فیدیبو نماینده قانونی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب درآمدی بر سیاست بین‌المللی‌سازی آموزش عالی در ایران

کتاب درآمدی بر سیاست بین‌المللی‌سازی آموزش عالی در ایران

نسخه الکترونیک کتاب درآمدی بر سیاست بین‌المللی‌سازی آموزش عالی در ایران به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۴,۲۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب درآمدی بر سیاست بین‌المللی‌سازی آموزش عالی در ایران

در چند سال اخیر موج جدید بین­المللی­سازی آموزش عالی در ایران، با استناد به اسناد بالادستی در سطحی نسبتاً گسترده در حال شکل‌گیری است. سیاست‌گذاران آموزش عالی به دفعات با اشاره به اهمیت بین‌المللی‌شدن دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، به این نکته اشاره کرده‌اند که هدف بزرگ آموزش عالی ایران «بین‌المللی‌کردن دانشگاه‌ها» است. تشکیل شورا‌ها و کمیته‌های مرتبط، امضای تفاهم­نامه­ها و قرارداد‌های متعدد با مؤسسات آموزش عالی خارجی، سفرهای متقابل مدیران دانشگاه‌های ایرانی و خارجی در کنار فعالیت‌های روزافزون برگزاری نشست‌ها و همایش‌های مختلف و ارائه گزارش‌های مستمر از افزایش فعالیت‌های بین‌المللی، نشان‌دهنده تصمیم جدی و رسمی نظام آموزش عالی در جهت گسترش فعالیت‌های بین‌المللی آموزش عالی ایران در فضای ایجادشده در شرایط «پسا برجام» کشور است. اما آنچه که بیش از هر چیز دیگر در حال حاضر و در ابتدای برنامه ششم توسعه، دارای اهمیت است، توجه تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران به این نکته است که اتخاذ این تصمیم سیاستی از جانب نظام آموزش عالی ایران اگرچه ظاهراً از پشتوانه اسناد بالادستی و حمایت ذی‌نفعان در سطح ملی برخوردار است اما بیش از آن نیازمند به شفافیت چیستی بین‌المللی‌سازی، دلایل و الویت‌های آن و سپس شفافیت در چگونگی اجرای آن براساس زمینه و بافتار موجود، چه در سطح بین‌المللی، منطقه‌ای و ملی و چه در سطح نظام آموزش عالی موجود و همچنین نیازمند شفافیت در عوامل و بازیگران آن است. تنها در صورت توجه به این موارد است که می‌توان انتظار داشت فعالیت‌های پراکنده و کم‌حاصل بین‌المللی که در دهه‌های قبل نیز در آموزش عالی ایران بسیار رایج بوده است، به فرایندی مستمر، هدفمند، منسجم و قابل ارزیابی به‌منظور تصمیم‌گیری در چرخه بعدی بین‌المللی‌سازی تبدیل شود.

ادامه...

بخشی از کتاب درآمدی بر سیاست بین‌المللی‌سازی آموزش عالی در ایران

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

دیباچه پژوهشکده

دانشگاه امروزی در اثر چرخش­های فرهنگی، اجتماعی و فناوری در عصر حاضر دستخوش تغییراتی شده، و این تغییرات موجب ظهور مفاهیم تازه­ای در مطالعات آموزش عالی، علم و فناوری گردیده است. در این بستر جهانی، در سال­های اخیر مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی، علم و فناوری نه­تنها مورد توجه واقع شده بلکه در نظام شناخت و آینده­نگری آموزش عالی اهمیت محوری پیدا کرده است. فهم چالش­های پیش­روی آموزش عالی و انتظارات از آن با تکیه بر مولفه­های درونی و بیرونی نظام علم، وضعیت فعلی و آینده­نگری تعاملات میان دانشگاه و محیط پیرامون به مدد مطالعات فرهنگی و اجتماعی ممکن می­نماید و از این طریق می­توان راهبردهای تعادل­بخش میان کارویژه­های دانشگاه با نیازهای اجتماعی و بازار کار ارائه داد. براین­اساس مطالعات آموزش عالی و علم برای شناخت وضعیت موجود، ارزیابی تعاملات آن با جامعه و فرهنگ و ایفای نقش موثرتر آموزش عالی در ترسیم آینده کشور نیازمند بهره گیری از ظرفیت علوم اجتماعی و علوم انسانی و کاربست راهبردهای آن در عرصه سیاست­گذاری و تصمیم گیری است. برای دستیابی به این اهداف، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از سال ۱۳۸۲ با هدف پژوهش در زمینه های فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی و توسعه علمی، ایفای نقش نهاد واسط میان دانشگاه و جامعه و به­عنوان نهاد مولد اندیشه و اتاق فکر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در حوزه­های مورد اشاره تاسیس شده و در پی انجام پژوهش ها و مطالعاتی در محورهای زیر است:
۱. پژوهش در زمینه مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی، توسعه علمی و فناوری ۲. مطالعه در حوزه سیاست گذاری فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی ۳. توسعه کانون های تفکر در حوزه مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی و توسعه علمی ۴. آینده نگری دانشگاه ها و شناخت نیازهای جدید آموزش عالی در زمینه های اجتماعی و فرهنگی ۵. شناخت و بسط مطالعات میان رشته ای و روش­های گسترش آن.
با توجه به اهداف فوق، پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در کنار برنامه­ها و فعالیت های پژوهشی ، اقدام به تالیف و ترجمه آثار علمی در زمینه های فوق برای توسعه و رشد این حوزه مطالعاتی و همچنین تامین منابع فکری و علمی لازم برای سیاست گذاری فرهنگی و اجتماعی در آموزش عالی نموده است. امیدواریم کتاب­های منتشر شده توسط این پژوهشکده، به بهترین شکل در دسترس استادان، مدیران، کارشناسان، و علاقه­مندان مطالعات فرهنگی و اجتماعی آموزش عالی قرار گیرد و در ارتقای کیفی کارویژه­های آموزش عالی و علم در جامعه ایران به سهم خود نقشی فعال داشته باشد.

مقدمه نویسنده

در چند سال اخیر موج جدید بین­المللی­سازی آموزش عالی در ایران، با استناد به اسناد بالادستی در سطحی نسبتاً گسترده در حال شکل گیری است. سیاست گذاران آموزش عالی به دفعات با اشاره به اهمیت بین المللی شدن دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، به این نکته اشاره کرده اند که هدف بزرگ آموزش عالی ایران «بین المللی کردن دانشگاه ها» است. تشکیل شورا ها و کمیته های مرتبط، امضای تفاهم­نامه­ها و قرارداد های متعدد با موسسات آموزش عالی خارجی، سفرهای متقابل مدیران دانشگاه های ایرانی و خارجی در کنار فعالیت های روزافزون برگزاری نشست ها و همایش های مختلف و ارائه گزارش های مستمر از افزایش فعالیت های بین المللی، نشان دهنده تصمیم جدی و رسمی نظام آموزش عالی در جهت گسترش فعالیت های بین المللی آموزش عالی ایران در فضای ایجادشده در شرایط «پسا برجام» کشور است.
اما آنچه که بیش از هر چیز دیگر در حال حاضر و در ابتدای برنامه ششم توسعه، دارای اهمیت است، توجه تصمیم گیران و سیاست گذاران به این نکته است که اتخاذ این تصمیم سیاستی از جانب نظام آموزش عالی ایران اگرچه ظاهراً از پشتوانه اسناد بالادستی و حمایت ذی نفعان در سطح ملی برخوردار است اما بیش از آن نیازمند به شفافیت چیستی بین المللی سازی، دلایل و الویت های آن و سپس شفافیت در چگونگی اجرای آن براساس زمینه و بافتار موجود، چه در سطح بین المللی، منطقه ای و ملی و چه در سطح نظام آموزش عالی موجود و همچنین نیازمند شفافیت در عوامل و بازیگران آن است. تنها در صورت توجه به این موارد است که می توان انتظار داشت فعالیت های پراکنده و کم حاصل بین المللی که در دهه های قبل نیز در آموزش عالی ایران بسیار رایج بوده است، به فرایندی مستمر، هدفمند، منسجم و قابل ارزیابی به منظور تصمیم گیری در چرخه بعدی بین المللی سازی تبدیل شود.
محتوای کتاب حاضر همانگونه که از فصل های آن معلوم است در پاسخ به دو مسئله مجزا اما مرتبط به هم تشکیل شده است. جرقه مسئله اول در یادداشتی زده شد که توسط مولف در کنگره ملی آموزش عالی ایران ارائه شد: «چگونه می توان درباره بین المللی سازی آموزش عالی در ایران سخن گفت درحالی که وضعیت آموزش عالی در سطح ملی از وضعیت مطلوبی برخوردار نیست؟» پاسخ به این پرسش بدون شک با توجه به جریان شکل گرفته بین المللی سازی در سطحی نسبتاً گسترده نمی توانست به معنای توقف فعالیت های درحال انجام تا زمان بهبود وضیت دانشگاه ها در سطح ملی باشد. ازاین رو ترجیح دادم از فرصت مطالعه ای که درباره «بین المللی سازی آموزش عالی در ایران» در سال ۱۳۹۶-۱۳۹۵ در پژوهشکده برایم فراهم شد، استفاده نمایم و به این پرسش پاسخ دهم. مسئله دوم در مواجهه با تجربیات بین المللی دانشگاه های ایران در دهه های قبل و آشنایی با چالش های آن در حین مطالعه پژوهشی شکل گرفت، فعالیت های بین المللی کنونی با فعالیت های قبلی چه تفاوتی دارد؟ و چه ویژگی تضمین کننده موفقیت و تحقق بین المللی سازی در دهه حاضر است؟ رفت وآمدهای بین دانشگاهی، پژوهش های مشترک، دانشجویان خارجی در ایران، تحصیل دانشجویان ایرانی در خارج، فرصت های مطالعاتی استادان، شرکت در کارگاه های آموزشی و کنگره ها همه مصداق همان فعالیت های بین المللی هستند که در دهه های قبل نیز دانشگاهیان با آن مواجه بوده اند. چه چیزی و چه ویژگی می تواند فعالیت های پراکنده و غیرمستمر بین المللی را تبدیل فرایندی هدفمند، منظم و مستمر نماید؟
دغدغه پاسخ به دو پرسش متفاوت درباره بین المللی سازی پس از چند ماه مطالعه، زمانی که فصل اول و دوم کتاب را تدوین کردم من را به سمتی سوق داد که ترجیح دادم با رویکرد سیاست گذارانه به تحلیل داده ها بپردازم. زیرا این رویکرد امکان پرداختن به زمینه به منظور بسترسازی برای اجرای سیاست و همچنین مقدمات لازم را برای بهبود شرایط و وضعیت آموزش عالی در سطح ملی مهیا می نماید. وجه دیگر این رویکرد در پاسخ به مسئله دوم مولف شکل گرفته است. توجه به ویژگی های سیاست گذاری به عنوان فرایندی هدفمند، هماهنگ، مستمر و ادامه دار که در صورت شفافیت چیستی و چرایی بین المللی سازی، چگونگی تحقق آن را تعیین می کند. توجه به بازیگران بین المللی سازی آموزش عالی در ایران، مولفه چهارمی است که در کنار سه مولفه محتوا، زمینه و فرایند به آن پرداخته شده است.
مطالب کتاب حاضر شامل یک مقدمه و پنج فصل با استفاده از مطالعه انجام شده در پژوهشکده و همچنین با استفاده از مطالب دو مقاله ای شکل گرفته است که در سال جاری درباره بین المللی سازی توسط مولف تالیف شده است. مقاله اول با عنوان «تحلیل سیاست بین المللی سازی آموزش عالی در ایران» و مقاله دوم «گامی نو به سوی بین المللی سازی آموزش عالی» در مجموعه مقاله ای با ویراستاری پروفسور جین نایت است.
کتاب حاضر شامل یک مقدمه و پنج فصل است. در فصل اول کتاب به مفاهیم، دلایل، رویکردها و استراتژی های بین المللی سازی آموزش عالی براساس دیدگاه های صاحب نظران اصلی در این حوزه پرداخته شد و تلاش شد تا خوانندگان با سیر مفهومی بین المللی سازی آموزش عالی در جهان آشنا شوند. فصل دوم کتاب به نظام آموزش عالی ایران با تاکید بر فعالیت های بین المللی اختصاص دارد. این فصل به خواننده کمک می نماید تا ضمن آشنایی با نظام ملی آموزش عالی با فعالیت های بین المللی موسسات دانشگاهی ایران آشنا شوند. در این فصل به اختصار، جایگاه دانشگاه های ایران در رتبه بندی های جهانی با تاکید بر شاخص فعالیت های بین المللی ارائه شده است. این بخش جایگاه آموزش عالی ایران در مقایسه با دیگر کشورها و رتبه دانشگاه های برتر ایرانی در شاخص فعالیت های بین المللی را نشان می دهد. بخشی از این فصل به ارائه شمایی از تمامی نهادها و سازمان های درگیر در حوزه بین المللی سازی آموزش عالی می پردازد و خواننده را با اهداف، وظایف و فعالیت های آنها آشنا می سازد. فصل سوم کتاب به مفاهیم، دلایل، رویکردها و استراتژی های بین المللی سازی آموزش عالی در ایران و همچنین چالش های آن اشاره دارد. اهمیت این فصل ازاین روست که تلاش شده تا براساس مستندات موجود نمایی از وضعیت بین المللی سازی در ایران ارائه شود. مطالب این فصل در پاسخ به چیستی، چرایی و چگونگی بین المللی سازی تدوین شده است. در فصل چهارم با عنوان بین المللی سازی آموزش عالی با رویکرد سیاست گذاری به مدل های سیاست گذاری و بین المللی سازی به اختصار به منظور آشنایی خوانندگان با مفاهیم مطرح شده در فصل نهایی کتاب اشاره شده است. در فصل پنجم کتاب، به ارائه تحلیل بین المللی سازی در ایران با رویکرد سیاست گذاری پرداخته شده است.
کتاب تعمدا بخش زیادی را به ادبیات موضوع در ایران اختصاص نداده است. اما تلاش شده تا به منظور ادای دین به محققانی که در دهه های اخیر از اولین افرادی بودند که در این حوزه مقاله نوشتند، به اختصار به تعدادی از آثار آنها اشاره شود.
در سراسر کتاب همان گونه که از عنوان آن نمایان است تعمدا از اصطلاح «بین المللی سازی» و نه «بین المللی شدن» استفاده کرده ام. به جز در مواردی که جمله ای عینا از کتاب و یا مقاله ای نقل شده باشد که نویسنده یا مترجم از عبارت بین المللی شدن استفاده کرده باشد. علی رغم توضیحات و تاکید برخی از همکاران در معنای پسوند انگلیسی آن، تعبیر من از این اصطلاح «بین المللی سازی» یا «بین المللی کردن» آموزش عالی به معنای قراردادن آموزش عالی در مسیر بین المللی توسط دولت ها و دیگر ذی نفعان است. این تعبیر دارای هیچ گونه وجه مثبت و یا منفی نسبت به این پدیده نیست. بلکه صرفاً تاکید بر این نکته است که بین المللی شدن را پدیده ای خودجوش توسط ذی نفعان داخلی در آموزش عالی می دانم و بین المللی سازی را پدیده ای سازمان یافته با فاعلیت ذی نفعان خارج از دانشگاه تلقی می نمایم.
نکته پایانی به قدردانی از صاحب نظران ایرانی تعلق دارد که از سال ها قبل با انجام مطالعات و ارائه مقالات علمی معتبر به ایجاد ادبیات در حوزه بین المللی سازی آموزش عالی اقدام و مقدمات پژوهش را برای دیگر محققان فراهم نموده اند. قدردانی دوم به پژوهشکده تعلق دارد که موقعیت مطالعه و امکان نشر آن را برای مولف فراهم ساخته است.

فیروزه اصغری
۱۵ بهمن ماه ۱۳۹۶

کلیات

یکی از مهم ترین تغییراتی که در دهه های اخیر بر آموزش عالی کشورهای جهان تاثیر گذاشته است، جهانی سازی است. تغییرات عمیق جهانی شدن در ابعاد مختلف دانشگاه های دنیا، به راحتی قابل مشاهده است (نایت(۱)، ۲۰۰۳). اگرچه نهاد دانشگاه در نظام آموزش عالی تمام کشورها، به عنوان نهادی پویا، همواره هم زمان با تحولات جهانی و متاثر از شرایطی فراتر از مرزهای ملی و پردیس دانشگاهی در راستای تحقق رسالت و ماموریت های اصلی خود گام برداشته است، اما در شرایط کنونی، این گام، با شتاب بیشتری به جلو می رود. از نظر آلتباخ(۲)، دانشگاه ازجمله نهادهایی است که همواره جهانی بوده است (آلتباخ، ۱۹۹۸) و بین المللی سازی دربردارنده سیاست ها و برنامه های گوناگونی است که دانشگاه ها و کشورها در واکنش به جهانی شدن به کار برده اند (آلتباخ، ۲۰۰۹). وندام(۳) (۲۰۰۲)، بین المللی شدن را پاسخی به فرصت ها و چالش های جهانی شدن می داند و کیانگ(۴) (۲۰۰۳)، بین المللی شدن آموزش عالی را یکی از راه های واکنش به جهانی شدن و هم زمان، احترام به فردیت ملت ها مطرح می کند.. در افتتاحیه کنفرانس شورای دانشگاه های کانادا،(۵) نایت (۱۹۹۸) جهانی سازی را «جریان(۶) تکنولوژی، اقتصاد، دانش، مردم، ارزش ها و ایده ها عنوان می کند که تاثیر آن بر کشورها براساس تاریخ هر ملت، آداب و سنن، فرهنگ و اولویت­­ های آن متفاوت است و بین المللی سازی را راهی عنوان می کند که نظام آموزش عالی کشورها در پاسخ به تاثیرات جهانی سازی انتخاب می کنند و درعین حال دربردارنده احترام به ویژگی های خاص هر ملت است». براساس دیدگاه ذوالفقاری(۷) و همکاران (۲۰۰۹) جهانی سازی، فرایند آموزش در دنیای درحال تغییر امروز، سبب شکل گیری ایده بین المللی شدن آموزش عالی، به ویژه در کشورهای درحال توسعه شده است. تایشلر(۸) (۲۰۰۹) بین المللی شدن را فعالیتی ورای مرزها و درعین حال عامل حفظ و ثبات مرزها تلقی می کند؛ تعبیری که او در مقابل جهانی سازی به مفهوم نابودی مرزها به کار برده است. از سوی دیگر، دوویت(۹) (۲۰۱۰) به نقل از اسکات (۲۰۰۶) «بین المللی شدن و جهانی شدن، هر دو را پدیده های پیچیده ای با رشته های بسیار می داند و نتیجه می گیرد که تفاوت میان بین المللی شدن و جهانی سازی، هرچند قابل ذکر است، اما نمی توان آن ها را از هم تفکیک کرد. آن ها با یکدیگر همخوانی دارند و به هم متصل هستند». خورسندی (۱۳۹۵) بین المللی شدن را به عنوان رویکردی نظری، دارای هویت مستقلی از جهانی سازی اعلام می کند که هویت خود را از عوامل بیرونی ـ فرادستی مانند جهانی شدن فناوری و صنعت، افزایش تقاضا برای آموزش عالی بین المللی، و فشار دولت ها و جهانی شدن بازار کار می گیرد و درعین حال، خود عاملی برای تبیین فعل وانفعال ها و فراز و فرودهای نظام های آموزش عالی و بهسازی هویت دانشگاه امروزی است.
از دیدگاه بارتل(۱۰) (۲۰۰۳) بین المللی سازی آموزش عالی را می توان پیوستاری از اعزام دانشجو به کشورهای دیگر تا فرایندی هم افزا(۱۱) شامل برنامه درسی و برنامه پژوهشی تلقی کرد که بر نقش و فعالیت تمام ذی نفعان، اعم از استادان، دانشجویان، مدیران، و جامعه تاثیرگذار است.
براساس تعریف شورای آموزش امریکا(۱۲) (۲۰۱۱: ۳) «بین المللی سازی، طیف گسترده ای از فعالیت های علمی و عملی است که به افراد در فهم بهتر محیطی که در آن زندگی می کنند، ارتباط با افرادی ورای مرزهای کشور خودشان، و دستیابی به درک درستی از نظام های سیاسی، فرهنگی، و اجتماعی ملت های دیگر و تعاملات بین ملت ها کمک می کند». مک نامرا و نایت(۱۳) (۲۰۱۴) به اثرات آموزش فراملی بر ابعاد مختلف علمی، فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی کشور میزبان و همچنین ارتقای مهارت ها اشاره کرده اند.
فتحی واجارگاه (۱۳۹۰) بر جنبه تربیت شهروند جهانی در فرایند بین المللی سازی تاکید دارد. حکیم زاده (۱۳۸۹) حضور در بازار کار جهانی و ایجاد انواع شغل های جدید، و پذیرش مسئولیت های تازه توسط دانشجویان ـ به عنوان اعضای جامعه جهانی ـ را نیازمند کسب صلاحیتی می داند که در رویکرد سنتی قابل دستیابی نیست. عزیزی (۱۳۹۳) شناساندن فرهنگ و تمدن ایرانی به سایر ملت ها را مستلزم بین المللی شدن برنامه های آموزشی می داند. ضرغامی (۱۳۸۷) ضمن اشاره به بعد فرهنگی و اجتماعی بین المللی سازی به دلیل سازگاری با تنوع های فرهنگی و اجتماعی و احساس احترام به تفاوت های میان افراد، بر زندگی موثر و رضایت بخش دانش آموختگان دانشگاهی تاکید می کند. فتحی واجارگاه و دیبا فتحی واجارگاه (۱۳۸۹) به دقت در طراحی برنامه های دانشگاهی اشاره می کنند که سبب رشد فراگیران به گونه ای شود که آن ها دیگران و فرهنگشان را رقیب و مخالف خود ندانند و مسائل جهانی را همچون مسائل شهر و دیار خود قلمداد کنند.
سرکارآرانی (۱۳۸۰) ضمن تاکید بر جنبه «همکار شدن» در بین المللی شدن آموزش عالی به جای «یکی شدن»، به پیامدهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، و اجتماعی بین المللی شدن، تاثیر آن بر بهبود شرایط زندگی در همه جهان، نقش آن در رسیدن به درک عمیق تری از فرهنگ و تمدن و به دست آوردن مهارت هایی برای زیستن در جهان امروز اشاره دارد.
خشنودی و فتحی واجارگاه (۱۳۹۰) روی آوردن نظام آموزش عالی ایران به بین المللی سازی را یک ضرورت برای شناخت سایر ملت ها و فرهنگ ها، شناخت نیاز جامعه جهانی و افزایش توان پاسخ گویی به آن ها، و تبدیل شدن ایران به قدرت علمی منطقه براساس سند چشم انداز ۲۰ساله کشور عنوان کرده است. محسنی و همکاران (۱۳۹۲ب) «توسعه تحصیلات تکمیلی، افزایش تعداد مقاله ها در نشریات بین المللی، و افزایش سطح سواد فناوری در جامعه دانشگاهی» را از مزایای برنامه های همکاری علمی بین المللی در آموزش عالی ایران دانسته اند.
خورسندی (۱۳۹۵) با استناد به نظریه های صاحب نظران این حوزه به طور خلاصه به انگیزه های متفاوت کشورها برای بین المللی شدن به شرح زیر اشاره کرده است:
ـ اهداف فرهنگی ـ اجتماعی شامل توسعه شهروندی، توسعه اجتماعی، فرهنگی و گروهی، گسترش آگاهی و فهم چندفرهنگی؛
ـ اهداف سیاسی شامل دیپلماسی و سیاست خارجی، امنیت ملی و هویت محلی ـ جهانی، گسترش صلح پایدار؛
ـ اهداف اقتصادی شامل رشد اقتصادی و افزایش توان رقابت پذیری، بازار کار و سرمایه، مشوق های مالی، کمک و حمایت فنی و فناورانه؛
ـ اهداف علمی و آموزشی شامل بخشیدن بعد بین المللی به پژوهش، آموزش و برنامه های درسی، افزایش کیفیت آموزش و پژوهش، ایجاد و گسترش استانداردهای علمی بین المللی؛
ـ اهداف سازمانی شامل پروفایل سازی، نشان سازی و اعتباربخشی، سازمان سازی و ساخت هویت سازمانی؛
همچنین، خورسندی با نگاهی انتقادی ادعا می کند که در کشورهای پیشرفته، پذیرش و جذب دانشجو معمولاً به دو منظور انجام می شود:
۱. تامین منابع مالی دانشگاه؛
۲. فرایند جذب مغزها و نگهداری نخبگان (خورسندی، ۱۳۹۵).
به هرحال در جهان امروزی، بین المللی سازی آموزش عالی به یکی از راهبردهای جدی دولت ها برای رویارویی مناسب با پدیده جهانی شدن و از سوی دیگر ـ به دلیل منافع حاصل از بین المللی سازی در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی ـ اجتماعی، و علمی ـ به یک راهبرد ضروری و کارآمد برای دولت ها تبدیل شده است. در ایران، موضوع فعالیت های بین المللی شدن دانشگاه ها، موضوع جدیدی نیست(۱۴). اعزام دانشجویان ایرانی برای تحصیل در خارج از کشور، سفرهای مطالعاتی استادان، همکاری های مشترک پژوهشگران ایرانی با همتایان خارجی، و ورود دانشجویان خارجی، از فعالیت های معمولی بوده اند که با همکاری مراکز و دفاتر بین الملل در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و همچنین، وزارت بهداشت، درمان، و آموزش پزشکی درحال انجام بوده و هست. در حال حاضر، تعداد نه چندان اندک دانشجویان خارجی درحال تحصیل در دانشگاه های مختلف کشور، ازجمله دانشگاه تهران، شهید بهشتی، فردوسی مشهد، الزهرا و دانشگاه آزاد، دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، دانشکده اکوی دانشگاه علامه طباطبایی و همچنین، تاسیس دانشگاه بین المللی امام خمینی و جامعه المصطفی، افزایش کرسی های زبان فارسی و ایران شناسی در کشورهای دیگر و مراکز آموزش زبان فارسی در داخل کشور در کنار مطالعات فراوان و مقاله های علمی برگرفته از پژوهش های دانشگاهی مشترک و نیز برگزاری همایش ها و نشست های علمی بین المللی با همکاری کشورهای دیگر، تاکیدی بر توجه به وجه بین المللی دانشگاه ها در ایران ـ به صورت رسمی و غیررسمی ـ در دهه های اخیر است. این موارد متاثر از اسناد بالادستی ای هستند که به طور مستقیم به افزایش فعالیت های بین المللی و فرامرزی اشاره دارند. در دهه ۱۳۸۰ براساس سند چشم انداز بیست ساله و در ادامه، براساس برنامه چهارم توسعه(۱۵) (۱۳۸۴)، به طور صریح به دانشگاه ها و موسسه های آموزش عالی و پژوهشی اجازه تامین بخشی از هزینه ها از طریق پذیرش دانشجوی خارجی یا دانشجویان ایرانی که در دانشگاه های سایر کشورها در رشته تحصیلی موردتایید وزارت علوم و بهداشت مشغول به تحصیل هستند، داده شده است. در ادامه این سیاست، بار دیگر در برنامه پنجم توسعه (۱۳۹۴-۱۳۹۰)، سند جامع علمی کشور (۱۳۸۹)، و برنامه جامع مدیریت (۱۳۸۹) بر «برنامه ریزی و سیاست گذاری به منظور ارتقا و افزایش سطح همکاری های علمی ـ بین المللی» و در سیاست های کلی علم و فناوری (۱۳۹۳) بر توسعه فعالیت های بین المللی، تاکید شد.
علاوه بر موارد یادشده، مصوبات نشست های سالانه مرکز همکاری های علمی بین المللی وزارت علوم، به عنوان یک نهاد سیاست گذار در حوزه آموزش عالی، اگرچه در بسیاری از موارد اجرایی نشد، اما تاکید اعضای آن، که متشکل از مدیران بین المللی دانشگاه ها به ریاست این مرکز است، زمینه ساز افزایش توجه به بین المللی سازی آموزش عالی و تشکیل شورای سیاست گذاری بین المللی شدن آموزش عالی ایران در وزارت علوم(۱۶) در سال ۱۳۹۴ شد. همسو با این فعالیت ها، اقدامات لازم در راستای پیش بینی بین المللی شدن دانشگاه های برتر، طبق برنامه ششم توسعه کشور، به صورت یک سیاست جدی در دستورکار سیاست گذاران نظام آموزش عالی کشور قرار گرفت. ماده ۶۶ قانون برنامه ششم، به صراحت به حضور موثر نظام آموزش عالی کشور در تولید، توسعه، و نشر علم و فناوری و تربیت دانشجو در سطح بین المللی و برقراری توازن و ارتقای کیفیت آموزش عالی و پژوهش و فناوری اشاره کرده است و به تفکیک به انتظارات از تحقق برنامه در پایان برنامه ششم اشاره داشته است.
در همین سال ها، سیاست گذاران آموزش عالی بارها با اشاره به اهمیت بین المللی شدن دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، به صراحت به این نکته که هدف بزرگ آموزش عالی ایران، «بین المللی کردن دانشگاه ها» است، اذعان داشته و بر ضرورت آن در راس فعالیت های وزارت علوم و دانشگاه های کشور اشاره کرده اند؛ ازاین رو بسیاری از دانشگاه ها، موسسه ها، و مراکز پژوهشی، با تاثیرپذیری از فضای ایجادشده، با برگزاری نشست ها و همایش های مختلف و همچنین، امضای قراردادهای همکاری علمی و بین المللی و تفاهم نامه های مشابه، به دنبال راه هایی برای گسترش فعالیت های بین المللی هستند. به این ترتیب، به نظر می رسد که نظام آموزش عالی ایران در زمان حاضر، به ویژه متاثر از فضای ایجادشده در کشور در شرایط پس از برجام، درحال برداشتن گامی جدی و رسمی در راستای گسترش بین المللی سازی در دانشگاه ها است.
ازاین رو آنچه که در این برهه از زمان دارای اهمیت است، توجه به بین المللی سازی به عنوان یک سیاست و نه یک تصمیم زودگذر و متکی به فرد یا دوره ای خاص، بلکه توجه به جوانب و ابعاد متفاوت این تصمیم به منظور تضمین موفقیت در اجرا و ادامه داربودن آن است. در این کتاب بین المللی سازی آموزش عالی در ایران به عنوان یک تصمیم سیاستی، با تا کید بر اجرای آن به مثابه یک فرایند منظم، هدفمند، مستمر و ادامه دار مورد توجه قرار گرفته است. تجربه خصوصا در کشورهایی مانند ایران نشان داده است، آنچه موجب شکست و ناکامی یک سیاست، چه در سطح ملی و چه در سطح نهادی، می شود، متاثر از عوامل مختلفی از جمله عدم شفافیت در محتوای سیاست، ابهام و پراکندگی در اهداف، ابهام در چگونگی اجرا، ناآگاهی از زمینه و شرایط و درنهایت نامشخص بودن عوامل و بازیگران در سطوح مختلف سیاست گذاری و اجراست. مواردی که عدم توجه به آنها در سیاست بین المللی سازی آموزش عالی موجب بروز همان چالش هایی خواهد شد که هم اکنون در سطح آموزش عالی ملی با آن مواجه هستیم. ازاین رو به منظور پاسخ به مسئله اصلی کتاب از چند پرسش ابتدایی اما اساسی شروع می نماییم.
۱. چرا ایران، اقدام به بین المللی سازی آموزش عالی کرده است؟
۲. دلایل، و اولویت های بین المللی سازی آموزش عالی در ایران چیست؟
۳. فرایند بین المللی سازی دانشگاه ها در ایران چگونه است؟
۴. نقش عوامل و بازیگران در بین المللی سازی دانشگاه ها در ایران چیست؟
دوویت (۲۰۰۲) در پژوهش خود از چند اصطلاح برای روشن تر کردن مفهوم بین المللی سازی استفاده کرده است که عبارتند از: «چیستی(۱۷)»، «چرایی(۱۸)» و «چگونگی(۱۹)». در کتاب حاضر، این سه پرسش طلایی به نویسنده کمک کرده اند که دریچه کوچکی را برای آشکار شدن آنچه در ایران با عنوان بین المللی سازی آموزش عالی درحال انجام است، به روی مخاطبان بگشاید.
پاسخ به پرسش های فوق این امکان را برای مولف فراهم کرد تا براساس داده های موجود، ضمن درک ماهیت و محتوای بین المللی سازی، به چگونگی تحقق آن در وضعیت فعلی ـ از طریق عوامل تاثیرگذار ـ به منظور ارتقای کیفیت سیاست گذاری، تصمیم سازی، برنامه ریزی، اجرا، ارزیابی، و بازاجرای سیاست بین المللی سازی آموزش عالی در ایران بپردازد.
هدف این کتاب، جلب توجه تصمیم گیران و سیاست گذاران به این نکته است که تحقق سیاست بین المللی سازی آموزش عالی در ایران، در وهله اول نیازمند نگاهی عالمانه و آینده نگرانه، براساس محتوای تعریف شده، با توجه به شرایط و موقعیت کشور در سطوح مختلف بین المللی، منطقه ای و ملی و الزام به اجرای آن طی فرایندی مستمر و منظم با رعایت تمام اصول و جزئیات با کمک عوامل و ذی نفعان آشکار و پنهان است. به بیان شفاف تر، اگر تا دیروز خطای ناشی از تصمیم گیری های مبهم، سیاست گذاران متنوع، مجریان بدون برنامه، و برنامه های بی پشتوانه، سبب ایجاد چالش های اساسی در نظام آموزش عالی ایران در سطح ملی شده است، در صورت تکرار خطا در حوزه بین المللی سازی آموزش عالی ایران، این چالش ها به تعداد دانشجویان خارجی مشغول به تحصیل و استادان مدعو در دانشگاه های ایران، تکثیر و در سطح بین الملل توزیع خواهد شد و درنهایت، نتیجه ای جز گسترش بی اعتمادی به نظام دانشگاهی و مخدوش شدن چهره علمی ایران در خارج از مرزهای کشور نخواهد داشت.
کتاب حاضر به منظور دستیابی به اهداف مطالعه، ابتدا به اختصار به بین المللی سازی آموزش عالی در جهان اشاره کرده است. مفاهیم، دلایل، رویکردها، و راهبرد های بین المللی سازی آموزش عالی براساس دیدگاه های صاحب نظران اصلی این حوزه در فصل نخست کتاب، ارائه و تلاش شده است، خوانندگان با سیر مفهومی بین المللی سازی آموزش عالی در جهان آشنا شوند. فصل دوم کتاب، به نظام آموزش عالی ایران اختصاص یافته است. این فصل به خوانندگان کمک می کند که ضمن آشنایی با نظام ملی آموزش عالی، از فعالیت های بین المللی موسسه های دانشگاهی ایران، و جایگاه دانشگاه های ایران در رتبه بندی جهانی آگاه شوند. به بیان دیگر، این فصل به خواننده اعلام می کند که آموزش عالی ایران در مقایسه با کشورهای دیگر و همچنین، در حوزه بین المللی سازی در چه جایگاهی در سطح دنیا قرار دارد. در این فصل، همچنین تلاش شده است نکاتی درباره تمام نهادها و سازمان های درگیر در حوزه بین المللی سازی و همچنین، برخی از برنامه های مرتبط مطرح شود. فصل سوم کتاب به مفاهیم، دلایل، رویکردها، و راهبرد های بین المللی سازی آموزش عالی در ایران و همچنین، چالش های آن اشاره دارد. اهمیت این فصل به این سبب است که در آن براساس مستندات موجود، نمایی از وضعیت بین المللی سازی در ایران ارائه شده است. در فصل چهارم، ضمن ارائه مدل های سیاست گذاری و چرخه بین المللی سازی، علاوه بر توجه به محتوای بین المللی سازی، امکان تحلیل زمینه و فرایند و عوامل تاثیرگذار در بین المللی سازی در فصل پنجم کتاب را به همراه ارائه تحلیل نهایی فراهم کرده است.

فصل ۱: بین المللی سازی آموزش عالی در جهان؛ مفاهیم، رویکردها، راهبردها و چالش ها

مقدمه

نمی توان درباره بین المللی سازی آموزش عالی در کشور سخن گفت و به گرایش ها، رویکردها، و تجربه کشورهای دیگر در این حوزه اشاره نکرد(۲۰)؛ بنابراین، مقدمه این بخش از پژوهش را به جای استناد به متن های تکراری، از نوشته براندنبورگ و دوویت (۲۰۱۱) آغاز می کنیم. آن ها تاریخچه کوتاهی از پدیده بین المللی سازی ارائه کرده اند که در ابتدای کار، خواننده را با سیر تحول بین المللی شدن آشنا و فضا را برای درک آنچه امروز با عنوان بین المللی شدن آموزش عالی با آن روبه رو هستیم، آماده می کند.

«بیش از دو دهه است که مفهوم بین المللی شدن آموزش عالی از حاشیه به متن راه پیدا کرده است. از اواخر دهه ۱۹۷۰ تا اواسط دهه ۱۹۸۰، فعالیت هایی در دانشگاه ها انجام می شد که اگرچه با تعریف و مفهوم امروزی بین المللی شدن متفاوت بود و اعتبار زیادی نیز نداشت، اما به نوعی فعالیت های بین المللی به شمار می آمد، اما از اواخر دهه ۱۹۸۰، اوضاع به نفع بین المللی شدن تغییر کرد و توجه به این پدیده به دلیل تغییرات رخ داده در دنیا، ضرورت پیدا کرد؛ به گونه ای که بین المللی سازی آموزش عالی در دهه اخیر دچار چنان توسعه ای شده است که از تبادل ساده دانشجویان از کشوری به کشور دیگر، به تجارتی بزرگ در جذب دانشجو و از فعالیتی اندک برای جذب گروه اندک نخبگان(۲۱)، به پدیده ای توده ای(۲۲) تبدیل شده است».

اگرچه براندنبورگ و دوویت (۲۰۱۱) این سخن را به منظور طرح این نکته بیان کرده اند که زمان مناسبی برای واکنش های انتقادی به مفهوم درحال تغییر بین المللی شدن است، اما در این کتاب به منظور جلب توجه مخاطب به تغییرات مفهومی بین المللی شدن در چند دهه اخیر، به این نوشته استناد شده و برای پشتیبانی از این ادعا به اختصار به مطالعات صاحب نظران در این حوزه اشاره می شود.

۱-۱. مفهوم بین المللی شدن آموزش عالی

معنی(۲۳) و مفهوم(۲۴) بین المللی شدن آموزش عالی چیست؟ این پرسشی است که دوویت (۲۰۱۰) آن را بسیار اساسی و پاسخ درست به آن را دارای اهمیت می داند. برای درک شفاف تر مفهوم بین المللی شدن، از دیدگاه های نایت در این درباره آغاز می کنیم. نایت در سال ۱۹۹۴، یک سال پس از چاپ اثر مکتوبش درباره بین المللی شدن، با اشاره مختصر به مطالعات پژوهشگران پیش از خود، ضمن معرفی دیدگاه های آن ها، به نوعی خوانندگان را با سیر دیدگاه های صاحب نظران و آنچه تاکنون در زمینه بین المللی شدن رخ داده است، آشنا می کند.
او در این اثر به مطالعات هاراری(۲۵) (۱۹۸۹)، اوداس(۲۶) (۱۹۹۱)، انیرو همکاران(۲۷) (۱۹۹۲)، نورفلر و ویلکوکس(۲۸) (۱۹۹۲)، اسکات(۲۹) (۱۹۹۲) و فرانسیس(۳۰)۱۹۹۳)) به عنوان پژوهشگران پیش از خود در این حوزه اشاره می کند. آگاهی از این تاریخچه مختصر، فهم جریان بین المللی سازی را به صورت یک پیوستار آسان می کند.

جدول شماره (۱). عناصر بین المللی شدن از دیدگاه صاحب نظران تا سال۱۹۹۴



۱. ethos
۲. Leadership from administration





اگرچه دلیل جای خالی پژوهشگرانی مانند آروم و واندواتر(۳۳) (۱۹۹۲) در این جدول مشخص نیست، ولی به منظور تکمیل ادبیات ارائه شده در جدول شماره (۱)، به ارائه تعریفی از بین المللی شدن توسط این دو پژوهشگر، به شرح زیر، اکتفا می شود:
«بین المللی شدن به مجموعه فعالیت ها، برنامه ها، و خدماتی اطلاق می شود که ذیل مطالعات بین المللی، مبادلات آموزشی بین المللی، و همکاری های تخصصی قرار می گیرند».

نایت (۱۹۹۴) نیز بر این نظر است که «هر سازمان دارای اصولی است که در کنار فرهنگ و فضای سازمانی، بر اهداف بین المللی شدن تاثیر می گذارد». در جدول شماره (۲) خلاصه ای از این اصول ارائه شده است.

جدول شماره (۲). اصول بین المللی سازی از دیدگاه صاحب نظران تا سال ۱۹۹۴
***
اصول / صاحب نظر

اجماع(۳۴) (توافق عمومی)، ادغام، تمرکز / Harari,۱۹۸۹

خدمات، هماهنگی، همکاری، تغییرات در مقیاس خرد/ Aigner et al.,۱۹۹۲

تعهد، تمرکز، همکاری
Rahman & Kopp,۱۹۹۲

رهبری، القا کردن(۳۵)، مشارکت(۳۶)، برنامه ریزی راهبردی / Bitish Colombia Centre for International Education Francis,۱۹۹۳

هماهنگی، برقراری تناسب(۳۷)، همکاری، نوآوری / Knight۱۹۹۴
***
داده های جدول های شماره (۱) به طور تلویحی نشان دهنده تغییراتی است که در یک فاصله زمانی اندک در ادبیات این حوزه اتفاق افتاده است؛ تغییراتی که در سال های بعد همچنان ادامه داشته و در آثار بعدی صاحب نظران این حوزه نیز آشکار است. به عنوان مثال نایت (۱۹۹۴) «بین المللی سازی را فرایند ادغام ابعاد بین المللی و بین فرهنگی در نقش تدریس، تحقیق و خدمات نهادهای آموزش عالی» تعریف می نماید. درحالی که در سال ۲۰۰۳ بین المللی سازی را بدین گونه اصلاح می نماید: «فرایند ادغام ابعاد جهانی، بین المللی و بین فرهنگی در اهداف، نقش و ماموریت آموزش پس از مدرسه»(نایت،۲۰۰۳). نایت (۲۰۰۴) همچنین به تغییر در تعریف بین المللی سازی به دلایل تغییرات در دلایل، تامین کنندگان، ذی نفعان و فعالیت های بین المللی سازی تاکید می نماید. «برخی بین المللی شدن را محدود به همان فعالیت های بین المللی، شامل جابه جایی استادان و دانشجویان، ارتباطات بین المللی، مشارکت های دوسویه، پروژه های مشترک و برنامه های دانشگاهی بین المللی می دانند و برخی دیگر تاسیس شعبه های جدید، دوره های کوتاه مدت و یا آموزش مجازی در قالب فرصت های آموزشی در کشورهای دیگر را جزیی از بین المللی شدن می دانند. بسیاری دیگر ادغام ابعاد بین المللی و بین فرهنگی در برنامه های دانشگاهی و فرایند یادگیری- یاددهی را بین المللی شدن می دانند. اما همچنان برخی بین المللی شدن را طرح های بین المللی و فرصت های تجاری در آموزش عالی تلقی می کنند».
کالومک و واندی(۳۸)(۱۹۹۷)بین المللی سازی را هر گونه تلاش منظم و پایدار با هدف واکنش مناسب آموزش عالی به نیازها و چالش های متاثر از جهانی شدن جوامع، اقتصاد و بازارهای کار تعریف کرده اند. سدرکویست(۳۹)(۲۰۰۲)در تعریف بین المللی سازی به فرایند تغییر از یک نهاد آموزشی ملی به یک نهاد آموزش عالی بین المللی با هدف گنجاندن ابعاد بین المللی در تمامی جنبه های مدیریت به منظور ارتقای کیفیت آموزش- یادگیری و دستیابی به شایستگی های مورد نظر اشاره می نماید. نیلسون(۴۰) (۲۰۰۳) در تعریف تقریباً جامعی از «بین المللی سازی آموزش عالی» به فرایند ادغام بعد بین المللی در پژوهش، آموزش، و کارکرد خدمات آموزش عالی اشاره کرده است؛ وی در تعریف «برنامه درسی بین المللی» به دانش و توانایی بین فرهنگی و بین المللی با هدف آماده سازی دانشجویان برای انجام فعالیت هایی (حرفه ای، اجتماعی، و عاطفی(۴۱)) در زمینه بین المللی و چندفرهنگی تاکید دارد و هرگونه فعالیت بین المللی مرتبط، شامل تحرک کارکنان و دانشجویان، را بخشی از آموزش بین المللی می داند.
به تعبیر تایشلر(۴۲) (۲۰۰۳) «هیچ توافقی در مورد ارائه یک تعریف مشترک از بین المللی سازی در آموزش عالی وجود ندارد. افزایش گرایش دولت ها به بین المللی سازی آموزش عالی، به دلیل مزایای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی ـ اجتماعی و علمی حاصل از آن در دهه اخیر، سبب ارائه تعریف های جدید و متنوعی شده است». دیردورف (۲۰۰۴) بین المللی شدن دانشگاه را «فرایند اتصال دیدگاه بین المللی(۴۳)» به نقش های یادگیری، پژوهش، و خدمات دانشگاه تعریف می کند.
از دیدگاه ون گین(۴۴) و همکاران (۲۰۰۹) «رسیدن به مفهوم اصلی بین المللی سازی، کار ساده ای نیست»
دوویت (۲۰۱۰)، تغییرات پیش آمده در بین المللی شدن آموزش عالی را، علاوه بر جهانی شدن، متاثر از معنای بین المللی شدن و همچنین، ناشی از انگیزه ها و رویکردهای متنوع بین المللی شدن توسط ذی نفعان متفاوت عنوان می کند.
به تعبیر براندنبورگ(۴۵) و دوویت (۲۰۱۱) پدیده بین المللی شدن آموزش عالی در دهه های اخیر اگرچه از یک جنبه، محرک تغییرات اساسی در نظام آموزش عالی کشورها است، اما از جنبه دیگر، با ابهام در معنا، مفهوم، چرایی، و چگونگی روبه رو است. به تعبیر کرسیون(۴۶) (۲۰۱۵)، این مفهوم در طول سال های متمادی، دارای تعریف های متعدد و مختلف از زوایای گوناگون بوده است. او برای اثبات این ادعا به تعریف های متفاوت و بسیار گسترده ای اشاره می کند که برخی از پژوهشگران در دهه های اخیر مطرح کرده اند؛ از تاکید بر مجموعه خاصی از فعالیت های دانشگاهی (آروم و واندواتر، ۱۹۹۲)، تا نگاه به بین المللی شدن به عنوان یک فرایند پویا که در بسیاری از فعالیت های سازمانی نهاد آموزش عالی، ادغام و تلفیق شده است (نایت، ۱۹۹۳)، و از نگاه به بین المللی شدن به عنوان نقش محدود و ساده یک دانشگاه (سدرکویست(۴۷)، ۲۰۰۲) تا ترکیب گسترده ای از سیاست ها و فرایندها که دربردارنده ابعاد متفاوتی از بین المللی شدن است (نایت، ۲۰۰۳).
دوویت (۲۰۱۰) به اصطلاحات جدیدی در حوزه بین المللی سازی اشاره می کند که متاثر از آموزش فرامرزی و جهانی شدن است؛ اصطلاحاتی مانند آموزش بدون مرز(۴۸)، آموزش فرامرزی(۴۹)، آموزش جهانی(۵۰)، آموزش در خارج از کشور(۵۱) و تجارت بین المللی خدمات آموزشی(۵۲)» در گذر از آموزش بین المللی(۵۳)، مطالعات بین المللی(۵۴)، آموزش فراملی(۵۵)، آموزش جهانی، و آموزش بین مرزی. مفاهیمی که نایت (۲۰۱۲) آنها را به تفکیک سه برهه در جدول شماره (۳) ارائه می کند. مفاهیم و اصطلاحاتی که به خوبی گویای تغییراتی است که تا سال ۲۰۱۲ رخ داده است.

نظرات کاربران درباره کتاب درآمدی بر سیاست بین‌المللی‌سازی آموزش عالی در ایران