فیدیبو نماینده قانونی نوآوران سینا و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب صبح جادویی برای نویسندگان

کتاب صبح جادویی برای نویسندگان

نسخه الکترونیک کتاب صبح جادویی برای نویسندگان به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۹,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب صبح جادویی برای نویسندگان

«صبح جادویی برای نویسندگان» با دیگر کتاب هایی که در رابطه با نویسندگی نوشته شده، متفاوت است چرا که فوت و فن و تاکتیک های کاری را با راهکارهایی که روان شما را بهبود می بخشند، ادغام کرده است. ما فقط به شما نمی گوییم که «هر روز هزاران کلمه بنویسید» بلکه به شما نشا‌ن می دهیم که چگونه این کار را انجام دهید، حتی اگر نویسندگی آخرین چیزی باشد که به آن فکر می کنید.

ادامه...

بخشی از کتاب صبح جادویی برای نویسندگان

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:



۱. چرا صبح ها (بیش تر از آن چه شما فکر می کنید) اهمیت دارند



روشی که شما صبحتان را آغاز می کنید، تعیین کننده ی قالب ذهنی و وضعیت شما در ادامه ی روز است. روزتان را با صبحی هدفمند، با برنامه، متحول کننده و هدف محور شروع کنید که اگر اینگونه باشد، تضمین می کنم که نهایت بهره را از روزتان ببرید.
هنوز هم بسیاری از نویسنده ها روزشان را با تاخیر شروع می کنند، دکمه ی تاخیر را می زنند و این پیام را به ضمیر ناخوداگاه خود می دهند که برای بیدار شدن در صبح از اعتماد به نفس برخوردار نیستند چه برسد به اینکه بخواهند آنچه برای رسیدن به اهداف نویسندگی ضروری است، انجام دهند.
همواره در نظر داشته باشید که به صدا در آمدن ساعت هشدار در هنگام صبح وابسته به اولین هدیه ی زندگی ما است. این هدیه ی زمان است که به شما اختصاص داده می شود تا به شخصی تبدیل شوید که لازم است باشید ، در حالی که تمام دنیا هنوز خواب هستند شما به تمام اهداف و رویاهایتان دست پیدا کنید.
ممکن است به این فکر کنید که، «خوب استیو تمام این ها به نظر عالی هستند اما من آدم سحر خیزی نیستم».
می فهمم، واقعاً درکتان می کنم. این چیزی نیست که من قبلاً هزاران مرتبه به خودم نگفته باشم. باور کنید، من بارها سعی کردم و شکست خوردم تا اینکه توانستم کنترل صبح هایم را در دست بگیرم. اما این اتفاق قبل از اینکه با «صبح جادویی» آشنا شوم، رخ داد.
لحظه ای به من گوش کنید. من شرط می بندم، به غیر از اینکه می خواهید یک نویسنده ی موفق باشید، دوست دارید به نگرانی و کشمکشی در رابطه با مسائل مالی بر نخورید، از دنبال کردن اهدافتان منصرف نشوید و در کنار این چالش ها،احساسات شدید و نه چندان جالب توجه خود را ابراز کنید.
باید این را بدانید که:

صبح ها کلید رسیدن به تمام این موارد هستند.

مهم تر از زمانی که روزتان را شروع می کنید، قالب ذهنی است که بر اساس آن روز را شروع می کنید.
شاید رویای شما این باشد که به یک نویسنده ی معروف تبدیل شوید و دوست داشته باشید با یک چوب بیسبال به جان ساعت هشدار خود بیفتید و تا مدتی هر زمان که خودتان دوست دارید بیدار شوید.
به من اعتماد کنید، کاملاً می فهمم، من هم معمولاً تصمیم می گیریم برای شروع روز طبق ساعتی که به آن عادت کرده ام از خواب بیدار شوم. اما حتی وقتی اینگونه است، «صبح جادویی» اولین قسمت روز من است تا به قالب ذهنی درستی جهت بهره وری کامل از ادامه ی روزم، دست پیداکنم.
به علاوه، بسیار محتمل است ، وقتی این کتاب را می خوانید در ابتدای مسیر نویسندگی خود باشید که به این معنا است که احتمالاً برای پرداخت قبض هایتان یک شغل روزانه دارید و نویسندگی در کنار آن قراردارد. اگر همین طور است، بنابراین تطبیق صبح جادویی با شغلتان برای بهره وری از تلاش هایی که برای نوشتن دنبال می کنید و نهایتاً کنار گذاشتن ساعت هشدار برای چند هفته (و یا همیشه)و تجربه ی این احساس، حیاتی است. خبر خوش این است که ارزشش را دارد. همچنین، این کار از آنچه که انتظار دارید بسیار سرگرم کننده تر و مثمر ثمرتر است.
اما، قبل از اینکه در مورد اینکه دقیقاٌ به چه نحوی می توانید بر صبح هایتان تسلط یابید، بپردازیم، بگذارید دلیل آن را توضیح دهم. چرا که، باور کنید وقتی که از حقیقت صبح آگاه می شوید، هرگز دوست نداریددوباره صبحی را از دست بدهید.

چرا صبح تا این میزان مهم است؟

هرچه بیشتر در مورد صبح بدانید، مطمئن تر می شوید که چرا پرنده های سحرخیز بیش تر از اینکه تمام کرم ها را بخورند، سود می برند. در این قسمت به برخی از مزایای کلیدی استفاده نکردن از دکمه ی تاخیر اشاره می کنیم.
شما فعال تر خواهید شد. کریستوفر راندلر (۶)استاد زیست شناسیِ دانشگاه هیدلبرگ در آلمان است. در مجله ی تجاری دانشگاه هاروارد در تاریخ جولای ۲۰۱۰، راندلر اظهار داشت، «افرادی که عملکردشان در صبح ها به اوج خود می رسد، برای موفقیت در حرفه شان جایگاه بهتری دارند، چرا که از افرادی که در بعد از ظهرها بهترین عملکردشان را دارند، فعال تر هستند.»
شمامشکلات را پیش بینی می کنید و در هنگام مواجه با آن ها، آن ها را کنار می زنید. راندلر گمان می کند افراد سحر خیز تمام برگ های برنده را در دست دارند. «آن ها در پیش بینی و به حداقل رساندن مشکلات بهتر عمل می کنند، فعال تر هستند، موفقیت حرفه ای بیش تری را تجربه می کنند و درآمدهای بالاتری دارند.» او اشاره می کند که افراد سحرخیز قادر به پیش بینی مشکلات هستند و به راحتی و آسودگی آن ها را رفع و رجوع می کنند و به همین خاطر است که در کسب و کارشان بهتر هستند.
شماهمچون یک فرد حرفه ای برنامه ریزی می کنید. افراد سحر خیز برای سازمان دهی، پیش بینی و برنامه ریزی روزشان زمان کافی دارند. همکارهای خواب آلوی ما بیش تر از اینکه فعال باشند واکنش گر هستند و بسیاری از چیزها را به شانس وا می گذارند. آیا وقتی ساعت هشدار شما زنگ می زند، می خوابید و دیر از خواب بیدار می شوید، اضطراب بیشتری ندارید؟ بیدار شدن با خورشید (و یا قبل از آن) به شما اجازه می دهد تا روزتان را با جهش شروع کنید. وقتی دیگران برای به کنترل در آوردن روز شان می دوند، تلاش می کنند (و ناکام می مانند)، شما آرام، سر حال هستید و تمام کارهای خود را انجام داده اید.
شماانرژی بیش تری خواهید داشت. یکی از مولفه های صبح های جادویی شما ورزش خواهد بود که- چند دقیقه انجام آن در روز روحیه ای مثبت برای ادامه ی روز به شما می دهد. وقتی خون بیش تری به مغزتان می رسد به شما کمک می کند تا بهتر فکر کنید و بر روی مسائل مهم تمرکز کنید. اکسیژن تازه به داخل تمام سلول های بدن شما نفوذ می کند و انرژی شما را برای تمام روز افزایش می دهد، به همین خاطر است که نویسندگان موفقی که ورزش می کنند، اظهار می کنند روحیه و اندام بهتری دارند، بهتر می خوابند و مثمر ثمر تر هستند. این امر، مسلماً، منجر به افزایش قابل توجهی کلمه برای نوشتن در روز می شود. بیش تر می نویسید، بیشتر کتاب چاپ می کنید، و از نوشته هایتان بیش تر پول در می آورید.
شمااز مزایای نگرش سحر خیزی، بهره می برید. اخیراً، محققان در دانشگاه بارسلونا در اسپانیا بین افراد سحر خیز، پرندگان سحرخیزی که علاقه دارند در هنگام سحر از خواب بیدار شوند، و افراد شب زنده دار، جغدهای شبی که ترجیح می دهند تا دیر وقت بیدار بمانند و تا دیر وقت بخوابند، مقایسه ای انجام شده است. یکی از مواردی که در میان تفاوت هایشان به چشم می خورد این بود که افراد سحر خیز در مقابل خستگی، نا امیدی و سختی ها مقاوم تر هستند و ایستادگی بیش تری دارند و این یعنی نگرانی کمتر، افسردگی کمتر، خشنودی بیش تر از زندگی، و احتمال استعمال کمتر از مواد محرک. به نظر خیلی خوب می رسد.
شمااز معایب شب زنده داری پرهیز می کنید. افراد شب زنده دار، ولخرج تر، دمدمی مزاج، عجول تر بوده و به دنبال چیزهای جدید هستند، «علاقه ی بیش تری به کشف ناشناخته ها دارند.» احتمال اینکه به مرض بی خوابی و کم توجهی بیش فعالی مبتلا شوند در آن ها زیاد است. هم چنین، احتمال اینکه به رفتارهای اعتیادگونه، اختلالات روانی و تمایلات ضد اجتماعی دچارشده و حتی دست به خودکشی بزنند، بیش تر است. تصویر زیبایی نیست؟.

شواهد و اظهار نظرات متخصصان نشان می دهد که صبح در بردارنده ی رازی در جهت آینده ای فوق العاده موفق در حرفه ی نویسندگی شما است.

صبح؟ واقعاً؟

قبول دارم که تبدیل شدن از «من سحر خیز نیستم» به «من واقعاً می خواهم سحر خیز باشم» تا «من سحرخیز هستم و احساس فوق العاده ای دارم» فرایندی وقت گیر است. اما بعد از چند آزمایش و خطا، یاد می گیرید که چگونه بر آدم خواب آلود درونتان غلبه کنید، آن را کنار بزنید و تا سحرخیزی برای شماعادت شود. خوب، به نظر خیلی خوب است، اما احتمالاً دارید سر خود را تکان می دهید و می گویید، «هیچ راهی وجود ندارد، من به اندازه ی ۲۷ ساعت برای ۲۴ ساعت برنامه دارم. چطور می توانم یک ساعت زودتر از همیشه بیدار شوم؟» من از شما می پرسم، چطور نمی توانید؟
نکته ی کلیدی که باید بدانید این است که «صبح جادوی» ربطی به منکر شدن یک ساعت خواب نیست که حتی روز سخت تری هم در پیش داشته باشید. این فرایند حتی در رابطه با زودتر بیدار شدن هم نیست بلکه در مورد بهتر بیدار شدن است.
هزاران نفر از افراد در این سیاره صبح جادویی خودشان را زندگی می کنند. بسیاری از آن ها قبلاً شب زنده دار بودند اما در انجام این کار موفق بودند. در واقع، آن ها در حال پیشرفت هستند و این به خاطر اضافه کردن یک ساعت به روزشان نیست بلکه به این خاطر است که ساعت درست را انتخاب کردند، و شما هم می توانید.
هنوز بدیبین هستید؟ خوب باور کنید، سخت ترین قسمت زود بیدار شدن، پنج دقیقه ی ابتدایی آن است. زمانی که در تخت خواب گرم خود زیر پتو دراز کشیده اید، و تصمیم می گیرید که بیدار شوید و روزتان را شروع کنید و یا اینکه فقط یک بار دیگر دکمه ی تاخیر را بزنید، لحظه ای حیاتی محسوب می شود. لحظه ی حقیقی همان لحظه است و تصمیمی که در آن موقع می گیرید می تواند روز، موفقیت و زندگی شما را تغییر دهد.
به همین خاطر است که پنج دقیقه ی ابتدایی، نقطه ی شروع «صبح جادویی برای نویسنده ها» است. لحظه ای که شما باید هر روز صبح بر آن غلبه کنید!
در دو فصل آینده، بیدار شدن در صبح زود را برای شما از هر لحظه ای در زندگیتان (حتی اگر هرگز خودتان را فردی سحرخیز نمی دانستید)، آسان تر و هیجان انگیز تر می کنم، و به شما یاد می دهم که چگونه از آن ابتدایی ترین دقایق صبح نهایت استفاده را ببرید.
در فصل های ۴، ۵ و ۶ به شما نشان می دهم که چگونه منجی های زندگی- مولفه های خاص صبح جادویی- را با عادت نوشتن روزانه تان تطبیق دهید. در این قسمت ها، به راهکارهایی اشاره می کنیم تا برای غلبه بر موانعی که معمولاً بر سر راه این فرایند روزانه قرار می گیرند آن ها را مورد استفاده قرار دهید، به شماربیشتری از کلماتی منسجم جهت نوشتن در روز دست یابید و تمام ایده های فوق العاده ای که برای نوشتن یک کتاب به ذهنتان می رسد را مدیریت کنید.
در نهایت، در فصل های ۷، ۸، ۹ و ۱۰ به طور مفصل در مورد فرایند تبدیل شدن به یک نویسنده ی حرفه ای صحبت می کنم. شما یاد می گیرید که چطور مطلبی را خلق کنید که خوانندگان عاشق آن باشند، به مدل تجاری دست پیدا می کنید که منحصر به خود شما است و با برنامه ای هشت گامی جهت ساخت طرح نویسندگی برای فروش محصولاتتان به طرفدارهای واقعی تان، آشنا می شوید.
اطلاعات بسیاری وجود دارد که باید پوشش داده شوند، بنابراین بیایید به کند و کاو متن بپردازیم.

پیش گفتاری از جیمز آلتوچر*

راهکاری که هال و استیو به کار گرفتند تا احتمالات را ارزیابی کنند و موقعیت خود را به عنوان یک نویسنده ی پر فروش حفظ نمایند. این راهکار هزاران نفر از افراد حرفه ای را قادر ساخته تا در حرفه های مختلف از بهترین اجراکنندگان باشند.
وقتی سه نفر از نویسندگان مورد علاقه ام از من خواستند برای کتاب شان "صبح جادویی برای نویسندگان"، پیش گفتار بنویسم. باورم نمی شد.
من احساس یک طبل زن جدید در گروه رولینگ استون(۱) را دارم. نوشتن کار سختی است. شما باید ساعت ها بنشینید و حرف هایتان را به رشته ی تحریر در آورید. شما باید به چیزهایی فکر کنید که هیچ کس تا به حال به آن ها فکر نکرده است و آن ها را به روشی بیان کنید که کسی آن گونه بیان نکرده است.



انسان ها ساخته نشده اند که ساعت ها بنشینند و بنویسند،. ما برای شکار، دور هم جمع شدن، بالا رفتن از درختان و هر کار دیگری که در زمان قدیم انجام می دادیم، ساخته شده ایم.
مردم می گویند، "قبلاً در مورد تمام ایده ها فکر شده است."
«انسان ها در یک منطقه ی آسایش بزرگی زندگی می کند»جمله درستی نیست وظیفه ی یک نویسنده ی خوب این است که مردم را از آن منطقه ی آسایش بیرون کرده تا آنها مطالب جدیدی را در درون یک مطلب قدیمی کشف کنند.
من وقتی می نویسم، با ترس مواجه هستم. می خواهم چیز تازه ای را بیان کنم، می خواهم به طریقی جالب آن را بیان کنم. دوست دارم وقتی قرار است آن را چاپ کنند، ترس داشته باشم. (اگر خودم برای نوشتن آن ترس نداشته باشم، هیچ کس با خواندن آن هیجان زده و متعجب نخواهد شد.) من می خواهم شانس خودم را امتحان کنم (غیر از این باشد، چطور می توانم پیشرفت کنم؟). من دوست دارم خواننده ها بگویند، "باورم نمی شود که این را گفته باشد."
در کتاب "خودت را انتخاب کن"(۲)، در مورد اینکه چطور، در بدترین لحظات، آرزو می کردم، بمیرم، صحبت کرده ام. سپس در مورد اینکه چطور از آن آرزو دست کشیدم، اینکه بعد از آن آرزوی وحشتناک چطور پیشرفت کردم و چطور آرزویم تبدیل به حقیقت باورکردنی نشد، نوشتم.
هدف آن کتاب نصیحت کردن نبود. بلکه نصیحت بخشی از زندگی نامه ی خود من بود. بهترین کاری که یک نویسنده می تواند انجام دهد این است که یک داستان خوب بگوید- نه اینکه شروع به موعظه کردن و یا اینکه بدون هیچ پایه و اساسی نصیحت نماید.
این کتاب به نظر در مورد نوشتن است، اما واقعاً این طور نیست. باز هم نصیحت بخشی از زندگی خود نویسنده است. این کتاب اثر نویسندگانی بزرگ است و داستان آن در مورد نحوه ی انجام این کار دشوار، که بشر هرگز برای آن ساخته نشده است، می باشد.
هال الرود نویسنده ی کتاب صبح جادویی(۳) است، کتابی که نه تنها یک اثر پر فروش می باشد بلکه داستان آن عیناً در مورد با نحوه ی بازگشت او از مرگ است.
این کتاب در مورد نحوه ی بازگشت از مرگ نیست، بلکه داستان خود هال است. اما داستان آنقدر زیبا است که میلیون ها نفر را ترغیب کرده، تا مسیری شبیه به مسیر هال را دنبال کنند و برنامه ی روزمره ی صبح گاهی را برای خود پی ریزی کنند که از هرچیزی که برای آن ها در زندگی مانند مرگ است، دوری کنند.
من عاشق روشی هستم که هانوری کردر به کار برد و بعد از خواندن کتاب "صبح جادویی"، ایده های ساده موجود در آن را در طبقه بندی های مختلف نوشته های خودش اعمال کرد. او "صبح جادویی" را خواند و بعد از آن مطالب و کتاب های مختلفی نوشت.
و حالا این کتاب...
من هم یک برنامه ی روزانه برای صبح جادویی خود دارم و قدردان آن هستم.
استیو اسکات(۴) کتاب های بسیاری نوشته است. حتی تعداد کتاب هایی که استیو نوشته است از دستم خارج شده است.
وقتی برای بار اول نام استیو را در فهرست نویسندگان پر فروش دیدم، می دانستم که باید با او تماس بگیرم و از او بپرسم که چطور به این نقطه رسیده است. بنابراین همین کار را کردم و او به من پاسخ داد و حالا در این کتاب این شیوه را با شما درمیان می گذارد.
او به شما نمی گوید که چه کار کنید بلکه نحوه ی دستیابی خودش به این موقعیت و اینکه چطور به این زندگی عالی دست یافته است را توضیح می دهد.
من برای کار نویسندگی پیرو یک برنامه ی روزانه ی صبحگاهی هستم. اگر این کار را انجام ندهم، هرگز قادر به نوشتن نخواهم بود. من ۱۸ کتاب نوشته ام و یک کتاب برای کودکان زیر چاپ دارم که به زودی عرضه می شود. همچنین کتابی در مورد مشاوره نوشته ام که به زودی چاپ می شود و امیدوارم که کتاب های بیشتری در طول زندگی ام بنویسم.
نوشتن مستقیماً به روح من خون رسانی می کند. این فرایند خون کثیف وجود مرا خارج و خون تمیز وارد جان من می کند. احساس می کنم که بدون نوشتن روزانه، می میرم، ناراحت می شوم، احساس بلا تکلیفی می کنم و احساس خشنودی نداشته و هم چنین دوستان و فرصت های کمتری در زندگی خواهم داشت. هال، استیو و هانوری دوستان من هستند که دقیقاً به همین خاطر با آن ها ملاقات کردم و پیمان دوستی بستیم.
بیدار می شوم، ورزش می کنم، دوش می گیریم، کتاب می خوانم، قهوه می نوشم، ایده پردازی می کنم و سپس فرایند نوشتن شروع می شود.
من می توانم در مورد این برنامه ی روزانه مفصل توضیح دهم، مخصوصاً در مورد اینکه چه چیزهایی می خوانم تا برای من الهام بخش باشند یا اینکه چگونه ایده پردازی می کنم و چطور گذشته ی خود را کند و کاو می کنم تا جواهراتی را که قبلاً کشف نکرده ام پیدا کنم و حتی اینکه چطور کلمات را کنار هم می گذارم تا داستانی بنویسم که احساس می کنم خواندن آن برای مردم جالب است، اما خود این ها یک کتاب می شود. کتابی که هانوری، هال و استیو آن را نوشته اند. من می دانم چیزی که آن ها توصیف می کنند، کارامد است. چرا که برای خودشان و برای من کارکرد داشته است و می دانم که در زندگی شما نیز کارکرد خواهد داشت.
جیمز آلتوچر، کارآفرین و نویسنده ی پر فروش
www.jamesaltucher.com

* جیمز آلتوچر:یکی از مدیران مالی موفق دنیاست که USA Today کتابش را یکی از ۱۲ کتاب ماندگار اقتصادی می داند؛ کتابی که در سراسر جهان پرفروش شده است. آلتوچر کارآفرین، مدیر مالی، نویسنده و پادکست است که بیش از ۲۰ شرکت را تاسیس کرده یا در تاسیس آنها مشارکت داشته است.

نظرات کاربران درباره کتاب صبح جادویی برای نویسندگان