فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب دیپلماسی انرژی؛ سیاستگذاری کشورهای ۵ +۱

کتاب دیپلماسی انرژی؛ سیاستگذاری کشورهای ۵ +۱
جلد اول: راهبردهای کشورهای عضو گروه ۵+۱

نسخه الکترونیک کتاب دیپلماسی انرژی؛ سیاستگذاری کشورهای ۵ +۱ به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۸۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب دیپلماسی انرژی؛ سیاستگذاری کشورهای ۵ +۱

یکی از موضوعاتی که در سیاست ملی انرژی باید مورد توجه قرار گیرد، بحث «دیپلماسی انرژی» است. «دیپلماسی انرژی» برنامه‌ای است راهبردی، جامع و کارآمد که تعاملات بین‌المللی در حوزه انرژی را برای یک کشور مدون نموده و چارچوب کلی توافقات را روشن می‌سازد. این برنامه برای کشورهای صادرکننده انرژی راهبردهای استفاده از ابزار انرژی در جهت تأمین اهداف دیپلماتیک را فراهم می‌آورد و بالعکس برای کشورهای واردکننده راهبردهای دیپلماتیک لازم برای ایجاد امنیت پایدار انرژی را روشن می‌سازد. آن‌چه که می‌توان از دیپلماسی انرژی انتظار داشت عبارتست از: - تعیین بازارهای هدف انرژی؛ - تعیین نوع حضور در بازارهای مشخص شده (کالاها، خدمات، و یا حامل‌های انرژی)؛ - مطالعات تعیین قیمت برای حضور در بازارهای مشخص شده؛ - تحلیل جذابیت و عدم جذابیت حضور در معاهدات و یا شرکت در سازمان‌های جهانی انرژی؛ - موضع‌گیری در قبال تحولات جهانی بازار انرژی؛ - ارائه راهکار برای استفاده حداکثری از موقعیت جغرافیایی در جهت تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی انرژی؛ - تعیین سبد حامل‌های انرژی صادراتی؛ - حضور و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های انرژی سایر کشورها.

ادامه...

بخشی از کتاب دیپلماسی انرژی؛ سیاستگذاری کشورهای ۵ +۱

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



مقدمه

سیاستگذاری مجموعه اقدامات هدفمندی است که به وسیله یک بازیگر و یا مجموعه ای از بازیگران در مواجهه با یک مشکل یا موضوع خاص دنبال می شود. سیاستگذاری زمانی انجام می شود که دولت برای تاثیرگذاری بر یک مشکل خاص اقدام می کند (اندرسون، ۱۳۸۵: ۱۰). سیاستگذاری دولت ها در حوزه های مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و... صورت می گیرد. تا قرن نوزدهم، زمین مهمترین نهاده تولید در اقتصاد به شمار می آمد اما به تدریج و پس از انقلاب صنعتی در اروپا، منابع طبیعی و به خصوص انرژی نیز مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و به تبع آن سیاستگذاری انرژی اهمیت بیشتری یافت.
دولت ها با تنظیم سیاست انرژی در سطح ملی، زیربنای تدوین و اجرای مجموعه ای از اقدامات ناظر بر فعالیت های این بخش را برای حل مشکلات آن فراهم می آورند. همچنین سیاست ملی انرژی، اتخاذ تصمیمات یکپارچه و هماهنگ بین زیربخش های مختلف این بخش را که بر یکدیگر تاثیر دارند، تسهیل می نماید، تا اهداف از پیش تعیین شده برای کل بخش انرژی قابل حصول گردند. در این رویکرد دولت ها برای مداخله در بازار، تنها از طریق وضع قوانین و مقررات و همچنین تنظیم روابط عمل نمی نمایند و هر دولت باید توازنی میان امنیت انرژی، رشد اقتصادی و حفاظت از محیط زیست برقرار سازد. سیاست ملی انرژی در این میان تعیین کننده است و تمامی قوانین و مقررات بر این اساس تدوین و تنظیم می گردد (امیرمعینی، ۱۳۸۸: ۳).
بخشی از اقداماتی که در سیاست ملی انرژی ناظر بر فعالیت های این بخش است عبارتند از:

- برنامه ریزی تولید، انتقال و مصرف انرژی؛
- قانونگذاری در مورد فعالیت های تجارت انرژی؛
- قانونگذاری در مواردی که بر مصرف انرژی تاثیرگذار باشد، مانند استانداردهای کارایی انرژی و استانداردهای آلودگی؛
- ایجاد نهادهای مختلف قانون گذاری و اجرایی در بخش دولتی؛
- مشارکت فعالانه، هماهنگی و ارائه مشوق ها در بخش تولید انرژی و تحقیق و توسعه؛
- اتخاذ سیاست های مالی در بخش خدمات انرژی شامل مالیات، معافیت های مالیاتی، یارانه و...؛
- تامین امنیت داخلی انرژی؛
- همکاری بین المللی در بخش انرژی و سایر بخش ها.

یکی از موضوعاتی که در سیاست ملی انرژی باید مورد توجه قرار گیرد، بحث «دیپلماسی انرژی» است. «دیپلماسی انرژی» برنامه ای است راهبردی، جامع و کارآمد که تعاملات بین المللی در حوزه انرژی را برای یک کشور مدون نموده و چارچوب کلی توافقات را روشن می سازد. این برنامه برای کشورهای صادرکننده انرژی راهبردهای استفاده از ابزار انرژی در جهت تامین اهداف دیپلماتیک را فراهم می آورد و بالعکس برای کشورهای واردکننده راهبردهای دیپلماتیک لازم برای ایجاد امنیت پایدار انرژی را روشن می سازد.
آن چه که می توان از دیپلماسی انرژی انتظار داشت عبارتست از:

- تعیین بازارهای هدف انرژی؛
- تعیین نوع حضور در بازارهای مشخص شده (کالاها، خدمات، و یا حامل های انرژی)؛
- مطالعات تعیین قیمت برای حضور در بازارهای مشخص شده؛
- تحلیل جذابیت و عدم جذابیت حضور در معاهدات و یا شرکت در سازمان های جهانی انرژی؛
- موضع گیری در قبال تحولات جهانی بازار انرژی؛
- ارائه راهکار برای استفاده حداکثری از موقعیت جغرافیایی در جهت تاثیرگذاری بر بازارهای جهانی انرژی؛
- تعیین سبد حامل های انرژی صادراتی؛
- حضور و سرمایه گذاری در زیرساخت های انرژی سایر کشورها.

در کشور ما تاکنون قانون جامع انرژی که در برگیرنده پاسخ به تمامی سوالات مطرح شده و تمام قواعد و مقررات مربوط به انرژی باشد آن گونه که در برخی کشورها وجود دارد تدوین و تصویب نشده است.(۱) بخش انرژی کشور دارای ساختارهای متفاوت، نهادها و سازمان های تشکیلاتی جدا از یکدیگر در زمینه اعمال حاکمیت و مدیریت نسبت به منابع و اشکال مختلف انرژی می باشد. نظام ناظر بر تولید، انتقال و مصرف انرژی در زیربخش های مختلف نیز با یکدیگر متناسب نیست. به نظر می رسد که علت اصلی این امر بوده است. با اینکه دولت نقش پراهمیتی در بخش انرژی و برنامه ریزی و سرمایه گذاری آن بر عهده دارد، ولی تاکنون برنامه های دولت در این بخش بر اساس برنامه های جداگانه هر یک از زیربخش های آن تنظیم گردیده و یکپارچگی قابل ملاحظه ای بین آنها وجود نداشته است. به نظر می رسد به دلیل وجود تفکرات و دیدگاه های متفاوت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی نسبت به مقوله انرژی و منابع آن و همچنین فراوانی منابع انرژی و پائین بودن هزینه تولید، نیاز به وجود یک سیاست مدون و پکپارچه انرژی برای کشور تا کنون احساس نگردیده است.
شکل گیری و تدوین سیاست ملی انرژی در هر کشور، الزاماتی دارد. از جمله این الزامات می توان به تعریف دقیق مسئله، شناخت و آگاهی دقیق و جامع از جوانب و مولفه های موثر آن و اطلاع از تجربیات گذشته داخلی و خارجی، اشاره داشت. آنچه در نگاه محققان این مطالعه حائز اهمیت دانسته شده و به عنوان اولین گام در نظر گرفته شده، بررسی تحولات چند دهه گذشته بخش انرژی کشورهای مطرح و پیشرو در عرصه سیاستگذاری ملی انرژی است. آگاهی از واقعیت های رخ داده (و نه آمال دست نیافته و بیان شده در متن سیاست ها) در بخش انرژی این کشورها و تحولات آنها در گذر زمان، سیاستگذاران کشور را در تعریف دقیق مسائل واقع بینانه و قابل حل در کشور کمک خواهد نمود.
کشورهای مختلف با توجه به شرایط متفاوتی که در جنبه های تولید، توزیع و مصرف انرژی دارند، رویکردها و سیاست های متفاوتی را اتخاذ می کنند. همچنین روش هایی که برای تنظیم و اجرای قوانین و سیاست های انرژی مورد استفاده قرار می گیرد، در کشورهای مختلف بسیار متفاوت است و بر اساس سیاست اقتصادی، ساختار نهادی، عادات مردم و ساختار بخش انرژی کشورها تعیین می گردد. فارغ از تفاوت های ساختاری و نهادی، روش های استفاده شده در کشورهای مختلف می تواند در تدوین سند سیاست ملی انرژی راهگشا باشد. آنچه که در تنظیم سیاست ملی انرژی در اولویت قرار می گیرد، حل مشکلات این بخش است و مسائلی که اهمیت کمتری دارند و یا در حال حاضر در اولویت نمی باشند، در مراحل بعدی مورد توجه قرار می گیرند. از این رو، بررسی تحولات بخش انرژی کشورهای مختلف نشان می دهد که آنها در مجموع شرایط حاکم، چه اهدافی را تعیین کرده و چه اقداماتی را صورت داده اند و در نهایت به چه میزان در دستیابی به اهداف مدّنظر موفق بوده اند.
همچنین به نظر می رسد که بررسی تحولات بخش انرژی کشورها یکی از الزامات تدوین و ترسیم دیپلماسی انرژی یک کشور نیز می باشد. از آنجایی که یکی از مسائل پیش روی جمهوری اسلامی ایران مذاکره با کشورهای عضو گروه ۵+۱ می باشد، به نظر نگارندگان، تدوین مجموعه ای با محتوای بررسی تحولات انرژی این کشورهای پیشرو در عرصه سیاستگذاری انرژی می تواند هم برای تدوین سیاستگذاری ملی انرژی در کشور مفید باشد و هم در ترسیم دیپلماسی انرژی کشور در راستای مذاکره با این کشورها به کار آید.
بررسی های اولیه بیانگر این است که با توجه به تنوّع موضوعات مورد بحث در جنبه های مختلف تولید، مصرف و تجارت بخش انرژی کشورهای عضو گروه ۵+۱، مجموعه این کشورها پرتفوی جامعی را تشکیل خواهد داد. روسیه یک صادرکننده عمده منابع انرژی (نفت و گاز) است و در مقابل فرانسه و آلمان واردکنندگان عمده منابع مختلف هستند. کشور چین با رشد بالای مصرف انرژی روبروست و نیازمند تامین منابع جدید انرژی است.
از آنجا که آمریکا بزرگترین مصرف کننده انرژی جهان است، سیاست های انرژی این کشور همواره مورد توجه سایر کشورها قرار دارد؛ زیرا هر تغییر سیاستی در این کشور انتظارات را در بازارهای انرژی تغییر می دهد. این کشور با استخراج از منابع گاز رُسی توانسته است سهم و میزان خود را در تولید انرژی اولیه افزایش دهد؛ البته هنوز چالش های مهمی برای توسعه بیشتر گاز رُسی در این کشور وجود دارد. چشم انداز ۲۰۱۲ آژانس بین المللی انرژی پیش بینی نموده است که ایالات متحده آمریکا در حدود سال ۲۰۱۷ به اولین تولیدکننده نفت جهان تبدیل خواهد شد و از این جهت از روسیه و عربستان سعودی سبقت خواهد گرفت.
چین دومین اقتصاد بزرگ جهان بعد از آمریکا و از سال ۲۰۰۹ بزرگترین مصرف کننده انرژی اولیه دنیا است. در چهار دهه اخیر همواره مصرف انرژی در این کشور افزایش یافته است. رشد اقتصادی، افزایش شهرنشینی، صنعتی شدن، نیاز چین به انرژی را افزایش می دهد و افزایش تقاضای انرژی در چین خصوصاً در دو بخش نفت و گاز مسئله امنیت انرژی را برای این کشور حائز اهمیت کرده است.
روسیه از اعضای اوپک نیست و اقتصاد آن صنعتی و وابسته به منابع بزرگ انرژی این کشور به ویژه نفت و گاز است. این کشور یک سیاست دوسویه اتخاذ کرده و ضمن حفظ رابطه موجود با وارد کنندگان قبلی و توسعه روابط پایدار در بازار های جدید انرژی تلاش می کند صادرات فرآورده های انرژی با فرآیندهای پیچیده و ارزش افزوده بالا را افزایش دهد.
آلمان پس از حادثه نیروگاه فوکوشیما در ژاپن سیاست تعطیل کردن نیروگاه های هسته ای خود را تسریع کرد و با مسئله «سیاست انرژی» مواجه شد؛ زیرا از یک سو حوزه های امنیت زیست محیطی را در اولویت قرار داده است و از سوی دیگر اجرای این سیاست، امنیت انرژی را با خطر مواجه می کند. سیاست انرژی آلمان تاثیر زیادی بر روی سایر کشورهای اروپایی دارد و برخی از کشورهای اروپایی از آن تبعیت می کنند.
انگلستان به خوبی سیاست های متنوع سازی منابع عرضه در بخش واردات نفت خام را به اجرا درآورده است و خود را به طور کامل از نفت منطقه خلیج فارس بی نیاز کرده و وابستگی خود را به نفت به کشورهای آفریقایی و آمریکای لاتین افزایش داده است. مبادلات انرژی انگلستان با منطقه خلیج فارس با دو کشور قطر و کویت در حوزه گاز طبیعی و فرآورده است.
سیاست انرژی در فرانسه به طور فزآینده ای خود را با تغییرات آب و هوایی و رخدادهای جهانی انرژی منطبق می کند. امنیت انرژی اولویت اساسی فرانسه به شمار می رود و این کشور تلاش می کند تا تعهدات فوری آژانس بین المللی انرژی را برآورده سازد.
در سیاست انرژی کشورهای توسعه یافته معمولاً سه بعد امنیت عرضه، کارایی انرژی، آثار و پیامد های زیست محیطی از اهمیت ویژه ای برخودار است. مهمترین دلیل تشکیل آژانس بین المللی انرژی (IEA)(۲) در سال ۱۹۷۴ به عنوان نهاد مشوق سیاستگذاری انرژی در میان کشورهای توسعه یافته، نگرانی از اختلال عرضه منابع انرژی برای این کشورها بود. از جمله مسائل مورد اشاره این سازمان در ترویج سیاستگذاری انرژی، اطمینان از عرضه کافی و قیمت قابل پرداخت، صرفه جویی انرژی، کارایی مصرف انرژی و توجه به وضعیت محیط زیست با اقداماتی چون کنترل تقاضا و توسعه فناوری است. به هر ترتیب این سه هدف با یکدیگر سازگاری دارند و در این چارچوب عمدتاً تمام سطوح حکومتی یک کشور و همچنین بخش خصوصی دخالت دارد و تاثیرات جنبه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه که لزوماً در نگاه اول به انرژی مربوط نیستند، در تعامل با انرژی مورد بحث قرار می گیرد.
آژانس بین المللی انرژی (IEA) با توجه به رسالت خود، آمارهای مربوط به موضوعات مختلف بخش انرژی کشورهای مختلف جهان را در قالب های مختلف از جمله ترازنامه انرژی آنها جمع آوری و منتشر می کند. همچنین تقریباً هر پنج سال یک گزارش از سیاست انرژی برخی کشورها ارائه می کند و اطلاعات متنوعی را در آن منعکس می کند. در این مطالعه نیز داده های این سازمان در خصوص ترازنامه انرژی کشورهای موردنظر و همچنین گزارش های تحلیلی سیاست انرژی آنها، از جمله مهمترین منابع مورد استفاده می باشد.
ترازنامه انرژی ابزاری برای سنجش برابری منابع و مصارف انرژی در یک دوره زمانی مشخص (معمولاً یک ساله) است. در تدوین ترازنامه انرژی برای اجتناب از خطای بازشماری در جریان تولید و مصرف انرژی لازم است انرژی اولیه از انرژی قابل استفاده تفکیک شود. انرژی اولیه شکلی از انرژی است که در طبیعت یافت می شود و هیچ فعالیتی روی آن انجام نشده است و غالباً برای مصرف کننده نهایی قابل استفاده نیست، مثل نفت خام، ذغال سنگ و نظایر آن. پس از اینکه انرژی اولیه استخراج شد به حامل های انرژی مثل بنزین، گازوییل، گاز طبیعی و برق تبدیل می شود که به آن انرژی قابل استفاده گفته می شود. در روش IEA ترازنامه انرژی به سه قسمت تقسیم شده است که بخش اول جریان انرژی اولیه را نشان می دهد. بخش دوم میزان انرژی مصرف شده برای تبدیل انرژی اولیه به انرژی قابل استفاده و بخش سوم توزیع انرژی قابل استفاده بین مصرف کنندگان نهایی را نشان می دهد. به عبارت دیگر می توان گفت بخش اول جریان ورودی انرژی از محل تولید، واردات و سایر منابع را بیان می کند و دو بخش دیگر مربوط به جریان مصرف انرژی در مراحل گوناگون تبدیل، انتقال و در نهایت مصرف کننده است.
در کنار اطلاعات مربوط به ترازنامه انرژی و تحلیل روندهای آن در سال های گذشته، از گزارشات سایر نهادها و سازمان های بین المللی داخلی هر یک از کشورها و همچنین پژوهش های مختلف استفاده شده است. یکی از نکات قابل توجه این است که در گزارش های مختلف از واحد های متفاوتی در ارائه آمار استفاده شده است که سبب می شود نتایج آن مطالعات با هم قابل مقایسه نباشد. برای رفع این نقیصه در این مطالعه تلاش شده است تا تمام ارقام بر حسب بشکه معادل نفت خام بیان شود. اشکال استفاده از ضریب تبدیل برای بار دوم سبب می شود خطای ضریب تبدیل در ارقام جدید ظاهر شود که در نتایج این مطالعه سهم قابل توجهی ندارد و قابل چشم پوشی است. اما در مطالعات دقیق تر و به ویژه مدلسازی انرژی نیاز به دقت بیشتری در بررسی صحت اطلاعات و میزان خطای ضرایب تبدیل وجود دارد. یکی دیگر از مسائلی که مطالعه وضعیت انرژی کشورها را دشوار می کرد، ماتریس های بزرگتراز انرژی بود که در این مطالعه با ادغام بخش هایی از جدول در راستای هدف مورد نظر این مطالعه، تراز انرژی خلاصه تر شده است. از آنجا که تا مقطع انجام این مطالعه، آمار منتشرشده برای همه کشورهای مورد بررسی تا سال ۲۰۰۹ موجود بود، ناگزیر سال ۲۰۰۹ مبنای تحلیل ها قرار گرفت و تمام مطالعات بر اساس داده های پایه این سال مورد بازبینی قرار گرفت.
در بررسی وضعیت بخش انرژی هر کشور سعی شده است که چارچوب تحلیلی زیر رعایت شود:
یک. مروری کلی بر وضعیت جغرافیایی، سیاسی و اجتماعی کشور مورد نظر؛
دو. ترسیم، تشریح و تحلیل کلی ترازنامه انرژی سال ۲۰۰۹ کشور موردنظر و تحلیل مواردی چون:

- میزان حجم تولید انرژی اولیه، حجم مصرف انرژی، میزان خالص واردات و یا صادرات انرژی؛
- اشاره به هر یک از منابع انرژی تولیدی و نسبت وزنی آنها در کل حجم انرژی تولیدی؛
- اشاره به هر یک از منابع انرژی مصرف شده و نسبت وزنی آنها در کل حجم انرژی مصرف شده؛
- اشاره به هر یک از منابع انرژی وارداتی یا صادراتی و نسبت وزنی آن از کل مصرف انرژی و نسبت وزنی هر یک از آنها از کل حجم تجارت انرژی (واردات + صادرات)؛
- اشاره به هر یک از منابع انرژی تبدیل شده از سایر منابع انرژی و نسبت های مختلف آن.

سه. تحلیل تولید انرژی اولیه در کشور مورد نظر در قالب مواردی چون:

- میزان تولید انرژی اولیه کشور مورد نظر (طی سال های۱۹۸۰ تا ۲۰۰۹ یا سال های منتخب) به تفکیک منابع مختلف؛
- تحلیل تحولات تولید انرژی اولیه کشور مورد نظر طی سال های گذشته؛
- بیان و تحلیل سیاست ها و برنامه ریزی های دولت در کشور مورد نظر در تولید هر یک از منابع اولیه انرژی در سال های گذشته و روند فعلی؛
- پیش بینی از وضعیت آتی تولید اولیه انرژی (منابع مختلف) برای سال های آتی تا ۲۰۳۰؛
- ذخایر و تاسیسات موجود و سرمایه گذاری صورت گرفته برای تولید هر یک از منابع انرژی اولیه؛
- کارایی تولید انرژی اولیه و مقایسه با نُرم های بین المللی؛
- مزیت نسبی کشور مورد نظر در تولید هر یک از منابع انرژی؛
- چالش های کشور موردنظر در تولید هر یک از منابع انرژی و گلوگاه های احتمالی.

چهار. تحلیل وضعیت تجارت انرژی در کشور مورد نظر در قالب مواردی چون:

- تحلیل واردات منابع مختلف انرژی (طی سال های مختلف همراه با تحلیل روند طی شده)؛
- تحلیل صادرات منابع مختلف انرژی (طی سال های مختلف همراه با تحلیل روند طی شده)؛
- تحلیل صادرات مجدد یا ترانزیت انرژی (تحلیل روند طی شده در منابع مختلف و میزان وابستگی کشورهای مختلف به کشور مورد نظر)؛
- پیش بینی از وضعیت آتی تجارت انرژی (منابع مختلف) برای سال های آتی تا ۲۰۳۰؛
- تحلیل سیاست ها و برنامه ریزی های دولت در تجارت هر یک از منابع اولیه انرژی در سال های گذشته و روند فعلی؛
- سهم و نقش ایران به طور مستقیم و غیرمستقیم در واردات و صادرات انرژی کشور مورد نظر؛
- ساختار بازار خرده فروشی و عمده فروشی هر یک از حامل های انرژی در داخل کشور موردنظر؛
- قیمت گذاری انرژی و مالیات ها و عوارض دولتی.

پنج. تحلیل وضعیت تبدیل انرژی در کشور موردنظر در قالب مواردی چون:

- تحلیل زیربخش انرژی الکتریسیته؛
- تحلیل زیربخش فرآورده های نفتی.

شش. تحلیل وضعیت مصرف انرژی در کشور موردنظر در قالب مواردی چون:

- تحلیل تحولات مصرف انرژی کشور مورد نظر (طی سال های۱۹۸۰ تا ۲۰۰۹ یا سال­های منتخب) به تفکیک منابع مختلف؛
- میزان مصرف هر کدام از گروه های مصرف کننده (خانوار، صنعت، حمل ونقل، تبدیل انرژی و سایر) از هر یک از حامل های انرژی؛
- بیان و تحلیل سیاست ها و برنامه ریزی های دولت برای جهت دهی مصرف هر یک از منابع انرژی در سال های گذشته و روند فعلی (شامل سیاست های افزایش کارایی مصرف در بخش های مختلف صنعت، ساختمان، لوازم خانگی و روشنایی، حمل ونقل هم می شود)؛
- پیش بینی از وضعیت آتی مصرف انرژی (منابع مختلف) برای سال های آتی تا ۲۰۳۰؛
- کارایی مصرف انرژی اولیه و مقایسه با نُرم های بین المللی (شدت انرژی) و روند آن در طی سال های اخیر.

لازم به ذکر است که سیاست گذاری انرژی یک تصمیم لحظه ای و ایستا نیست و همان طور که در فصل های آتی آمده است سیاست انرژی کشورها در طول زمان به دلایل مختلف تغییر می کند. برای درک پویایی و انعطاف پذیری سیاست انرژی لازم است سیاست انرژی هر کشوری در طول زمان بررسی شود تا دلایل تغییر سیاست ها آشکار شود. زیرا که یکی از مهمترین عواملی که بر پیش بینی های بازار انرژی تاثیر زیادی دارد و معمولاً در مدل های پیش بینی آینده نمی توان به راحتی وارد کرد، سیاست های انرژی است. به عنوان نمونه حادثه نیروگاه فوکوشیما سیاست انرژی کشورهای اروپایی را به شدت متاثر کرده است.
بررسی سیاست انرژی ایران، یافتن ناسازگاری های سیاست های مختلف با یکدیگر و تحلیل آثار تحولات جهانی بر آن از مهمترین مطالعاتی است که برای کشور ضرورت دارد. سیاستگذاری انرژی در کشورهای مختلف مستقل از یکدیگر نیست و برخی از کشورها سیاست انرژی خود را با توجه به سیاست کشورهای پیشرو در یک زمینه طراحی می کنند. از این جهت مطالعه سیاست انرژی سایر کشورها راهنمای خوبی برای سیاست انرژی کشور ایران است. در سیاست انرژی آزمایشگاهی غیر از تاریخ وجود ندارد به همین دلیل تجربه کشورهای مختلف برای طراحی سیاست های جدید انرژی بسیار ارزشمند است.
در انتها از آقایان دکتر محمدهادی زاهدی وفا، دکتر محمد نعمتی و مهدی نوراحمدی که مولفین و همکارانشان را در تالیف این کتاب یاری نمودند، تشکر و قدردانی می گردد.

منابع مقدمه

۱. آندرسون، جیمز (۱۳۸۵)، مقدمه ای بر سیاستگذرای عمومی، ترجمه کیومرث اشتریان، «فرهنگ اندیشه»، سال پنجم، شماره ۱۸، صص ۴۴- ۹.
۲. مهران، امیرمعینی (۱۳۸۸)، سیاستگذاری انرژی در ایران، «گروه پژوهشی اقتصاد»، جلد اول، شماره ۹۹.

۱.ایالات متحده آمریکا

مقدمه

ایالات متحده آمریکا کشوری در آمریکای شمالی و پایتخت آن شهر واشنگتن دی سی است. آمریکا سومین کشور پر جمعیت دنیا و سومین کشور پهناور جهان است و از لحاظ نژادی و گوناگونی مردم، متنوع ترین کشور جهان شناخته می شود. این کشور از ۴۸ ایالت هم جوار، و دو ایالت جدا از دیگران (شبه جزیره آلاسکا در شمال شرق قاره آمریکا و مجمع الجزایر هاوایی در اقیانوس آرام) تشکیل شده است. همچنین در دو منطقه حوزه دریای کارائیب و نیز بخش هایی از اقیانوس آرام، جزایر کوچک و پراکنده ای وجود دارند که قلمرو آمریکا محسوب می شوند، ولی به گونه ای خودگردان اداره می شوند (مانند پورتو ریکو).
کشور آمریکا از شرق با اقیانوس اطلس، از غرب با اقیانوس آرام، از شمال با کشور کانادا، و از جنوب با مکزیک همسایه است. این کشور از راه پایگاه دریایی گوانتانامو نیز مرز مشترک اندکی با کوبا دارد. آمریکا همچنین از طریق آلاسکا با روسیه مرز آبی دارد. به علاوه، مجموعه ای از جزیره ها، ناحیه ها، و مناطق متعلق به آمریکا در سراسر جهان پراکنده اند.
ایالات متحده بزرگترین واردکننده و پس از آلمان و چین ـ سومین صادرکننده بزرگ جهان است. کانادا، چین، مکزیک، ژاپن و آلمان، به ترتیب بزرگترین شرکای تجاری آمریکا هستند. آمریکا در دهه اخیر بزرگترین بدهی جهان را نیز بر عهده داشته است. آمریکا با تولید ناخالص داخلی بیش از ۱۳.۰۰۰ میلیارد دلار در سال و ۱۹% قدرت خرید جهان، بزرگترین اقتصاد در میان کشورهای جهان را دارا است.
بزرگترین اقلام صادراتی آمریکا به ترتیب تجهیزات صنعتی (۲۹/ ۸%)، ماشین آلات (۲۹ /۵%)، کالاهای مصرفی غیر اتومبیل (۱۲/ ۴%)، خودرو و تولیدات وابسته (۹/۳%)، تولیدات صنایع غذایی (۸/ ۳%)، و تولیدات صنایع هوایی (۶/۶%) هستند؛ در حالی که بزرگترین اقلام وارداتی آمریکا کالاهای مصرفی غیر اتومبیل (۲۳%)، سوخت (۲۲/ ۱%)، ماشین آلات (۱۹/ ۹%)، تجهیزات صنعتی (۱۴/ ۸%)، تولیدات خودرو (۱۱/ ۱%)، صنایع غذایی (۴/ ۲%)، و صنایع هوایی (۱ /۷%) هستند. اما بزرگترین محصولات تولیدی آمریکا مواد شیمیایی، تولیدات نفتی، فولاد، خودرو، تولیدات صنایع هوایی، ارتباطات، الکترونیک، تولیدات غذایی و مصرفی، و صنایع معدن و چوب هستند. آمریکا همچنین در تولید برق، ظرفیت پالایش نفت، ذخیره های ذغال سنگ، تولید انرژی بادی، و انرژی هسته ای در جهان، رتبه نخست را دارا است. بیشتر چرخه های اقتصادی آمریکا متعلق به بخش خصوصی است، تا جایی که بخش دولتی فقط ۱۲/ ۴ % در تولید ناخالص ملی سالیانه سهم دارد. از نظر ماهیت، ۷۵% تولید ناخالص ملی، محصول بخش خدماتی بوده است (U.S. Department of Commerce, ۲۰۱۲).

جدول ۱- ۱. خلاصه نماگرهای اقتصادی آمریکا





شکل ۱- ۱. نقشه ایالات متحده آمریکا

۱- ۱. تشریح و تحلیل ترازنامه انرژی

جدول ۱- ۲. ترازنامه انرژی سال ۲۰۰۹ (میلیون بشکه معادل نفت خام)



ماخذ: آژانس بین المللی انرژی

کل عرضه انرژی اولیه در ایالات متحده آمریکا در سال ۲۰۰۹، ۱۵۸۵۴ هزار بشکه معادل نفت خام در روز بوده است. اما در مقابل، حجم مصرف نهایی انرژی در همان زمان، ۱۰۷۲۰ هزار بشکه و مصرف واسطه ای نیز ۱۰۷۲ هزار بشکه معادل نفت خام در روز بوده است. از این مقدار ۵۲۸۶ هزار بشکه معادل نفت خام واردات و ۱۱۸۸ هزار بشکه معادل نفت خام صادرات بوده است.



نمودار ۱- ۱. کل عرضه انرژی اولیه

با توجه به ارقام بیان شده، مشاهده می شودکه ۲۱% از عرضه انرژی اولیه به ذغال سنگ، ۳۸% نفت خام، ۱۲% فرآورده های نفتی، ۲۳% گاز طبیعی، ۱% انرژی هسته ای، ۴% سوخت زیستی و پسماند، ۱% برق آبی و کمتر از ۱% زمین گرمایی، خورشیدی و غیره مربوط می شود.
آمریکا سومین تولید کننده بزرگ نفت خام در جهان با عرضه حدود ۵/ ۶ میلیون بشکه در روز است. نفت خام تنها منبع عرضه انرژی در آمریکا نیست، اما بخش قابل توجهی از آن را شامل می شود.
منابع تولید انرژی در ایالات متحده در سال ۲۰۰۹، شامل موارد زیر می شود:

- ذغال سنگ معمولی و نارس معادل ۳۸۸۶ میلیون بشکه نفت خام با سهم ۳۲درصد؛
- نفت خام، ۲۴۷۱ میلیون بشکه با سهم ۲۰درصد؛
- گاز طبیعی، معادل ۳۵۰۸ میلیون بشکه معادل نفت خام با سهم ۲۸درصد؛
- انرژی هسته ای، معادل ۱۵۸۶ میلیون بشکه معادل نفت خام  با سهم ۱۳درصد؛
- برق آبی، معادل ۱۷۴ میلیون بشکه معادل نفت خام با سهم ۵/ ۱درصد؛
- زمین گرمایی، خورشیدی و غیره، معادل ۱۱۹ میلیون بشکه نفت خام با سهم ۱درصد؛
- سوخت زیستی و پسماند، معادل ۶۱۸ میلیون بشکه نفت خام با سهم ۵درصد.
نسبت وزنی هر کدام از این منابع انرژی در تولید انرژی اولیه نیز در نمودار زیر نشان داده است:



نمودار ۱- ۲. منابع تولید انرژی اولیه

در سال ۲۰۱۱، ۱/ ۳۷درصد از انرژی اولیه تولیدی در آمریکا به نفت اختصاص داشته است. پس از آن گاز طبیعی با سهم ۷/ ۲۴درصد در رتبه دوم قرار گرفته است و با استخراج از منابع گاز رسی توانسته است سهم و میزان خود را در تولید انرژی اولیه در ایالات متحده آمریکا افزایش دهد. سومین منبع تولیدی در آمریکا ذغال سنگ است که سهمی ۵/ ۲۲درصدی در انرژی اولیه داراست. انرژی هسته ای نیز ۱۰درصد از انرژی اولیه در سال ۲۰۱۱ را شامل می شود. انرژی های نو نیز علی رغم تلاش های فراوان علمی و فناوری، تنها ۸/ ۵درصد از انرژی اولیه در آمریکا را به خود اختصاص داده است (برق آبی ۱/۱درصد و سوخت های طبیعی و فضولات ۹/ ۳درصد و گرمایی، خورشیدی و بادی نیز ۸ /۰درصد).
بیشترین تولید انرژی در سال ۲۰۱۰ مربوط به ایالت تگزاس با ۳/ ۱۵درصد از کل تولید انرژی در ایالات متحده بوده است و ایالت های ویومینگ با ۱/ ۱۴% و ویرجینیای غربی با ۳/ ۵درصد در رتبه های بعدی هستند.
منابع انرژی مصرف شده در ایالات متحده نیز عبارتند از:

- ذغال سنگ معمولی و نارس، معادل ۱۷۳ میلیون بشکه نفت خام با سهم ۲درصد؛
- فرآورده های نفتی، معادل ۵۴۲۹ میلیون بشکه نفت خام با سهم ۵۱درصد؛
- گاز طبیعی، معادل ۲۲۸۷ میلیون بشکه معادل نفت خام با سهم ۲۱درصد؛
- زمین گرمایی، خورشیدی و سوخت زیستی و پسماند، معادل ۴۸۶ میلیون بشکه نفت خام با سهم ۵/ ۴درصد؛
- برق، معادل ۲۲۹۶ میلیون بشکه نفت خام در روز با سهم ۵/ ۲۱درصد.
نسبت وزنی هر کدام از این منابع انرژی مصرف شده در آمریکا نیز در نمودار زیر نشان داده است:



نمودار ۱- ۳. مصرف منابع انرژی اولیه

در سال ۲۰۱۲ ایالات متحده حدود ۶/ ۱۸ میلیون بشکه در روز نفت و مواد نفتی مصرف کرده است. لذا آمریکا بزرگترین مصرف کننده نفت و مواد نفتی در جهان می باشد. در مصرف انرژی، ایالت ویومینگ با ۹۴۸ میلیون بی تی یو به ازای هر نفر پُرمصرف ترین ایالت در آمریکاست و پس از آن آلاسکا با ۸۹۹ میلیون بی تی یو و لوییزیانا با ۸۹۴ میلیون بی تی یو رتبه دوم و سوم را به خود اختصاص داده اند.
آمریکا برای پاسخ به تقاضای انرژی در داخل کشورش معادل ۲۸۶ /۵ میلیون بشکه نفت خام در روز در قالب پنج نوع منبع انرژی وارد می کند که عبارتند از:

- ذغال سنگ، معادل ۹۴ میلیون بشکه نفت خام در روز با سهم ۲ درصد؛
- نفت خام، ۳۹۲۶ میلیون بشکه در روز با سهم ۷۴ درصد؛
- فرآورده های نفتی، معادل ۵۹۱ میلیون بشکه در روز با سهم ۱۱ درصد؛
- گاز طبیعی، معادل ۶۳۸ میلیون بشکه نفت خام در روز با سهم ۱۲ درصد؛
- برق و سوخت زیستی و پسماند، معادل ۳۸ میلیون بشکه در روز با سهم کمتر از یک درصد.

نسبت وزنی هر کدام از این منابع انرژی واردشده به آمریکا نیز در نمودار زیر نشان داده است:



نمودار ۱- ۴. واردات انرژی اولیه

- ذغال سنگ معمولی و نارس معادل ۲۵۶ میلیون بشکه نفت خام در روز با سهم ۲۳درصد؛
- نفت خام ۶۳ میلیون بشکه در روز با سهم ۵درصد؛
- فرآورده های نفتی معادل ۶۷۲ میلیون بشکه نفت خام در روز با سهم ۵۷درصد؛
- گاز طبیعی معادل ۱۸۱ میلیون بشکه نفت خام در روز با سهم ۱۵درصد؛
- سوخت زیستی و پسماند معادل ۶ میلیون بشکه نفت خام در روز با سهم نیم درصد؛
- برق معادل ۱۱ میلیون بشکه نفت خام در روز با سهم یک درصد.
نوع و نسبت وزنی هر کدام از منابع انرژی صادراتی از آمریکا نیز در نمودار به نمایش درآمده است:



نمودار ۱- ۵. صادرات منابع انرژی

انرژی همچنین به عنوان یک کالای واسطه ای در ایالات متحده مورد استفاده قرار می گیرد. منابع انرژی که به عنوان کالای واسطه ای استفاده می شوند و نسبت وزنی آنها به کل انرژی استفاده شده به عنوان نهاده واسطه ای به شرح زیر می باشد:

- نیروگاه های برق، معادل ۳۶۹۷ میلیون بشکه نفت خام در روز مصرف می کنند با سهم ۷۱درصد؛
- نیروگاه های سیکل ترکیبی، معادل ۱۶۶ میلیون بشکه نفت خام در روز مصرف می کنند با سهم ۳درصد؛
- پالایشگاه های نفت، معادل ۵۲ میلیون بشکه نفت خام مصرف می کنند با سهم یک درصد؛
- در صنعت، معادل ۹۰۰ میلیون بشکه نفت خام مصرف می شود با سهم ۱۷درصد؛
- سایر بخش هایی که از انرژی به عنوان کالای واسطه ای استفاده می کنند نیز معادل ۴۲۳ میلیون بشکه نفت خام در روز مصرف می کنند.



نمودار ۱- ۶. مصارف واسطه ای

منابع مختلف انرژی که در نیروگاه ها برای تولید برق مورد استفاده قرار می گیرند به شرح زیر هستند:

- ذغال سنگ، معادل ۳۲۲۳ میلیون بشکه نفت خام با سهم ۳۵درصد؛
- فرآورده های نفتی معادل ۸۳ میلیون بشکه نفت خام با سهم یک درصد؛
- گاز طبیعی، معادل ۱۲۶۵ میلیون بشکه نفت خام با سهم ۱۴درصد؛
- انرژی هسته ای، معادل ۱۵۸۶ میلیون بشکه نفت خام با سهم ۱۷ درصد؛
- برق آبی، معادل ۱۷۴ میلیون بشکه نفت خام با سهم ۲درصد؛
- زمین گرمایی و...، معادل ۱۰۷ میلیون بشکه نفت خام با سهم ۱ درصد؛
- سوخت زیستی و...، معادل ۱۴۱ میلیون بشکه نفت خام با سهم ۳ درصد؛
- برق، معادل ۲۶۲۶ میلیون بشکه نفت خام با سهم ۲۸درصد.



نمودار ۱- ۷. مصارف نیروگاهی

نظرات کاربران درباره کتاب دیپلماسی انرژی؛ سیاستگذاری کشورهای ۵ +۱