کتاب صوتی فوتبال علیه دشمن با صدای عادل فردوسی‌پور
Loading

چند لحظه ...
کتاب قیام ساحره آیریس

کتاب قیام ساحره آیریس

نسخه الکترونیک کتاب قیام ساحره آیریس به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق اپلیکیشن رایگان فیدیبو در دسترس است. همین حالا دانلود کنید

با کد تخفیف hifidibo این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۰۰۰ تومان ارزان‌تر بخرید!

درباره کتاب قیام ساحره آیریس

نفس نفس زنان از پله‌های مخوف و مرتفع ذیگورات پایین آمد، صدای تپش قلب خود را میشنوید و از شدت ترس، عضلات گردنش نیز به تپیدن افتاد. باید تا قبل از تعویض کشیک، خود را به سیاهچال میرسانید تا بار دیگر شانسش را برای یافتن آن شیء تاریک امتحان کند. چشمانش از تنگی نفس تار شد، درب آهنین تالار دمونیا را در مقابل خود دید که در قعر زمین و در عمیق ترین سیاهچال ذیگورات قرار داشت. دروازه‌ای با ارتفاع سه متر از جنس فولاد که بر جای جای آن طلسم‌های محافظت با علائمی نا مفهوم حکاکی شده بود تا تالار را هم از نفوذ انسان‌ها و هم از نفوذ جنیان در امان نگاه دارد. در اثر زنجیر و حلقه‌های پابند، مچ پاهایش کبود و خون آلود شده بودند، زخم‌های چرکین و عمیق بر مچ دستانش نیز دیده میشد، صدای قدم‌های کرپن‌ها را شنید که با یکدیگر سخن میگویند و در حال پایین آمدن از پلکان هستند، صدا آنقدر دور بود که سام بتواند محلی برای مخفی شدن پیدا کند. اطراف تالار، حفره‌هایی در زمین دیده میشد، سام مشعلِ روی دیوار را برداشت تا داخل حفره را ببیند، کرپن‌ها نزدیک میشدند. حفره به نظر خالی بود و عمق کمی داشت، مشعل را سرجایش قرار داد و به محض ورودِ کرپنها، داخل حفره پرید. - «آه... خسته‌ام از تاریکی و بوی تعفن این سیاهچالِ زشت» - «من نیز از این درب آهنین متنفرم... اصلا چه چیزی در اینجاست که انقدر برایشان مهم است؟!» - «شنیده‌ام ملکه جادوی سیاهی را در این تالار نگه داری میکند» - «جادوی سیاه؟ یا شاید سلاحی مرگبار برای نبرد با بابِل» - «روناک! به نظرت چه زمانی ما را وارد آنولوس میکنند؟» - «چه بلند پروازی تو سایرین، از نگهبانی دمونیا، ‌به یکباره وارد حلقه‌ی جادوگران شویم؟» سام در شرایط بدی بود، داخل حفره که رفت متوجه شد آنجا نوعی سلول است و زندانیان مفلوک را در داخل آن تا گردن در خاک دفن میکنند تا از نیش حشرات و حمله‌ی خزندگان به مرگی کند و درد آور دچار شوند. وقتی چشمش به تاریکی داخل حفره عادت کرد و توانست جزئیات محیط را تشخیص دهد، جمجمه‌هایی را با فاصله از هم دید که بدنشان در خاک است. وحشت او را در بر گرفت، با خود گفت: «سام نادان! به هیولایی خدمت میکردی که جهان مانند آن را به خود ندیده است!»نگاهش به یکی از جمجمه‌ها افتاد که هنوز مقداری گوشت روی صورتش باقی مانده و کرم‌هایی عجیب مشغول خوردن آن بودند. از دیدن این صحنه حالش به هم خورد و عُق زد، توانست جلوی استفراغ را بگیرد اما کرپن‌ها صدای عُق زدنش را شنیدند. - «تو هم شنیدی سایرین؟» - «آری... آن حفره سه هفته است که زندانی جدیدی داخلش نیست!» - «یعنی تا کنون دوام آورده اند؟» - «فکر نمیکنم» هر دو شمشیر کشیدند و با احتیاط به سوی گودال قدم برداشتند،‌ سایرین به روناک علامت داد تا مشعل را به سمت حفره بگیرد، روناک با احتیاط جلو رفت، در حالی که در دست دیگرش شمشیر بود خم شد و مشعل را داخل حفره برد، سام را دیدند که خود را به دیواره چسبانیده است،‌ جا خوردند؛‌ سایرین به سرعت سپری را که روی دیوار نصب بود پایین آورد و خواست به وسیله‌ی آن ورودی حفره را مسدود کند،‌ سام در این فاصله سعی کرد از گودال بیرون بیاید اما دستبند و پابند داشت و نتوانست خارج شود، سایرین سپر را روی حفره قرار داد و به روناک گفت: «فوراً هلیون را خبر کن»

ادامه...

مشخصات کتاب قیام ساحره آیریس

  • ناشر نشر یوشیتا
  • تاریخ نشر ۱۳۹۷/۰۱/۱۵
  • زبان فارسی
  • حجم فایل 2.12 مگابایت
  • تعداد صفحات ۳۳۶ صفحه
  • شابک

بخشی از کتاب قیام ساحره آیریس

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

در حال بارگذاری...

نظرات کاربران درباره کتاب قیام ساحره آیریس

داستان فوق العاده جذابی داره. تیم مجید مجیدی دارن رو فیلمنامه اش کار میکنن...
در ۲ هفته پیش توسط mjg...ina ( | )
خیلی قشنگه ولی آخرش افتضاح تموم میشه.
در ۶ ماه پیش توسط جعفری ( | )
فوق العاده ست. داستان هیجان انگیزی داره و تا اخرش برام جذاب بود. پیشنهاد میکنم حتما بخونید.
در ۶ ماه پیش توسط 922...106 ( | )