فیدیبو نماینده قانونی دانشگاه امام صادق (ع) و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب الزامات و مبانی اقتصاد اسلامی در قرآن کریم

کتاب الزامات و مبانی اقتصاد اسلامی در قرآن کریم

نسخه الکترونیک کتاب الزامات و مبانی اقتصاد اسلامی در قرآن کریم به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۲,۴۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب الزامات و مبانی اقتصاد اسلامی در قرآن کریم

نظام اقتصاد اسلامی، عبارت است از مجموعه قواعد کلی ارائه شده در اسلام در زمینه روش تنظیم حیات اقتصادی و رفع مشکلات اقتصادی که در راستای تأمین عدالت اجتماعی برای رسیدن به سعادت بشر و جامعه فاضله‌ای که تمامی پیامبران و ائمه الهی برای آن تلاش کرده‌اند، به خدمت گرفته می‌شود. مسئله اقتصاد به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مسائل زندگی بشری مطرح است و اسلام نیز به آن نگرش خاص و ویژه‌ای دارد. معمولاً از عبارت «اقتصاد اسلامی» در زمینه‌های مختلفی استفاده می‌شود که «علم اقتصاد اسلامی»، «مکتب اقتصاد اسلامی»، «نظام اقتصاد اسلامی» یا «دانش اقتصاد اسلامی» از آن جمله‌اند. درباره «علم اقتصاد اسلامی» باید به نکات ظریفی توجه داشت؛ مقدمات و نکاتی که بدون توجه به آن‌ها نمی‌توان منظور معتبری از این اصطلاح را ارائه کرد. در بیان متعارف، هنگامی که از علم سخن به میان می‌آید، مجموعه معارفی مد نظر است که با تأکید ویژه بر روش تجربی پس از عصر روشنگری در اروپا شکل گرفت و رفته رفته توسعه یافت. علم اقتصاد یا همان اقتصاد سیاسی نیز از چنین قاعده‌ای مستثنی نیست. باید توجه داشت که در رابطه بین اقتصاد اسلامی یا هر انگاره دینی دیگر با علم تجربی ـ قیاسی چون اقتصاد، باید به این سؤال پاسخ داد که آیا در این علم، ابعاد ارزشی و اخلاقی وجود دارد یا خیر؟ اگر یک محقق اقتصاد یا فیلسوف علم اقتصاد بر این باور باشد که در مجموعه ادبیات علم اقتصاد یا اقتصاد سیاسی می‌توان ردپای چنین اموری را یافت، می‌تواند به وجود اقتصاد اسلامی معتقد باشد. از طرف دیگر اگر فردی بر این باور باشد که در علم اقتصاد یا اقتصاد سیاسی، هیچ مؤلفه ارزشی وجود ندارد، مفهوم «علم اقتصاد اسلامی» از نظر وی بی‌معناست. بر اساس همین تفکیک پیش گفته است که انواع اظهارنظرها درباره «علم اقتصاد اسلامی» وجود دارد. در این میان برخی میان «مکتب اقتصاد اسلامی» و «نظام اقتصاد اسلامی» تفکیک قائل می‌شوند. از نظر این افراد، «نظام اقتصادی اسلامی» پیاده شده قواعد و راهکارهای مورد توجه «مکتب اقتصادی اسلام» در واقعیت موجود است. اقتصاد اسلامی بر خلاف اقتصاد غربی، بر قناعت و پرهیز از مصرف‌گرایی تأکید دارد. اقتصاد غربی، نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود می‌داند؛ در‌حالی‌که در اسلام، منابع و امکانات، نامحدود معرفی شده‌اند: «وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا؛ و اگر بخواهید نعمت‌های خداوند را در شمار بیاورید، نمی‌توانید نعمت‌های خداوند را به حد و حصری محدود کنید». اسلام، مسئله اقتصاد را (بر اساس اصالت انسان) به‌عنوان جزئی از مجموعه قوانین خود که تنها می‌تواند قسمتی از حیات انسانی را تنظیم کند، مورد توجه قرار داده و رفع مشکلات اقتصادی را در اصلاح مبانی عقیدتی و اخلاقی مردم می‌داند‌.

ادامه...

بخشی از کتاب الزامات و مبانی اقتصاد اسلامی در قرآن کریم

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

۳ -۲. راهکارهای قرآن برای پیشرفت اقتصادی

قرآن کریم افزون بر بیان اهمیت و تاکید بر انجام جهاد و رونق اقتصادی، در آیات فراوانی، شیوه­های عملی بهره­گیری از مواهب طبیعی در عمران و آبادانی زمین و دستیابی به پیشرفت اقتصادی افراد و جوامع را بیان کرده است. از جمله این شیوه­ها می­توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- استفاده از آب­های گوناگون:(۲۷) باید به این نکته توجه کرد که باران از عوامل مهم تولید است،(۲۸) بنابراین باید مناطق پر باران را شناسایی کرد. قطره قطره باران روزی انسان است که خداوند بخشنده برای او می­فرستد. به همین دلیل باید از هدر رفت آن جلوگیری کرده و از روش های جدید آبیاری برای بهره برداری بهینه استفاده کرد.
۲- بهره برداری از دانه های روغنی:(۲۹) یکی از دانه های روغنی، زیتون است که می توان روغن آن را هم در تهیه غذا به کار برد و هم از آن در ساخت انواع داروها استفاده کرد. درخت زیتون با اقسام مختلفش معمولاً در سرزمین ایران اسلامی می­روید که با بهره­برداری و تولید انبوه آن، می­توان به رونق اقتصادی کشور کمک کرد. به همین دلیل باید برای کاشت و برداشت درخت زیتون برنامه ریزی جامع داشته باشیم و تولید آن را گسترش بدهیم تا از طریق همین دانه های روغنی، ارز به کشورمان وارد شود.
۳- بهره برداری از منابع دریایی:(۳۰) دریا­ها علاوه بر اینکه یکی از منابع غذایی غنی برای بسیاری از مردم جامعه به حساب می آیند، همچنین دارای منابع و معادن بی شماری نیز هستند. بنابراین نباید زباله های اتمی و صنعتی را در دل دریاها رها کنیم و باید به بهترین شکل مراقب آن ها باشیم. برای حفاظت از دریاها و منابع دریایی لازم است به برنامه ریزی های ملی و بین المللی رو بیاوریم.
۴- استفاده از داروهای طبیعی: امروزه دارو می­تواند اقتصاد کشور را رونق ببخشد و به همین دلیل می توان از آن به عنوان اهرمی استراتژیک بهره برد. به عنوان مثال، عسل را که هم غذاست و هم دارو، می­توان به شکل انبوه پرورش داد(۳۱) و با استفاده بهینه و روشمند و علمی از غذاهای سنتی به جای داروها، از مصرف بی رویه داروهای شیمیایی کاست.
۵- استفاده از چهارپایان: در اقتصاد بُحرانی، مهم­ترین درآمد انسان می تواند از چهارپایان باشد؛ گوشت، شیر، قالی، پارچه و...(۳۲) فواید چهارپایان است. هم اکنون می توان از دامداری برای رشد اقتصادی و خودکفایی در آن بهره برد. برای دستیابی به این هدف، باید پرورش و تولید دام را با استفاده از غذاهای مجاز دامی روش مند کرده و گسترش داد تا با افزوده شدن کمیت و کیفیت محصولات دامی، هم نیازهای داخلی تامین شود و هم بتوانیم محصولات دامی خود را به کشورهای دیگر صادر کنیم.
۶- توجه به کشاورزی و زمین های زراعی: در جامعه هایی که صنعتی نیستند، تنها اتکای آن­ها استفاده از زمین زراعتی است و جز این، راهی برای خودکفایی وجود ندارد. اما باید توجه داشت که از آن سو، توجه مطلق به صنعت، بدون عنایت به کشاورزی، اشتباه بزرگی است.(۳۳) به همین دلیل باید همه ویژگی های مناطق مختلف را شناسایی و از این ویژگی ها، استفاده کرد؛ چرا که خداوند بزرگ، زمین را رام و مسخّر انسان کرده است.(۳۴) امروزه بی استفاده گذاشتن زمین های مستعد، به نوعی هدر دادن سرمایه است،
در حالی که می توان با برنامه ریزی صحیح در هر منطقه، محصولات مناسب آن اقلیم را کاشت.
۷- استفاده بهینه از منابع موجود: سرانجام باید گفت خداوند در قرآن کریم از گستردگی منابع تولید سخن گفته(۳۵) و می فرماید آنچه مورد نیاز انسان است، در زمین وجود دارد.(۳۶) پس باید با اعمال مدیریت صحیح و اصولی، از منابع موجود بهره برد و منابع شناخته نشده را شناسایی کرده و به کار گرفت. این مهم جز با بهره مندی از دانش کارشناسان رشته های زمین شناسی، معدن، کشاورزی، زیست شناسی و... محقق نمی شود.
امام علی(ع) که خود در بیان و کردار، مفسر قرآن کریم است، در عهدنامه ماندگارش به مالک اشتر، یکی از ماموریت­های مهم حاکمان را عمران و آبادانی زمین معرفی کرده است:
«... باید توجه تو به آباد کردن زمین، بیش از توجه به گرفتن خراج باشد؛ چرا که خراج جز در نتیجه آبادی فراهم نمی آید. هرکس بدون آباد کردن زمین، خواستار خراج شود، کشور را خراب و مردم را هلاک کرده است و کار او جز اندکی راست نخواهد شد.
پس اگر از زیادی مالیات (خراج)، رسیدن آفات آسمانی، قطع شدن آب، خراب شدن بذر در نتیجه غرق شدن زمین در زیر آب و نابود شدن ماده غذایی از زمین شکایت کنند، باید چنان بار مردم را سبک کنی که کارشان اصلاح شود. این کار نباید بر تو گران افتد؛ زیرا که این اقدام همچون ذخیره­ای است که مردم آن را با آباد کردن و آراستن و پیراستن سرزمین­ها باز می­گردانند. علاوه بر این، سپاسگزار تو نیز خواهند شد و خود از اینکه با عدل و داد با مردمان رفتار کرده­ای، شادمان خواهی بود و از اینکه برایشان راحتی فراهم کرده و عدل و مهربانی نسبت به آن ها روا داشته ای و اعتمادشان را جلب کرده­ای، می­توانی به حسن نیت و خدمت ایشان بیشتر متکی باشی. بسا که در آینده حادثه­ای پیش آید که چون در آن به یاری ایشان چشم داشته باشی، با کمال صفای دل، آن را تحمل کنند و این همه برای عمران و آبادانی ضرورت دارد.
ویرانی زمین از فقر مردم آن نتیجه می­شود و زمانی مردمان فقیر می شوند که والیان در اندیشه جمع مال بوده و نسبت به پندها و عبرت ها بی توجه باشند».(۳۷)

۳-۳. سیره پیشوایان معصوم در انجام فعالیت های اقتصادی

کار، تلاش، عمران، آبادی و تولید، مفاهیمی است که انسان را به نشاط آورده و او را از رخوت و سستی دور می سازد و همچنین آینده­ای زیباتر برای او رقم می­زند.
زندگی انسان بر محور کار می­گردد و از طرفی تمدن بشری به طور کامل، مستمر و طولانی در پی زندگی بشر بر کره زمین به وجود آمده است. ساختمان­های بلند، سدهای عظیم، تونل های طولانی، هواپیماهای غول پیکر، کتابخانه­های بزرگ، رصدخانه­ها و همه آنچه در کره خاکی وجود دارد، حاصل عملکرد آدمی در زمین است.
این در حالی است که اثر کار فقط در ابعاد اقتصادی و تولید نیست؛ بلکه در نظام اخلاقی، تربیتی، اجتماعی و فرهنگی نیز نقش موثری ایفا می کند. از همین رو در متون دینی به ابعاد گوناگون آن توجه ویژه ای شده و جایگاه آن روشن شده است.(۳۸) با توجه به فراخور موضوع در این بحث، بیشتر به جنبه اقتصادی آن پرداخته خواهد شد.
اقتصاد یک جامعه، رمز بقای آن جامعه است. همان­ گونه که قبلاً نیز گفته شد، اقتصاد، متکی بر تصرف کردن طبیعت و هر چیزی است که در طبیعت وجود دارد و این نتیجه جز با کار به دست نمی آید. پس کار برای اقتصاد، همچون ستون برای خانه است؛ یعنی همان­ گونه که خانه بدون ستون پدید نمی آید، اقتصاد هم بدون کار معنایی ندارد. با این تعریف می توان گفت تفاوتی میان اقتصاد فردی و اجتماعی وجود ندارد و به همین دلیل بر آدمی واجب است که دارای پیشه و کاری باشد؛ به گونه ای که نیازمندی های خود و اجتماع را تامین کرده و بر ثروت ملت خویش بیفزاید. در واقع به همین دلیل است که خداوند نیروی کار کردن به آدمی داده است. به تعبیر امام سجاد(ع):
«رکب فینا آلات البسط، و جعل ­لنا ادوات القبض، و متّعنا بارواح­ الحیاه، و اثبت فینا جوارح ­الاعمال؛ در (پیکر) ما ابزاری برای گشادن و گرفتن قرار داد و ما را از نیروهای حیاتی بهره مند ساخت و به ما اندام هایی (دست و پا) برای کار کردن داد. (۳۹)»
آری، خداوند طبع آدمیان را مشتاق کوشش و تلاش آفرید و به آن ها فکر هدایت گری بخشید که مشوق آن ها برای کار و عمل باشد. (الفکر مرآه صافیه: فکر آیینه ای روشن است.) همچنین خداوند، زمین و آنچه در آن و بر آن است را به گونه ای خلق کرد که انسان بتواند در آن به کار بپردازد. بنابراین انسان نمی تواند عذری برای رها کردن کار و شغل داشته باشد و بار خویشتن را به دوش دیگران بگذارد.
اسلام، آن کس را که بار خویش بر دوش دیگران می گذارد، لعنت کرده و او را وبالی بر اقتصاد اجتماعی و اموال عمومی شمرده که از دسترنج دیگران بهره مند می شود. همچنین همه را موظف کرده که به کار و پیشه ای مشغول شده و در کار خود کوشا، جدی، متعهد، امین و درستکار باشند تا چرخ زندگی بشری از راه تعاون و همکاری بچرخد. به این ترتیب هر کس نه از نتیجه کار و تلاش دیگران که از ثمره کار خویش برخوردار می شود و میوه چیده شده با هر دست، به دهان صاحب دست می رود(۴۰).
به همین دلیل در سیره­ پیشوایان معصوم(ع)، فعالیت های اقتصادی افراد، ارزش بالایی دارد؛ به گونه ای که آن بزرگوران، کارگران و تولیدکنندگان را بسیار تشویق می کردند.
سیره عملی پیامبر­ اکرم(ص) و امامان ­معصوم(ع) این بود که بار زندگی خود را شخصاً به دوش می­کشیدند و هیچ­گاه برای تامین ضروریات زندگی، خود را وابسته به دیگران نمی­کردند. مسئولیت سنگین هدایت معنوی انسان­ها هم مانع از اشتغال آن ها به فعالیت­های مثبت و سازنده نمی شد و از بابت نقش هدایتی خود، هیچ اجر و مزدی از مردم مطالبه نمی­کردند.
در قرآن کریم نیز آیات بسیاری بر اشتغال پیامبران به فعالیت های مختلف اقتصادی دلالت دارد و حتی در بسیاری از آیات به نوع فعالیت آن ها نیز اشاره شده است.
رویکرد قرآن کریم به این موضوع به نحوی است که به هیچ ­وجه میان فعالیت انبیاء به عنوان فرستاده خداوند و هدایت کننده انسان ها با اشتغالات دنیوی آن ها تباین و تضادی نمی­بیند. مشاغلی که انبیاء عهده دار آن بودند، از نوع مشاغل معمولی آحاد جامعه و حتی اغلب از مشاغلی بود که قشر متوسط رو به پایین جامعه به آن اشتغال داشتند؛ مشاغلی چون چوپانی، نجاری، آهنگری، زراعت، تجارت و... از جمله این مشاغل بود. به این ترتیب انبیاء هیچ­گاه در تامین نیاز مادی خود و خانواده خود، دست نیاز مقابل دیگران دراز نمی­کردند.
به استناد بعضی روایات، همه انبیاء در بخشی از زندگی خود به کار چوپانی پرداخته اند. البته این موضوع می­تواند با ساختار حاکم بر مناسبات اقتصادی جوامع سنتی که معمولاً شبانی یا کشاورزی بوده، منطبق باشد.(۴۱)
«ابن جوزی» معتقد است که حضرت آدم(ع) به کشاورزی، حضرت نوح(ع) به نجاری، حضرت ادریس(ع) به خیاطی، حضرت صالح(ع) به تاجری، حضرت ابراهیم(ع) به کشاورزی و حضرت شعیب(ع) و حضرت موسی(ع) به چوپانی، حضرت داوود(ع) به اسلحه سازی، حضرت سلیمان(ع) به پادشاهی و پیامبر اکرم(ص) به شبانی اشتغال داشته و حضرت حواء نیز نخ ریسی می­کرده است.(۴۲)
از مجموع همه اشاره­هایی که در باب شغل انبیاء در متون و منابع مختلف دیده می­شود، یک نکته مشترک وجود دارد و آن این است که همه انبیاء به شغلی مشغول بوده­اند و هیچ ­یک از آن ها به بهانه اعتکاف و خلوت گزینی و دعا و نماز یا به خاطر انجام ماموریت و مسئولیت­های سنگین نبوت و رسالت، شانه از زیر بار مسئولیت های فردی و اجتماعی خالی نکرده­اند. این امر بیانگر نگرش انبیاء به دنیا و رابطه آن با آخرت است که این دیدگاه بر اندیشه­های انحرافی زهدمآبانه که کار و تولید را با کمالات معنوی و مصالح اخروی در تضاد می دانستند و بر افکار باطل ارباب مآبانه که کار را وظیفه افراد پست و پایین جامعه می­دانستند، خط بطلان می­کشد.
یکی از بارزترین امتیاز­های جوامع ایده­آل، داشتن اقتصادی سالم و پویا و وجود مجریان فعال، متعهد و کاردان در عرصه­های اقتصادی است. پیامبران الهی همواره تلاش کرده اند با توزیع عادلانه امکانات و سرمایه ها، اطلاع رسانی همگانی و ترویج احسان و نیکوکاری، به ایجاد قسط و عدل میان اقشار مختلف جامعه، تامین نیازهای مادی مردم و آبادانی و آسایش آن ها بپردازند و مردم را به سوی سعادت و نیکبختی سوق دهند.
در ادامه، دیدگاه های چند تن از پیشوایان معصوم(ع) در مورد کار بیان می شود.

۳ -۳ -۱. کار و تلاش در سیره پیامبر اکرم(ص)

پیامبر اکرم(ص) از کودکی به کارهای سخت و جدی می پرداخت و تا پایان زندگی، لحظه ای از جد و جهد و کار و کوشش باز نماند.
در دوران پس از بعثت و به ویژه بعد از هجرت که جزئیات زندگی پیامبر اکرم(ص) روشن­تر است، آن حضرت ساعات شبانه روز را با دقت ­خاصی تقسیم می­کرد؛ بخشی از ساعات مفید روز را به امر معیشت خود و خانواده­اش اختصاص می­داد و بخش دیگر را مشغول رسیدگی به امور مردم و اداره امور جامعه اسلامی می شد.(۴۳) در واقع اشتغال پیامبر اکرم(ص) به عبادت و اموری که مربوط به شان نبوی آن حضرت بود، هرگز ایشان را از توجه به امور عادی زندگی باز نمی­داشت.
پیامبر اکرم(ص) فعالیت های اقتصادی را بسیار ارزشمند می­دانست و به همین دلیل کارگران و تولیدکنندگان را تشویق می­کرد. در طول تاریخ جوامع بشری، هرگز هیچ فرقه و مذهبی برای تامین کنندگان کالاهای اقتصادی به عنوان اساسی ترین رکن جامعه، جایگاهی به اندازه جایگاهی که اسلام برایشان بیان داشته، قائل نشده اند.
پیامبر اکرم(ص) در گفتاری حکیمانه، افراد تنبل را که تن به کار نمی دهند و می کوشند از دست ­رنج ­دیگران بهره­مند شوند، به شدت نکوهش کرده و می فرماید: «مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَیعَ مَنْ یعُولُ؛ ملعون است، ملعون است کسی که اعضای خانواده اش را (به خاطر ندادن نفقه) تباه کند».(۴۴)
از دیدگاه پیامبر اکرم(ص)، تمام فعالیت­های مسلمانان می­تواند نوعی برقراری ارتباط با آفریدگار جهان باشد که از این رو، افزون بر ارزش اقتصادی و دنیوی، با پاداش­های معنوی در جهان آخرت نیز همراه خواهد شد.
آری، کار کردن برای خدا، نقش مهمی در شکل­گیری رفتار اقتصادی انسان دارد. این انگیزه، قوای جسمی و روحی انسان را در فعالیت های اقتصادی چند برابر می­کند و به خاطر هدف والایی که دارد، کارش را ارزشمند خواهد ساخت. پیامبر ­اکرم(ص) بر این باور بود که:
«الْعِبَاده سَبْعُونَ جُزْءاً اَفْضَلُهَا طَلَبُ الْحَلَالِ؛ عبادت خداوند هفتاد جزء دارد که بهترین آن ها طلب روزی حلال است».(۴۵)
آن حضرت اشتغال به کارهای حلال را مانند دیگر عبادات، بر زن و مرد مسلمان واجب می­دانست و می فرمود:
«طَلَبُ الْحَلَالِ فَرِیضه عَلَی کلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَه؛ به سراغ درآمد­های حلال رفتن، بر هر مرد و زن مسلمان واجب است».(۴۶)
روایت زیر نشان می دهد که پیامبر ­اکرم(ص) با زمینه­سازی برای رشد استعدادها، چگونه به ترویج اشتغال می پرداخت:
مردی از اصحاب پیامبر(ص) شغل مناسبی نداشت و بیشتر اوقات بیکار و خانه نشین بود. همسرش گفت: کاش خدمت پیامبر(ص) می­رفتی و از او چیزی می خواستی. مرد خدمت پیامبر(ص) آمد. چون حضرت او را دید فرمود: هر که از ما سوال کند، به او عطا کنیم و هر که بی نیازی جوید، خدایش بی نیاز کند. مرد با خود گفت مقصودش جز من نیست. پس به سوی همسرش آمد و موضوع را با او در میان گذاشت. زن گفت: رسول خدا(ص) هم بشر است (و از حال تو خبر ندارد)؛ او را آگاه ساز. مرد دوباره خدمت پیامبر(ص) آمد و چون حضرت او را دید، فرمود: هر که از ما سوال کند، به او عطا کنیم و هر که بی نیازی جوید، خدایش بی نیاز کند. این اتفاق سه بار تکرار شد. این بار مرد، کلنگی عاریه کرد و به کوهستان رفت. بالای کوه که رسید، قدری هیزم برید و با خود آورد. هیزم ها را به نیم چارک آرد فروخت، آن را به خانه برد و بخورد. فردا رفت و هیزم بیشتری آورد. به مرور آنقدر کار کرد و پولی اندوخته کرد که توانست با آن کلنگی بخرد. باز هم اندوخته کرد و این بار دو شتر و غلامی خرید و سرانجام ثروتمند و بی نیاز شد. آنگاه خدمت پیامبر(ص) آمد و گزارش داد که چگونه برای سوال آمد و چه از ایشان شنید. پیامبر(ص) فرمود: من که به تو گفتم هر که از ما سوال کند، به او عطا کنیم و هر که بی نیازی جوید خدایش بی نیاز کند.(۴۷)
گرچه رهنمود­های گفتاری در تربیت افراد تاثیر دارد، اما اقدامات عملی به مراتب بیشتر از شیوه­های گفتاری موثر است. به همین دلیل پیامبر ­اکرم(ص) نه تنها با راهنمایی­ها و زمینه­سازی­های خود افراد را به سوی میدان­های کار هدایت می­کرد، بلکه خود عملاً وارد صحنه می­شد و همدوش دیگران کار می­کرد.

۳ -۳- ۲. دیدگاه امام علی(ع) درباره فعالیت های اقتصادی

در سیره عملی امام ­علی(ع)، کار جایگاه رفیع و بلندی دارد. آن حضرت در مکه، همچون پسرعمو و نبی بزرگوارش به کار شبانی مشغول بوده و از آنجا که همواره در کنار پیامبر اکرم(ص) بود، در فعالیت­های ایشان مشارکت داشت.
اما در مورد کار و فعالیت امام علی(ع) در مدینه باید گفت آن حضرت در شهر مدینه به کشاورزی و غرس و پرورش نخل اشتغال داشته است. حتی پس ­از رحلت­ پیامبر اکرم(ص) و در دوره خلفای سه گانه نیز امام علی(ع) به این فعالیت مشغول بوده و نخل می کاشت.
طبیعی است که فعالیت­های جانبی نگهداری نخلستان از قبیل حفر چاه و آبیاری درختان، از دیگر فعالیت­های امام علی(ع) بوده است. این در حالی است که در روزهای سخت بعد از ورود پیامبر اکرم(ص) به مدینه که مسلمانان به لحاظ اقتصادی در تنگنا و سختی بودند، امام علی(ع) به فعالیت های دیگر هم اشتغال داشت. نقل است آب کشیدن از چاه برای آبیاری درختان خرما که متعلق به یکی از انصار یا فردی یهودی بوده، از جمله فعالیت­های آن حضرت در آن دوران بوده است.
همچنین گفته­اند امام علی(ع) در قبال کشیدن هر دلو آب از چاه، فقط یک دانه خرما دستمزد می گرفت و از همین طریق خود و خانواده­اش را اداره می­کرد. حتی در دوران خلفای سه­گانه که فتوحات به دست آمده باعث بهبود وضعیت اقتصادی مدینه شده بود و بعدتر از آن، زمانی که امام علی(ع) به خلافت رسید، باز هم آن حضرت از حفر چاه و توسعه نخلستان ها دست نکشید و زندگی شخصی او و خانواده اش فقط از همین طریق اداره می­شد. حتی ایشان سهمی را که از بیت­المال می­گرفت، در این فعالیت های عام المنفعه سرمایه­گذاری می­کرد. به این ترتیب تا قرن­ها­ بعد، بسیاری از مردم از این چاه­ها بهره می گرفتند و از خرمایی استفاده می کردند که درختش را آن حضرت کاشته بود.(۴۸)
از دیدگاه امام علی(ع)، شرط موفقیت و سعادت در زندگی، به کارگیری عقل و اراده و پرهیز از بی­تدبیری و بی­کاری است. به این ترتیب برای رسیدن به موفقیت تنها برخورداری از تیزهوشی، استعداد، آگاهی و قدرت تحلیل کافی نیست و باید تصمیمات نیروی عقل با قدرت اراده و تلاش، به عرصه ظهور برسد.
همچنان که خوب فهمیدن شرط موفقیت است، خوب عمل کردن نیز شرط دیگر آن است. چه بسا افراد با استعدادی که به دلیل کسالت و تنبلی از راه رشد و ترقی باز می­مانند و چه بسا افراد عادی که با تلاش و جدیت بسیار به مقصد می­رسند.
به تعبیر امام علی(ع):
«لقد اخطا العاقل اللّاهی الرّشد و اصابه ذو الاجتهاد و الجد؛ عاقل بازیگوش، راه راست را گم می­کند و سخت کوش به آن می­رسد.(۴۹)
به نظر امام علی(ع) کسانی که به بیکاری یا به کارهای سهل و آسان خو می گیرند و از خطر کردن در میدان­های دشوار زندگی می­هراسند، تا رسیدن به موفقیت و سعادت، فاصله بسیاری دارند (هَیهاتَ منْ نیلِ السَّعادِه السُّکونُ الی الهَوانِی و البطاله)(۵۰).
امام علی(ع) در سخن دیگری فعالیت­های اقتصادی را ستوده و بیزاری خود را از تنبلی اعلام کرده است:
«اِنِّی لَاُبْغِضُ الرَّجُلَ اَوْ اُبْغِضُ لِلرَّجُلِ اَنْ یکونَ کسْلَاناً [کسْلَانَ ] عَنْ اَمْرِ دُنْیاهُ وَ مَنْ کسِلَ عَنْ اَمْرِ دُنْیاهُ فَهُوَ عَنْ اَمْرِ آخِرَتِهِ اَکسَلُ»؛ من دشمن می­دارم کسی را که نسبت به کار دنیایش تنبل و­ بی­توجه است. کسی که نسبت به کار دنیایش تنبل و بی توجه است، در مورد آخرتش، تنبل تر و بی­توجه­تر است.(۵۱)»
همچنین امام علی(ع)، بیکاری را منشا فساد و تباهی می داند و می فرماید:
«اِنْ یکنِ الشُّغُلُ مَجْهَدَه فَاتِّصَالُ الْفَرَاغِ مَفْسَدَهٌ؛ هر چند کار و تلاش همراه با زحمت و رنج است، اما بیکاری، پیوسته منشا فساد و تباهی است.(۵۲)»
در روایت دیگری، آن حضرت کار را موجب سلامت جسم و نشاط روح می داند و معتقد است بیکاری باعث استراحت بیش از حد و پدید آمدن روحیه خمودی و یاس و افسردگی در شخص می­شود:
«من یعمل یزدد قوّه؛ هرکس کار کند، قوی تر شود».(۵۳)
«من یقصّر فی العمل یزدد فتره؛ هرکس کمتر کار کند، سست تر شود».(۵۴)
همچنین ایشان می فرماید تنبلی و ناتوانی موجب فقر و تنگدستی می شود:
«اِنَ الْاَشْیاءَ لَمَّا ازْدَوَجَتْ ازْدَوَجَ الْکسَلُ وَ الْعَجْزُ فَنُتِجَا بَینَهُمَا الْفَقْر؛ آنگاه که پدیده­ها با یکدیگر جفت شدند، تنبلی و ناتوانی نیز در کنار هم قرار گرفتند و فقر و تنگدستی را پدید آوردند».(۵۵)

۳-۳-۳. دیدگاه امام صادق(ع) درباره فعالیت های اقتصادی

امام صادق(ع) به کار کشاورزی رغبت فراوانی داشت؛ تا جایی که شخصاً بیل به دست می گرفت و به آبیاری محصولات می پرداخت. ایشان از سختی کار نمی گریخت و گرما و سرما برایش تفاوتی نداشت. همچنین در کنار فعالیت کشاورزی و پرورش درختان خرما، آن حضرت زمانی را هم به فعالیت­های تجاری اختصاص می داد. بینه­ای که امام صادق(ع) شخصاً به سفر می رفت و به تجارت می پرداخت در منابع وجود ندارد؛ اما آنچه مسلم است این است که ایشان ­سرمایه­اش را به تجار امین می­سپرد یا کارگزارانی استخدام می­کرد که با سرمایه­اش تجارت کنند. این در حالی است که ایشان هیچ­گاه بیش از سود متعارف، چیزی نمی­پذیرفت و در صورتی که بیش از سود معمول تجارت به آن حضرت عرضه می­شد، آن را رد می­کرد.(۵۶)
امام­ جعفر صادق(ع)، کار و تلاش در راه تامین نیازهای ضروری زندگی را با جهاد در راه خدا همسان دانسته و می­فرماید:
«الْکادُّ عَلَی عِیالِهِ کالْمُجَاهِدِ فِی سَبِیلِ ­اللَّهِ؛ کسی که برای تامین معاش خانواده­اش تلاش کند، همانند رزمنده در راه خداست».(۵۷)
از نظر ایشان، افراد سست عنصر و بیکار، مورد خشم خداوند قرار می گیرند؛ چنانکه می­فرماید:
«انَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یبْغِضُ کثْرَهَ النَّوْمِ وَ کثْرَهَ الْفَرَاغِ؛ خداوند متعال، زیادی خواب و بیکار بودن را دشمن می دارد».(۵۸)
و در حدیثی دیگر در اهمیت کار و تلاش اقتصادی می­فرماید:
«ینْبَغِی لِلْمُسْلِمِ الْعَاقِلِ اَنْ لَا یرَی ظَاعِناً اِلَّا فِی ثَلَاثٍ مَرَمَّهٍ لِمَعَاشٍ اَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ اَوْ لَذَّه فِی غَیرِ ذَاتِ مُحَرَّم؛ هجرت و کوچ برای یک مسلمان عاقل شایسته نیست؛ مگر در سه مورد: بهبود بخشیدن به وضع اقتصادی، کسب توشه آخرت، رسیدن به لذت های حلال».(۵۹)
امام صادق(ع) به غلامش «مصادف» چنین دستور می­دهد:
«اتَّخِذْ عُقْدَهً اَوْ ضَیعَهً فَاِنَ الرَّجُلَ اِذَا نَزَلَتْ بِهِ النَّازِلَهُ اَوِ الْمُصِیبَهُ فَذَکرَ اَنَّ وَرَاءَ ظَهْرِهِ مَا یقِیمُ عِیالَهُ کانَ اَسْخَی لِنَفْسِهِ؛ مکانی پُر درخت و یا ملک ثابت و غیرمنقولی به دست آور؛ چرا که هرگاه برای شخصی حادثه یا مصیبتی رخ دهد و احساس کند که برای تامین خانواده خود پشتوانه­ای دارد، روح و جانش راحت­تر خواهد بود».(۶۰)
ضمن اینکه آن حضرت به فرزندانش می­فرماید: از دو خصلت تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز که این دو مانع بهره­گیری تو از دنیا و آخرت می­شوند:
«اِیاک وَ الْکسَلَ وَ الضَّجَرَ فَاِنَّهُمَا یمْنَعَانِک مِنْ حَظِّک مِنَ الدُّنْیا وَ الْآخِرَه».(۶۱)
همچنین از امام ­صادق(ع) نقل شده که چون آیه «وَمَنْ یتَّقِ اللَّهَ یجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یرْزُقْهُ مِنْ حَیثُ لایحْتَسِبُ(۶۲)» فرود آمد، گروهی از اصحاب رسول خدا(ص) با برداشت نادرست از آیه، از کار دست کشیده و به عبادت و دعا پرداختند. چون این خبر به پیامبر(ص) رسید، آن حضرت فرمود:
«... انی لابغض الرجل فاغر فاه الی ربه یقول: ارزقنی و یترک الطلب»(۶۳).
در جمع­بندی بحث کار و تلاش اقتصادی باید گفت هرگاه بخش­های اساسی جامعه به کار اشتغال داشته باشند، اقتصاد جامعه رشد و شکوفایی خواهد داشت، تولید و درآمد ملی افزایش ­می­یابد، درآمد دولت به جهت مالیات­ها فزونی می­گیرد و امکان ارائه خدمات عمومی به مردم فراهم می شود.
نیروی­ کار، با به کارگیری سرمایه، باعث تولید جامعه می­شود و یکی از مبانی اصلی اقتصاد اسلامی، تکیه بر تولید است. با بیکاری نیروی کار، سرمایه بالقوه یا بالفعل، معطل می­ماند و بنیه اقتصادی جامعه ضعیف می شود. هرچه تولید بیشتر شود، امکان برخورداری دولت از مالیات­های مردمی افزایش می­یابد و جامعه آبادتر خواهد شد.
در نامه امام ­علی(ع) به مالک اشتر آمده است: «اگر وضع مالیات دهندگان اصلاح شود، دیگر افراد جامعه هم به سامان می­رسند. همچنین فکر حاکم اسلامی باید بیش از جمع آوری مالیات، به آبادی و گسترش تولید باشد؛ چرا که در غیر این صورت کشور و مردم به نابودی کشیده می­شوند».(۶۴)
افزایش توان اقتصادی، بدون شک بهترین انگیزه برای مسلمانان است تا به کار و تلاش روی آورند. در واقع هرگاه کاری خاص، نیاز جامعه باشد، افراد باید آن را به عنوان «واجبات نظامیه» انجام داده و در این راه از هیچ کوششی فروگذار نکنند. به همین دلیل است که می گویند گاهی تلاش در انجام مشاغل مورد نیاز جامعه، واجب خواهد شد.
امروزه جایگاه نیرو و سرمایه­ انسانی در رشد و توسعه اقتصادی از مباحث مهم و کلیدی اقتصاد کلان و توسعه به شمار می­رود. یکی از انگیزه های اصلی افراد برای کار، رشد اقتصادی جامعه است و تقویت این انگیزه، آثار پر ­برکتی دارد. از جمله آنکه فرد را از توجه به ­خود دور می کند و به فکر دیگران می­اندازد و حتی اگر به درآمد آن نیاز ندارد، باز هم برای اعتلای جامعه می­کوشد. در برخی جوامع، مردم ابتدا برای وطن، بعد برای خانواده و سپس برای خود کار می­کنند. این چنین روحیه ای به طور قطع، باعث شکوفایی اقتصادی آن جامعه خواهد شد.
در دیدگاه دینی، اگر انسان در کار خود به فکر دیگر انسان­ها و اعتلای جامعه خود باشد و حتی کاری کند که حیوانات هم از ثمره کار او بهره مند شوند، کاری که انجام می دهد نزد خداوند بسیار مطلوب و ارزشمند است و برایش پاداش اخروی در پی خواهد داشت(۶۵). کمک به عمران و حیات طبیعت و محیط زیست، ارزش والایی دارد. از پیامبر ­اکرم(ص) نقل شده که فرمود:
«مَا مِنْ مُسْلِمٍ یغْرِسُ غَرْساً اَوْ یزْرَعُ زَرْعاً فَیاْکلُ مِنْهُ اِنْسَانٌ اَوْ طَیرٌ اَوْ بَهِیمَهٌ اِلَّا کانَتْ لَهُ بِهِ صَدَقَه؛ مسلمانی که نهالی بکارد یا زراعتی به عمل آورد و از آن، انسان یا پرنده یا حیوان سواری استفاده کند، در نامه اعمال او ثواب صدقه نوشته می­شود».(۶۶)
همین مطلب را می­توان از آیه «هُوَ اَنْشَاَکمْ مِنَ الْاَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکمْ فِیها(۶۷)» نیز دریافت. کلمه «عمارت» به معنای آن است که زمین را از حال طبیعی خارج کرده و آن را به گونه ای تغییر داد که سودمند شود. مثلاً خانه مخروبه ای را به محلی برای سکونت تبدیل کرد یا با ایجاد تحول در مسجد، کاری کرد که آن محل، شایسته برای عبادت شود. همچنین زمین زراعت را به نحوی آماده کرد که امکان کشت و زرع در آن به وجود بیاید یا باغی ساخت که درختان آن میوه بدهد. کلمه «استعمار» به معنای طلب عمارت است؛ به این معنی که از انسانی بخواهی زمین را به گونه ای آباد کند و به بهره برداری برساند که از آن زمین انتظار می رود(۶۸).
باید توجه داشت که خداوند در قرآن نمی گوید زمین را آباد کرده و در اختیار شما گذاشته؛ بلکه می گوید عمران و آبادی زمین را به شما تفویض کرده است. در واقع زمین از هر نظر آماده است، اما انسان باید با کار و کوشش زمین را آباد کرده و منابع آن را به دست آورد و بدون کار وکوشش سهمی نخواهد داشت(۶۹). آبادی زمین، هدف اجتماعی کار اقتصادی شخص است؛ زیرا با آبادی زمین، افراد اجتماع از آن برخوردار می­شوند.
بر اساس حدیث بی­نظیری از پیامبر اکرم(ص)، آبادی و حفظ محیط زیست، اعتبار بسیار والایی دارد. حتی اگر از ثمره کار انسان، کسی استفاده نکند و حیوانی هم بهره مند نشود، ولی زمین ­آباد شود، همین آبادی می تواند انگیزه­ بسیار خوبی برای مومن باشد تا دست از کار نکشد. پیامبر اکرم(ص) می فرماید:
«ان قامت السّاعه و فی ید احدکم فسیله فان استطاع ان لا یقوم حتّی یغرسها فلیغرسها؛ اگر رستاخیز به پا شد و نهالی در دست یکی از شماست، اگر می­تواند آن را بکارد، باید بکارد».(۷۰)
و در روایت دیگری از امام صادق(ع) آمده است: «یا هِشَامُ اِنْ رَاَیتَ الصَّفَّینِ قَدِ الْتَقَیا فَلَا تَدَعْ طَلَبَ الرِّزْقِ فِی ذَلِک الْیوْمِ؛ هرگاه دیدی دو سپاه با هم می جنگند، در آن روز طلب روزی را قطع نکن».(۷۱)
عزت و شخصیت یافتن، رشد عقلانی، سلامت جسم و نشاط روح، تامین نیازهای اجتماع، رفع فقر، گسترش اخلاق اجتماعی و کاهش مفاسد، بخشش گناهان، حفظ و یاری دین فرد، برخورداری از ثواب و محبت الهی و... از جمله آثار کار در زندگی است.
با توجه به مطالب بیان شده در فصل اول، به این نتیجه می رسیم که:
  • اقتصاد باید مبتنی بر فقه اسلامی باشد تا بتوان علاوه بر در امان ماندن از بحران های اقتصاد سرمایه داری، از ظرفیت های اقتصاد اسلامی نیز بهره مند شد و تحت تاثیر تغییرات فرهنگی و اجتماعی ناشی از اقتصاد سرمایه داری قرار نگرفت.
  • اقتصاد اسلامی می­تواند راه حل خوبی برای تحریم­های اقتصادی باشد؛ چرا که دشمن در طی چند دهه اخیر، تمام ابزارهای مبارزه با تفکر جمهوری اسلامی را امتحان کرده است؛ اما ابزاری که همیشه در کنار ابزارهای دیگر بوده، مبارزه اقتصادی است که امروز تبدیل به آخرین و موثرترین ابزار دشمن شده است.
  • اقتصاد اسلامی، یک چشم انداز بلندمدت پیش روی اقتصاد ایران است؛ زیرا اقتصاد ایران درسایه تفکر جمهوری اسلامی، همیشه آماج حملات دشمنان خواهد بود.
  • قرآن کریم افزون بر بیان اهمیت و تاکید بر انجام جهاد و رونق اقتصادی، در آیات فراوانی شیوه های عملی بهره­گیری از مواهب طبیعی در عمران و آبادانی زمین و دستیابی به پیشرفت اقتصادی را پیش روی افراد و جوامع قرار داده است.
  • در سیره پیشوایان معصوم(ع)، فعالیت­های اقتصادی افراد، ارزش بالایی دارد و آن بزرگوران، همواره کارگران و تولیدکنندگان را تشویق می­کردند. سیره عملی پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) این بوده که بار زندگی خود را شخصاً به دوش کشیده و هیچ گاه برای تامین ضروریات زندگی، خود را به دیگران وابسته نمی کردند.

فصل اول: مفهوم شناسی

۱. تعریف اقتصاد

اقتصاد در لغت از ریشه قصد و به معنای مستقیم کردن و استوار داشتن راه است. همچنین به معنای اعتدال و میانه­روی نیز به کار می رود.
علم اقتصاد عبارت از بررسی روش­هایی است که در آن ها می توان با پول، برای به کار بردن منابع کمیاب به منظور تولید کالاها و خدمات در طول زمان و همچنین برای توزیع آن ها بین افراد و گروه ها در جامعه به منظور مصرف در زمان حال و آینده برنامه ریزی کرد.(۱)
به عبارت دیگر، علم اقتصاد دانشی است که رفتارهای بشری را در زمینه تولید، توزیع و مصرف، تجزیه و تحلیل می­کند تا قدرت پیش بینی پدیده­های اقتصادی را به دست آورد. این علم در اصطلاح، علم بهره­گیری از روش­ها و ابزارهایی است که با آن ها می توان با صرف کمترین هزینه، بیشترین بازده در تولید، توزیع و مصرف را به دست آورد.(۲)
بنابراین، «اقتصاد» علمی است که به مطالعه رفتار و رابطه انسان با اشیای مادی مورد نیازش که آن ها را به رایگان در طبیعت پیدا نمی کند، می پردازد.

۱-۱. تعریف نظام اقتصاد اسلامی

نظام اقتصاد اسلامی، عبارت است از مجموعه قواعد کلی ارائه شده در اسلام در زمینه روش تنظیم حیات اقتصادی و رفع مشکلات اقتصادی که در راستای تامین عدالت اجتماعی برای رسیدن به سعادت بشر و جامعه فاضله ای که تمامی پیامبران و ائمه الهی برای آن تلاش کرده اند،(۳) به خدمت گرفته می شود.
مسئله اقتصاد به عنوان یکی از مهم ترین مسائل زندگی بشری مطرح است و اسلام نیز به آن نگرش خاص و ویژه ای دارد. معمولاً از عبارت «اقتصاد اسلامی» در زمینه های مختلفی استفاده می شود که «علم اقتصاد اسلامی»، «مکتب اقتصاد اسلامی»، «نظام اقتصاد اسلامی» یا «دانش اقتصاد اسلامی» از آن جمله اند.
درباره «علم اقتصاد اسلامی» باید به نکات ظریفی توجه داشت؛ مقدمات و نکاتی که بدون توجه به آن ها نمی توان منظور معتبری از این اصطلاح را ارائه کرد. در بیان متعارف، هنگامی که از علم سخن به میان می آید، مجموعه معارفی مد نظر است که با تاکید ویژه بر روش تجربی پس از عصر روشنگری در اروپا شکل گرفت و رفته رفته توسعه یافت. علم اقتصاد یا همان اقتصاد سیاسی نیز از چنین قاعده ای مستثنی نیست. باید توجه داشت که در رابطه بین اقتصاد اسلامی یا هر انگاره دینی دیگر با علم تجربی ـ قیاسی چون اقتصاد، باید به این سوال پاسخ داد که آیا در این علم، ابعاد ارزشی و اخلاقی وجود دارد یا خیر؟ اگر یک محقق اقتصاد یا فیلسوف علم اقتصاد بر این باور باشد که در مجموعه ادبیات علم اقتصاد یا اقتصاد سیاسی می توان ردپای چنین اموری را یافت، می تواند به وجود اقتصاد اسلامی معتقد باشد. از طرف دیگر اگر فردی بر این باور باشد که در علم اقتصاد یا اقتصاد سیاسی، هیچ مولفه ارزشی وجود ندارد، مفهوم «علم اقتصاد اسلامی» از نظر وی بی معناست. بر اساس همین تفکیک پیش گفته است که انواع اظهارنظرها درباره «علم اقتصاد اسلامی» وجود دارد. در این میان برخی میان «مکتب اقتصاد اسلامی» و «نظام اقتصاد اسلامی» تفکیک قائل می شوند. از نظر این افراد، «نظام اقتصادی اسلامی» پیاده شده قواعد و راهکارهای مورد توجه «مکتب اقتصادی اسلام» در واقعیت موجود است.
اقتصاد اسلامی بر خلاف اقتصاد غربی، بر قناعت و پرهیز از مصرف گرایی تاکید دارد. اقتصاد غربی، نیازهای انسان را نامحدود و منابع و امکانات جهان را محدود می داند؛ در حالی که در اسلام، منابع و امکانات، نامحدود معرفی شده اند: «وَاِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا(۴)؛ و اگر بخواهید نعمت های خداوند را در شمار بیاورید، نمی توانید نعمت های خداوند را به حد و حصری محدود کنید».
اسلام، مسئله اقتصاد را (بر اساس اصالت انسان) به عنوان جزئی از مجموعه قوانین خود که تنها می تواند قسمتی از حیات انسانی را تنظیم کند، مورد توجه قرار داده و رفع مشکلات اقتصادی را در اصلاح مبانی عقیدتی و اخلاقی مردم می داند (اقتصاد در مکتب اسلام(۵)).
«وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الاْرْضِ(۶)؛ و اگر مردم ایمان آورده و پرهیزگار بودند، ما درهای برکات زمین و آسمان را بر آن ها گشوده بودیم».
اسلام، اقتصاد را راهی برای رسیدن به اهداف عالیه بشر می داند و به همین دلیل نگرش سوسیالیستی یا سرمایه داری که اقتصاد را مبنا قرار داده، رد می کند.

۱- ۲. اهمیت و ضرورت اقتصاد در اسلام

اهمیت و ضرورت اقتصاد، زمانی روشن می شود که ارزش و اهمیت اقتصاد در جامعه روشن شود. مهم ترین عاملی که جامعه انسانی را پایدار می کند، اقتصاد جامعه است که خداوند آن را مایه قوام جامعه قرار داده است.
نقش ثروت در زندگی فردی و اجتماعی، همچون نقش آب در زندگی جانداران است؛ یعنی همچنانکه زندگی جانداران بدون آب ممکن نیست و حیات همه موجودات زنده به آن بسته است، در زندگی فردی و اجتماعی نیز حیات افراد به مال و ثروت بستگی دارد و بدون آن، ادامه حیات ممکن نیست. همچنین چنانچه جریان یافتن خون در بدن، موجب حیات همه بافت­های بدن شده و جسم انسان را شاداب نگه می دارد، جریان داشتن پول، ثروت و مواهب طبیعی در رگ­های اجتماع هم موجب زنده ماندن همه طبقات اجتماع و شاداب ماندن جامعه انسانی می شود. به همین جهت خداوند در قرآن کریم، ثروت را عامل پایایی و قیام فرد و جامعه می داند.(۷)
در واقع یکی از عناصر و اجزای جامعه که به شکل مستقیم سکان هدایت جامعه را به دست می گیرد، اقتصاد آن کشور است و هرگونه قدم برداشتن برای اصلاح و بهبود آن می­تواند به رفاه حال عمومی، تعالی دیگر بخش­های جامعه و در نهایت اعتلای نظام و کشور کمک کند.
در نظام اقتصاد اسلامی، تامین رفاه عمومی و زدودن فقر از جامعه و همچنین رسیدن به اقتدار و استقلال اقتصادی، مستلزم داشتن اقتصادی شکوفا و در حال رشد است.
از برخی آیات قرآن کریم، لزوم استقلال و شکوفایی اقتصاد را در می یابیم که آیه ۱۴۱ سوره نساء یکی از آن ها است:
«وَ لَن یجْعَلَ اللّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُوْمِنِینَ سَبِیلاً؛ و خداوند هرگز بر [زیانِ ] مومنان، برای کافران راه [تسلطی ] قرار نداده است».
غالب فقهای بزرگ اسلام، برای نفی هرگونه سلطه کافران بر مسلمانان به این آیه استناد کرده و مفاد آن را محکم دانسته­اند. در واقع بر اساس این آیه، مسلمانان باید هر عملی را که منتهی به سلطه کفار می شود، نامشروع دانسته و تلاش خود را به کار ببندند تا از تسلط کفار بر خود جلوگیری کنند. اما متاسفانه در دوران حاضر، به دلیل عمل نکردن مسلمانان به مقتضای ایمان و مهجور گذاشتن قرآن کریم، بیگانگان توانسته اند از نظر مسائل اقتصادی بر مسلمانان سلطه پیدا کنند. در حالی که مومنان وظیفه دارند خود را از وابستگی ها از جمله وابستگی های اقتصادی که منجر به تسلط بیگانگان می شود، رها سازند.
در آیه دیگری می خوانیم:
«وَلاتَهِنُوا وَ لاتَحْزَنُوا وَ اَنْتُمُ الْاَعْلَوْنَ اِنْ کنْتُمْ مُوْمِنِین؛ اگر مومن هستید، سستی نکنید و غمگین نشوید که شما برترید(۸)».
از این آیه مشخص می شود که یکی از لوازم ایمان، بی نیازی اقتصادی از کفار و خودکفایی مسلمانان است؛ زیرا نیاز، همواره با ذلت و اسارت همراه است و امتی که بخواهد عزیز و سربلند باشد، باید خود را از یوغ کفار آزاد کند.
در آیه ۲۹ فتح نیز می خوانیم:
«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ اَشِدَّاءُ عَلَی الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی وُجُوهِهِمْ مِنْ اَثَرِ السُّجُودِ ذلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْراهِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْاِنْجیلِ کَزَرْعٍ اَخْرَجَ شَطْاَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوی عَلی سُوقِهِ یعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیغیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَ اَجْراً عَظیماً؛ محمد(ص) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربان هستند. پیوسته آن ها را در حال رکوع و سجود می­بینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را می­طلبند. نشانه آن ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است. این توصیف آنان در تورات و انجیل است. همانند زراعتی که جوانه­های خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شود و بر پای خود بایستد و به قدری رشد و نمو کرده که زارعان را به شگفتی وا می دارد. این برای آن است که کافران را به خشم آورد (ولی) کسانی از آن ها را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده­اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است».
در این­ آیه مبارکه در توصیف امت اسلام با جمله «فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوی عَلی سُوقِهِ» مواجه می شویم. مسلماً تا چنین هدفی در عملیات اقتصادی منظور نشود و مسلمانان خود را از دنباله روی کردن خلاص نکنند، نه تنها پیوسته در اقتصاد شکست می خورند، بلکه در اخلاق و فرهنگ که منشا هرگونه شکست مادی و معنوی دیگر است هم شاهد سقوط قطعی خود خواهند بود. از این رو مسلمانان باید اقتصادی خودکفا و غیر متکی به غیر داشته باشند(۹). در سوره انفال می خوانیم:
«وَ اَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَ مِنْ رِباطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَ عَدُوَّکُمْ وَ آخَرینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یعْلَمُهُمْ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَی ءٍ فی سَبیلِ اللَّهِ یوَفَّ اِلَیکُمْ وَ اَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ؛ هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آن ها [دشمنان] آماده سازید! و (همچنین) اسب های ورزیده (برای میدان نبرد)، تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید! و (همچنین) گروه دیگری غیر از این ها را که شما نمی­شناسید و خدا آن ها را می­شناسد! و هر چه در راه خدا (و تقویت بنیه دفاعی اسلام) انفاق کنید، به طور کامل به شما بازگردانده می شود و به شما ستم نخواهد شد!(۱۰)».
کلمه «قوه» چه کلمه کوچک و پرمعنایی است؛ نه تنها وسایل جنگی ­و سلاح های مدرن هر عصری را در بر می گیرد، بلکه شامل همه نیروها و قدرت های مادی و معنوی است که باعث پیروزی بر دشمن خواهد شد.(۱۱)
به همین دلیل نباید از قدرت های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... که در مفهوم «قوه» می گنجد و نقش موثری در پیروزی بر دشمن دارد، غافل شد.
بنابراین نیروی اقتصادی برای رویارویی با دشمن از اهمیت بسزایی برخوردار است؛ به خصوص در جنگ­های امروز که قدرت اقتصادی یکی از طرفین درگیر جنگ، در سرنوشت آن جنگ، تاثیر بسیار مهمی دارد.
یکی از راه­های به دست آوردن اقتدار و رشد و شکوفایی استقلال اقتصادی، مقاوم کردن و قوام بخشی به استقلال اقتصادی است. از همین جا ضرورت بحث اقتصاد اسلامی به خوبی روشن می­شود.

۲. اقتصاد اسلامی تنها راه مقابله با تحریم ها و مفاسد اقتصادی

۲ -۱. تحریم های اقتصادی

تحریم های اقتصادی در طول قرن ها، همواره جزیی از مهارت های دیپلماتیک بوده است. در واقع دولت ها از تحریم به عنوان یک استراتژی برای برپا کردن جنگ اقتصادی در جریان خصومت های عصر نوین، استفاده می کنند. این تحریم ها گاهی به صورت اقدامات اتخاذ شده قهری سیاست خارجی به جای جنگ مورد استفاده قرار می گیرد و گاهی ابزار چند جانبه دیپلماسی بازدارنده است. استراتژی برای جرقه زدن تغییرات سیاسی و اجتماعی در کشور هدف یا حتی مقدمه­ای بر جنگ، از دیگر اهداف سیاست های مبتنی بر تحریم است. در جهان، برتری تحریم اقتصادی پس از جنگ سرد، به طور چشم گیری افزایش یافته و در شرایط گوناگون به کار گرفته می شود.(۱۲)
جمهوری اسلامی ایران از بدو پیروزی به دلیل اهداف و آرمان­های الهی خود، مورد دشمنی کشور های بزرگ قرار گرفت و از همان ابتدا بدخواهان انقلاب با تنظیم توطئه­هایی مانند تحریم­های اقتصادی، قطع روابط سیاسی با ایران، مسدود کردن اموال و دارایی­های ایران در بانک­های خارج از کشور و...، تمام عزم شیطانی خود را جزم کردند تا مسیر انقلاب را به انحطاط بکشانند. اما برخلاف خواست آن ها، این انقلاب پس از گذشت ۳۷ سال با قدرت هر چه تمام­تر به پیش می­رود. از این رو برای عبور از این موانع، راهی به جز یک انقلاب اقتصادی و فرهنگی در کشور نیست. ایجاد یک انقلاب اقتصادی که هم موانع را خنثی کند و هم شکوفایی مادی و معنوی ایران را رقم بزند، نیاز به یک حماسه اقتصادی دارد.(۱۳)
رهبر معظم انقلاب اسلامی، حماسه اقتصادی را، راه حلی برای اقتصاد امروز کشور اسلامی می­داند که این مسئله می­تواند سرآغاز این انقلاب اقتصادی و فرهنگی در کشور باشد.

۲-۲. مفاسد اقتصادی

فساد اقتصادی، پدیده ای شوم است که از دیر زمان در تمام حکومت­ها وجود دارد و از جمله آسیب­های اجتماعی است که از آن زمان، اذهان جوامع بشری را به خود مشغول داشته است.
فساد به رشوه، تقلب، پرداخت­های غیر قانونی، خرید آرا، سوءاستفاده از قدرت، عهدشکنی، اختلاس و... اطلاق می­شود.
با شکل گیری انقلاب اسلامی که از اهداف مهم و اساسی آن، ریشه کن کردن فساد در تمامی ابعاد نظام های اجتماعی بود، مقابله با فساد اقتصادی به صورت جدی در قوانین و رهنمود های امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری تبلور یافت. به عنوان نمونه رهبر معظم انقلاب در فرازی از صحبت های خود در مورد پیامدهای فساد اقتصادی می فرماید:
«امروز یکی از مهم­ترین مسائل ما، مبارزه با فساد است. این را باید همه مسئولان کشور بفهمند. فساد یعنی چه؟».
فساد یعنی اینکه کسانی با زرنگی، با قانون دانی، با زبان چرب و نرم و با چهره حق به جانب، به جان بیت­المال این ملت بیفتند و کیسه­های خود را پر کنند.
این کار چند ضرر دارد:
اول اینکه خزانه این کشور که باید صرف مردم شود، صرف ساختن ­پل، راه، سد، آب­رسانی و آباد کردن روستاها و سامان دادن به زندگی مردم شود، به جیب یک نفر یا یک جمع خاص می رود. وقتی شما می­بینید یک نفر در طول مدت ۳، ۴ سال، ده­ها میلیارد تومان از پول بیت­المال را در صندوق شخصی خود نگه می دارد، معنایش چیست؟ معنایش این است که آن پولی که با آن می­شد مثلاً هزار روستا را آباد کرد که مردم از زندگی لذت ببرند و مزه فقر را نچشند، یک نفر با زرنگی، با زبان چرب و نرم و با استفاده از کمک افراد غافل، همه این پول را به چنگ آورده است. بنابراین اولین ضرر این است که بیت­المال خالی می­شود و پول مردم به جیب یک شخص طماع، حریص، خودخواه و زیاده طلب می­رود.
ضرر دوم این است که کسانی که می­خواهند با پول خود در کشور به فعالیت اقتصادی بپردازند، وقتی می بینند از راه های نامشروع می­شود این همه ثروت به دست آورد، آن ها هم تشویق می­شوند با کار نامشروع به ثروت دست پیدا کنند.
ضرر سوم این است که آدم فاسد وقتی بخواهد از بیت­المال مسلمانان استفاده کند، مجبور است به مدیران و مسئولان رشوه بدهد. هر کسی هم نمی­تواند در مقابل رشوه مقاومت کند. بعضی افراد مقاومت می­کنند و بعضی هم دانسته یا ندانسته تسلیم می­شوند.
ضرر چهارم این ­است که وقتی پول و لقمه حرام در بین مردم و نخبگان و زبدگان رایج شد، گناه رایج می شود؛ «امرنا مترفیها ففسقوا فیها».(۱۴)
ضرر پنجم هم این است که وقتی مدیران و مردم فاسد شوند، به پایگاه دشمن خارجی تبدیل خواهند شد. دشمن خارجی برای اهداف سیاسی خود در کشور، به خوبی از ظرفیت آدم­های فاسد استفاده می­کند.(۱۵)
همان­طور که در بیانات معظم­له ملاحظه می­شود، فساد اقتصادی عارضه ای چند بعدی است که پیامدهای آن به لحاظ اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، بسیار سنگین و گاه غیر قابل جبران است.
فساد، ناکارآیی و اتلاف، توان دولت ها را در استفاده کارا از منابع محدود، به تحلیل می­برد. به گفته رئیس کمیته احتساب عمومی در مجلس ملی پاکستان، قسمت اعظم بودجه توسعه، حیف و میل می شود. ساختمان های معیوبی که چند سال پس از احداث، فرو می­ریزند، جاده­هایی که با کمترین باد و باران، از بین می روند، ماشین آلات وارداتی راه­آهن که بدون استفاده به قراضه تبدیل می­شوند، وارداتی که پیش از رسیدن به خاک پاکستان در راه فروخته می­شود و وام­های کلانی که از سوی بانک ملی به افراد بانفوذ داده شده، اما از دفاتر حذف می­شود،(۱۶) از جمله مواردی است که او به آن ها استناد می کند. از این رو مبارزه با این پدیده ها، یکی از مصادیق بارز اقامه قسط به حساب می آید.
پویایی اقتصادی و ارتقای بهره وری، تنها در شرایط مناسب اقتصادی و حذف ویژه­خواری­ها و رانت­خواری ها امکان پذیر خواهد بود. وجود این آفات در عرصه اقتصادی و سیاسی کشور، سبب می شود که تلاشگران عرصه های اقتصادی و صنعتی به جای «اهتمام» به فعالیت­های صحیح اقتصادی، به فعالیت­ها و روابط ناسالم که معمولاً درآمد بالاتری دارند، گرایش یابند.
این در حالی است که با اقتصاد اسلامی، تولید افزایش پیدا کرده، توزیع ثروت و برخوردهای اجتماعی به عدالت نزدیک­تر می­شود، مدیریت بسیاری از فعالیت­های اقتصادی کلان به دست مردم سپرده شده و عملاً سوءاستفاده­های اقتصادی مدیران دولتی و رانت خواری­ها کاهش می­یابد.
در واقع اقتصاد اسلامی، فراخوانی همگانی برای مبارزه با ناهنجاری­های اقتصادی است.

۳. جهاد اقتصادی در منابع دینی

اکنون که به اجمال، اهمیت و ضرورت اقتصاد اسلامی مشخص شد، جا دارد که اهمیت جهاد مالی نیز تبیین شود.

۳ -۱. جهاد مالی لازمه جهاد اقتصادی

جهاد مالی به معنای استفاده از مال و ثروت در راه اعتلای فرد یا جامعه اسلامی با انگیزه الهی است که معمولاً همراه با نوعی مقابله با دشمنان بیرونی مانند مستکبران و طاغوتیان و دشمن درونی ـ نفس اماره ـ است. جهاد مالی به روش متفاوتی قابل انجام است که یکی از آن ها، جهاد اقتصادی است.
واژه جهاد مالی، بارها در قرآن کریم به کار رفته که در موارد متعددی همراه با جهاد جانی ذکر شده است. خداوند در قرآن کریم، مجاهدانی را که از مال و جان خود می گذرند، می ستاید و از آن ها به نیکی یاد می کند:
«اِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الَّذِینَ آوَوْا وَ نَصَرُوا اُولئِک بَعْضُهُمْ اَوْلِیاءُ بَعْضٍ؛ کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جان خود جهاد کرده اند و کسانی که [مهاجران را] پناه داده و یاری کرده اند، آنان یاران یکدیگرند.(۱۷)»
«الَّذِینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجه عِنْدَاللَّه وَ اُولئِک هُمُ الْفائِزُون؛ کسانی که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته اند، نزد خدا مقامی هر چه والاتر دارند و اینان همان رستگارانند».(۱۸)
و حتی گاهی فراتر از تعظیم و تکریم مجاهدان، به همگان دستور می دهد به جهاد با مال و جان خود بپردازند:
«انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالًا وَ جاهِدُوا بِاَمْوالِکمْ وَ اَنْفُسِکمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ذلِکمْ خَیرٌ لَکمْ اِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ؛ سبکبار و گرانبار، بسیج شوید و با مال و جان تان در راه خدا جهاد کنید. اگر بدانید، این برای شما بهتر است».(۱۹)
گاهی نیز خداوند در قرآن کریم از کسانی که تن به خطر نداده و از سر عافیت طلبی در میدان های جهاد جانی و مالی شرکت نکرده­اند، با تعبیر سرزنش آمیز «قاعدان» یاد می­کند و به صراحت از برتری مجاهدان بر قاعدان سخن می گوید:
«لایسْتَوِی الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُوْمِنِین غَیرُ اُولِی الضَّرَر وَ الْمُجاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّه بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ بِاَمْوالِهِمْ وَاَنْفُسِهِمْ عَلَی الْقاعِدِینَ دَرَجه وَ کلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنی وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ عَلَی الْقاعِدِینَ اَجْراً عَظِیماً، دَرَجاتٍ مِنْه ؛ مومنان خانه نشین که زیان ندیده اند با آن مجاهدانی که با مال و جان خود در راه خدا جهاد می کنند، یکسان نیستند. خداوند، کسانی را که با مال و جان خود جهاد می کنند، به درجه ای بر خانه نشینان مزیت بخشیده و همه را وعده [پاداش ] نیکو داده، و [لی ] مجاهدان را بر خانه نشینان به پاداشی بزرگ، برتری بخشیده است».(۲۰)
و نیز به قاعدان وعده آتش دوزخ نیز می­دهد:
«فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلَافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ کرِهُوا اَنْ یجَاهِدُوا بِاَمْوَالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ قَالُوا لَاتَنْفِرُوا فِی الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ اَشَدُّ حَرًّا لَوْ کانُوا یفْقَهُونَ؛ آنان که در خانه نشسته و از همراهی با رسول خدا(ص) سر باز زدند، خوشحالند. جهاد با مال و جان خویش را در راه خدا، ناخوش شمردند و گفتند: در هوای گرم به جنگ نروید. اگر می فهمند بگو: گرمای آتش جهنم بیشتراست».(۲۱)
شان نزول این آیه در مورد جنگ تبوک و منافقانی است که به بهانه گرمی هوا از دستور پیامبر اکرم(ص) سرپیچی کرده و در جهاد شرکت نکردند. این آیه، سه نشانه برای منافقان ذکر کرده است:
الف: از نرفتن به جبهه، نه تنها پشیمان نیستند، بلکه خوشحالند.
ب: جهاد با مال و جان برایشان سنگین است.
ج: دیگران را از شرکت در جهاد منع می کنند.
طبق آیات گذشته، منافقان مانع کمک مالی دیگران می شدند، مطابق این آیه نیز از حضور در جبهه، سر باز زده و دیگران را هم دلسرد می کنند.(۲۲)
خداوند در قرآن و در آنجا که جهاد مالی را هم ردیف جهاد جانی قرار داده، به اصل دیگری نیز اشاره دارد و آن اینکه چنین عملی از مومنی مجاهد سر می زند که خود را برای فداکاری و مردن در راه خدا آماده کرده است. معلوم است که در این میان، افرادی که پیوسته در صدد دست یافتن به زندگی پرنعمت و بهره مند شدن از لذت های فراوان زندگی هستند، از این جهاد بی بهره اند.(۲۳)
و به تعبیر قرآن: «وَ لَتَجِدَنَّهُمْ اَحْرَصَ النَّاسِ عَلی حَیاه؛ آنان را آزمندترین مردمان به زندگی (عاشق زندگی) می بینی».(۲۴)
در آیه دیگری، جهاد مالی از جمله ویژگی­های پیامبر اکرم(ص) معرفی شده که مومنان راستین در این جهاد ایشان را همراهی می­کنند:
«لکنِ الرَّسُولُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ جاهَدُوا بِاَمْوالِهِمْ وَ اَنْفُسِهِم وَاُولئِک لَهُمُ الْخَیراتُ وَ اُولئِک هُمُ الْمُفْلِحُون؛ ولی پیامبر و کسانی که به او ایمان آورده اند، با مال و جان خود در راه خدا جهاد کرده اند. نیکی ها از آنٍ آن هاست و آن ها هستند که رستگار می شوند».(۲۵)
همان طور که ملاحظه می کنید، در آیات ذکر شده، جهاد مالی قبل از جهاد جانی مطرح شده است. اگر چه این تقدم، نشانه برتری مطلق جهاد مالی به جهاد جانی نیست، اما به طور نسبی نوعی تقدم و برتری این نوع جهاد را گوشزد می­کند. شاید بتوان دلیل این تقدم نسبی را در این نکته دانست که جهاد در صحنه های نظامی و درگیری های خونین، وابسته به انجام جهاد مالی است و جهاد نظامی بدون قدرت اقتصادی و پشتوانه مالی، شکننده و آسیب پذیر است. ملتی به اقتدار کامل دست خواهد یافت که در هر دو عرصه فداکاری جانی و مالی، با قدرت نظامی و اقتصادی پیشتاز و شکیبا باشد.
تمجید قرآن از مجاهدت مالی، به آیاتی که کلمه جهاد مالی در آن ها به کار رفته، محدود نمی­شود. در آیات دیگری نیز تلاش اقتصادی در کنار جهاد فی­سبیل ­الله به کار رفته و ذکر این دو در ردیف هم، اهمیت جهاد و مقاومت اقتصادی را به مسلمانان گوشزد می­کند. از جمله این آیات، آیه بیستم سوره مزمل است: «... وَ آخَرُونَ یضْرِبُونَ فِی الْاَرْضِ یبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ یقاتِلُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ...؛ [عده ای ] دیگر در زمین سفر می کنند [و] در پی روزی خدا هستند و [گروهی ] دیگر در راه خدا پیکار می کنند».
نکات یاد شده، برخی از مفسران را برآن داشته که جهاد اقتصادی را بخشی از جهاد با دشمن بدانند.
در آیه بالا چنانچه خواندیم، تلاش برای زندگی در کنار «جهاد فی سبیل اللَّه» آمده و این نشان می دهد اسلام برای این موضوع اهمیت زیادی قائل است؛ چرا که در غیر این صورت و در حالی که ملتی فقیر و گرسنه و محتاج به بیگانه باشد، هرگز به استقلال و عظمت و سربلندی نخواهد رسید و به همین دلیل است که گفته می شود «جهاد اقتصادی» بخشی از «جهاد با دشمن» است.(۲۶)
نتیجه آنکه در اهمیت جهاد و پیشرفت اقتصادی از دیدگاه قرآن کریم می توان گفت در موارد بسیاری، جهاد و تلاش اقتصادی همراه جهاد جانی بدون پشتوانه مالی ناقص بوده و به اهداف مطلوب خود نمی­رسد.
انجام جهاد و تلاش اقتصادی از ویژگی­های پیامبر اکرم(ص) و مومنان است و مجاهدان اقتصادی بر قاعدان اقتصادی برتری و رجحان دارند؛ (فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِینَ عَلَی الْقاعِدِینَ).
مجاهدان اقتصادی مقامی والا در نزد خداوند دارند؛ (اَعْظَمُ دَرَجه عِنْدَاللَّه).
جهاد و تلاش اقتصادی موجب خیر (لَهُمُ الْخَیراتُ) و رستگاری (هُمُ الْفائِزُون) و پاداش فراوان (اَجْراً عَظِیماً) برای مومنان است و مجاهدان اقتصادی، در ادعای ایمان و مجاهدت خود صادق و راستگو هستند (اولئک هم الصادقون).
البته ناگفته پیداست که جهاد اقتصادی در صورتی دارای ارزش­های پیش گفته است که در راه خدا و با انگیزه الهی (فی ­سَبیلِ ­اللَّهِ) باشد.
با توجه به اهمیت جهاد و تلاش اقتصادی است که قرآن ماموریت انسان را در بعد مادی زندگی، عمارت و آبادانی زمین و در بعد معنوی، عبادت و عبودیت دانسته و انسان را به انجام این مهم تشویق کرده است. در آیه ۶۱ سوره هود می­خوانیم:
«وَاِلَی ثَمُودَ اَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ یا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکم مِّنْ اِلَهٍ غَیرُهُ هُوَ اَنشَاَکم­ مِّنَ ­الاَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکمْ فِیهَا؛ و بر قوم ثمود، برادرشان صالح را فرستادیم. گفت: ای قوم من، خدای یکتا را بپرستید. شما را جز او خدایی نیست. اوست که شما را از زمین پدید آورده و آبادی آن را به شما واگذاشته است».

نظرات کاربران درباره کتاب الزامات و مبانی اقتصاد اسلامی در قرآن کریم