطراب هایی در ذهن خود دارد که در کنار والدینی آرام و متین این مراحل را نیز پشت سر می گذارد.
در سنین رفتن به دبستان نیز ممکن است اضطراب با علایم گوارشی، بی خوابی، شب ادراری یا دل درد همراه باشد.
بعدها با افزایش سن ممکن است علایم اضطرابی نیز تغییر کند، ولی نکته ی مهم این است که اضطراب سن خاصی ندارد و همان طور که در بالا اشاره شد در سنین مختلف به اشکال متفاوتی خود را نشان می دهد.

هنگام اضطراب چه تغییراتی در فرد رخ می دهد؟

روش های برخورد با اضطراب در افراد کاملاً شخصی و فردی است. هر فرد سعی دارد در موقعیت های استرس زا برای غلبه بر اضطراب، دست به اعمالی بزند تا اضطراب خود را کاهش دهد که ممکن است در این کار موفق شود یا نشود. به هرحال اثرات این نوع برخوردها، پایه و اساس سلامت روانی و آسیب شناسی روانی فرد را تشکیل می دهد.
این روش های برخورد با اضطراب، مکانیسم های دفاعی فرد است که در مقابله با اضطراب همیشه از آن ها استفاده می کند و خصوصیات و صفات شخصیتی فرد را به وجود می آورد.
***
واکنش به اضطراب امری شخصی و فردی است.
***
اضطراب در سه سطح مختلف بر ارگان های بدن اثر می گذارد و آن ها را درگیر می کند که عبارتند از:
ــ سطح اعصاب و غدد
ــ سطح روانی
ــ سطح جسمانی
اضطراب در سطح اعصاب و غدد با ترشح هورمون های آدرنالین یااپی نفرین از غدد فوق کلیوی، منجر به آشفتگی های خلقی و افسردگی می شود. در سطح روانی، واکنش های فیزیولوژیک این هورمون ها باعث تشویش، اضطراب، بی قراری و... می شود و در سطح جسمانی، بسیاری از ارگان های بدن را درگیر می کند که چند نمونه از آن ها را برای شما بیان می کنیم:
اضطراب در سطح پوستی: با عرق کردن، رنگ به رنگ شدن، سرخ شدن، رنگ پریدگی صورت، راست شدن موها و لرزش عضلات سطحی اثر خود را نمایان می کند.
پاسخ قلبی ـ عروقی به اضطراب: شامل تاکیکاردی و تپش قلب و افزایش فشار خون و انقباض های قلبی زودرس می شود. گاه به صورت تغییر فعالیت قلب و عروق خود را نشان می دهد که به سستی و غش و ضعف می انجامد.
اضطراب در سطح گوارش: با مهار کردن غدد بزاقی باعث خشکی دهان می شود، علاوه بر آن احساس مزه ی بد در دهان، تهوع، استفراغ، بی اشتهایی، احساس پر بودن معده، احساس حرکت چیزی (مانند پروانه) در شکم، دل پیچه، اسهال یا یبوست از اثرات دیگر اضطراب بر دستگاه گوارش است.
***
نحوه ی واکنش در برابر اضطراب پایه و اساس سلامت روانی فرد را تشکیل می دهد.
***
اثرات اضطراب بر سیستم تنفسی: در موقعیت های اضطرابی سیستم تنفسی سخت درگیر می شود و عمل تنفس به راحتی انجام نمی گیرد. نفس نفس زدن، تنفس تند و سریع، آه کشیدن های طولانی و مکرر، تهویه ی سریع تنفسی و احساس فشار در قفسه ی سینه ــ به طوری که فرد نفس را در سینه ی خود حبس می کند ــ یا احساس این که ریه گنجایش اندکی دارد و پاسخگوی نفس عمیق، آرام و راحت نیست از جمله واکنش های فرد مضطرب در سطح سیستم تنفسی است.
واکنش های ادراری ـ تناسلی: در سطح ادراری ممکن است واکنش ها به صورت احساس نیاز فوری برای دفع ادرار یا تکرر ادرار باشد.
در سطح تناسلی، قاعدگی دردناک، مقاربت دردناک، سردی مزاج، ناتوانی جنسی و دردهای لگنی را می توان نام برد.
اثرات اضطراب بر عضلات و استخوان ها: تاثیر اضطراب بر عضلات و استخوان ها می تواند به صورت رعشه ی عضلانی مثل پرش لب ها، گشادی سوراخ های بینی و حرکت پره های آن، سردردهای تنشی و کششی، انقباض و کشیدگی عضلات پشت گردن، لرزش صدا و دردهای مفصلی نمایان شود.
***
سال اول زندگی کودک نقش به سزایی در شکل گیری اضطراب دارد.
***
واکنش مردمک چشم: در حالت اضطراب، گشادی مردمک چشم به حدی می رسد که گویی چشم می خواهد از حدقه بیرون بزند، نگاه خیره و نگاه مات نیز از واکنش های اضطراب چشم است.
هر فردی که چند علامت از مجموعه علایم بالا را داشته باشد، احتمالاً به اضطراب بیمارگونه مبتلاست. این علایم می تواند دایمی باشد یا در موقعیت های خاصی در فرد دیده شود.
ارزیابی بیش تر این علایم با پزشک متخصص است. چون برخی بیماری ها نیز علایمی شبیه اضطراب برای فرد ایجاد می کنند.

چند نوع اختلال اضطرابی وجود دارد؟

انواع اضطراب عبارتند از:
۱ـ اضطراب دایمی ۲ـ ترس یا فوبیا ۳ـ بیرون رفتن از منزل به مکان های شلوغ و خیابان ۴ـ رفتارهای وسواسی ـ اجباری ۵ ـ اختلال پس از حادثه یا سانحه ۶ ـ استرس مدیران یا فرسودگی شغلی ناشی از کارهای پراسترس و طاقت فرسا و اضطراب ناشی از تغییر یا موقعیت های خاص، ۷ـ ترس از حضور در جمع ۸ ـ اختلال هول با یا بدون ترس از بیرون رفتن از خانه.
البته دسته بندی انواع اضطراب کاری تخصصی است ولی منظور از این دسته بندی شناسایی انواع اختلالات اضطرابی و درمان بهتر آن هاست. و در واقع معرفی انواع اضطراب برای آشنایی خواننده ی محترم با گستردگی بیماری های اضطرابی است.
اضطراب منتشر
این حالت به نوعی احساس گسترده ی اضطراب گفته می شود که فرد در اکثر ساعات روز با آن درگیر است و علت و زمینه ی خاصی برای آن پیدا نمی کند. البته اگر برای مدت کوتاهی باشد، اضطراب منتشر گفته نمی شود.
به گفته ی روان شناسان افراد مبتلا به اضطراب منتشر، باورها و پیش فرض هایی در ذهن خود دارند که بر اساس آن بسیاری از موقعیت ها را نامناسب یا تهدیدکننده فرض می کنند. آنان بسیار به خود سخت می گیرند و مرتبا در ذهن خود عباراتی را تکرار می کنند، مانند: «من کارم عالی نیست؛ پس تحویلم نمی گیرند»، «من دوستم را ناراحت کرده ام و او مرا طرد خواهد کرد»، «من باید رفتار مناسب و خصوصیات ویژه ای داشته باشم تا آدم با ارزشی محسوب شوم»، «من بر خود مسلط نیستم و کنترلم را از دست می دهم»، «اگر کارها آن طور که برنامه ریزی کرده ام پیش نرود با مشکل بزرگی روبه رو خواهم شد» یا «امروز میهمانی دارم، اگر همه چیز به خوبی فراهم نشود، آبروریزی بزرگی اتفاق می افتد».
***
اضطراب منتشر باعث می شود که پیش فرض هایی در ذهن فرد ساخته شود و اغلبِ موقعیت های زندگی برای او تهدیدآمیز جلوه کند.
***
به سبب وجود افکار نگران کننده در این افراد، افزایش اضطراب مخود را با مواردی مانند گرفتگی عضلانی، دردهای پراکنده ی بدن، علایم گوارشی و حتی گاهی افسردگی نشان می دهد. فرد احساس می کند که مدام نگران است و آرام و قرار ندارد.
در ادامه نمونه ای از اختلال اضطراب منتشر آمده است: خانم «الف» زنی ۵۰ ساله و بیوه است که به تنهایی در آپارتمانش زندگی می کند. او به یک متخصص اعصاب و روان مراجعه کرده است و می گوید که دایم اضطراب دارد و منتظر حادثه یا اتفاق بدی است. او می گوید که من نمی توانم آرام بنشینم یا به کاری مشغول شوم.
در ضمن مصاحبه، پزشک متوجه می شود که وی علایمی مانند درد کتف و شانه ها، درد پشت سر و گردن، سرگیجه، تهوع و گاهی دل پیچه و مشکل به خواب رفتن نیز دارد و شب ها با زحمت و با کمک دارو می خوابید.
وقتی بیش تر با او صحبت شد، خانم الف گفت که فکر می کند تنها و ناتوان شده است، همه او را طرد می کنند و چون توان کمک کردن به اطرافیان را ندارد، دیگر روی او حساب نمی کنند. او گفت گاهی مانند این است که دیوانه می شود یا کنترلش را از دست می دهد. با هر تلفن یا صدای در منتظر شنیدن خبر بدی است و نگران است برای نوه هایش اتفاق بدی پیش بیاید.
او گفت در عرض چند ماه گذشته به خاطر درد کتف و شانه هایش مرتب مسکن و ضددرد مصرف کرده است و چند بار MRI و عکس برداری کرده است. متخصصان به او گفته اند که جز تغییرات مربوط به آرتروز که متناسب با سن اوست مشکل دیگری ندارد.
همان گونه که در مثال دیدیم، این خانم دچار اضطراب منتشر و عوارض آن شده است. این خانم پس از شروع درمان در عرض دو ماه بهبود چشمگیری پیدا کرد.
ترس یا فوبیا
ترس در همه ی موجودات زنده از جمله انسان امری طبیعی است ولی زمانی غیرعادی است که شدت احساس آن غیرطبیعی باشد و سبب فرار یا دوری از موقعیتی خاص شود. افرادی که به صورت بیمارگونه می ترسند، میزان واقعی خطر اشیا یا موقعیت ها را به درستی ارزیابی نمی کنند و دچار واکنش های شدید ترس می شوند.
ترس انواع گوناگونی دارد، مانند ترس از حیوانات، ترس از بلندی و ارتفاع، ترس از خون و آمپول و جراحت، ترس از رعد و برق و توفان، ترس از بیرون رفتن از منزل و ترس از حضور در جمع. همه ی این ترس ها را به سه دسته ی عمده تقسیم کرده اند:
۱ـ ترس یا فوبیای ساده: فرد از موجودات، اشیا یا موقعیتی می ترسد و علایم اضطرابی یا ترس را فقط در این موقعیت ها یا وقتی انتظار این موقعیت ها را می کشد، نشان می دهد.
شایع ترین ترس ساده که در خانم ها فراوان تر است، ترس از حیوانات مانند حشرات، مار، سگ و موش است.
سایر ترس های ساده عبارتند از: ترس از فضای بسته (حمام، دستشویی، اتاق دربسته، آسانسور) ترس از بلندی و ارتفاع (بالای نردبان، پرواز با هواپیما) و...
نمونه ای از ترس یا فوبیای ساده: خانم «م» مادری ۲۳ ساله با ۲ فرزند است که با همسرش که راننده ی آژانس است، زندگی ساده و راحتی دارد. او در زندگی مشترکش مشکلی ندارد و شادمانه فرزندانش را تربیت می کند.
تنها مسئله ای که گاه خانم «م» را کاملاً محدود می کند، ترس از حشرات به ویژه سوسک است. او تا جایی که به یاد دارد، این مشکل را از کودکی داشته است ولی با تغییر مکان به منزل جدید که سیستم فاضلاب قدیمی و سوسک های فراوان دارد، مشکلش شدیدتر شده است. او هرگاه سوسکی ببیند یا احتمال بدهد که جایی سوسک وجود دارد، دچار افزایش ضربان قلب، تند شدن تنفس و لرزش دست و پا می شود و گاه ساعت ها به خاطر ترس حاضر نمی شود به حمام یا دستشویی برود تا همسرش به منزل برگردد و همه جا را از نظر عاری بودن از سوسک بررسی کند. چند بار وقتی با بچه ها در منزل شاهد یک سوسک بوده، آن چنان جیغ زده و فرار کرده است که حالا ۲ فرزند او نیز، قبل از رفتن به اتاق شان یا رفتن به دستشویی باید مطمئن شوند سوسکی وجود ندارد.
***
اگر ترس آن قدر شدید باشد که باعث فرار یا دوری فرد از یک موقعیت شود، ترس بیمارگونه است.
***
او برای اطمینان از رها شدن از شر سوسک ها تمام درزهای در را با درزگیر پوشانده است، مدخل فاضلاب ها را با چاه بست یا درپوش پوشانده است و روزی یک بار به تمامی اطراف حمام، آشپزخانه و دستشویی حشره کش می زند. گاه شب ها موقع خواب وقتی حرکت سوسکی را احساس می کند از خواب بیدار می شود و ساعت ها اطراف را بررسی می کند.
او به دلیل این موارد به روان پزشک مراجعه کرد و برای وی برنامه های منظم درمانی تجویز شد. وی بعد از چند ماه موفق شد در نبود همسرش حتی خودش سوسک ها را بکشد یا به راحتی به یک سوسک مرده دست بزند.
۲ـ ترس یا فوبیای اجتماعی: فرد از موقعیت هایی که در معرض تماشا یا توجه دیگران قرار بگیرد نگران است. این ترس می تواند شامل انواع گوناگون ترس، مانند ترس از سخنرانی در جمع، ترس از صحبت کردن در جمع، ترس از ملاقات با افراد غریبه، ترس از کار کردن یا هراس از نوشتن یا خوردن در جمع باشد.
این گونه افراد در جمع نگرانند که مبادا دیگران متوجه علایم اضطراب آن ها شوند و همین مسئله بر اضطراب آن ها می افزاید. اینان قبل از حضور در چنین موقعیت هایی دچار اضطراب انتظار می شوند؛ یعنی قبل از حاضر شدن در موقعیت، علایم ترس یا اضطراب در آنان پدید می آید. این افراد گاه برای اجتناب از چنین علایمی به غلط مصرف مواد غیرمجاز یا الکل را جایگزین و درمان می کنند.
***
درمان های روان شناختی می تواند به افراد کمک کند تا بر هراس های خود غلبه کنند.
***
۳ـ گذرهراسی یا ترس از حضور در خیابان: فرد از تنها بیرون رفتن اجتناب می کند. وی نگران است در مکانی خارج از منزل دچار صدمه ی جسمی، از دست دادن کنترل یا حالت غش و ضعف شود و کسی نباشد که به او کمک کند. معمولاً فرد از جاهایی اجتناب می کند که گریز از آن بسیار مشکل است، مانند خیابان، پله برقی، آسانسور، وسایل نقلیه ی عمومی، مترو و... و این مسائل سبب می شود پس از مدتی خانه نشین شود. چنین حالتی گاه ممکن است به دنبال حمله های هول یا پانیک اتفاق افتد یا به تنهایی و خودبه خود به وجود آید.
نمونه ای از گذر هراسی یا ترس از حضور در خارج از خانه: آقای «ج» یک روز تصمیم گرفت مسیر شهر کرج تا محل کارش در تهران را با مترو طی کند. او صبح هنگام به تنهایی از خانه خارج شد و به ایستگاه مترو که نزدیک خانه اش بود، رفت. پس از حضور در ایستگاه مترو جمعیت زیادی را دید که همگی با عجله در حال حرکت بودند.
پس از خرید بلیت وارد ایستگاه شد اما با دیدن موج عظیم جمعیت که می خواستند سوار قطار شوند، ناگهان دچار تپش قلب، احساس سوزش در معده و مورمور شدن دست ها و پاها شد. احساس کرد که نمی تواند درست نفس بکشد و در حال از دست دادن کنترل خود است. وی به این فکر می کرد که چه قدر وحشتناک است که در محلی چنین شلوغ و دور از خانه بمیرد یا از حال برود. تنها کاری که توانست بکند، این بود که خود را به کناری کشید و روی یک صندلی نشست.
بعد از گذشت چند دقیقه توانست آرام آرام خودش را به بیرون از ایستگاه برساند. با تاکسی به خانه اش برگشت و تصمیم گرفت از این پس مانند گذشته همیشه با خودروی شخصی یا تاکسی به محل کارش برود. این کار اگرچه از نظر اقتصادی برای او مقرون به صرفه نبود ولی تا مدت ها حاضر نشد از مترو استفاده کند.
بعد از مدتی احساس کرد وقتی تنها از منزل بیرون می رود، باز هم دچار احساس تپش قلب، نگرانی و تنگی نفس می شود و به برادرش پیشنهاد کرد که با یک دیگر سر کار بروند. روزهایی که بنا به هر دلیلی برادرش نمی توانست او را همراهی کند، آقای «ج» نیز در منزل می ماند. او برای خرید و هر کار روزانه ای با همسرش به بیرون از منزل می رفت. کم کم تمام اطرافیان از مشکل او باخبر شدند. او می کوشید که برای کار خود دلیل تراشی کند و عملش را توجیه کند. وی حاضر به پذیرفتن بیمارگونه بودن ترس خود از تنها بیرون رفتن نبود و هم چنان با سرسختی به کارش ادامه می داد.
رفتارهای وسواسی ـ اجباری
وسواس با احساس ذهنی اجبار برای انجام دادن کاری یا تمرکز یافتن بر یک فکر مشخص می شود. به دنبال این فکر یا احساس فرد برای فرار یا رهایی از اضطراب آن فکر دست به یک سلسله رفتارهای تکراری می زند.
گاه این حالت وسواس تنها در فکر وجود دارد و سبب دودلی و افکار وسواسی می شود. افکار و تصاویر ذهنیِ تکراری و مزاحمی که شخص آن ها را نفرت انگیز یا بی معنا می داند، مرتبا به فکر وی خطور می کند و کنار گذاشتن آن ها از ذهن به هیچ وجه راحت نیست.
گاه این افکار می تواند درباره ی توهین به مقدسات، فکرهای تکراری درباره ی خطرات آسیب زدن به اطرافیان یا حتی رفتارهایی باشد که فرد را بسیار آزار می دهد. تکرار این فکرها او را دچار عذاب وجدان می کند. این افکار برخلاف مشغله های ذهنی برای فرد پریشانی، اضطراب و نگرانی ایجاد می کند. گاه فرد برای رهایی از این افکار وسواسی، تشریفات یا رفتارهایی وسواسی انجام می دهد تا از اضطراب خود بکاهد.
مثلاً شایع ترین کاری که ممکن است شخص انجام دهد، وارسی یا چک کردن است. فرد از ترس این که مبادا کاری را درست انجام نداده باشد، مرتب به چک کردن می پردازد.
فردی که نگران است سرطان داشته باشد، مرتب به پزشک مراجعه می کند تا او را از نظر نداشتن سرطان تایید کند. این فرد ممکن است به خاطر نگرانی از سرطان از تمامی برنامه های تلویزیونی یا مجلاتی که در این باره صحبت می کنند، اجتناب کند.
یا فردی که نگران آلودگی است، همه جا دست هایش را می شوید و استریل می کند یا از ترس آلودگی برخی سبزیجات، از خرید آن ها خودداری می کند.
نمونه ای از وسواس: خانم «پ» ۳۰ ساله دارای یک پسر ۲ ساله است. او قبل از بارداری نیز به شست وشو وسواس داشته است، اما پس از زایمان وسواس او تشدید پیدا کرده است. وی در حین حمام کردن و غسل کردن به دفعات شک می کند که آیا آب به تمام نقاط بدنش رسیده است یا نه و گاهی تا ۳۰ بار عمل غسل کردن را تکرار می کند، به خاطر همین گاهی دوش گرفتن او تا ۶ ساعت طول می کشد.
بعضی روزها این مدت طولانی تر می شود و حتی به ۸ ساعت هم رسیده است. او در خانه از نجس شدن فرش ها و محیط خانه بسیار نگران است و به خاطر این مسئله فرزند دوساله اش را بسیار محدود می کند تا مبادا جایی را نجس کند. پوشک کردن او را هم در وضعیت ویژه ای انجام می دهد و به توصیه ی اطرافیان مبنی بر این که گاهی فرزندش را برای آموزش کنترل ادرار بدون پوشک نگه دارد توجهی نمی کند.
اگر میهمان داشته باشد، پس از رفتن آن ها، تمامی دستگیره های در و دستشویی را چندین بار آب کشی می کند و اگر یک قطره از این آب به کف زمین بریزد، مجبور می شود همه ی سرامیک های کف منزل را نیز آب کشی کند. به تازگی همسرش بسیار از او انتقاد می کند. پسر ۲ ساله اش بهانه گیر شده و زیاد گریه می کند و از همه مهم تر خودش افسرده و خسته شده است.
***
با مراجعه به روان پزشک می توان وسواس های بیمارگونه را از بین برد.
***
پوست دست و بدن او بر اثر شست وشو بسیار خشک و دچار حساسیت به مواد شوینده شده است و هر دو هفته یک بار برای درمان به متخصص پوست مراجعه می کند. او توصیه ی اطرافیان برای مراجعه به روان پزشک را قبول نمی کند و می گوید: «من مشکلی ندارم.» همسرش نیز معتقد است که روان پزشک برای او کاری نخواهد کرد و وی باید خودش این رفتار خسته کننده را کنار بگذارد.
بالاخره پس از مدتی، متخصص پوست تجویز داروهای ضدوسواس را با دوز پایین برای خانم «پ» شروع کرد. پس از گذشت دو ماه از خوردن داروها، او متوجه شد که حساسیتش نسبت به شست وشو کم تر شده است و اکثر مواقع قبل از دو ساعت، دوش گرفتن او تمام می شود. پس از این که متوجه شد علت این تغییر مصرف دارو است، تصمیم گرفت برای تنظیم مصرف دارو و رفتاردرمانی به روان پزشک مراجعه کند.
او اکنون تحت درمان دارویی است. به راحتی می تواند دوش بگیرد یا میهمان دعوت کند و روابط بهتری با همسر و فرزندش پیدا کرده است، چون دایما نگران نیست که دست همسر یا پسرش نجس باشد یا قطره ی آب نجسی به جایی بپاشد.
نمونه ی دیگری از وسواس فکری: خانم «ی» کارمند منضبط وزارت بهداشت است. او به عنوان پرستار در کلینیکی تخصصی مشغول به کار شده است. مدتی بود که او بیش تر به دیدن روان پزشک کلینیک می رفت. او نمی توانست به روان پزشک بگوید که خودش مشکلی دارد به همین خاطر روزی به روان پزشک گفت: «دوستی دارم که افکار تکراری و مزاحمی دارد، مبنی بر این که با چاقو به بچه هایش آسیب بزند.
این خانم از ترس این فکر به خصوص شب ها و وقتی در منزل تنها است، تمامی چاقوها و وسایل نوک تیز را در کمدی پنهان می کند و کلید آن را به همسرش می دهد و به او می گوید این کلید را جایی پنهان کن. همسر و فرزندانش از مشکلات او بی خبر هستند و از برخی رفتارهای او تعجب می کنند. هرگاه می خواهد آشپزی کند، سعی می کند در ساعاتی باشد که بچه ها بیرون از منزل باشند. در صورت حضور آن ها اضطراب زیادی دارد تا بچه ها وارد آشپزخانه نشوند و در صورت ورود به آشپزخانه با سروصدای زیاد آن ها را بیرون می کند.
گاه حتی حاضر است برای این که از کارد آشپزخانه استفاده نکند، از بیرون منزل غذا تهیه کند. او دلشوره، اضطراب و بی خوابی دارد و این فکر تکراری، در خواب و بیداری او را رها نمی کند.»
روان پزشک توضیح داد که این فکر وسواسی است و باید هرچه زودتر درمان شود. بعد از گذشت ۳ ماه، این پرستار کلینیک به روان پزشک مراجعه کرد و گفت که خودش وسواس فکری داشته است و به خاطر عجیب غریب بودن افکارش از ابراز آن شرم داشته است. وقتی که متوجه شد این تنها وسواسی قابل درمان است، بعد از چند ماه درصد بسیار زیادی از این افکار از بین رفت. او اکنون بسیار خوشحال است.
***
اختلال پس از حادثه یا سانحه، یادآوری صحنه های وحشتناک حادثه است که در اصطلاح عام به آن موج گرفتگی می گویند.
***
روان پزشک به او گفت: گاهی افکار وسواسی می تواند به صورت تکرار ذهنی صحنه های زشت و زننده یا حتی توهین به مقدسات فرد باشد. برخی افراد دچار احساس گناه، عذاب وجدان و افسردگی شدید می شوند و باید درمان شوند.

نظرات کاربران درباره کتاب حملات اضطرابی