فیدیبو نماینده قانونی انتشارات صابرین و بیش از ۶۰۰ ناشر دیگر برای عرضه کتاب الکترونیک و صوتی است .
کتاب حرف‌هایت را به خدا بگو

کتاب حرف‌هایت را به خدا بگو

نسخه الکترونیک کتاب حرف‌هایت را به خدا بگو به همراه هزاران کتاب دیگر از طریق فیدیبو به صورت کاملا قانونی در دسترس است.


فقط قابل استفاده در اپلیکیشن‌های iOS | Android | Windows فیدیبو

با کد تخفیف fdb40 این کتاب را در اولین خریدتان با ۴۰٪ تخفیف یعنی ۳,۰۰۰ تومان دریافت کنید!

درباره کتاب حرف‌هایت را به خدا بگو

اگر این کتاب را برای یک کودک انتخاب کرده‌اید، حتماً می‌دانید دعا کردن چقدر در زمان‌های سختی به انسان کمک کرده و به او آرامش می‌دهد؛ پس می‌خواهید کودک هم به چنین تسلی خاطری برسد. مشکل‌ترین قسمتِ به قلم آوردن این کتاب برای من، نوشتن دعاهای «عمومی» به‌جای دعاهای «خاص» بود. زیرا دعاهای خاص و منحصر به یک موقعیت مشخص، بیشتر با سبک من و البته نیاز کودکان همخوانی دارند. به همین دلیل امیدوارم این کتاب را یک سرآغاز برای دعا کردن محسوب کنید و از کودک بخواهید هرجا لازم بود متن دعا را اختصاصی‌تر کند. هدف اصلی کتاب این است که به کودکان نشان دهد خدا در نزدیکی ماست و می‌توانیم با لحن و زبانی که دوست داریم با او حرف بزنیم. البته دعاهای سنتی و مذهبی هم جایگاه مهم خود را دارند، اما در این کتاب گنجانده نشده‌اند. اجازه بدهید دعاهای سنتی و خاص خانوادگی یا اجتماعی‌تان مسیر اصلی را شکل بدهند.

ادامه...

بخشی از کتاب حرف‌هایت را به خدا بگو

شما به آخر نمونه کتاب رسیده‌اید، برای خواندن نسخه کامل، کتاب الکترونیک را خریداری نمایید و سپس با نصب اپلیکیشن فیدیبو آن را مطالعه کنید:

من عصبانی هستم

خدای عزیزم! می دانم که تو مرا دوست داری و می خواهی احساس آرامش داشته باشم، نه عصبانیت. اما من الآن خیلی عصبانی هستم و حسی را که از آن پیدا می کنم، دوست ندارم. دلم می خواهد داد بکشم، گریه کنم یا چیزی را پرتاب کنم.
خدای عزیز! لطفاً کمک کن وقتی عصبانی هستم کسی را کتک نزنم یا به او آسیب نرسانم. به من کمک کن بفهمم حتی زمانی هم که خشمگین هستم می توانم تصمیم های درستی بگیرم.



ناراحت بودن را دوست ندارم

امروز خیلی ناراحتم. دلم می خواهد گریه کنم. درمورد همه چیز حس بدی دارم و حتی دلم و سرم هم درد گرفته است.
خدای عزیزم! به من کمک کن بفهمم چه چیزی من را غمگین کرده است. به من کمک کن اتفاقات خوب امروز را به یاد بیاورم. بگذار کاری را پیدا کنم که با انجام دادن آن، دیگر این قدر احساس ناراحتی نداشته باشم.
کمکم کن دربار ه احساسی که دارم با یک نفر حرف بزنم. می دانم اگر این غم را مثل یک راز در دلم نگه ندارم، احساس بهتری خواهم داشت.



کمک کن، من می ترسم

خدای عزیز! من می ترسم. از حسی که موقع ترسیدن دارم خوشم نمی آید. احساس تنهایی می کنم. می دانم تو دوست من هستی و دوستم داری؛ اما الآن نیاز دارم کسی را ببینم که کمکم کند.
مامان و بابا همیشه می گویند چیزی برای ترسیدن وجود ندارد؛ اما من مثل آن ها بزرگ و قوی نیستم. لطفاً کمکم کن شجاع باشم و تا آن زمان کنارم بمان.



سخنی با والدین و مربیان

اگر این کتاب را برای یک کودک انتخاب کرده اید، حتماً می دانید دعا کردن چقدر در زمان های سختی به انسان کمک کرده و به او آرامش می دهد؛ پس می خواهید کودک هم به چنین تسلی خاطری برسد.
مشکل ترین قسمتِ به قلم آوردن این کتاب برای من، نوشتن دعاهای «عمومی» به جای دعاهای «خاص» بود. زیرا دعاهای خاص و منحصر به یک موقعیت مشخص، بیشتر با سبک من و البته نیاز کودکان همخوانی دارند. به همین دلیل امیدوارم این کتاب را یک سرآغاز برای دعا کردن محسوب کنید و از کودک بخواهید هرجا لازم بود متن دعا را اختصاصی تر کند. هدف اصلی کتاب این است که به کودکان نشان دهد خدا در نزدیکی ماست و می توانیم با لحن و زبانی که دوست داریم با او حرف بزنیم.
البته دعاهای سنتی و مذهبی هم جایگاه مهم خود را دارند، اما در این کتاب گنجانده نشده اند. اجازه بدهید دعاهای سنتی و خاص خانوادگی یا اجتماعی تان مسیر اصلی را شکل بدهند.
برای شکل دادن به این مسیر اصلی، لازم است بزرگسالان برای کودکان «الگوی دعا کردن» باشند. کودکان برای آنکه از صمیم قلب باور کنند دعا کردن موثر است، نیاز دارند افراد مهم زندگی شان را درحال دعا کردن ببینند و صدای آن ها را بشنوند. یادم می آید زمانی که بچه بودم از اینکه پدربزرگم مرده بود بسیار غمگین شده بودم. از خدا خواستم برایم نشانه ای بفرستد که بدانم حال پدربزرگم در بهشت خوب است. ازآنجایی که بچه بودم، دعا کردم این نشانه یک دوچرخه باشد! مادرم بعداً تعریف کرد زمانی که آن شب به من نگاه کرده بود، من را درحالی دیده بود که با یک لبخند روی صورتم به خواب رفته بودم. اصلاً یادم نمی آید راجع به آن دعا به والدینم حرفی زدم یا نه، اما یک ماه بعد و در روز تولدم یک دوچرخ ه قرمز هدیه گرفتم! البته آن دوچرخه نو نبود اما برای من اهمیتی نداشت. خدا نشانه ای را که می خواستم، فرستاده بود و من دیگر نگران پدربزرگ نبودم.
امیدوارم این کتاب به شما کمک کند ایمان خود و عشق خدا را با کودک شریک شوید. هنگامی که اعتقاد قلبی خود را به کودک نشان می دهید، شاهد ایمان پاک و معصومان ه او خواهید بود. سپس هر دوی شما با باوری قوی تر و مصمم تر به زندگی ایمانی خود ادامه خواهید داد.

ـ مایکلین ماندی

غم از دست دادن کسی که دوست داری

خدای نازنینم! مادربزرگم از این دنیا رفت. دلم برای وقتی که بغلم می کرد تنگ شده است. خیلی ناراحتم. مامان و بابا هم غمگین هستند. مادربزرگ همیشه با همه مهربان بود، من نمی فهمم چرا باید می مرد.
مادربزرگ پیش توست؟ آیا حالش خوب است؟ می توانم همان طور که با تو حرف می زنم با او هم صحبت کنم؟
مادربزرگ من! دلم برایت تنگ شده است و تمام روزهای شادی را که کنار هم داشتیم به یاد می آورم. تو من را خوشحال می کردی و من برای همیشه دوستت دارم.



درخواست برای داشتن چیزی

تولدم نزدیک است. من هدیه گرفتن را دوست دارم و امیدوارم هدیه های زیادی بگیرم. از همه بیشتر دوست دارم این چیز خاص (خودت بگو چه چیزی) را کادو بگیرم. ممکن است تو در گوش مامان و بابا زمزمه کنی که این هدیه را برای تولدم بگیرند؟ باور کن آدم حریصی نیستم ولی دلم می خواهد این کادو را داشته باشم.
اگر هم این هدیه را نگرفتم، لطفاً کمکم کن بفهمم که حتماً دلیل خوبی وجود دارد. به نظرت می توانم با جمع کردن پول توجیبی هایم آن را بخرم؟ اما خب اگر غافلگیر شوم بیشتر خوش می گذرد. متشکرم.



نظرات کاربران درباره کتاب حرف‌هایت را به خدا بگو