فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب تعلیم و تربیت اقتصادی

کتاب تعلیم و تربیت اقتصادی
الگوی پیشنهادی برای جمهوری اسلامی ایران - جلد دوم

نسخه الکترونیک کتاب تعلیم و تربیت اقتصادی به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۵,۹۴۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب تعلیم و تربیت اقتصادی

امروزه شاید بتوان اصلی‌ترین هدف همه جوامع، را پیشرفت در همۀ ابعاد زندگی فردی و اجتماعی دانست. جهان امروز دریافته است که تعلیم و تربیت آشکار و ضمنی افراد نوعی سرمایه‌گذاری ملی است و هر کشوری که در این راه تلاش بیشتری نماید، بدون شک از ثمرات آن در آینده برخوردار خواهد شد. بررسی عوامل مؤثر بر پیشرفت و توسعه در جوامع پیشرفته نیز نشان می‌دهد که همه این کشورها از نظام تربیتی توانمند و کارآمدی برخوردار هستند. این کشورها نسبت به هرگونه ضعف در فهم مفاهیم و مهارت‌های مربوط به تصمیم‌گیری و تحلیل اقتصادی حساس بوده و برنامه‌هایی را جهت مقابله با آن از سطح کودکستان تا دانشگاه از طریق برنامه‌های رسمی و غیررسمی تدارک می‌بینند. آن‌گونه که در بررسی اجمالی از مستندات این قبیل برنامه‌ها و اهداف و محتوای آن‌ها به‌دست می‌آید، هدف از این آموزش‌ها، فهم خوب و کافی از دانش اقتصاد برای آحاد آن جامعه است؛ به نحوی که در عرصه مسائل اقتصادی شخصی و مسائل پیچیده‌تر از قبیل سیاست‌های اقتصادی کشور، بتوانند ادراک، قضاوت و رفتارهای مستدل و عقلایی را در یک دنیای پیچیده و متحول از خود نشان دهند. اما در جامعه ما وضعیت دیگری حاکم است. دانش‌آموختگان نظام آموزشی کشور که وارد زندگی خانوادگی و عهده‌دار مسئولیت‌های اجتماعی مختلف می‌شوند، به نحو نظام‌مند واجد اطلاعات مورد نیاز از مفاهیم و اصول اولیه اقتصادی نیستند. به‌طوری که نه در زندگی فردی خود و در مواجهه با موقعیت‌ها و شرایطی که صبغه اقتصادی دارند، آن‌گونه که باید و شاید حضور دارند و نه در تفسیر و تعبیر جریانات و تحولات و وقایع اقتصادی کشور، توانایی کافی از خود بروز می‌دهند. آموخته‌های قبلی آن‌ها چه رسمی و از طریق برنامه‌های درسی آشکار آموزش و پرورش و دانشگاه‌ها، و چه غیررسمی از طریق خانواده، نهادهای فرهنگی آموزشی و رسانه‌های مختلف، به‌طور معمول ارتباطی به مسائل و مفاهیم اقتصادی و اقتضائات دنیای در حال تحول کنونی ندارد. فقدان درک صحیح و جامع از مفاهیم و رویکردهای اقتصادی آنجایی جلوه می‌کند که فرد لاجرم در مسئولیت‌های اجتماعی خود در موقعیتی با ویژگی‌های اقتصادی قرار می‌گیرد؛ در این مقام نه دانشی سازمان‌یافته و نهادینه‌شده از مفاهیم، نه چارچوبی برای تحلیل اوضاع اطراف خود و نه فرهنگ حاکم اقتصادی مبتنی بر ارزش‌های جامعه و مصالح فردی ـ اجتماعی، وی را همراهی می‌کنند، نتیجۀ چنین ضعف و فقدانی بر رشد اقتصادی و پیشرفت همه‌جانبه کشور پیشاپیش معلوم است. چرا که فرد لاجرم در مقام یک عضو خانواده، نیروی کار، شهروند مسئول در عرصه اجتماعی، مصر‌ف‌کننده و تولیدکننده کالا و خدمات، پس‌اندازکننده و سرمایه‌گذار، تقاضاکننده کالاها و خدمات تولیدی دیگران یا تولید‌کننده آن‌ها و در بستری از انواع شاکله‌های جمعی و فردی مانند فرهنگ کار، فرهنگ مصرف، فرهنگ اتخاذ تصمیم‌های بهینه، فرهنگ هزینه ـ فایده، فرهنگ استفاده بهینه و کارا از منابع، فرهنگ بهره‌وری، فرهنگ تعامل با محیط انسانی جامعۀ خود و ملت‌های دیگر و شرایط فیزیکی اطراف از جمله محیط زیست و ده‌ها بستر فرهنگی دیگر قرار می‌گیرد و برآیند رفتارهای جمعی در چنین فضایی است که موجبات رشد یا انحطاط ملتی را فراهم می‌آورد.

ادامه...

بخشی از کتاب تعلیم و تربیت اقتصادی

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

فصل هفتم: الگوی پیشنهادی اسلامی ـ ایرانی تربیت اقتصادی

مقدمه

گاهی اوقات مشکلات و مسائلی در برخی بخش های علمی یا زندگی بروز می کند که راه حل آن ها را نباید در آن زمینه بلکه در عرصه های مرتبط جستجو کرد. از جمله شواهد و مثال های این بحث برخی از مشکلات و مسائل اقتصادی جامعه ماست که راه حل آن ها در نوع تربیت اقتصادی آحاد جامعه نهفته است. پرداختن به چنین موضوعاتی که هم خاصیت بین رشته ای داشته و هم جنبه های عمیق نظری را با فضای کاربردی می آمیزد، دشواری های خاص خود را دارد و البته با شیرینی ها و ثمرات مهمی نیز همراه است.
در فصول گذشته عنوان شد که بسیاری از مشکلات اقتصادی ما یا ریشه هایی در تربیت اقتصادی ناصحیح دارد و یا به دلیل تربیت اقتصادی نامطلوب تشدید می گردد. از سوی دیگر اسلام برای زندگی انسان برنامه ای جامع دارد که احکام و دستورات الهی در ابعاد مختلف زندگی آن را تشریع نموده است. از جمله در زمینه اقتصاد و نیز تعلیم و تربیت عرصه ای مشترک و مرتبط وجود دارد که مورد توجه شارع بوده است. به عبارت دیگر اوامر و نواهی تشریع شده است که از یکسو آثار اقتصادی داشته و در نظام اقتصادی اسلام جایگاهی داشته و قابل بررسی است و از سوی دیگر همین دستورات تربیت انسانی خاصی را در عرصه اقتصادی رقم می زند و سازندگی خاصی از آن ها برای فرد و جامعه انتظار دارد.
کشورهای دیگر و به خصوص کشورهای پیشرفته نیز منطبق بر نوع نگرش خاص خود به عرصه اقتصاد و نیز رویکردهای تربیتی به موضوع تربیت اقتصادی پرداخته و مجموعه مفاهیمی را با هدفمندی انتخاب کرده و در برنامه های تربیت رسمی و غیررسمی خود مورد استفاده قرار می دهند. نمونه های موفقی از این برنامه ها در فصل دوم و چهارم ارائه گردید.
هدف ما در این تحقیق این بود که با استفاده از منابع غنی دینی و تمدنی اسلامی ایرانی و بهره گیری از تجربیات جهانی به ایجاد انسجام و هدفمندی در زمینه تربیت اقتصادی بپردازیم و این مهم را از طریق طراحی و تدوین مولفه های اصلی یا اهداف تربیتی اقتصادی خاص اسلامی ایرانی پیگیری کردیم.
لذا با مرور مجدد این سوال اصلی که « الگوی اسلامی ـ ایرانی تربیت اقتصادی چیست؟» می توان به معرفی موضوعاتی که در این فصل جمع بندی می گردد اشاره نمود.
در جمع بندی مولفه ها در این فصل، ابتدا یک گزاره شناختی در قالب «باید بداند» و یک گزاره رفتاری ـ مهارتی در قالب «باید بتواند» ارائه می شود و پس از آن موضوعات اصلی مطرح در گزاره ها خواهد آمد. شایان ذکر است که به دلیل محدودیت های موجود در پیش بینی محتوای تربیتی، همیشه نمی توان همه مفاهیم مربوط به موضوع را مورد توجه قرار داد و بعضاً برخی مفاهیمی که در جداول فصل قبل مورد اشاره قرار گرفته بود، در جمع بندی آورده نشده است.

تصویر کلی نظام تفکر اقتصادی اسلامی ـ ایرانی

انسان برای بقاء زندگی و حیات مادی و معنوی خود و حرکت در مسیر کمال احتیاجات و نیازهای مختلفی دارد که از جمله ضروری ترین آن ها وسائل معاش است. لذا بخش وسیعی از رفتارها و تعاملات انسانی در جوامع نیز به نحوه تمهید شرایط مادی زندگی می پردازد. تهیه امکانات اولیه زندگی از جمله غذا، لباس، سرپناه و مسکن و نیز تامین رفاه انسانی فراتر از نیازمندی های اولیه که به صورت فردی یا به مدد روابط و تعاملات اجتماعی حاصل می گردد، از جمله مواردی است که در حیطه رفتارهای اقتصادی تعریف شده است. چنانکه قدما، اقتصاد را در بحث تدبیر منزل و در مجموعه حکمت عملی مورد بررسی قرار می دادند و از جمله موضوعات کلیدی آن به بحث تدبیر اموال و دارائی ها برای رفع نیازهای اولیه انسانی می پرداختند.
اولین گام در تدبیر و تمشیت امور اقتصادی و معیشتی و مهم ترین حادثه ای که در فضای روابط و تعاملات اجتماعی رخ می دهد، انتخاب های انسانی است؛ گذری به مبانی انسان شناسی اسلامی نشان می دهد که عنصر اختیار و اراده مقوله ای محوری در تحلیل رفتارها و زمینه سازی مسئولیت های فردی و جمعی انسان بوده است. در نگاه دینی انسان علی رغم برخورداری از اختیار و حق انتخاب، اولاً مسئولیت هایی در قبال خود، خداوند متعال، دیگران و عالم خلقت دارد، که تحت عنوان مسئولیت های بندگی از آن ها یاد می شود. ثانیاً برای حرکت در مسیر کمال و سعادت بر انتخاب های او، محدودیت ها و چارچوب هایی قرار دارد که به آن ها جهت داده و آن ها را معنادار می کند. لذا می توان گفت انسان موجودی است که در دایره حکم الهی مختار آفریده شده است و چون در عالمی زندگی می کند که با انواع محدودیت ها روبروست، لازم است با اختیار و اراده خود در هر لحظه از میان گزینه های مختلف یکی را انتخاب کند.
از طرف دیگر زمانی که به انتخاب های انسانی می نگریم، در می یابیم که غیر از برخی از حقوق الهی و تکالیفی که در مقابل خداوند متعال بر عهده داریم، مابقی رفتارها که حجم زیادی از انتخاب های انسانی در عرصه اقتصاد را شامل می شود، معمولاً در مقابل دیگران و در تعامل با آن ها روی می دهد. این تعاملات انسانی منطقاً طیفی را شکل می دهند که از برخورد و پایین تر از آن رقابت آغاز شده و به همکاری و نوع دوستی و در نهایت ایثار و فداکاری می انجامد (پیغامی، ۱۳۸۸، ۳۶۱). توجه به مصادیق بردار تعاملاتی انسانی در حوزه اقتصاد با انجام رفتارهای آگاهانه و نظام مند در این تعاملات و اینکه هر نوع تعاملی چگونه، کی و کجا باید صورت گیرد، از اهمیت بسزایی در نظام اقتصادی اسلام برخوردار است و برای آن احکام و دستورات بسیاری تشریع شده که در جای خود به تفصیل مطرح می شود.
از جمله مهم ترین و اثرگذارترین انتخاب های انسان ها در زندگی فردی و اجتماعی ، انتخاب نقشی است که در تقسیم کار اجتماعی بر عهده می گیرند. اصل تفاوت در نظام احسن آفرینش اقتضاء نموده است که انسان ها همانند و همگن نباشند. لذا افراد احساسات، ادراکات و احوال مختلفی داشته و به اهداف متنوع می اندیشند. در نتیجه به کارها و فعالیت های گوناگونی روی آورند و در آن ها متخصص می شوند و سعی می کنند آن را به بهترین وجه ممکن انجام داده، مازاد بر آنچه تولید می کنند را با موارد نیاز خود مبادله نمایند. این تقسیم کار و تخصص در اجتماع منجر به نوعی وابستگی متقابل بین انسان ها و شکل گیری هویت های جمعی مانند شهر، روستا، منطقه و کشور می شود. اسلام ضمن توجه به ویژگی انسان شناسانه مدنی باطبع بودن انسان و اینکه رشد و تکامل او باید در بستر زندگی اجتماعی محقق شود، از مسلمانان خواسته که این همبستگی جمعی طبیعی را بر مبنای ایمان و محور ولاء (حب و وداد ایمانی) تعریف نموده و جامعه مستقل اسلامی را پایه گذاری نمایند تا در ذیل آن بتوانند دستورات و احکام اجتماعی دین را جامه عمل بپوشانند و به کمال شایسته خود دست یابند.
آنچه به روابط و تعاملات انسانی در اجتماع سامان می بخشد، قواعد و نهادهایی است که آن ها را در چارچوب خاصی تعریف نموده و نظام مند می سازد. تقدیر الهی بر این قرار گرفته است که حتی اداره این عالم نیز در بستر قواعد و قوانین (سنت های الهی) جریان داشته باشد. اما در عرصه انسانی و اجتماعی نیز برای حفظ نظم و انسجام جوامع، پیشگیری از اختلافات و حل وفصل آن ها و تنظیم حرکت عمومی به سمت اهداف، مجموعه ای از قواعد شکل می گیرد که به صورت های قوانین و مقررات، ارزش های اخلاقی، آداب و رسوم و سنت های اجتماعی بر تعاملات انسانی حاکم بوده و به آن ها جهت می دهند.



از سوی دیگر آنچه رفتارهای انسان را تحریک نموده و آن را در روابط و تعاملات اقتصادی و اجتماعی جهت می دهد، انگیزه هایی است که تحت تاثیر اطلاعاتی که از محیط پیرامون دریافت می کند، در او شکل گرفته و با ایجاد نوعی از انتظارات موجب می شوند که افراد نسبت به انجام عملی یا ترجیح انتخاب و تعاملی تشویق شده یا از آن دوری نمایند (پیغامی، ۱۳۸۸، ۳۷۴ ). امروزه مسئله انگیزه ها به قدری در اقتصاد اهمیت یافته است که حتی از آن به «نقطه پرگار دانش اقتصاد» تعبیر شده است تا به نوعی اهمیت و ارتباط آن با سایر مفاهیم اصلی دانش را گوشزد نمایند. (PALGRAVE ۲۰۰۸, ۱۹۸۹: ۷۴۴)
در نهایت اینکه تمامی انتخاب ها و تعاملات انسانی در اقتصاد به تصمیماتی منجر می شود که عوامل اقتصادی (افراد، خانوارها، بنگاه ها و دولت) در مواجهه با مقوله کمیابی و بده بستان ناشی از آن و در پاسخ به انگیزه ها و در چارچوب قواعد، در مورد چگونگی و نحوه تخصیص منابع، امکانات و داشته های خود اتخاذ می کنند. پاسخ به سوالات کلیدی اقتصاد در مورد اینکه چه کسی، چه چیزی، چه میزان تولید کند و این تولیدات چگونه توزیع شده و توسط چه کسی مصرف شود، حاصل مجموع این انتخاب ها و تصمیمات تعاملی است و خود به شکل گیری بسترهای مختلفی در تخصیص منابع، کالاها و خدمات می انجامد.
در این صورت بازار به عنوان یکی از این بسترهای تعاملی با قواعد و انگیزه های خاص خود، با مکانیزم رقابت عمل نموده و سبب تخصیص بخشی از منابع و داشته های اقتصاد می گردد. بستر تعاملی مبتنی بر فعالیت های خیریه نیز همراه با عوامل انگیزشی و قواعد خاص اغلب اخلاقی و ارزشی خود و با مکانیزم مبتنی بر نوع دوستی و ایثار بخش دیگری از تخصیص منابع اقتصاد را بر عهده می گیرد. پاسخ بخش دیگری از سوالات فوق در بستر قراردادها و روابط بلندمدت میان افراد و بنگاه ها و با مکانیزم همکاری داده می شود و در نهایت دولت نیز بخشی از منابع در دست خود را با استفاده از مکانیزم های مختلف و از جمله دستوری تخصیص می دهد.
این انتخاب ها و تعاملات اقتصادی می توانند به صورت مطلوب و بهینه در جریان باشند و به صورت ابزار کارایی درآیند که افراد و جوامع را به اهداف عالی شان نزدیک می کنند و می توانند دچار شکست شده و کارایی خود را از دست بدهند که در این صورت باید برای آن چاره اندیشی شود.
در مجموع می توان مولفه های اصلی که از اجزاء و روابط بین آن ها در نظام اقتصادی قابل استخراج است را در موارد زیر دانست.



به نظر می رسد چنانچه تعلیم و تربیت اقتصادی بتواند فهم دقیقی از این اجزاء و روابط در کنار اصول و اهداف پیش گفته را در مخاطب ایجاد کند و او را به سوی شناسایی جایگاه شایسته خود و عمل متناسب آن رهنمون گردد، به توفیق کامل دست یافته است. با توجه به یافته های تحقیق در فصل چهارم موارد زیر به عنوان اهداف تربیت اقتصادی اسلامی ایرانی ارائه می شود. توجه شود که اهداف کلی به ساختار نظام تفکر اقتصادی برگشته و اهداف تفصیلی آن را جزئی کرده و بسط می دهد.

انتخاب و تصمیم گیری

  • متربی باید بداند که:
همه آنچه را که می خواهیم نمی توانیم همزمان داشته باشیم؛ لذا باید برخی چیزها را انتخاب نموده و مابقی را کنار بگذاریم.
  • متربی باید با استفاده از دانش مذکور بتواند:
تشخیص دهد که هنگام انتخاب، چه چیزهایی به دست آورده و چه چیزهایی را از دست می دهد.
انسان انتخاب گر آفریده شده و شخصیت او با انتخاب هایش شکل می گیرد.
انسان موجودی است که در دایره حکم الهی مختار آفریده شده است و چون در عالمی زندگی می کند که با انواع محدودیت ها روبروست،(۱) لازم است با اختیار و اراده خود در هر لحظه از میان گزینه های مختلف یکی را انتخاب کند. استفاده از اختیار و انجام انتخاب هاست که به شخصیت انسان معنا می بخشد و به عبارت دیگر قدر و ارزش هرکس به اندازه انتخاب های خوب او و اراده برای عملی ساختن آن هاست.
انتخاب های انسان در چارچوب تکوین و تشریع معنا می یابد.
انتخاب های انسان مسلمان اولاً در چارچوب قوانین و سنت های الهی طبیعی و تکوینی این عالم قابل تعریف است، ثانیاً بخشی از انتخاب های او نیز مقید به احکام و دستورات دین(۲) است که از فرد و جامعه اسلامی خواسته شده با عمل به آن راه نیل به مطلوب های دنیوی و اخروی و سعادت و رستگاری را بپیمایند. ضمن اینکه دستورات و احکام دین به عنوان معیاری اصلی در اولویت بندی و انجام انتخاب های صحیح انسانی(۳)، فرد و جمع را راهنمایی می کند.
وابستگی های متقابل جمعی بر انتخاب های افراد موثر است.
بسیاری از انتخاب های فردی در تعامل و وابستگی های متقابل جمعی (اعم از خانوادگی، سازمانی، قومی، امّت اسلامی، ملّی، بین المللی و جهانی) شکل می گیرند یا از آن متاثر می شوند. لذا به نوعی سعادت فرد با دیگران به هم پیوند خورده و او در قبال هویت های جمعی خود مسئول است و برخی مسئولیت ها و تکالیف اقتصادی ، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز از این جهت طرح شده و بر انتخاب هایش حاکم است. اصل کفالت عمومی و لزوم امر به معروف و نهی از منکر از اینجا نشات می گیرد.
هر انتخابی هزینه هایی دارد و مستلزم از دست دادنی است.
انسان موجودی است که به صورت ذاتی در انتخاب های خود به دنبال جلب منفعت و دفع ضرر است؛ لذا همواره هنگام تصمیم گیری های خود به محاسبه این دو می پردازد. به علاوه گرایش های فطری انسانی (مانند حقیقت جویی، کمال خواهی، زیبایی دوستی، خیر اخلاقی) در این میان نقش مهمی در تعیین منفعت ها و ضررها دارند. آنچه که از یک انسان مسلمان انتظار می رود این است که با توجه به گستره زندگی و حیات انسانی در دنیا و آخرت، در تصمیم گیری های خود به جای تحلیل هزینه ها و منافع به صورت صرفاً فردی، مادی، دنیوی و کوتاه مدت، به تحلیلی مادی ـ معنوی، فردی ـ جمعی و دنیوی ـ اخروی و کوتاه مدت ـ بلندمدت از هزینه ها و منافع تصمیمات توجه کند. چرا که مبنای تصمیم گیری فقط کسب رضایتمندی شخصی نیست و رشد شایسته انسانی در قالب انجام تکالیف بندگی، راه سعادت اوست.
کمیابی سبب می شود هر انتخابی هزینه فرصتی به همراه داشته باشد.
افراد، گروه ها، سازمان ها و خانوارها و... همواره با انتخاب های متعددی روبرو هستند؛ شناسایی و مقایسه نظام مند جایگزین ها، آن ها را قادر می سازد تا تصمیمات آگاهانه بگیرند و از نتایج پیش بینی نشده انتخاب ها تا حد ممکن احتراز نمایند.
برخی گمان می کنند که به رایگان به صورت نعمت های الهی در طبیعت، یا توسط خانواده ها و یا به وسیله دولت برای آن ها فراهم می شود، برایشان با هزینه ای همراه نیست، اما باید دانست که حتی این منابع نیز استفاده های دیگر و متنوعی دارند که باید دید بهترین استفاده از آن منابع چیست؟
مثلاً اغلب نوجوانان در محله خود زمینی مناسب با استاندارد یک استادیوم فوتبال برای بازی می خواهند؛ حال اگر شهرداری تنها زمین باقیمانده و موجود در محله را برای ساخت زمین فوتبال استفاده کرد، آیا استفاده های دیگری برای آن زمین نداشته است و آیا آن انتخاب بهترین انتخاب ممکن برای مردم آن محله بوده است؟ یا اینکه اگر یک پارک تفریحی و یا یک سالن مطالعه و کتابخانه مجهز و یا یک درمانگاه یا مدرسه و... می ساخت بهتر بود؟! انجام هر انتخابی زمانی که منابع دچار کمیابی هستند، به معنای از دست دادن دیگر انتخاب هاست.؛ به بهترین گزینه از دست رفته در اثر هر انتخابی هزینه فرصت گفته می شود.
در یک اجتماع نیز بر انتخاب های جمعی همین رویه حاکم است و نمایندگان مردم در مجلس یا شورای شهر با توجه به منابع کمیاب در دسترس دائماً در حال مقایسه انتخاب های موجود برای اتخاذ بهترین تصمیم های ممکن برای شهر یا کشور هستند. مقایسه ارزش فرصت های جایگزین (در مثال فوق کتابخانه، پارک، درمانگاه یا مدرسه) که در صورت انجام هر انتخابی (در مثال ساخت زمین فوتبال) از دست می روند، مردم و نمایندگان آن ها را قادر سازد که فرصت های موجود را بسنجند و بهترین تصمیمات را بگیرند. این تحلیل همچنین مردم را نسبت به نتایج اقدامات و کارهایی که برای خود و دیگران انجام می دهند، آگاه می کند و منجر به افزایش احساس مسئولیت و تعهد در آن ها می شود.
هزینه های در رفته(۴) را نباید در انتخاب های آتی دخیل نمود.
هزینه های در رفته به هزینه هایی گفته می شود که انتخاب آتی ما نه آن را کم می کند و نه اضافه می نماید؛ این هزینه ها را نباید در انتخاب و تصمیم گیری بعدی دخیل کرد. برای مثال فردی که بلیت سینما تهیه کرده است ولی در راه آن را گم کرده، در تصمیم آتی خود برای تماشا یا عدم تماشای فیلم نباید هزینه قبلی را لحاظ کند بلکه از ابتدا باید در مورد این موضوع تصمیم گیری نموده و دست به انتخاب بزند.
انتخاب ها متاثر از اطلاعات و انگیزه های درونی و بیرونی اند.
همواره وجود عوامل انگیزشی درونی و بیرونی به صورت مشوق ها یا مجازات ها و نیز اطلاعات و انتظارات برآمده از آن در مورد منافع و هزینه های یک انتخاب بر تصمیمات فردی و جمعی اثر گذاشته و آن ها را جهت دهی می کند. به عنوان مثال برای یک انسان مومن بسته به سطح ایمان او، شوق به بهشت یا ترس از جهنم یا نیل به رضوان الهی می تواند مبنای شکل گیری بسیاری از انتخاب ها و محاسبه هزینه ها و فواید آن ها قرار گیرد.
علاوه بر این انسان همواره برای انجام انتخاب های خود در پی کسب اطلاعات است و در این میان با توجه به فطرت حقیقت جوی خود از هرگونه ابهام و عدم شفافیت در گزینه های انتخابی گریزان است با اینحال گاهی به عنوان نمونه در اثر غفلت و عدم توجه اسیر آن می شود که در اسلام با عنوان مبادلات غرری نهی شده است.
انتخاب ها، نتایج و تبعات کوتاه مدت و بلندمدتی دارند.
انتخاب های فردی و جمعی در هر زمان تبعات کوتاه مدت و بلندمدتی برای آینده به همراه دارند. شرایط امروز ما تابع آثار و نتایج انتخاب های گذشته ماست؛ ضمن اینکه گاهی انتخاب امروز برای انتخاب های آینده خلق فرصت می کند. پس برای هر انتخابی باید با آینده نگری به عاقبت آن توجه نموده و با توکل به خدا و صبر و استقامت در مسیر عمل به انتخاب ها تا رسیدن به نتیجه مطلوب و انجام تکلیف تلاش کنیم.
انتخاب ها در بستری از تعاملات متوالی و متداوم شکل می گیرند.
انتخاب های انسان در بستری از تعاملات تکراری شکل می گیرند؛ بدین معنا که هر انتخابی از سوی ما عکس العمل هایی از طرف دیگران را برمی انگیزاند. ضمن اینکه این تعاملات در یک مرحله خاتمه نیافته و برای مراحل بعدی نیز توالی و تداوم دارد. همین امر است که سبب می شود یک فروشنده عاقل برای حفظ توالی و تداوم تعاملات خود با دیگران در پی خوش نامی در بازار باشد و یا اعتماد بیشتری به مغازه دار محلی نسبت به یک دستفروش شکل می گیرد.
برخی از انتخاب ها حالت بین زمانی داشته و انتخابی بهتر در حال یا آینده با هم مبادله می شوند.
انتخاب های ما در بسیاری موارد حالت بین زمانی به خود می گیرند، یعنی گاهی انتخاب های امروز با انتخابی بهتر در آینده مبادله می شود. مثلاً کسی که موقوفه ای از خود به جا می گذارد، گذشتن و چشم پوشی از مصرف امروز خود را با اجر و ثواب اخروی و آثار متاخر آن عوض کرده است. گاهی نیز انتخاب هایی در آینده با انتخاب حال مبادله می شود که استفاده از منابع و ذخایر معدنی (مثل نفت و گاز) از این نمونه است.
گاهی انتخاب ها بین دو یا چند گزینه (این یا آن) و گاهی نیز بین چه مقدار (چقدر) از یک گزینه انجام می گیرد.
انتخاب های انسانی گاهی برای انتخاب بین دو یا چند گزینه است و در این صورت فرد یا جمع با مقایسه منافع کل و هزینه های کل آن ها به انجام انتخاب نهایی می پردازد. گاهی نیز انتخاب برای این است که تا در تعیین مقدار انتخاب تا کجا پیش رود، لذا برای انجام آن به بررسی منافع و هزینه های اضافی واحدهای بیشتر آن اقدام می کند. مثلاً گاهی بین اینکه از نیروی کار یا ماشین آلات استفاده شود انتخاب می کنیم و گاهی در مورد اینکه چند کارگر استخدام کنیم یا چه کمیت و کیفیتی از ماشین آلات را برگزینیم.
عزم و اراده در ثمربخشی انتخاب ها نقشی اساسی دارد.
انجام عاقلانه انتخاب ها باید در کنار اراده کافی برای به ثمر رساندن آن ها باشد! تنها بخشی از نتایج دلخواه در گرو انتخاب شایسته است و مابقی آن منوط به اراده و عزم راسخ در به ثمر رساندن تصمیمات انتخابی است.

جدول ۸۶: مفهوم انتخاب ـ سنین کودکی(۵)





جدول ۸۷: مفهوم انتخاب ـ سنین نوجوانی



۱. Tradeoff



جدول ۸۸: مفهوم انتخاب ـ سنین جوانی





تخصص، تقسیم کار و وابستگی متقابل

  • متربی باید بداند که:
انسان ها به دلیل تنوع نیازها و تفاوت استعدادها و توانایی های انسانی، در همه عرصه های جمعی (خانوادگی، قومی، منطقه ای، ملّی، جهانی و سازمانی) کارها را میان خود تقسیم نموده و در زمینه های مختلف متخصص می شوند.
تقسیم کار و تخصص های مبتنی بر استعدادهای طبیعی، نظام صحیح اجتماعی و اقتضائات آن و اراده انسانی موجب می شود که کارهای خوب به خوبی(۷) انجام شده و منفعت و رفاه فردی و عمومی در مجموع افزایش یابد و وابستگی های متقابل در زندگی جمعی شکل بگیرد.
  • متربی باید با استفاده از دانش مذکور بتواند:
توضیح دهد که تقسیم کار و تخصص در عرصه های جمعی (خانوادگی، قومی، منطقه ای، ملّی، جهانی و سازمانی) چگونه می تواند باعث بهبود شود.
جایگاه خود را در عرصه های مختلف تقسیم کار و تخصص بشناسد و در جهت ارتقاء این جایگاه تلاش نماید.
اهمیت و ضرورت وابستگی متقابل را در تعاملات انسانی تحلیل کند، تبعات بی توجهی به آن را در انتخاب های انسانی بشناسد و نسبت به حفظ و تقویت همبستگی جمعی کوشا باشد.
نظام احسن آفرینش انسان اقتضاء تفاوت دارد.
نظام احسن آفرینش اقتضاء نموده است که انسان ها از دو جهت همانند و همگن نباشند، اول از نظر خلقت یعنی استعدادها و امکانات جسمی، روحی، عقلی و عاطفی و دوم اقتضاء زندگی این دنیایی و لزوم رشد انسان در بسترهای جغرافیایی، تاریخی و محیطی مختلف. تفاوت در استعدادها و توانائی های انسانی و منطقه زندگی و عادات و رفتار زائیده این دو سبب می شود افراد احساسات و ادراکات و احوال مختلفی داشته باشند و لذا به اهداف متنوع بیندیشند و در نتیجه به کارها و فعالیت های گوناگونی روی آورند.
با فهم این تفاوت هاست که انسان درک می کند لازم است حس کمال جویی خود را در بستر تعاملات جمعی پیگیری نماید؛ از این رو مدنی بالطبع است و از نظر طبیعی و ذاتی نیازها و استعدادهایی در متن خلقت او نهاده شده که جز در پرتو زندگی اجتماعی به ظهور و فعلیت نمی رسد. توضیح اینکه در مقایسه با دیگر موجوداتی که به صورت اجتماعی زندگی می کنند، انسان ها به خاطر احتیاجات تکوینی بیشتر و نواقص بیشتری که در وجود آن هاست، نمی توانند همه آن ها را خود به تنهایی برآورده ساخته و به کمال برسند، لذا لازم است با تشکیل اجتماعات کوچک (خانواده) و بزرگ انسانی از طریق ازدواج، تعاون و همکاری با دیگران و تجمیع همه قوا و استعدادهای خود نسبت به رفع حوائج و نیازهای یکدیگر بکوشند و سپس حاصل زحمات را به قدر استحقاق، لیاقت و میزان تلاش و فعالیت بین خود تقسیم نمایند.
وجود ناهمگن ماهیت انسانی و تجلی آن در هویت های مختلف قومی، ملّی، منطقه ای، نژادی و... حکمتی الهی دارد.(۸)
نظام احسن آفرینش از مدخل تفاوت، منشا تقسیم کار و مبادله است.
تفاوت در آفرینش و محیط زندگی سبب شده است که انسان ها نتوانند همه آنچه نیاز دارند را به تنهایی برآورده سازند، لذا مجبورند به صورت اجتماعی زندگی کنند و این زندگی اجتماعی و مدنیت هویت انسانی اقتضاء دارد هر یک از انسان ها با استفاده از استعدادها و امکانات متفاوت خود تولید کرده و آن را با دیگران مبادله کنند و اینجاست که نوعی از تخصص در ایفای نقش ها و تقسیم کار به وجود می آید؛ لازمه این نوع زندگی این است که هر فردی در کاری متخصص شود و سعی کند آن را به بهترین وجه ممکن انجام دهد، از آنچه تولید می کند هر چه خودش لازم دارد را نگه داشته و مازاد آن را که مورد احتیاج دیگرانی است که به کار دیگری اشتغال دارند، مبادله نماید.
شکل گیری تقسیم کار و تخصص منجر به منفعت فردی و جمعی می شود.
تقسیم کار و در نتیجه تخصص ایفای نقش های انسانی سبب می شود کارهای خوب به نحو احسن انجام شده، کمیت و کیفیت تولیدات بهبود یافته و با شکوفایی خلاقیت و نوآوری، رشد و پیشرفت در آن فعالیت ایجاد شود و حاصل جمع تمامی این منافع عاید همگان گردد. البته تحقق این امر به شرطی است که تقسیم کار و تخصص، مبتنی بر استعدادها، نظامات صحیح و مشروع اجتماعی و اراده انسانی شکل گیرند(۹).
تقسیم کار نباید به نحوی باشد که مسئولیت های اساسی انسانی که سبب رشد و کمال آن ها می شود با دیگران تقسیم شود مثلاً یکی عبادت کند و دیگران برای معاش وی کار کنند؛ یا اینکه میان خانواده ها و مهدکودک یا سرای سالمندان برای تربیت فرزندان یا نگهداری از بزرگ تر ها تقسیم کار صورت گیرد؛ چرا که این نوع تقسیم کار به تضعیف نهاد خانواده به عنوان سلول بنیادین اجتماع می انجامد و منفعت فردی و جمعی را در پی ندارد.
تقسیم کارها به صورت عمودی و افقی در جامعه شکل می گیرند.
حکمت الهی از مسیر نظام ولایت، استعدادهای طبیعی و تفاوت های محیطی یا انواع عدم تقارن های بین انسان ها (از جهت میزان تلاش، مهارت، اطلاعات و شئون اجتماعی و...) اقتضاء نموده است که هر یک از انسان ها در موهبتی بر دیگران برتری داشته باشد و از جهت سایر مواهب، دیگران بر او تفوق یابند و به این وسیله همه را بالطبع نیازمند و در پیوستگی به هم قرار داده و به این وسیله زمینه زندگی جمعی را فراهم نموده است. وجود این موهبت ها و برتری های ناشی از آن سبب نوعی از تقسیم کار افقی و عمودی بین افراد در اجتماع می شود.
از سوی دیگر مطابق با این تفاوت تکوینی در خلقت بشر و در راستای حب ذات و کمال جویی، انسان از سوی خداوند بهره مند از حس استخدام است. حس استخدام در روابط انسانی منجر به شکل گیری روابط عمودی و افقی در تقسیم کارها می شود. به این صورت که تقسیم کارهای انسانی گاهی به صورت تقسیم افراد به بالادست و فرودست مانند رابطه خادم و مخدوم یا رئیس و مرئوس انجام می شود و گاهی افراد به صورت همرده در ایفای نقش های جامعه تقسیم کار می کنند؛ مانند اینکه یکی معلم و یکی افسر پلیس است و یا روابط کارمندان مختلف در یک اداره یا کارگران در کارخانه همگی نمونه هایی از تقسیم کارهای افقی است. در هر دو نوع تقسیم کار افقی و عمودی همه افراد به هم وابسته اند و در صورت عدم وجود یکی، دیگری و جمع مذکور به هدف خود نمی رسند.
همچنین تقسیم کارها می تواند به صورت خطی یا غیرخطی رخ دهد. برای مثال تقسیم کار در دوی امدادی میان اعضاء یک تیم خطی است که نمونه آن در چا پارخانه های تاریخی مشاهده می شود اما در یک تیم فوتبال یا بسکتبال و یا در یک اداره و سازمان غیرخطی است و هر کس وظیفه تعیین شده خاص خود را انجام می دهد.
وابستگی متقابل نتیجه منطقی تقسیم کار و تخصص است.
حس استخدام همراه با وجود تقسیم کار و تخصص در اجتماع انسانی و وابستگی متقابل به وجود آمده، منجر به شکل گیری رابطه تسخیر(۱۰) متقابل بین آن ها می شود؛ بدین معنا که همه آزادانه و در محدوده امکانات و استعدادهای خود فعالیت نموده و با مبادله نتایج به نحوی استخدام طرفینی در اجتماع به وجود می آورند که منافعی متقابل دارد. در این رابطه تسخیر متقابل به دلیل وجود تفاوت طبیعی میان افراد کسی که استعداد خود را بهتر در زمینه ای به کار می گیرد، بیشتر دیگران را به سوی خود جذب می کند. مثلاً فردی که استعداد خود را بیشتر در مسیر کسب علم و دانش به کار گرفته، به دلیل وجود رابطه سنخیت و تشابه و یا رابطه نیاز و رفع نیاز، جویندگان علم را بیشتر به سوی خود جلب می نماید و بیشتر مسخر خود می سازد و آنکه توانایی فنی بیشتری از خود بروز داده، دیگران اجباراً در زیردست او و در جهت فکر و ابتکار او حرکت می کنند.(۱۱) البته در اینجا هم مزایا و هم تسخیر طرفینی است.
وجود این رابطه و اینکه مردم یکدیگر را در برآوردن نیازهای خود مورد استفاده قرار دهند، سبب می شود بین آن ها پیوندهایی شکل گیرد و به نوعی به هم وابسته شوند. این وابستگی متقابل جمعی است که نانوا را محتاج دستگاه تولیدی صنعت گر ساخته و او را نیز نیازمند به نان و لذا هر یک با واسطه یا بدون واسطه برای دیگری کار می کند.
در تقسیم کارهای انسانی و شکل گیری تخصص، نقش اراده و آزادی در تعیین و تغییر جایگاه و سطح انسان ها در تقسیم های افقی و عمودی حائز اهمیت است؛ توضیح اینکه تکلیف افراد از نظر اینکه چه عضوی در پیکر اجتماع باشند و چه جایگاه و وظیفه ای را بر عهده گیرند، به شکل غریزی معین نیست و فرد نسبت به جامعه مقام معینی ندارد. به عبارت دیگر افراد انسانی حق عضویت خاص و معینی در پیکره اجتماع ندارند و حق هرگونه عضویتی دارند که این حق به سبب فعالیت و لیاقت مشخص می شود. در اجتماع انسانی شرایط باید به گونه ای باشد که افراد مختلف با استفاده از حق خود، بدون وجود هیچ اجبار و اکراهی بتوانند با آزادی در میدان مسابقه زندگی شرکت کنند و متناسب با ذوق، استعداد، لیاقت و میزان فعالیت خود، جایگاه، نقش و کاری را برای خود کسب کنند.
وابستگی متقابل منجر به شکل گیری هویت های جمعی می شود.
نیازهای مشترک انسانی و روابط ویژه زندگی، انسان ها را چنان پیوند می دهد و به زندگی جمعی آن ها وحدت می بخشد که افراد در حکم مسافرانی قرار می گیرند که در کشتی اجتماع سوارند و به سوی مقصدی معینی در حرکتند به این ترتیب چه بسا سرنوشت آن ها نیز به هم پیوند می خورد یا همگی به منزل می رسند و یا همه با هم از رفتن باز می مانند و دچار خطر می گردند(۱۲). لذا حیات جمعی بشر به یک کل تبدیل می شود و حقیقتی مانند امّت را شکل می دهد.
در مجموع می توان اجتماع انسانی را به پیکری زنده با مجموعه ای از اعضاء و جوارح تشبیه کرد که اعضاء کارهای مورد احتیاج آن پیکر را به صورت شغل ها و حرفه ها میان خود تقسیم کرده اند . اعضاء و جوارح پیکر هر کدام در مقام و درجه ای هستند که یکی فرمان می دهد و دیگری می پذیرد، یکی مقام عالی را در پیکر اشغال کرده است و یکی مقام دانی را، با اینحال همه آن ها به هم نیازمندند. سلامت و بیماری پیکر همه را تحت تاثیر قرار می دهد و با هم رشد می کنند و انحطاط می یابند.(۱۳)
لازم است افراد با درک این همبستگی و توافق جمعی نسبت به سرنوشت عموم و حفظ، تداوم و تقویت آن حساس باشند و ضمن مسئولیت پذیری اجتماعی به کنترل درونی نارسائی ها و کاستی ها از طریق فریضه امر به معروف و نهی از منکر اقدام نمایند و مقابله با هر عنصری که موجب تضعیف این هویت جمعی و تجزیه و تضعیف پیوندهای آن می شود را تکلیفی همگانی بدانند.
اختلاف و تفاوت رحمتی الهی و البته نیازمند تدبیر برای نیل به غایت مطلوب است.
اصول حب ذات، کمال جویی و استخدام، در کنار نظام احسن آفرینش که اقتضاء تفاوت، اختلاف، تخصص و تقسیم کار را دارد، همگی برآمده از حکمت و رحمت الهی است(۱۴). اما تمامی عناصری که منجر به تفاوت می شوند مستلزم تدبیر و تمشیتی هستند تا با ایجاد نظم و عدل(۱۵) و جلوگیری از هرج و مرج و ظلم، انسان را به غایت مطلوب خود رهنمون گردند. لذا دین و نظامات اجتماعی صحیح و حکومت صالحی ضروری است تا اولاً حافظ اصل تفاوت و ضامن حفظ تعاملات انسانی و مبادلات بشری باشد و ثانیاً با شناسایی و رصد تعاملات و مبادلات نامطلوب آن ها را از چرخه اجتماع حذف نماید. در غیر این صورت روابط بالادستی و پایین دستی و تقسیم کار منجر به شکاف های عظیم صنفی و طبقاتی، عدم تقارن های اطلاعاتی و انگیزشی و در نهایت استثمار می شود.

جدول ۸۹: مفهوم تخصص ـ سنین کودکی





جدول ۹۰: مفهوم تخصص ـ سنین نوجوانی





جدول ۹۱: مفهوم تخصص ـ سنین جوانی
***
در پایان این مقطع متربی باید بداند:
۱- منفعت عمومی ناشی از تقسیم کار و تخصص باید عادلانه و به قدر استحقاق، لیاقت و میزان تلاش و فعالیت افراد تقسیم شود.
۲- تقسیم کارها و تخصص در اجتماع باید بر مبنای اراده و انتخاب آزادانه افراد در جهت استعدادها و شایستگی های خود و در بستر نظامات صحیح و مشروع اجتماعی انجام گیرد.
۳- تقسیم کارهای افقی و عمودی بین افراد معمولاً به دلیل استعدادها و توانائی های متفاوت انسانی، تفاوت های محیطی یا میزان تلاش و مهارت مختلف روی می دهد.(۱۶)
۴- در صورت وجود نظامات صحیح و مشروع، هر فرد جایگاه خود در نظام تقسیم کار اجتماعی را خودش آزادانه متناسب با ذوق، استعداد، لیاقت و میزان فعالیت اش تعیین می کند.
۵- وابستگی متقابل انسان ها در اجتماع سبب پیوند سرنوشت جمعی آن ها به یکدیگر شده و نوعی از مسئولیت مشترک و تکلیف همگانی در مورد دیگران را متوجه تک تک افراد می سازد.
۶- همه افراد تکلیفی همگانی در مورد سرنوشت اجتماعی دارند و رشد و پیشرفت یا انحطاط جوامع به دست خود آن هاست.(۱۷)
۷- وجود اصل تفاوت در میان انسان ها موهبت و رحمتی الهی است که باید توسط دین، نظامات اجتماعی برخواسته از آن و حکومتی صالح، حفظ و حراست گردد.

در پایان این مقطع متربی باید با استفاده از دانش مذکور بتواند:
۱- نظام ها، قواعد و نهادهایی که تعیین کننده و پشتیبان تقسیم عادلانه منافع هستند را معرفی نماید و در مورد کارایی و عملکرد آن ها بحث کند. مانند قوانین کار و انجام مسئولیت های متقابل کارگر و کارفرما و...
۲-
۳- در مورد دلایل برخی از تقسیم کارهای افقی و عمودی جامعه بحث کند.
۴- بیان کند که به چه جایگاه شغلی و اجتماعی علاقمند است و دستیابی به آن چه لوازمی دارد. چه آموزش هایی باید ببیند و چه موضوعاتی را باید یاد بگیرد.
۵- اصل امر به معروف و نهی از منکر را با این مسئولیت مشترک اجتماعی توضیح دهد (مانند مسئولیت مسافران در مورد سلامت کشتی برای رسیدن به هدف یا همراهی همه اعضاء با عضو آسیب دیده در بدن)
۶- در مورد مثال های تاریخی رشد جوامع یا انحطاط آن ها و علل آن بحث کند.
۷- بحث کند که چگونه در صورت عدم وجود نظامات صحیح اجتماعی و حکومت صالح، تقسیم کارهای انسانی می تواند به استثمار بینجامد (در صورت امکان با ارائه شواهدی تاریخی)
***

بردار تعاملات و مبادلات انسانی

  • متربی باید بداند که:
اغلب انتخاب های انسانی به دلیل طبع اجتماعی بشر در بستری از تعاملات انسانی شکل می گیرند. گونه های این تعاملات عبارتند از برخورد (جنگ و نزاع)، رقابت، تعاون و همکاری، نوع دوستی، ایثار و فداکاری.
  • متربی باید با استفاده از دانش مذکور بتواند:
انواع این تعاملات در حوزه اقتصاد را بشناسد و چگونگی بروز آن ها در زمینه های مختلف و اینکه هر یک در چه زمانی و کجا باید مورد استفاده قرار گیرد را توضیح دهد.
خواستگاه تعاملات و مبادلات انسانی حب ذات و کمال جویی است.
هر موجودی از ابتدای خلقتش به سوی کمال خود در حال حرکت است و برای انسان این رشد بدون جمع به دست نمی آید؛ چرا که نیازهای زندگی او زیاد است و فعالیت هایی که باید برای به دست آوردن آن ها انجام دهد زیادتر. لذا عقل عملی اش او را وادار می کند از هر چیزی برای رسیدن به مقصود خود استفاده کند، حتی از دیگر انسان ها (حس استخدام)؛ دیگران نیز از این حیث استثنا نیستند و آن ها نیز چنین حسی نسبت به او و سایرین دارند؛ بنابر این همه انسان ها وادار می شوند، برای تامین نیازهای خود، اجتماعی تشکیل دهند و از طریق تعاون و همکاری و تبادل مازاد تولیدات، همه برای هم کار کنند و همه از نتیجه تلاش ها و فعالیت های هم بهره مند شوند (تسخیر متقابل).
تحت تاثیر حس استخدام و تسخیر متقابل و با توجه به اهداف و غایات انسانی، منطقاً طیفی از روابط و تعاملات (شامل برخورد، رقابت، همکاری، ایثار و فداکاری) با مبنای جلب منفعت و دفع ضرر شکل می گیرد و لذا هیچ انسانی برای زیان وارد تعاملی با دیگران نمی شود.
طیف تعاملات انسانی متاثر از روند توسعه خود و غایت روابط شکل می گیرد.
طیف تعاملات انسانی متناظر با روند توسعه خود (بسط و تکامل خود دانی ـ طبیعی به خود عالی ـ انسانی) و با هدف اقامه حق و ازاله باطل در رابطه (ولاء) اثباتی با مومنان و رابطه (ولاء) منفی با غیر مومنان شکل می گیرد. این مطلب در شکل زیر نمایش داده شده است.
اولاً، در اسلام هر یک از انواع تعاملات و روابط در جای خود ارزشمند و لازم است و این گونه نیست که با توسعه خود انسانی رفته رفته برخوردها ضعیف تر شده و ایثارها پررنگ تر شود؛ بلکه با توسعه خودی انواع این روابط و تعاملات با رهایی از خود خواهی فردگرایانه طبیعی، نسبت روشن تری با غایات و اهداف انسانی پیدا می کند.
ثانیاً، در جامعه اسلامی که همه مومنین اعضاء پیکر امّت هستند(۱۸)، روابط و تعاملات رنگ و بوی متفاوتی به خود گرفته و تعامل با مومنین و غیر آن ها با توجه به روابط میان اعضاء یک پیکر و اعضاء پیکرهای دیگر، وزن های متفاوتی می یابد. در تعامل میان مومنین برخورد هم وجود دارد، ولی بسیار کمرنگ و در جهت اصلاح نارسایی های اجتماعی است(۱۹)، در حالی که همکاری و تعاون و ایثار و فداکاری زیاد به چشم می خورد. اما در روابط با غیرمومنین اگرچه به حکم توسعه خودی، از جهت فردی، ایثارِ همراه با عدم غفلت از اغیار وجود دارد، ولی از نظر اجتماعی، آمادگی دائمی برای برخورد و جهاد الزامی است.



برخورد در تعاملات انسانی از اصل غلبه و دفع سرچشمه می گیرد.
بروز برخورد در تعاملات انسانی از اصل فطری غلبه و دفع سرچشمه می گیرد. فطرت کمال جوی انسان با توجه به وجود حس استخدام، به صورت ذاتی در پی تصرف و به خدمت درآوردن موجودات دیگر برای رشد و تکامل خود (از دانی تا عالی و از فردی تا جمعی) است و خود را ذی حق می داند تا در صورت احساس مزاحمت در برابر تصرف دیگران یا بروز هرگونه مانعی در مسیر این حرکت غایی، از حقوق و منافع خود دفاع کند. شکل این برخورد با وجود شدت و ضعف از تقابل و تنازع آغاز شده و به جنگ و حذف فیزیکی می انجامد.
ریشه شکل گیری اجتماعات انسانی نیز همین جذب و دفع بر مبنای نیازها و غایات انسانی است. چرا که انسان ها با انجام فعالیت هایی پیگیر می کوشند تا نیازهای خود را برآورده ساخته و خلاهای مسیر رشد خویش را پر کنند؛ لذا به جمعی می پیوندند و از جمعی رشته پیوند را می گسلند تا بدین وسیله از منافع دسته ای بهره مند و از زیان دسته دیگر خود را برهانند.
در بردار تعاملات انسانی دفع و غلبه در رابطه با مومنین به حداقل می رسد و در رابطه با غیرمومنین حداکثر می شود.(۲۰) توضیح اینکه کمال جویی و پیگیری منافع و غایات مطلوب از سوی انسان، حسب رابطه با مومنین یا غیرمومنین در دو سویه طیف معنادار است. بدین معنا که در نزاع حق و باطل اتفاقاً برخورد، انتخاب صحیحی است که فایده تعامل را بیشینه می سازد.
معیار انسان مومن برای غلبه و دفع، حفظ و اقامه حق و زوال و نفی باطل است. لذا چنین برخوردی تقدس یافته و مبارزه با موانع رشد انسانی فردی و اجتماعی عنوان جهاد به خود گرفته و مجاهد مشمول رحمت، مغفرت و رضوان الهی می گردد. روشن است که در این میان، شناخت حق و باطل اهمیت بسزایی می یابد؛ چرا که دشمن شناسی و بصیرت برای شناخت مصادیق و عرصه های برخورد، شرط لازم انجام صحیح تکلیف در این زمینه است. در بسیاری موارد دیده می شود که افراد در عرصه هایی مانند خانواده یا مسابقات ورزشی در شعار و عمل مانند دشمن با یکدیگر برخورد می کنند که نشان از عدم شناخت صحیح آن ها است.
در برخورد هدفی و غایت مدارانه سازشی وجود ندارد، چرا که استحصال کل غایت مدّنظر است. ولی چنانچه نتوانیم به همه آن برسیم، اجباراً بعض آن را کنار می گذاریم.
برخورد حق وسیله نامشروع را بر نمی تابد، در عین اینکه برای اثربخشی بیشتر، بهترین و مناسب ترین ابزارها را با توجه به هدف و غایت عمل بایستی به کار گرفت.
مسابقه و رقابت در اجتماع باید برای تحصیل خیر و در راستای رشد انسانی باشد.
رقابت در بردار تعاملات انسانی از دو منشا سرچشمه می گیرد. در برخورد با غیرمومنین گاهی به دلیل اینکه حذف طرف مقابل ممکن نشده است، اجباراً بایستی با تنزل به سطح پایین تر تعامل یعنی رقابت، در جهت کاهش سهم و تضعیف او از این راه اقدام نماییم. در حالی که اساساً در میان مومنین رقابت به این معنا که در صدد تضعیف و حذف باشیم، وجود ندارد و رقابت به دلیل اینکه لازمه رشد و شکوفایی استعدادهای انسانی است، مورد توجه قرار می گیرد. روشن است که اگر غایت رقابت قبلی حذف طرف مقابل بود، در اینجا هدف رشد طرف مقابل است؛ لذا همواره چنین رقابتی با همکاری و تعاون همراه خواهد بود.
بسیاری از رفتارهایی که در رقابت های اقتصادی بروز می کند، مانند جنگ قیمتی و راهبردهای مختلف افزایش سهم بازار به هر طریق، در رقابت میان مومنین جایی ندارد؛ با اینحال تلاش برای افزایش مستمر کیفیت و کسب رضایت خریداران، سبب رشد بوده و نه تنها پذیرفتنی بلکه لازم و ضروری است.
رقابت، انگیزه و حرکتی در افراد ایجاد می کند که ضمن شکوفایی استعدادها، موجب توجه به مزیت های اقتصادی (مطلق و نسبی) و خلق مزیت های جدید (رقابتی) در فرد و جمع شده و به پیروزی در رقابت می انجامد. همین موفقیت نیز محرک و انگیزه ای برای دیگران است تا آن ها نیز با استفاده بهتر از توانایی ها و امکانات خود، برای کسب جایگاه بهتر در این مسابقه تلاش کنند.
شرط لازم برای انجام صحیح و مطلوب هر مسابقه و رقابتی این است که اولاً حق حضور برابر برای همه در رقابت تعریف شود تا همه بتوانند آزادانه متناسب با استعدادهای خود اقدام کنند و ثانیاً اینکه نظام صالح و صحیحی وجود داشته باشد که قواعد یک مسابقه عادلانه را وضع و پاسداری نموده و خود به مانعی در مسیر مسابقه تبدیل نشود.
در رقابت گاهی شرکت کنندگان در مسابقه ای هم جهت به تلاش می پردازند، مانند اینکه تولیدات و خدمات خود را از جهت کیفیت بهتر از دیگران متمایز ساخته و از این طریق با فروش بیشتر بر رقبا سبقت گیرند. گاهی نیز در رقابتی رو در رو شرکت می کنند، مانند اینکه افراد وارد یک مزایده یا مناقصه(۲۱) می شوند که برگزاری حراجی ها نمونه ای از این نوع رقابت است.
رقابت میان فروشندگان، هزینه ها و قیمت را پایین می آورد و تولیدکنندگان را به تولید آنچه مصرف کنندگان تمایل و توانایی خرید آن را دارند، سوق می دهد. در مقابل رقابت میان خریداران قیمت ها را افزایش می دهد و کالاها و خدمات را به کسانی که تمایل و توانایی پرداخت بهای بیشتری بابت آن دارند، اختصاص می دهد.
رقابت، بهبود بهره وری(۲۲) را نیز در پی دارد؛ چرا که تولیدکنندگان را به اینکه تا حد امکان و از همه نظر (کیفیت بالاتر و قیمت کمتر) بهترین باشند، سوق می دهد. ارتقاء بهره وری در نهایت، رشد تولیدات اقتصاد و منفعت عمومی برای حال و آیندگان را به همراه دارد.
همکاری و تعاون لازمه زندگی اجتماعی و نیل به سعادت و کمال است.
در همکاری، افراد می کوشند در راستای هدف و غایت مشترک با استفاده از حاصل جمع توانمندی ها و امکانات خود و دیگران کارهای بزرگ تر و دشوارتری را انجام دهند. مانند بلند کردن یک وزنه سنگین که از عهده یک نفر خارج است ولی با نیروی جمعی به راحتی قابل انجام است. گاهی نیز هر چند امکان انجام کار به صورت فردی وجود دارد، اما مستلزم تحمل هزینه های فراوان و کیفیت پایینی است که قابل مقایسه با صورت جمعیِ آن نیست. بنابراین انجام فعالیت های انسانی به صورت جمعی با همکاری و تعاون سبب می شود بتوان از نیروی فکر و اندیشه و نیز تجربیات دیگران هم استفاده کرد، به واسطه همدلی به وجود آمده، انگیزه ها را تقویت نموده و همت ها را بالا برد و به اهداف والاتری اندیشید و با استفاده از هم افزایی(۲۳) به وجود آمده کمیت و کیفیت بهتری را رقم زد.
حداقلِ همکاری ائتلاف است که برای رسیدن به هدفی مشترک حتی میان افراد یا گروه هایی که مشترکات دیگری نیز با هم ندارند، رخ می دهد و بالاترین حد آن همکاری هایی است که به دلیل محبت و علقه های دوستانه میان افراد اتفاق می افتد، به صورتی که هر کس رشد خود را در گرو رشد دیگری دیده و با گره زدن منافع به یکدیگر، همزمان و بالسویه در پی بهبود و ارتقاء خود و اوست.
همکاری های اقتصادی سبب می شود بتوان از صرفه به مقیاس(۲۴) و صرفه به دامنه(۲۵) استفاده کرد. صرفه به مقیاس به منافع و مزایای حاصل از تولید حجم زیادی از یک محصول اطلاق می شود که در نتیجه هزینه متوسط تولید را می کاهد؛ اما صرفه به دامنه به منافع حاصل از تولید گستره ای از انواع محصولاتی که عملیات و فرآیند تولیدی یا توزیعی مشابه دارند، بر می گردد. همکاری در این صرفه ها انواعی دارد که بسته به نوع ادغام ها و پیوند های(۲۶) میان طرفین، می تواند عمودی یا افقی باشد. در پیوندهای افقی(۲۷) دو رقیب با زمینه فعالیت مشابه مانند دو شرکت خودروسازی یا دو تولیدکننده لوازم اداری برای رسیدن به صرفه های مذکور در قالب تشکیل خطوط تولید یا واحدهای تحقیق و توسعه مشترک و... با یکدیگر همکاری می کنند و در پیوندهای عمودی(۲۸) دو بنگاه با زمینه فعالیت غیر مشابه که هر یک در بخشی از فرآیند تولید یا توزیع محصول نهایی معینی دخیلند، وارد همکاری با یکدیگر می شوند؛ مانند یک تولیدکننده خودرو که با شرکت تولیدی لاستیک وارد همکاری مشترک با یکدیگر می شوند تا از منافع حاصل از این همکاری استفاده نمایند.
همچنین در همکاری و تعاون به دلیل تجمیع منابع (اعم از مالی، فیزیکی، استعدادها و توانائی ها و تجربیات) امکان دسترسی به فرصت های تازه و خلق فرصت های جدید فراهم می شود، چرا که مثلاً در یک فعالیت تولیدی کشاورزی یا دامداری تخصص های زیادی مانند فرآوری، بسته بندی، بازاریابی و... مورد نیاز است که تامین همه آن ها به صورت مستقل دشوار خواهد بود، اما در صورت همکاری جمعی و تشریک مساعی گروهی افراد، دست یافتنی است. علاوه بر این ریسک فعالیت نیز بین همه افراد توزیع می گردد که این امر به خصوص در شروع کسب وکارهای جدید بسیار حائز اهمیت است؛ چنانچه امروزه از سازوکار همکاری جمعی برای ارائه پوشش های بیمه ای استفاده می کنند.
قاعده خاص همکاری، عمل به قراردادهاست.(۲۹) به نحوی که برای جلوگیری از اختلافات لازم است حتی بسیاری از جزئیات حدود اختیارات و تعهدات طرفین معین شده و بدان پایبند باشند. برخی از انواع و نمونه های قراردادهای همکاری را می توان در عقود شرعی مانند مشارکت، مضاربه، مزارعه و... ملاحظه کرد که در آن ها سرمایه با سرمایه و سرمایه با کار به هم پیوند خورده و از قبل به نسبت معینی سود حاصله بین آن ها تقسیم می شود.
از جمله اصولی که همواره باید در همکاری ها بدان توجه نمود، اصل تداوم در همکاری و به نوعی ادامه همکاری پیشینی است به طوری که همواره طرفین خود را موظف به حمایت از یکدیگر بدانند، حتی زمانی که منافع مشترک بین آن ها مانند قبل در میان نیست.(۳۰)
همکاری باید به صورت داوطلبانه باشد، در غیر این صورت همکاری های اجباری با انواع هزینه ها (مانند هزینه های اطلاعاتی(۳۱) و فساد(۳۲)) همراه خواهد بود. علاوه بر این همکاری های داوطلبانه خالص بر همکاری های داوطلبانه ای که بر مبنای انگیزه های مالی و اقتصادی شکل می گیرند، ترجیح دارند؛ چرا که از کارایی و برون زایی های مثبت(۳۳) بیشتری برخوردارند.
در نهایت اینکه ارزش همکاری و تعاون به هدف و غایت آن است که می تواند عالی یا دانی باشد(۳۴). نمونه همکاری های نامطلوب، تبانی(۳۵) در فعالیت ها یا همدستی در ارتکاب مفاسد اقتصادی است که اگرچه منافع شخصی مادی افراد داخل گروه را برآورده می سازد، اما از جهت اجتماعی و برای دیگران مخرب است.
خروج از حصار خوددوستی طبیعی با نوع دوستی صورت می گیرد.
رفته رفته سیر از محسوسات به معقولات و پیدا کردن سعه وجودی به حکم فطرت (ویژگی خیرخواهی) سبب می شود که سطح فهم و درک انسان افزایش یابد، از لاک خودخواهی مطلق خارج شده و به واسطه برقراری روابط همکاری و تعاون اجتماعی و وابستگی های جمعی این خود را توسعه داده و علاوه بر خود به سرنوشت دیگران (خانواده، قوم، منطقه، سرزمین و ملت، امت اسلامی، کل بشریت و حتی موجودات دیگر) هم علاقمند شده(۳۶) و برای آن ها آن را می پسندد که برای خود می پسندد.(۳۷)
شکوفایی عنصر فطری خیراخلاقی و تمهید شرایط لازم برای توسعه خود، نیازمند تشکیل و مشارکت فعال در بسترهای تعاملی چون خانواده، نهادهای غیرانتفاعی و خیریه، دستگیری از ایتام و نیازمندان و... از طریق ازدواج، کارهای خیر، وقف، انفاقات و صدقات واجب و مستحب است.
با اینحال خیرخواهی برای دیگران در هر مورد باید متناسب با مسیر رشد و کمال انسانی باشد و در صورتی که حتی انسانی بر ضد مسیر انسانیت حرکت کرد و به صورت خاری در این مسیر درآمد، باید به دلیل علاقه به سرنوشت سایر انسان ها در صدد اصلاح او برآمد (عنصر امر به معروف و نهی از منکر) یا با او هم مبارزه کرد و او را از سر راه برداشت که از این معنا در بحث قبلی با عنوان جهاد یاد کردیم.
مبنای دیگر نوع دوستی آن است که غایت آفرینش، در خلقت انسانی است که به مقام عبودیت و ربوبیت رسیده و رعایت چنین مقامی مستلزم نوع دوستی و مواسات با دیگران است.
اسلام از جهت فردی و اجتماعی حتی در مورد غیر مسلمانانی که ظلمی در حق اهل ایمان ننموده اند، سفارش به بر و نیکی نموده است.(۳۸)
توسعه خود و نوع دوستی حتی مرزهای زمانی را در می نوردد و او برای انسان های گذشته و آینده هم خیرخواه است. ابراز محبت و تلاش در جهت ایفای خیرات و مبرات برای بخشایش و آمرزش روحی و قرب منزلت درگذشتگان و تلاش برای بهبود حیات آیندگان و برقراری عدالت بین نسلی از طریق صدقات جاریه (وقف عام و خاص)، محافظت از محیط زیست و منابع طبیعی و سایر نعمت های الهی از لوازم و آثار نوع دوستی است.
لازم به توجه اکید است که مبنای نوع دوستی تنها بر پایه جود و بخشش نیست و مشتمل بر اصل عدالت نیز می باشد؛ به طور مثال فقرا و مساکین در اموال ما حقی معلوم دارند(۳۹) و انسان مکلف به برقراری عدالت توزیعی و عدالت بین نسلی می باشد.
گاهی لازمه سعادت فرد و اجتماع انسانی، ایثار و فداکاری است.
غایت آفرینش و ناموس خلقت، منزلتی به قدری والا دارد که هویت ها و داشته های انسانی جهت حفظ آن می تواند فدا شود. سعادت انسانی ایجاب می کند که انسان مسئولیت ها و تکالیفی را در برابر خود، خانواده، اقوام، منطقه، امت اسلامی و تمامی بشریت بر عهده گیرد. از جمله این مسئولیت ها، تکلیف دائمی انسان برای حفظ خود و دیگران در مسیر رشد و حرکت به سوی کمال و اصلاح کاستی ها و آفت های احتمالی است.
انجام مسئولیت های فوق الذکر اجتماعی گاهی ایجاب می کند که انسان از داشته های خود (دارایی ها، مال، فرزند، مقام و...) و جان خود، جهت حفظ و ماندگاری حق و کلمه توحید چشم پوشی نماید که از آن به عنوان ایثار و فداکاری نام برده می شود.
ایثار و فداکاری معامله انسان برای حق و غایت خلقت با خداوند متعال است(۴۰). در این معامله به دلیل ارزش و اهمیت مورد معامله (جان و مال و...) نباید برای غیر از مبنای حق و غایات معامله کرد و انسان ایثارگر نمی تواند جز از مبدا حق هیچ مابه ازائی توقع داشته باشد، چرا که هر بهایی در مقابل آن کم ارزش تر است.(۴۱) بنابراین عنصر خلوص و خودآگاهی در ایثار و فداکاری پر رنگ است.
مبانی دیگر ایثار و فداکاری، گذشت است که در آن فرد یا جامعه چیزی را بر چیز دیگر ترجیح می دهند. پایه این ترجیح الف بر ب و گذشت از آن، اصل کمال جویی است که بر اساس آن رفتن از یک مرحله به مرحله بالاتر با لذتی روحی (عنصر فطری خیراخلاقی) همراه است. لذا چنانچه فرد یا افرادی بر مبنای حق و در راه خدا از چیزی (مانند دارایی خود) بگذرند، علاوه بر بهجتی درونی و روحی، خداوند متعال مقام بالاتری را به آن ها ارزانی خواهد داشت(۴۲).

جدول ۹۲: مفهوم بردار تعاملات و مبادلات انسانی ـ سنین کودکی





نظرات کاربران درباره کتاب تعلیم و تربیت اقتصادی