فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تعلیم و تربیت اقتصادی

کتاب تعلیم و تربیت اقتصادی
جلد اول

نسخه الکترونیک کتاب تعلیم و تربیت اقتصادی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۷,۷۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب تعلیم و تربیت اقتصادی

فقدان درک صحیح و جامع از مفاهیم و رویکردهای اقتصادی آنجایی جلوه می‌کند که فرد لاجرم در مسئولیت‌های اجتماعی خود در موقعیتی با ویژگی‌های اقتصادی قرار می‌گیرد؛ در این مقام نه دانشی سازمان‌یافته و نهادینه شده از مفاهیم، نه چارچوبی برای تحلیل اوضاع اطراف خود و نه فرهنگ حاکم اقتصادی مبتنی بر ارزش‌های جامعه و مصالح فردی ـ اجتماعی، وی را همراهی می‌کنند، نتیجه چنین ضعف و فقدانی بر رشد اقتصادی و پیشرفت همه‌جانبه کشور پیشاپیش معلوم است. چرا که فرد لاجرم در مقام یک عضو خانواده، نیروی کار، شهروند مسئول در عرصه اجتماعی، مصر‌ف‌کننده و تولیدکننده کالا و خدمات، پس‌اندازکننده و سرمایه‌گذار، تقاضاکننده کالاها و خدمات تولیدی دیگران یا تولید‌کننده آن‌ها و در بستری از انواع شاکله‌های جمعی و فردی مانند فرهنگ کار، فرهنگ مصرف، فرهنگ اتخاذ تصمیم‌های بهینه، فرهنگ هزینه ـ فایده، فرهنگ استفاده بهینه و کارا از منابع، فرهنگ بهره‌وری، فرهنگ تعامل با محیط انسانی جامعه خود و ملت‌های دیگر و شرایط فیزیکی اطراف از جمله محیط زیست و ده‌ها بستر فرهنگی دیگر قرار می‌گیرد و برآیند رفتارهای جمعی در چنین فضایی است که موجبات رشد یا انحطاط ملتی را فراهم می‌آورد. این کتاب که حاصل ده سال فعالیت مستمر در حوزه تعلیم و تربیت اقتصادی در دانشگاه امام صادق (ع) می‌باشد، گامی اولیه در مسیر تبیین سواد و تربیت اقتصادی مورد نیاز در اقتصاد مقاومتی است که کوشیده تا به تفصیل اهداف و عناوین در مقاطع سنی مختلف را بیان نماید و از این طریق محتوای رسمی و ضمنی لازم جهت ارتقاء سواد اقتصادی و مالی افراد انسجام یابد.

ادامه...

بخشی از کتاب تعلیم و تربیت اقتصادی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



پیشگفتار

امروزه شاید بتوان اصلی ترین هدف همه جوامع، را پیشرفت در همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی دانست. جهان امروز دریافته است که تعلیم و تربیت آشکار و ضمنی افراد نوعی سرمایه گذاری ملی است و هر کشوری که در این راه تلاش بیشتری نماید، بدون شک از ثمرات آن در آینده برخوردار خواهد شد. بررسی عوامل موثر بر پیشرفت و توسعه در جوامع پیشرفته نیز نشان می دهد که همه این کشورها از نظام تربیتی توانمند و کارآمدی برخوردار هستند. این کشورها نسبت به هرگونه ضعف در فهم مفاهیم و مهارت های مربوط به تصمیم گیری و تحلیل اقتصادی حساس بوده و برنامه هایی را جهت مقابله با آن از سطح کودکستان تا دانشگاه از طریق برنامه های رسمی و غیررسمی تدارک می بینند. آن گونه که در بررسی اجمالی از مستندات این قبیل برنامه ها و اهداف و محتوای آن ها به دست می آید، هدف از این آموزش ها، فهم خوب و کافی از دانش اقتصاد برای آحاد آن جامعه است؛ به نحوی که در عرصه مسائل اقتصادی شخصی و مسائل پیچیده تر از قبیل سیاست های اقتصادی کشور، بتوانند ادراک، قضاوت و رفتارهای مستدل و عقلایی را در یک دنیای پیچیده و متحول از خود نشان دهند.
اما در جامعه ما وضعیت دیگری حاکم است. دانش آموختگان نظام آموزشی کشور که وارد زندگی خانوادگی و عهده دار مسئولیت های اجتماعی مختلف می شوند، به نحو نظام مند واجد اطلاعات مورد نیاز از مفاهیم و اصول اولیه اقتصادی نیستند. به طوری که نه در زندگی فردی خود و در مواجهه با موقعیت ها و شرایطی که صبغه اقتصادی دارند، آن گونه که باید و شاید حضور دارند و نه در تفسیر و تعبیر جریانات و تحولات و وقایع اقتصادی کشور توانایی کافی از خود بروز می دهند. آموخته های قبلی آن ها چه رسمی و از طریق برنامه های درسی آشکار آموزش و پرورش و دانشگاه ها، و چه غیررسمی از طریق خانواده، نهادهای فرهنگی آموزشی و رسانه های مختلف، به طور معمول ارتباطی به مسائل و مفاهیم اقتصادی و اقتضائات دنیای در حال تحول کنونی ندارد.
فقدان درک صحیح و جامع از مفاهیم و رویکردهای اقتصادی آنجایی جلوه می کند که فرد لاجرم در مسئولیت های اجتماعی خود در موقعیتی با ویژگی های اقتصادی قرار می گیرد؛ در این مقام نه دانشی سازمان یافته و نهادینه شده از مفاهیم، نه چارچوبی برای تحلیل اوضاع اطراف خود و نه فرهنگ حاکم اقتصادی مبتنی بر ارزش های جامعه و مصالح فردی ـ اجتماعی، وی را همراهی می کنند، نتیجه چنین ضعف و فقدانی بر رشد اقتصادی و پیشرفت همه جانبه کشور پیشاپیش معلوم است. چرا که فرد لاجرم در مقام یک عضو خانواده، نیروی کار، شهروند مسئول در عرصه اجتماعی، مصر ف کننده و تولیدکننده کالا و خدمات، پس اندازکننده و سرمایه گذار، تقاضاکننده کالاها و خدمات تولیدی دیگران یا تولید کننده آن ها و در بستری از انواع شاکله های جمعی و فردی مانند فرهنگ کار، فرهنگ مصرف، فرهنگ اتخاذ تصمیم های بهینه، فرهنگ هزینه ـ فایده، فرهنگ استفاده بهینه و کارا از منابع، فرهنگ بهره وری، فرهنگ تعامل با محیط انسانی جامعه خود و ملت های دیگر و شرایط فیزیکی اطراف از جمله محیط زیست و ده ها بستر فرهنگی دیگر قرار می گیرد و برآیند رفتارهای جمعی در چنین فضایی است که موجبات رشد یا انحطاط ملتی را فراهم می آورد.
توجه به اهمیت و ضرورت دانش و شایستگی های ساحت اقتصادی و حرفه ای تربیت تا جایی است که از این حوزه تعبیر به سواد اقتصادی و مالی شده است. تلقی از سواد در گذشته صرفاً توانایی خواندن و نوشتن را شامل می شد که فرد را قادر می ساخت در فعالیت های پیرامون خود مشارکت کند. به عبارت دیگر با سوادی به معنای دارا بودن قابلیت استفاده از مواد و متون مکتوب و نیز مهارت های فنی مرتبط با رمزگردانی و رمزگشایی آن ها بود. در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی سواد به مجموعه ای از قابلیت ها اطلاق شد که بسیار فراتر از خواندن و نوشتن مشتمل بر قابلیت های چندگانه کاملاً متاثر از بعد اجتماعی ـ فرهنگی هر جامعه یعنی ارزش ها، اهداف و آرمان های آن ها است. در این راستا بیانیه رسمی یونسکو در «دهه سواد سازمان ملل متحد» ( ۲۰۱۲-۲۰۰۳) مطابق با این برداشت جدید سوادهای چندگانه و چند بعدی را مورد توجه قرار داده و به رسمیت شناخت.
تعریف سواد به عنوان مجموعه ای از قابلیت ها، سبب شد که طبقه بندی های مختلفی نیز برای این امر از سوی صاحب نظران عرضه گردد. اما با اینحال سواد اقتصادی و مالی به عنوان جزئی جدایی ناپذیر از طبقه بندی های مختلف سواد، همواره مورد توجه قرار داشته و دارد.
مجموعه «انسان مطلوب نظام آموزش و پرورش در افق چشم انداز بیست ساله» که به عنوان یکی از اسناد پشتیبان نقشه جامع علمی کشور منتشر شده است ، سواد اقتصادی و حرفه ای را به توانایی شناسایی مسائل اقتصادی، هزینه ها، منافع، تجزیه و تحلیل انگیزه ها در موقعیت های اقتصادی، بررسی پیامدهای تغییر در شرایط اقتصادی و سیاست های عمومی، گردآوری و سازمان دهی شواهد اقتصادی و وزن دهی هزینه ها در برابر مزایا و منافع تعریف می کنند. چنانچه با سواد اقتصادی با مبانی درآمدها و توزیع درآمد، بیکاری، سرمایه گذاری، تورم و خطرپذیری اقتصادی آشناست و ارزش کار آفرینی و کسب و کار را می داند و.... این مجموعه سواد اقتصادی و حرفه ای را صرفاً به صورت عناوین کلی درک و فهم اقتصادی، درک و فهم حرفه ای، کارآفرینی، بهره وری، حفظ و توسعه ثروت ملی، عدالت گرایی اقتصادی، کیفیت گرایی و انضباط مالی تعریف می کند و برای هر یک ویژگی هایی مانند آشنایی با مفاهیم پایه اقتصادی (پول، بودجه، پس انداز و...)، آشنایی با مالکیت خصوصی و عمومی، آشنایی با ساختار اقتصادی جامعه و... بر می شمرد.
با توجه به تاکیدات سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش بر ساحت اقتصادی و حرفه ای و نیز تعریف سواد اقتصادی و حرفه ای به عنوان یکی از انواع سواد لازم برای نسل حال و آینده به نظر می رسد توجه به تدوین چارچوب محتوایی این نوع سواد به ویژه در شرایط اقتصاد مقاومتی باید مورد توجه قرار گیرد. چه اینکه در اقتصاد مقاومتی شکل گیری تفکر و سپس رفتارهای متناسب از ضروریات نیل به اهداف عالی نظام اسلامی است.
این کتاب که حاصل ده سال فعالیت مستمر در حوزه تعلیم و تربیت اقتصادی در دانشگاه امام صادق (ع) می باشد، گامی اولیه در مسیر تبیین سواد و تربیت اقتصادی مورد نیاز در اقتصاد مقاومتی است که کوشیده تا به تفصیل اهداف و عناوین در مقاطع سنی مختلف را بیان نماید و از این طریق محتوای رسمی و ضمنی لازم جهت ارتقاء سواد اقتصادی و مالی افراد انسجام یابد.

فصل اول: کلیات و گستره موضوع

سوالات فصل:
*تربیت اقتصادی چیست؟
*اهمیت و ضرورت توجه به تعلیم و تربیت اقتصادی چیست؟
*ادبیات تعلیم و تربیت اقتصادی چه گستره ای دارد؟
*تربیت اقتصادی در عمل چگونه ظاهر شده است؟

مقدمه

یاَیهَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ اسْتَجِیبُواْ لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ اِذَا دَعَاکمْ لِمَا یحْییکمْ ( انفال: ۲۴)
مفهوم سعادت از جمله مفاهیم کلیدی است که همواره مورد توجه بشر بوده است. اینکه سعادت افراد و جوامع انسانی به چیست، چه فرد و جامعه ای را سعادتمند بدانیم و کدام را دارای این صفت ندانیم و...، و در پرتو این سوال بحث از اینکه زندگی و حیات بشر و حرکت به سمت این هدف چگونه باید باشد، همواره مورد بحث پیروان ادیان و مکاتب مختلف بوده است؛ به طوری که همواره بخشی از آموزه های آن ها به نوعی زندگی و حیات انسانی و سعادت و هدف زندگی او را تعریف کرده و بر اساس آن مسیر زندگی و حقوق و وظایف مرتبط را بر شمرده اند.
قرآن کریم هدف زندگی انسان و سعادت، فلاح و رستگاری او در دنیا و آخرت را در گرو بندگی خداوند و پاسخگویی به هدایتی می داند که خداوند در فطرت انسانی به ودیعه نهاده و با تذکر آن از طریق ارسال رسل، حجت را بر بشر تمام کرده است. آیه فوق به روشنی بیان می دارد که تنها در سایه اجابت دعوت خدا و رسول است که زندگی و حیات واقعی نصیب انسان ها می گردد.
علامه طباطبائی در تفسیر شریف المیزان دو علامت مهم حیات فرد و جامعه اسلامی را اولاً داشتن علم نافع، فهم و آگاهی نسبت به حقوق و وظایف و دوری از جهل و نادانی و ثانیاً بهره مندی از عمل صالح یا جنبش و حرکت در مسیر بندگی خداوند می داند. لذا اگر بخواهیم افراد و جامعه ما زنده باشند و حیات واقعی داشته باشند، لازم است در ابعاد مختلف در صدد کسب آگاهی لازم و حرکت در جهت آن باشند (طباطبائی، ۱۳۸۸، ۵۳).
از سوی دیگر شهید مطهری (ره) این زندگی و رشد را نیازمند به سه عامل کلیدی می داند: تربیت، امنیت و آزادی. تربیت عبارت است از اینکه آنچه لازمه رشد موجود زنده است در اختیارش قرار گیرد. تربیت در مورد انسان رساندن استعدادهای او از حالت بالقوه به بالفعل است، آنچنانکه شرایط بندگی خداوند متعال اقتضاء می کند. این تربیت ابعاد مختلفی را شامل می شود چه در مورد فرد و چه در مورد جامعه. به عبارت دیگر چنانچه در پی ایجاد رشد و زنده تر شدن افراد و جامعه هستیم بایستی آن ها را از جهل و نادانی دورساخته و در جهت تقرب به خداوند متعال حرکت دهیم و یا به تعبیری تربیت نماییم.
تربیت در مورد فرد و جامعه ابعادی دارد که خداوند متعال در قرآن کریم بدان رهنمون شده است. تربیت زمانی اتفاق می افتد که افراد و جامعه به حقوق و وظایف خود در قبال خود (افراد یا جوامع)، خداوند، دیگران (دیگر افراد یا جوامع) و طبیعت آشنا شوند، استعدادها و ظرفیت خود را بشناسند و با آگاهی از قواعد و قوانین حقّه حاکم بر نظام هستی به سمت فعلیت بخشیدن به استعدادهای بالقوه حرکت و تلاش کنند.
تربیت افراد و جوامع در حوزه های مختلف برای این حرکت و رشد الزامی است؛ ضمن اینکه در کنار هم دیدن همه جوانب حائز اهمیت است. لزوم تربیت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه حقیقتی است که برای رشد و زنده شدن جامعه حیاتی است. حوزه های مربوط به حیات و زندگی افراد و جوامع را نباید مجرد فرض کرد، چرا که زندگی یک واحد است و همه شوونش توام با یکدیگر معنا می یابد. جامعه ای که از جهت سیاسی و اقتصادی فاسد باشد، نمی تواند راه سعادت و کمال را طی کند.
رسول اکرم (ص) با آگاهی بخشی نسبت به این حقیقت لزوم تدبیر و تمشیت صحیح اقتصادی را برای فرد و جامعه اسلامی یادآور می شوند، آنجا که جهل و عدم تدبیر در تمشیت امور روزمره را منجر به فقر معرفی می نمایند(۱) و در جای دیگر فقر را منجر به کفر و خروج از مسیر بندگی خداوند و سعادت معرفی می فرمایند.(۲)

چیستی تربیت اقتصادی

آنچه از رفتارهای افراد در جامعه انسانی ظهور و بروز می یابد، معلول تربیت آن ها و نوع بینش ها و نگرش هایی است که در فرآیند تربیتی خویش نسبت به اداره و تنظیم رابطه شان با خود، خداوند، دیگر انسان ها و طبیعت دارند. این بینش ها که شاکله های فردی یا جمعی افراد را شکل می دهند به نوعی مهم ترین عامل تعیین کننده در شکل گیری گرایش ها و رفتارهای آن هاست.
بخش وسیعی از رفتارها و تعاملات انسانی در جوامع در مورد چگونگی تمهید شرایط مادی زندگی و حرکت در مسیر رشد و پیشرفت است. تهیه امکانات اولیه زندگی از جمله غذا، لباس، سرپناه و مسکن و نیز تامین رفاه انسانی فراتر از نیازمندی های اولیه که به صورت فردی یا به مدد روابط و تعاملات اجتماعی حاصل می گردد، از جمله مواردی است که در حیطه رفتارهای اقتصادی تعریف می گردد.
علم اقتصاد(۳) امروزی در لغت از اصطلاح یونانی اویکونومیا(۴) که از دو جزء «ایکوس(۵)» به معنای «خانه» و «نوموس(۶)» به معنای «قانون» تشکیل شده است
(Liddell & Scott, ۱۹۴۸). قدما با دسته بندی آن در مجموعه حکمت عملی، این لفظ یونانی را تدبیر منزل معنا نموده و موضوع آن را چگونگی اداره امور خانه در بحث رابطه با زن، فرزند، خدمتکار و از جمله تدبیر رابطه مال و صاحب مال می دانستند. اما از آنجا که در اکتساب و به کارگیری اموال و دارایی ها همواره اجتناب از اتلاف و هدررفت نیروی کار و تولیدات اش از اهمیت بسزایی برخوردار است، در اصطلاح مدرن عموماً به معنای اصول جستجوی دستیابی یا روش نیل به اهداف دلخواه با حداقل صرف امکانات مالی و دارایی ها آمده است و لذا در اشکال مختلف صفت، «...اقتصادی» مانند تربیت اقتصادی یا فرهنگ اقتصادی و مضاف، «اقتصادِ...» مانند اقتصاد آموزش و پرورش یا اقتصاد فرهنگ به کار می رود بدون اینکه ارتباط مستقیمی با تولید، توزیع یا مصرف ثروت ها داشته باشد (Sidgwick, ۱۹۸۸).
چه در معنای تدبیر منزل قدما و چه در مراد معنای مدرن از اقتصاد، مسائل و روابط اقتصادی نیاز به تمهید آگاهی و دانش لازم برای تدبیر و تمشیت امور معینی دارد که در مسیر دستیابی به اهداف خاص و مطلوب، فرد و جامعه را یاری می رساند.
تربیت اقتصادی عبارتست از مجموعه ای از عناصر بینشی، گرایشی و رفتاری است که به انتخاب ها و تصمیمات اقتصادی انسان جهت می دهد. منظور از انسان در این تعریف بردار هویت های انسانی شامل فرد و انواع هویت های جمعی (خانوادگی، سازمانی، قومی، ملی، بین المللی و جهانی) است.
امروزه حوزه تعلیم و تربیت اقتصادی به یکی از حوزه های تخصصی رشته اقتصاد مبدل شده است. مجله معتبر و علمی انجمن اقتصاددانان آمریکا(۷) تعلیم و تربیت اقتصادی را در گستره هشتصد شاخه ای خود از ادبیات دانش اقتصادی معتبر شناخته و در هر شماره به معرفی ادبیات تولید شده در این زمینه می پردازد.
***
نکته۱: تربیت اقتصادی در طبقه بندی دانش اقتصاد
مراجعه به طبقه بندی دانش اقتصاد نشان می دهد تربیت اقتصادی یکی از زیرشاخه های پذیرفته شده در طبقه بندی دانش اقتصاد (JEL)(۸) است و از این حیث راه برای تداوم پژوهش در این حوزه با رویکرد علمی، دینی و بومی هموار خواهد بود.
A - General Economics and Teaching
A1 - General Economics
A2 - Economic Education and Teaching of Economics
A20 - General
A21 - Pre-college
A22 - Undergraduate
A23 - Graduate
A29 - Other
A3 - Collective Works
***

اهمیت و ضرورت تربیت اقتصادی

بحث لزوم توجه به تربیت اقتصادی و نیازهای دانشی و بینشی در این حوزه در هر جامعه ای مبتنی بر آموزه ها و مبانی آن جامعه مورد توجه و عنایت بوده و با استفاده از ابزارهای مختلف در آن مسیر اقدام می شده است.
توجه به اهمیت تربیت اقتصادی و رفتارسازی مطلوب در حوزه اقتصاد مقوله ای است که در طول سالیان گذشته همواره مدّنظر برنامه ریزان اقتصادی و اجتماعی کشورهای پیشرفته البته منطبق بر دیدگاه آن ها از الگوی مطلوب و مادی زندگی فردی و اجتماعی قرار داشته و برای اجرایی نمودن آن سیاست گذاری هدفمندی را در عرصه نظام آموزشی و فرهنگی تدارک دیده اند. به طوری که امروزه هزاران مرکز آموزشی و صدها انجمن و مرکز ملی و بین المللی، با حجم ادبیاتی قریب به صدها کتاب و هزاران مقاله در سال، تخصصاً در این زمینه فعالیت کرده و صدها میلیون مخاطب را چه به عنوان دانش آموز در مدرسه و چه در قالب مخاطبان رسانه های جمعی از مقاطع کودکستان تا دبیرستان و بالاتر تحت پوشش مستقیم و غیر مستقیم تعلیم و تربیت و به عبارت دیگر رفتارسازی مطابق الگوی مطلوب خود قرار می دهند.
جهان امروز دریافته است که توجه به آموزش و تربیت افراد نوعی سرمایه گذاری ملّی است و هر کشوری که در این راه تلاش بیشتری نماید، بدون شک از ثمرات آن در آینده برخوردار خواهد شد. بررسی عوامل موثر بر پیشرفت و توسعه در جوامع پیشرفته نیز نشان می دهد که همه این کشورها از نظام تربیتی توانمند و کارآمدی برخوردار هستند. این کشورها نسبت به هرگونه ضعف در فهم مفاهیم و مهارت های مربوط به تصمیم گیری و تحلیل اقتصادی حساس بوده و برنامه هایی را جهت مقابله با آن از سطح کودکستان تا دانشگاه از طریق برنامه های رسمی و غیررسمی تدارک می بینند. آن گونه که در بررسی اجمالی از مستندات این قبیل برنامه ها و اهداف و محتوای آن ها به دست می آید، هدف از این آموزش ها، فهم خوب و کافی از دانش اقتصاد برای آحاد آن جامعه است؛ به نحوی که در عرصه مسائل اقتصادی شخصی و مسائل پیچیده تر از قبیل سیاست های اقتصادی کشور، بتوانند ادراک، قضاوت و رفتارهای مستدل و عقلایی را در یک دنیای پیچیده و متحول از خود نشان دهند.
***
نکته۲: اهداف تربیت اقتصادی در آمریکا
برنامه تربیت اقتصادی آمریکا که در نوع خود از پیشگامان این عرصه است، رسالت خود را پرورش افرادی می داند که بایستی به:
- تصمیم گیرانی شایسته و عاقل در زندگی فردی و جمعی خود،
- شهروندانی مسئولیت پذیر،
- افرادی مولد و بهره ور به عنوان نیروی کار،
- مشارکت کنندگانی موثر در اقتصاد داخلی و بین المللی،
- مصرف کنندگانی مطلع و پس انداز کنندگان و سرمایه گذارانی آینده نگر و حسابگر،
- و مشوقان و حامیانی برای ایدئولوژی و فرهنگ اقتصادی حاکم تبدیل شوند (Saunders & Gilliard, ۱۹۹۵, p. ۳).
***
اما در جامعه ما وضعیت دیگری حاکم است. دانش آموختگان نظام آموزشی کشور که وارد زندگی خانوادگی و عهده دار مسئولیت های اجتماعی مختلف می شوند، به نحو سیستماتیک واجد اطلاعات مورد نیاز از مفاهیم و اصول اولیه اقتصادی نیستند. به طوری که نه در زندگی فردی خود و در مواجهه با موقعیت ها و شرایطی که صبغه اقتصادی دارند، آن گونه که باید و شاید حضور دارند و نه در تفسیر و تعبیر جریانات و تحولات و وقایع اقتصادی کشور، توانایی کافی از خود بروز می دهند. آموخته های قبلی آن ها چه رسمی و از طریق برنامه های آشکار آموزش و پرورش و چه غیررسمی از طریق برنامه های پنهان خانواده، نهادهای فرهنگی ـ آموزشی و رسانه های مختلف، به طور معمول ارتباطی به مسائل و مفاهیم اقتصادی و تدبیر زندگی بر اساس عقلانیت اسلامی و بومی ندارد.
فقدان درک صحیح و جامع از مفاهیم و رویکردهای اقتصادی آنجایی جلوه می کند که فرد لاجرم در زندگی اجتماعی در یک موقعیت با ویژگی های اقتصادی قرار می گیرد و نیاز به بروز رفتاری عقلایی و تصمیمی عقلانی مبتنی بر فرهنگ و ارزش های بومی و مقتضیات ملی خویش دارد و در این مقام نه یک دانش سازمان یافته و نهادینه شده از مفاهیم، نه یک چارچوبی برای تحلیل اوضاع اطراف خود و نه یک فرهنگ حاکم اقتصادی مبتنی بر ارزش های جامعه و مصالح فردی ـ اجتماعی، هیچ کدام وی را همراهی نمی کنند. نتیجه چنین ضعف و فقدانی بر رشد اقتصادی و توسعه همه جانبه کشور پیشاپیش معلوم است. چرا که فرد لاجرم در مقام یک عضو خانواده، نیروی کار، شهروند مسئول در عرصه اجتماعی، مصر ف کننده و تولیدکننده کالا و خدمات، پس اندازکننده و سرمایه گذار و در بستری از انواع شاکله های جمعی و فردی مانند فرهنگ کار، فرهنگ مصرف، فرهنگ اتخاذ تصمیم های بهینه، فرهنگ هزینه ـ فایده، فرهنگ استفاده بهینه و کارا از منابع، فرهنگ بهره وری، فرهنگ تعامل با محیط انسانی و فیزیکی اطراف از جمله محیط زیست و ده ها بستر فرهنگی دیگر قرار می گیرد و برآیند رفتارهای جمعی در چنین فضایی است که موجبات رشد یا انحطاط ملتی را فراهم می آورد.
از نگاهی دیگر و از نظرگاه مدیریت کلان اقتصادی و بر اساس تئوری های جدید علمی که به اهمیت رفتارهای اجتماعی و اقتصادی و تاثیر آن در موفقیت یا عدم موفقیت سیاست های دولت می پردازند، تنها آن دسته از سیاست های اقتصادی موثر و کارا هستند که با رفتارهای متناسبی از سوی مردم مواجه شوند؛ در غیر این صورت سیاست های مقابله با تورم یا بیکاری به نتایج عکس خود منجر می شوند! شکل گیری انتظارات و عکس العمل متناسب در برابر سیاست های اقتصادی از سوی مردم، خود مستلزم برخورداری ذهن جمعی عامه از چارچوبی سازگار و منطقی است که این مهم جز از طریق یک نظام تربیت جامع، منسجم و فراگیر امکان پذیر نیست. بدیهی است در بستری آشوبناک و عکس العمل هایی که فاقد هرگونه نظم منطقی و معناداری عقلایی هستند، مدیریت کلان اقتصادی به اصطلاح از هرگونه علامت دهی سیاستی عاجز و درمانده خواهد شد.
***
نکته۳: لزوم همراهی مردم در موفقیت سیاست های اقتصادی: قاعده یا مصلحت!
همواره سیاست گذاری اقتصادی در دولت ها با این سوال مواجه است که آیا باید بر مبنای قاعده ای اقدام به سیاست گذاری کرد و یا برای پیشبرد و تاثیرگذاری بیشتر سیاست ها بر اساس مصلحت مردم را با اجرای سیاست اقتصادی غافل گیر نمود.
پاسخ اقتصاددانان به این سوال معمولاً بدین صورت داده می شود که اگرچه عمل بر مبنای مصلحت در کوتاه مدت سیاست دولت را با توفیق بیشتری مواجه می کند ولی در بلندمدت سبب می شود مردم با عمل خود سیاست گذاری دولت را به شکست بکشانند در مقابل عمل بر مبنای قاعده اگرچه در کوتاه مدت توفیق کمتری دارد ولی با همراهی مردم در عمل ثمرات بیشتری را به همراه خواهد داشت.
***
از سوی دیگر آموزه های دین حیات بخش اسلام مشحون از احکام و دستوراتی است که زندگی سعادتمندانه ای را نوید می دهد. بخش وسیعی از این آموزه ها پیرامون زندگی معیشتی و اقتصادی بوده و از اخلاق اقتصادی فردی مانند مزین شدن به زینت قناعت، زهد و سخاوت تا آداب کسب وکار و تعاملات اقتصادی با دیگران در قالب احکام بیع، اجاره، مضاربه، مزارعه، مشارکت، یا تکالیف دینی خمس و زکات و لزوم دستگیری از دیگران و کمک به محرومین و فقرا همچنین نگاه جامعه ساز و امت ساز اسلام در قالب دستوراتی مانند روابط ولاء منفی با کفار و اهل کتاب، قاعده نفی سبیل، اصل کفالت عمومی و... در کنار وجود حقایقی در عالم هستی به صورت سنت های طبیعی و تکوینی که برخی از آن ها بر روابط و تعاملات انسانی افراد و جوامع حاکم است و... همگی منظومه ای انسان ساز را تشکیل می دهد که در صورت وجود برنامه تربیتی مدون، زمینه رشد و تکامل انسانی را فراهم می آورد.
در دیدگاه اسلامی، از دو جهت می توان تربیت اقتصادی را مدّنظر قرار داد. اولاً از این جهت که دسته ای از مقررات اقتصادی اسلام درباره مالکیت، مبادلات، مالیات ها، ارث، صدقات، وقف و... است که آگاهی و علم در مورد آن ها از جمله الزامات دینداری به شمار می رود و در ابواب متعدد فقهی مورد بحث قرار گرفته است؛ مانند کتاب البیع، کتاب الاجاره، کتاب الوقف، کتاب الزکات و.... ثانیاً از جهت اخلاقی و منش فردی، اسلام آداب و دستوراتی در مسائل اقتصادی و معیشتی دارد. اسلام انسان را به امانت داری، عدالت، انصاف، احسان و ایثار، قناعت و سخاوت توصیه می کند و از دزدی و خیانت، رشوه و احتکار و بخل باز می دارد. دانستن این موارد و تربیت نسل ها و زیستن بر این اساس لازمه مسلمانی و شرط رسیدن به کمال و رستگاری دنیوی و اخروی است.
از جهت اجتماعی نیز اسلام برای اداره جامعه اسلامی دستورات و وظایفی بر عهده افراد نهاده است و از این طریق هم رشد فرد و هم بالندگی جامعه را مدّنظر دارد. دستور به انفاق، وقف و پرداخت خمس و زکات همگی اثرات اجتماعی دارند ضمن اینکه سازندگی فردی ایجاد می کنند. از سوی دیگر اسلام به دلیل طبیعت فردی و اجتماعی خود به حکومتی نیاز دارد تا دستورات اجتماعی دین را برپا دارد و از این طریق یکی از ماموریت های حکومت اسلامی برپایی عدالت و قسط در یک جامعه در حال رشد و زنده دینی است؛ جامعه ای نمونه که از هر نظر الگو برای دیگر جوامع است و مردم در آن یکدیگر را برای بندگی خداوند و رسیدن به کمال و سعادت یاری می کنند.
قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت انسان به سوی زندگی حقیقی و حیات واقعی سعادتمندانه، مشحون از آیاتی است که در صدد تربیت اقتصادی انسان بر مبنایی مشخص و معین است.
  • آیاتی که مالکیت حقیقی هر چیزی که در آسمان ها و زمین است را از آن خدا می داند(۹)، مالکیت اعتباری آن ها را به شرط حفظ و رشد، به افراد می سپارد.(۱۰)
  • آیاتی که انسان ها را از مفاسد اقتصادی از جمله رباخواری(۱۱)، کم فروشی و انحراف در وزن و پیمانه باز می دارد.(۱۲)
  • آیاتی که منش اقتصادی خاصی را ترویج می کند که عامل به انفاق و ایثار است(۱۳) و از اتراف و اسراف و تبذیر منع می کند.(۱۴)
  • آیاتی که هدف از ارسال رسل را برپایی قسط و عدل می داند و از انسان ها می خواهد که بر این مبنا عمل کنند.(۱۵)
  • آیاتی که از انسان ها می خواهد مشی اقتصادی خود را در زندگی بر مبنای حلال پایه گذاری کنند و در چارچوب دستورات الهی از طیبات نعمات خداوند بهره مند شوند.(۱۶)
  • آیاتی که مطابق با ساختار وجودی انسان و علاقمندی او به مال و ثروت، انسان را به مهار و کنترل و جهت دهی الهی آن دعوت می کند.(۱۷) ضمن اینکه یادآور می شود اینها نعماتی الهی است که باید در آن جهت هم صرف شوند و لذا سرنوشت کسانی که آن ها را از خود می دانند را بازگو می کند(۱۸) مانند قارون و فرعون.
  • آیاتی که راه گشایش اقتصادی و رشد و افزایش نعمت های خداوند را در ایمان و تقوای الهی می داند.(۱۹)
  • و....
همگی بر این نکته دلالت دارد که قرآن کریم الگویی خاص از تربیت در ابعاد مختلف و از جمله در زمینه اقتصادی را مطابق با ساختار وجودی انسان و رشد و سعادت دنیوی و اخروی او در نظر دارد و در صدد است انسان را به این سمت رهنمون شود.
در روایات پیامبر اکرم (ص) و ائمه معصومین (ع) این الگوی توسعه یافته و جزئیات و عناصر این تربیت خاص دینی برشمرده شده است. اهمیت تربیت اقتصادی تا آنجاست که امام صادق (ع) در حدیث معروف عنوان بصری، در پاسخ به این سوال که حقیقت عبودیت چیست؟ اولین موردی که ذکر می کنند نگاه صحیحی بنده به مسائل اقتصادی از جمله به مالکیت اموال است؛ چنانچه همواره بداند که مالک حقیقی دارایی هایش خداست و در این صورت انفاق بر او آسان می شود.
***
رهنمود ۱: حدیث عنوان بصری از امام صادق (ع)
«حدیث عنوان بصری» دستور العملی ارزشمند برای پیروان طریق ائمه (ع) است که مورد توجه بسیاری از عرفا و سالکان بوده و مرحوم مجلسی آن را با دست خط شیخ بهایی مشاهده کرده و در کتاب بحارالانوار نقل کرده است:
یا اَبَا عَبْدِ اللَّهِ مَا حَقِیقَهُ الْعُبُودِیهِ ـ قَالَ ثَلَاثَهُ اَشْیاءَ اَنْ لَا یرَی الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ اِلَیهِ مِلْکاً لِاَنَّ الْعَبِیدَ لَا یکونُ لَهُمْ مِلْک یرَوْنَ الْمَالَ مَالَ اللَّهِ یضَعُونَهُ حَیثُ اَمَرَهُمُ اللَّهُ تَعَالَی بِهِ... فَاِذَا لَمْ یرَ الْعَبْدُ لِنَفْسِهِ فِیمَا خَوَّلَهُ اللَّهُ تَعَالَی مِلْکاً هَانَ عَلَیهِ الْاِنْفَاقُ فِیمَا اَمَرَهُ اللَّهُ تَعَالَی اَنْ ینْفِقَ فِیه.
(ای ابا عبد اللَّه! حقیقت بندگی چیست؟ فرمود: سه چیز: اینکه بنده در آنچه خدا بر او منّت گذاشته و بخشیده است برای خود مالکیت نبیند، بدان جهت که بندگان را ملکی نیست، مال را مال خدا می دانند، و آن را در جایی که خدا فرموده است قرار می دهند... پس اگر بنده ای برای خود مالکیتی خارج از ملک الهی نبیند، انفاق در آنچه خداوند در آن دستور به انفاق داده است، بر او آسان می شود) (بحار الانوار، ج۱، ص ۲۲۵).
***
یا اینکه امام سجاد (ع) در بیان انواع حقوق بر گردن انسان ها از حق مال سخن به میان آورده و حدود و شرایطی را برای بهره مندی از آن می فرمایند:

«و امّا حقّ دارایی این است که آن را جز از راه پسند و حلال برنگیری و از آن جز در راه حلال، به کار نبری و آن را به ناشایست نکشانی و از جایگا هش، خارج مسازی و چون دارایی تو از آن خداست جز در راه و خواست او و سببی برای [نزدیکی ] به خداوند به کار مگیری و دارایی ات را به جای خویشتن برای آن کس که چه بسا سپاست ندارد، ایثار کنی و....» (تحف العقول، ص۲۶۷) .

مواردی از این دست که در آموزه های دینی فراوان یافت می شود، لازم است که همراه با تجربیات بشری به صورت نظام مندی سامان یافته و برای تربیت اقتصادی آحاد جامعه اجرایی گردد.
همچنین گذری بر اهداف کلان جامعه اسلامی ایران متبلور شده در سند چشم انداز بیست ساله نشان می دهد، بخش زیادی از آن ها بدون طراحی و تدوین برنامه ای نظام مند برای تربیت همه جانبه افراد جامعه از جمله در زمینه اقتصادی محقق نخواهد شد. ضمن اینکه قواعد و قوانین حاکم بر تعاملات افراد در کشور مانند قانون اساسی به عنوان میثاق ملی مردم ایران لازم است در جامعه به فرهنگی عمومی مبدل گردد.
علاوه بر این رهنمودهای مقام معظم رهبری به عنوان خط مشی عمومی حاکم بر حرکت های فردی و اجتماعی در سال های اخیر با طرح مواردی مانند اصلاح الگوی مصرف، همت مضاعف و کار مضاعف یا تولید و حمایت از کار و سرمایه ملی، عزمی جدی و تلاشی منسجم مبتنی بر الگویی نظام مند را می طلبد که به رفتار های مناسب در جامعه منجر شود.
***
رهنمود ۲: اصلاح الگوی مصرف
«... به برادران و خواهران مسلمانمان در سراسر کشور عرض می کنم که موضوع قناعت را جدّی بگیرید. منظورم از قناعت این نیست که دست به نعمت های الهی نزنید و از آ ن ها بهره مند نشوید. مقصود این است که حدّ و اندازه نگه دارید؛ زیاده روی و اسراف نکنید؛ نعمت های الهی را ضایع ننمایید؛ که متاسفانه بسیاری می کنند. در جمهوری اسلامی، کسانی هستند که دستشان به نعمت های الهی نمی رسد. نه به خاطر اینکه کم داریم. به خاطر اینکه بسیاری به خودشان حق می دهند که نعمت های الهی را بی حساب و کتاب مصرف کنند؛ بی اندازه مصرف کنند؛ هیچ ملاحظه ای نکنند؛ هیچ حدی نگه ندارند و حتّی نعمت های الهی را ضایع کنند. چقدر نان ضایع می شود! چقدر غذای طبخ شده ضایع می شود! چقدر میوه مصرف نشده ضایع می شود و از خانه ها بیرون ریخته می شود! چقدر لباس زیادتر از اندازه لازم ـ چند برابر اندازه لازم ـ خریداری می شود و در خانه ها و صندوق ها می ماند، برای اینکه یک بار در مراسمی پوشیده شود! این ها اسراف است.
می خواهم این مطلب را ملت عزیزمان بدانند که اسراف، فعل حرام است؛ گناه است؛ خلاف شرع است؛ آنجایی که اسراف باشد و اسراف مال و اسراف نعمت های الهی انجام گیرد، تضییع و تلف کردن نعمت است. تصمیم بگیرید این کار را نکنید. البته خانواده های کم درآمد، شاید وسعشان هم نرسد که بخواهند اسراف کنند؛ اما خانواده های پردرآمد و حتّی بسیاری از خانواده های متوسّط، متاسفانه اسراف می کنند. من این جمله را عرض کردم، بر آن تاکید و پافشاری می کنم و خواهشمندم که ملت عزیزمان، این سخن را مورد توجّه قرار دهند، به آن اهمیت دهند، برای آن حسابی باز کنند و سعی شان بر اسراف نکردن باشد (خطبه های مقام معظم رهبری در نماز عید سعید فطر ۴/ ۱/ ۱۳۷۲).
***
آنچه از فهم و مطالعه مبانی دینی و منابع اسلامی استنباط می شود آن است که شارع مقدس برای تربیت انسان مسلمان از همه جنبه ها از جمله بعد اقتصادی برنامه ای منسجم دارد که پیشرفت و تعالی مادی و معنوی فرد و جامعه اسلامی را تضمین می کند. تجربیات انباشته دانشمندان و علمای مسلمان ایرانی در خلال آثار مختلف ادبی، اخلاقی و فقهی می رساند که الگوواره ای از رفتارهای اقتصادی در قرون میانی تمدن اسلامی در این سرزمین حاکم بوده که علی رغم موفقیت های بسیار به دست فراموشی سپرده شده است. تلاش های فکری و تجربیات منطقی و عقلانی دیگر جوامع به شرط هماهنگی و عدم مخالفت با مبانی دینی نیز منبعی است که می توان برای تدوین الگویی منسجم از تربیت اقتصادی از آن ها بهره مند شد. البته در این مسیر بدین مهم توجه می شود که آموزه های اقتصادی غربی ریشه در مبانی فکری و فلسفی آن ها دارد و لازم است این ریشه ها مورد توجه و مدّاقه قرار گیرد و با توجه به آن ها تجربیات موجود مورد استفاده قرار گیرد. از سوی دیگر تعالیم و احکام اقتصادی اسلام نیز ریشه در اصول و مبانی اعتقادی و نگاه های هستی شناسانه و انسان شناسانه این دین مبین دارد که لازم است با توجه به روابط میان مبانی و احکام الگوی تربیتی در حوزه اقتصادی تدوین و پیشنهاد گردد.
***
رهنمود ۳: تربیت اقتصادی از دیدگاه فقیه معاصر مرحوم نایینی



«... و بعد از تصحیح امر خراج به این کیفیت و تطبیق آن بر سیره مقدّسه نبویه (ص) به این ترتیب البته ادای آن بر هر مسلمان، نظر به توقّف حفظ و نظم بلاد اسلامیه بر آن، واجب و گرفتن آن هم بر تمام طبقات متصدّیان در صورت عدم تجاوز از اندازه لیاقت خدمت و عملشان حلال و بدون شبهه و اشکال خواهد بود... و لکن مع هذا امید است که چنانچه ـ بعون اللّه تعالی و حسن تاییده ـ حکیمانه در این باب اقدام و شالوده و اساس مطلب صحیحاً تاسیس شود و به وسیله احداث مکاتب و مدارس کافیه به جهات تربیت و تهذیب اخلاق و تکمیل قوای علمیه و عملیه، عموم طبقات کارگزاران و نوع مسلمانان را در بطون و طبقات لاحقه، به فطرت اصلیه اسلامیه توان ارجاع، و از رذایل موروثه از معاویه و سایر اغصان شجره ملعونه امویه توان تهذیب نمود، و هم وجوب اداء خراج مضروب برای حفظ و نظم ممالک اسلامیه و حلّیت، بلکه لزوم صرفش در مصارف مذکوره را بعد از تعدیل و توزیعش به نهج مذکور و تفریقش به اندازه خدمت به نوع و حفظش از حیف و میل به عموم مسلمین، توان فهمانید که ـ بعون اللّه تعالی و حسن تاییده ـ همچنانکه در سائر حقوق واجبه الهیه ـ عزّ اسمه ـ به اقتضای دیانت اسلامیه از اداء آن نوعاً تکاهل ندارند، همین طور نسبت به خراج هم بعد از تطبیق بر سنّت مقدّسه نبویه (ص) همین رفتار را وظیفه و تکلیف دینی خود دانسته...» (تنبیه الامه و تنزیه المله، ص: ۱۳۰ ).
***

گستره تربیت اقتصادی

با توجه به اهمیت و ضرورت تعلیم و تربیت اقتصادی، هم اکنون در دنیا موسسات و نهادهای مختلفی به تولید ادبیات و محصولات مختلف نوشتاری و رسانه ای و... در این زمینه اشتغال دارند و به صورت مستمر آثار جدیدی عرضه می کنند.
از جهت علمی ادبیات فربه ای در مورد تربیت اقتصادی از نظرگاه تخصصی اقتصاد یا به صورت تخصصی میان رشته ای شکل گرفته که از جمله منابع متمرکزی که به این موضوع می پردازد، مجله تخصصی تربیت اقتصادی(۲۰) است که به صورت فصلنامه و از سال ۱۹۶۹ به صورت مستمر در حال انتشار آثار علمی این حوزه است.
مجموعه فعالیت های این حوزه در دنیا که به صورت گزارش های علمی، کتاب، مقاله، بازی ها و برنامه های رایانه ای و... منتشر شده است را می توان در سه حوزه کلی منابع مربوط به حوزه طراحی، اجرا و ارزیابی برنامه های تربیت اقتصادی دسته بندی نمود.
در ادامه به صورت مبسوط به هر یک از این زمینه های خواهیم پرداخت.

طراحی برنامه های تربیت اقتصادی

بخشی از مباحث مطرح در تربیت اقتصادی در زمینه طراحی برنامه ها و اهداف مربوطه می باشد. در این زمینه هم ادبیات علمی و پژوهشی قوی وجود دارد و هم در عرصه عمل وارد تدوین جداول هدف ـ محتوای تخصصی به عنوان راهنمای مسیر تربیت در این عرصه گشته است.
از جهت علمی و پژوهشی، مقالاتی در زمینه طراحی به بحث در مورد چیستی و چرایی آموزش عمومی اقتصاد و تربیت اقتصادی و اینکه چرا همه باید سطحی از سواد اقتصادی را دارا باشند، اشاره می کند. به عنوان نمونه باخ در مقاله ای با عنوان «اقتصاد در دبیرستان ها: مسئولیت اساتید و اقتصاددانان» ضمن اشاره به وضعیت آموزش و تربیت اقتصادی در مدارس و دانشگاه های ایالات متحده که در آن زمان (دهه ۱۹۶۰ میلادی) تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد از مردم را در بر می گرفته است، به خطرات این وضعیت برای دموکراسی آمریکا می پردازد ـ چرا که این مردم قرار است بر موضوعاتی نظارت کنند و نمایندگان آن ها در مورد مسائلی نظر دهند که بیشتر صبغه اقتصادی دارد ـ و مسئولیت اقتصاددانان و اساتید اقتصاد دانشگاه ها را در مورد این وضعیت یادآور می شود (Bach, ۱۹۶۱, pp. ۵۷۹-۵۸۶).
همچنین استیگلر برنده جایزه نوبل ۱۹۸۲ اقتصاد، ضرورت آموزش اقتصاد و دلایل اینکه هر فردی به سواد اقتصادی نیاز دارد را برمی شمرد؛ اولاً به دلیل اینکه اقتصاد منطق و زبانی است که در ارتباطات و تعاملات روزمره مورد نیاز است و کاربردهای مهمی دارد و ثانیاً به این دلیل که همواره مورد نیازِ افراد است و از جمله مواردی نیست که با مراجعه موردی به کارشناس و اهل فن قابل حل باشد. وی در پایان مقاله خود نیز به دشواری های این کار اشاره می کند از جمله: دشواری های آموزش علمی مثل اقتصاد به دلیل سهل ممتنع بودن و زبان علمی آن، اشتیاق مردم به راه های ساده و سهل الوصول برای حل مشکلات به جای راه های پیچیده و دشوار علمی تحلیلی (Stigler, ۱۹۸۳, pp. ۶۰-۶۶).
در مجموعه تولیدات علمی که به حوزه طراحی می پردازد مهم ترین بخش مقالات و کتبی است که در مورد اینکه چه محتوایی از مفاهیم و نظریات اقتصادی باید در مقاطع تحصیلی مختلف برای آموزش و تربیت اقتصادی همگانی ارائه شود یا چه سطحی از سواد اقتصادی برای عموم لازم است که باید در دوره آموزش عمومی آن را پیش بینی نمود، بحث می کنند. در این بخش می توان به مقاله «تربیت اقتصادی در مدارس ما: تجدید نظر در ماموریت» اشاره نمود که نویسنده در آن با اشاره به وضعیت اقتصادی در حال تغییر فعلی و پیش بینی آینده ای متفاوت از نظر فضای اقتصادی معتقد است تربیت اقتصادی نسل آینده بایستی الزامات این وضعیت را در نظر گرفته و جامعه ای بسازد که با فشارهای سیاسی، سیاست های اقتصادی را به شکست نکشانند، بلکه با تایید و افزایش فضای رقابت به شکل گیری تخصیص بهتر منابع کمک کنند (Cyert, ۱۹۸۴, pp. ۲۶۱-۲۶۴).
ناپی و رها در مقاله ای لیستی از مفاهیمی که هر معلم دوره ابتدایی برای آموزش اقتصاد باید بداند را فهرست می کنند. آن ها ۱۲ مفهوم اصلی اقتصاد را در چهار دسته کلی ارائه نموده و از نهادهای مسئول می خواهند در زمینه آموزش آن ها به معلمان، برنامه ریزی کنند. مفاهیمی مانند منابع تولید، خواسته های اقتصادی، انتخاب و کمیابی، هزینه فرصت، انگیزه های اقتصادی، تخصص و تقسیم کار، بازار و نظام قیمت ها، عرضه و تقاضای کل و پس انداز و سرمایه گذاری و بهره وری (Nappi & Reha, ۱۹۷۸, pp. ۲۴۲-۲۴۶).
همچنین الیس در مقاله خود با عنوان «این است اقتصاد» برخی از موضوعاتی که لازم است یک دانش آموز دبیرستانی از اقتصاد بداند را معرفی می کند. این موضوعات در چهار دسته بندی کلی ارائه شده اند که عبارتند از: تخصیص منابع اقتصادی، جریان درآمد و نوسانات و رشد، توزیع درآمد و ثروت و نظام های اقتصادی، تجارت بین الملل و روابط اقتصادی بین المللی (Ellis, ۱۹۶۱, pp. ۵۷۱-۵۷۸).
باکلز نیز در مقاله ای با عنوان «تربیت اقتصادی چه هست و چه نیست» تلاش دارد محتوای متناسب با معنای صحیح تربیت اقتصادی از نگاه خود را مطرح کند و اشاره دارد به اینکه اقتصاد راه و روشی برای تفکر است که نتایج زیادی در عرصه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی دارد، درحالی که بسیاری از چیزهایی که در کلاس های درس به اسم اقتصاد ارائه می شود، خالی از این معناست (Buckles, ۱۹۸۷, pp. ۱۶۳-۱۶۹). شایان ذکر است که محتواهای ارائه شده در تربیت اقتصادی منتقدینی نیز دارد که از آن جمله بامول به اینکه تنها آموزه های نظرگاه خاص مکتب نئوکلاسیک در این برنامه ها حاکم است و دیدگاه های مکاتب دیگر اقتصادی در مورد مفاهیم اصلی جایی برای طرح در آن ندارند، انتقاد می کند (Baumol, ۱۹۸۸, pp. ۳۲۳-۳۳۰).
در مجموع، مباحث علمی و پژوهشی در زمینه طراحی برنامه های تربیت اقتصادی غلبه زیادی دارد؛ اما این زمینه به تولید ادبیات علمی صرف محدود نمانده و وارد برنامه های تربیت اقتصادی که به نوعی ماحصل ادبیات علمی پیش گفته هستند، شده است. نمونه این برنامه ها در دیگر کشورها وجود دارد که در فصل بعدی به آن ها بیشتر خواهیم پرداخت. با اینحال به عنوان ذکر نمونه، استانداردهای تعلیم و تربیت اقتصادی آمریکا که در پی تعریف حداقل های کیفی لازم از جهت دانشی و مهارتی متربیان در تربیت اقتصادی است، از جمله این برنامه ها به شمار می رود.
استانداردهای محتوایی تعلیم و تربیت اقتصادی مجموعه ای از اهداف شناختی و گرایشی ـ رفتاری است که انتظار می رود متربیان دانش آموخته در هر مقطع سنی در مورد موضوعات و مفاهیم دانش اقتصاد بدانند و بتوانند از آن در رفتارهای خود بهره مند گردند. استانداردها حدود و ثغور موضوعات مختلف که باید در فرآیند تربیتی مدّنظر قرار گیرد را گوشزد می کنند؛ لذا مهم ترین اصول و آموزه های آن رشته علمی هستند که به صورت دقیق اولویت بندی و موضوع بندی شده اند.

اجرای برنامه های تربیت اقتصادی

پس از مرحله طراحی برنامه های تربیت اقتصادی نوبت به اجرای برنامه ها و پیاده سازی آن ها در عمل می رسد. در این مرحله استفاده از ابزارهای مختلف برای نشر و گسترش برنامه های تربیتی مطرح می شوند و به تناسب کارایی آن ها در مقاطع مختلف سنی از این ابزارها استفاده می گردند. با اینحال در این زمینه نیز مطالعات و مقالات علمی زیادی تالیف شده است که ابتدا ضمن مرور موضوعات برخی از آن ها به بررسی برخی از ابزارها خواهیم پرداخت.

مطالعات علمی

دسته دوم از مطالعات علمی مربوط به تربیت اقتصادی به مباحث حوزه اجرا اشاره نموده و به بیان الزامات و پیش نیازهای سخت افزاری آموزش و تربیتی موفق از جهت اقتصادی می پردازد. الزاماتی مانند شرایط و آموز ش های لازم برای معلمان، پیش بینی زمان لازم در برنامه درسی و... به عنوان مثال هانسن معتقد است با توجه به اهمیت و ضرورت تربیت اقتصادی در دوره کودکی، لازم است ۵ عامل تعیین کننده در اجرای آن مدّنظر قرار گیرد. این پنج عامل عبارتند از وجود تقاضا از سوی والدین و اولیای مدارس برای این موضوع، پیش بینی زمانی خاص برای آن در برنامه درسی مدارس، تهیه مواد آموزشی لازم و مهم تر از همه آموزش کامل و موثر معلمان مدارس و در نهایت ارزیابی مستمر از اثربخشی برنامه (Hansen, ۱۹۸۵, pp. ۲۱۹-۲۲۴).
بخشی از کارهای علمی در این حوزه نیز به نمونه های اجرای برنامه های تربیت اقتصادی در کشورهای مختلف یا در مدارس خاص و... و علل و عوامل شکست و توفیق برنامه ها و موانع مسیر بحث می کنند. به عنوان مثال مقاله «تربیت اقتصادی: مشکلات و برنامه ها» به بررسی تجربه اجرای برنامه های تربیت اقتصادی در برخی مدارس می پردازد و برخی از مشکلاتی که در این مسیر وجود دارد را برجسته می سازد. یکی از مهم ترین مشکلاتی که نویسنده مطرح می کند، اثرات دانش اقتصادی و نگرش های معلمان بر حاصل آموزش اقتصاد در مدارس است. اینکه آموزگاران در سطح شناخت و بحث در مورد الفاظ اقتصادی متوقف می شوند و وارد کارکرد و ربط و نسبت آن ها با دیگر مفاهیم نمی گردند و یا اینکه از جهت ملاحظات اخلاقی نگاهی منفی به آموزه های اقتصادی دارند و... (Bienvenu, ۱۹۵۸, pp. ۹۷-۱۰۴).
در این دسته همچنین می توان به مقالاتی اشاره کرد که به ابزارهای کمک آموزشی و یا رسانه ای که در این زمینه مفید و موثر عمل می کنند، می پردازند. مقاله «سواد اقتصادی: نقش تلویزیون چیست؟» با بررسی یکی از برنامه های تلویزیونی موفق در زمینه افزایش آگاهی های اقتصادی جامعه آمریکا، به جزئیاتی که این نوع برنامه ها باید از حیث محتوا و مخاطب و... بدان توجه داشته باشد، اشاره می کند (Coleman, ۱۹۶۳, pp. ۶۴۵-۶۵۲). یا چیزمار و دیگران در مقاله ای به بررسی یکی از مجموعه های آموزشی این حوزه به نام Give and Take می پردازند (Chizmar, ۱۹۸۵, pp. ۹۹-۱۱۰).

کتاب های کمک آموزشی

تولید و بهره گیری از کتاب های درسی در کشورهای مختلف جهان به دو شیوه متمرکز و غیرمتمرکز انجام می شود. در ایران، استفاده از کتاب های درسی به صورت متمرکز صورت می گیرد؛ یعنی کتاب های درسی از یک کانال تغذیه می شوند و یک متن واحد درسی در سراسر کشور تدریس می شود. اما در برخی کشورها معمولاً برنامه درسی ملی اعلام می شود و مدارس می کوشند به اهداف آن برنامه نزدیک شوند و در این مسیر هیچ الزامی به استفاده از یک کتاب درسی خاص ندارند. لذا معلم از بین منابع زیادی که وجود دارد برخی را گزینش نموده و در اختیار دانش آموزان قرار می دهد.
در نظام آموزشی متمرکز به دلیل اتکای صرف دانش آموزان و معلمان به کتاب های درسی، دامنه معلومات و دانش آنان محدود می شود و لذا مطالعه خارج از کتاب های درسی می تواند به تثبیت و تعمیق مطالب آموخته شده در کلاس درس منجر شود. کتاب های کمک آموزشی متربی را به فعالیت و تحقیق بیشتر وادار می کند و مطالب علمی را بیشتر از حد کتاب به وی آموزش می دهد. کتاب های غیردرسی را می توان تسهیل کننده یادگیری و آموزش به شمار آورد لذا هیچ برنامه آموزشی کامل نمی شود، مگر اینکه برای استفاده دانش آموزان از کتاب های غیردرسی برنامه ریزی مناسبی انجام شود.
برای کتاب های کمک آموزشی می توان ویژگی های زیر را برشمرد:

۱. برای تقویت برنامه آموزشی نوشته می شوند و در چارچوب برنامه یا استانداردهای آموزشی برنامه مزبور حرکت می کنند.
۲. تکمیل کننده کتاب درسی هستند و آنچه کتاب های درسی به دلیل حجم محدود و مفاهیم متنوع پیش بینی شده نمی توانند از حیث فرآیند علم و نحوه شکل گیری یک مفهوم یا نظریه علمی بیاموزند را به عنوان نقش مکمل بر عهده می گیرند.
۳. با شیوه های جذاب تری به موضوع می پردازند چرا که شیوه پرداختن به مفاهیم علمی در کتاب های درسی بسیار رسمی است. برای مثال برخی مفاهیم را به زبان طنز، کاریکاتور، حل معما، انجام سرگرمی و... معرفی می کنند.
۴. مفاهیم را به صورت غیرمتمرکز عرضه می کنند. یعنی به جای تمرکز بر متن و تعدادی عکس توضیحی، از ساختارهای فرامتنی که امکان انتخاب را نیز برای مخاطب فراهم می کند، بهره می گیرند. همچنین در این ساختار لازم نیست خواننده از اول تا آخر یک متن را بخواند تا مفاهیم مورد نظر را بیاموزد بلکه هر قسمت از متن را که بر حسب نیاز و حوصله خود انتخاب کرد، بهره متناسب را خواهد برد.

در زمینه آموزش مفاهیم اقتصادی کتاب های کمک آموزشی زیادی در دنیا وجود دارد که در فصول بعدی به نمونه هایی از آن ها اشاره خواهد شد. از جمله معروف ترین این کتاب ها می توان به مجموعه «انتخاب ها و تغییرات(۲۱)» و نیز «شایستگی مالی برای زندگی(۲۲)» اشاره نمود.
***
قفسه کتاب: شایستگی مالی برای زندگی



مجموعه شایستگی مالی برای زندگی برنامه ای آموزشی است که زیر نظر شورای تربیت اقتصادی آمریکا و برای دانش آموزان پیش دبستانی تا دیپلم تهیه شده است. این مجموعه به دانش آموزان می آموزد که چگونه تصمیماتی آگاهانه و هوشمندانه در زمینه مالی شخصی در موضوعاتی چون درآمد، مخارج، پس انداز، وام و اعتبار، سرمایه گذاری، مدیریت پول و... اتخاذ نمایند.
مفاهیم اقتصادی اساس همه دروس را شکل داده و برای دانش آموزان چارچوبی برای تحلیل دنیای واقعی فراهم می سازد. این محتوا بر اساس استانداردهای ملی در زمینه های اقتصاد، مالی شخصی تهیه شده و کوشیده است تا با استفاده از آخرین دستاوردهای آموزش فعال محتوای لازم را برای سطوح ۲ k-، ۳-۵، ۶-۸، ۹-۱۲به دو زبان انگلیسی و اسپانیولی فراهم نماید(۲۳).
***
علاوه بر کتاب های کمک آموزشی، انواع دیگری از ابزارها نیز برای تربیت اقتصادی و مالی به کار گرفته می شوند. از جمله مهم ترین آن ها می توان به بازی ها اشاره کرد.
بازی از نیازهای مهم و اساسی ترین فعالیت کودکان و نوجوانان است که در عین سرگرمی کارکردهای مهم دیگری نیز دارد. هر یک از این کارکردها به جنبه هایی از زندگی مربوط می شود که آن ها را برای ورود به زندگی بزرگسالی آماده می سازند. از این لحاظ نوع بازی، قواعد و شرایط آن، اسباب بازی های مورد استفاده و مدت زمانی که وی به بازی اختصاص می دهد، اهمیت شایان توجهی دارد. بسیاری از آموزش های تربیتی را می توان در میان بازی ها به کودکان و نوجوانان منتقل کرد، ضمن اینکه بازی اثر فوق العاده ای بر رشد ذهنی و اجتماعی آنان دارد؛ بنابراین بسیار لازم است که به اهمیت بازی توجه شده و بازی های مناسب در ساحت های مختلف تربیتی فراهم گردد. برخی از بازی هایی که می توان در تربیت اقتصادی از آن ها نام برد بازی آنلاین «Gen i Revolution» است که در قالب یک بازی آنلاین فعال به آموزش مفاهیم اقتصادی و مالی می پردازد.
***
ایستگاه: نمونه ای از بازی های اقتصادی
تصویری از بازی کلان شهر پول که به صورت آنلاین و فعال کودک با بسیاری از مفاهیم اقتصادی در خلال مبادلات، کسب درآمد، خرج و سرمایه گذاری و... آشنا می شود. این بازی در آدرس زیر موجود است:
http://www.practicalmoneyskills.com/games/moneymetropolis/



***

همچنین ابزارهای دیگری مانند لوحه های آموزشی، وبگاه ها، فیلم ها و اشعار کودکانه هم اکنون جایگاه بسیار مهمی به صورت هدفمند و برنامه ریزی شده در تربیت اقتصادی دارند.

ارزیابی برنامه های تربیت اقتصادی

ارزیابی برنامه های تربیت اقتصادی معمولاً از طریق آزمون های استاندارد شده ای انجام می گیرد. آزمون های ارزیابی سواد اقتصادی و اثربخشی برنامه های تربیت اقتصادی جزئی لاینفک از مجموعه برنامه تربیت اقتصادی است. از جمله این آزمون ها می توان به آزمون معروف «تست سواد اقتصادی TEL(۲۴)» اشاره نمود.
فعالیت های پژوهشی در زمینه بررسی و تحلیل آزمون های ارزیابی زیاد انجام می شود که از آن جمله می توان به کار مشترک والستاد و ساپر در مورد ارزیابی دانش و نگرش آموزش اقتصاد در دبیرستان ها (Soper & Walstad, ۱۹۸۸, pp. ۳۷-۵۱) یا کار دیگری از این دو استاد برجسته اقتصاد در مورد بررسی نتایج آزمون TEL(۲۵) است که به بیان تاریخچه ای از آزمون های سطح آگاهی و دانش اقتصادی می پردازند (Walstad & Soper, ۱۹۸۸).



نظرات کاربران درباره کتاب تعلیم و تربیت اقتصادی